انتشار پژوهش «تنش های امریکا و ناتو با روسیه در دریای سیاه (با تاکید بر رویکرد رسانه ای)»
پژوهش تنش های امریکا و ناتو با روسیه در دریای سیاه (با تاکید بر رویکرد رسانه ای) در آبان ماه 1399 توسط واحد پژوهش های کاربردی معاونت برون مرزی صدا و سیما منتشر شد.
پژوهش «تنش های امریکا و ناتو با روسیه در دریای سیاه» به اهتمام واحد پژوهش های کاربردی و توسط آسیه مهرورز، نگاشته شده و حسن بهشتی پور نظارت علمی آن را بر عهده داشته اند.
اهمیت ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک دریای سیاه؛ تحول در راهبردها و رویکردهای ناتو در دریای سیاه؛ راهبردها و رویکردهای روسیه در برابر ناتو؛ رویکرد ناتو و روسیه در پیوستن کریمه به روسیه؛ اهداف، منافع و رویکرد بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای در دریای سیاه؛ ابعاد و مصادیق تنش های روسیه، ناتو و امریکا در دریای سیاه؛ کنوانسیون مونتروکس و مصادیق به چالش کشیدن آن؛ موضع روسیه و ترکیه درباره کنوانسیون مونتروکس؛ تنشهای امریکا و ناتو با روسیه در دریای سیاه از دیدگاه اندیشکدهها و صاحبنظران به همراه ارایه راهکارهای رسانه ای از جمله ارکان اصلی این پژوهش است. در تدوین این پژوهش از نظرات چندین نفر از صاحبنظران موضوع در قالب مصاحبه بهره برداری شده است .
در بخشی از این پژوهش می خوانیم :
حوزه دریای سیاه در سالهای اخیر به کانون مناقشه میان قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل شده است. به گونه ای که گرایش کشورهای منطقه برای ورود به نهادهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی غرب در پی فروپاشی شوروی و افول قدرت روسیه در کنار بحران های قومی- هویتی و گاه تجزیه طلبانه در برخی از کشورهای منطقه موجب گردید تا بازیگران قدرتمندِ بین المللی با ایجاد سازوکاهای مختلف، از فرصتها و تهدیدات ظهور یافته در منطقه برای بیشینه سازی منافع استراتژیک خود در این پهنه آبی مهم استفاده کنند. در دوران پرفراز و نشیب جنگ سرد همواره تعادل شکننده ای در دریای سیاه میان امریکا و شوروی سابق جاری بود. پس از فروپاشی شوروی در سال 1991، دریای سیاه طی یک دهه از مرکز ثقل سیاستگذاریهای امریکا خارج شد و این کشور عمده توجهات خود را به غرب آسیا معطوف ساخت.
امریکا با رویکرد حمایت از اصلاحات ساختاری در غرب آسیا، ادعای مبارزه با تروریسم، حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و ادعای تامین امنیت جریان آزاد انرژی از منطقه، به سطح رو به رشدی از تعامل با روسیه رضایت داد. دعوت ناتو به رهبری امریکا از روسیه برای پیوستن به مدلی از همکاری ها همچون شورای همکاری آتلانتیک1991، برنامه مشارکت برای صلح ناتو و روسیه1994 و بالاخره تاسیس شورای ناتو- روسیه نشان داد که دو طرف ظاهرا در صدد ایجاد چارچوبی موثر از همکاريهای مشترك در زمینه هاي مختلف امنیتی به ویژه در فرایند مبارزه با تروریسم و جنایات سازمان یافته برآمده اند. با این حال و به رغم کاهش حوزه نفوذ روسیه در کشورهای خارج نزدیک پس از فروپاشی شوروی سابق، روسها هیچگاه از پویش های امنیتی و اقتصادی مختلف پیرامون خود که با هدف مهار مسکو در حال شکل گیری بود، غافل نماندند. به گونه ای که حد فاصل سالهای 2003 (انقلاب رنگی گرجستان) تا 2014 (بحران اوکراین) را میتوان اوج مناقشه روسیه با ناتو و امریکا ارزیابی کرد.
وقایع سال 2014 و الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه اوضاع امنیتی در دریای سیاه را به طرز چشمگیری متشنج کرد. به گونه ای که این رویداد تأثیر مخربی بر روابط روسیه با پنج کشور ساحلی دریای سیاه گذاشته و در عین حال منجر به رویارویی روسیه با ناتو شده است. روسیه گسترش ناتو به سمت شرق و تمرینات نظامی مداوم میان اعضای ناتو و کشورهای حاشیه دریای سیاه را تهدیدی برای امنیت خود تلقی میکند و می کوشد با تقویت حضور نظامی دریای سیاه به این رویکرد ناتو در جذب کشورهای منطقه واکنش نشان دهد. تحرکات غرب در حمایت از کشورهای اقمار سابق روسیه در منطقه، نظیر حمایت از انقلابهای رنگین در گرجستان 2003 و اوکراین 2004 و عضویت کشورهای شرق اروپا در ناتو در سال 2004 و حضور نظامی در کشورهای لهستان، رومانی و اوکراین، موجب شد تا روسیه حضور نظامی خود را در دریای سیاه افزایش دهد. بدین منظور، مسکو چند اقدام اساسی را در چارچوب این قدرت نمایی بکار بست که از آن جمله میتوان به حمایت مسکو از اعلام استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا در سال 2008 میلادی و الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه در پی اعلام نتیجه همه پرسی قانونی مردم کریمه در 16 مارس 2014 اشاره کرد. روسیه همچنین با استقرار موشکهای راهبردی S300 و S400، واحدهای دفاع ساحلی و سامانه های ضد موشکی و نیز با اجرای تدابیر هستهای گام مهمی در بازسازی حضور نظامی خود در دریای سیاه برداشت؛ امری که در عمل زنگ هشدار را برای اعضای ناتو و در راس آنها امریکا به صدا در آورد. و به این ترتیب دور تازه ای از رقابتهای استراتژیک میان ناتو و روسیه در حوزه دریای سیاه طی سالهای اخیر شکل گرفت. در پی ورود ناوشکن های نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۲۰ به آبهای دریای سیاه، ناوگان دریای سیاه روسیه به سرعت عملیات شناسایی و رهگیری این ناو را آغاز کرد. پیش از این نیز با ورود چند باره ناوهای امریکایی به حوزه دریای سیاه، کمیته دفاعی مجلس دومای روسیه، ورود ناوشکن آمریکایی به آبهای دریای سیاه را اقدامی خصمانه و تنش زا از سوی آمریکا تلقی کرده بود. «یورری شویتکین» معاون رییس کمیته دفاعی دومای روسیه در این باره معتقد است "حضور کشتی آمریکایی در دریای سیاه، بیانگر علاقمندی ناسالم آمریکا به ایجاد تنش در نزدیکی مرزهای روسیه است. وی تاکید کرد: آمریکاییها قصد دارند با این رفتار تهاجمی، به ظاهر قدرت و تعهد خود نسبت به دفاع از هم پیمانانشان، از جمله اوکراین و گرجستان را نشان دهند، اما روشن است که ورود این کشتی آمریکایی نه تنها متضمن امنیت نیست، بلکه عامل بی ثباتی و تنش در منطقه است.
مسئله اصلی پژوهش این است که رقابتهای پیدا و پنهان ناتوی تحت رهبری امریکا با روسیه از پتانسیل لازم برای تشدید تنش ها و افزایش نظامی گری در دریای سیاه برخوردار است. چه بسا شکلگیری و تقویت فضای ژئوپولیتیک برای اعضای ناتو و در راس آنها امریکا در دریای سیاه، بمنزله تنگ کردن عرصه نفوذ و تهدید عمق استراتژیک فدراسیون روسیه تلقی می گردد که این موضوع واکنش روسیه را بدنبال داشته است. همچنین در پی درگیری های شرق اوکراین در سال 2014 و متعاقبا الحاق شبه جزیره کریمه به خاک روسیه، اتحادیه اروپا و امریکا به بهانه نقش مسکو در تنشهای داخلی شرق اوکراین به تحریم های اقتصادی ضد مسکو دست زدند. این اقدام اروپا که تاکنون هر سال تمدید میشود در عمل به تنشهای سیاسی میان مسکو با دولتهای اروپایی عضو ناتو و امریکا در حوزه دریای سیاه دامن زد .
در حال حاضر حوزه استراتژیک دریای سیاه به واسطه افزایش رقابت های نظامی و بازدارنده روسیه با اتحادیه ناتو و در راس آن امریکا دوران حساس و پیچیدهای را سپری میکند؛ وضعیتی که از نظررئالیستها به «معمای امنیتی» یا «دوراهی امنیتی" و از منظرسازهانگاری به "برسازی عناصر هویتی " تعبیر میشود. در اين پژوهش برای تبیین موضوع از روش توصيفي -تحليلي استفاده شده است. هدف اصلی پژوهش اینست که بدانیم رقابتهای ناتو- امریکا، و روسیه، چه پیامدهایی در این حوزه ژئوپولیتیک بدنبال داشته است. فرضیه تحقیق نیز موید این نکته است که به نظر می رسد این رقابتها موجب افزایش منازعات منطقهای و نظامیگری شده است. تحقیق در سه بخش شامل رهیافت های نظری، رویکردها، راهبردها و مصادیق تنش میان بازیگران دخیل در رقابت ها و انعکاس دیدگاه اتاقهای فکر غربی و کارشناسان داخلی تدوین شده است.