انتشار پژوهش«آینده فلسطین در چشم انداز معامله قرن»
پژوهش «آینده فلسطین در چشم انداز معامله قرن» (با تاکید بر رویکردهای رسانهای) در اسفند ماه 1397 توسط واحد پژوهش های کاربردی معاونت برون مرزی صدا و سیما منتشر شد.
پژوهش «آینده فلسطین در چشم انداز معامله قرن» به اهتمام واحد پژوهش های کاربردی و توسط جبار شجاعی نگاشته شده است. احمد کاظم زاده کارشناس مسایل غرب آسیا نیز عهده دار نظارت علمی بر این پژوهش بوده است.
جایگاه فلسطین در جهان اسلام؛ طرح های سازش و پیشینه تاریخی معامله قرن؛ طرح های امریکا و رژیم صهیونیستی درباره فلسطین در دوره اوباما و ترامپ؛ ماهیت و ابعاد طرح معامله قرن، علل مطرح شدن طرح معامله قرن (از جمله شکست طرح های پیشین و ضرورت امریکایی برای تأمین امنیت رژیم صهیونیستی، تحوّلات قدرت در عربستان سعودی و خیانت ریاض به آرمان فلسطین، نگرانی محور سازش از پیروزی های محور مقاومت و...)؛ وجوه افتراق و اشتراک طرح معامله قرن با طرح های پیشین؛ نقش آمریکا، عربستان سعودی، مصر و سایر بازیگران منطقه ای در معامله قرن؛ سناریو های محتمل و تهدیدات و فرصت های ناشی از طرح معامله قرن در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی؛ معامله قرن از دیدگاه صاحب نظران داخلی و بین المللی به همراه ارایه پیشنهادات رسانه ای از جمله ارکان اصلی این پژوهش می باشد .
در نگارش این پژوهش علاوه بر نظرات تعدادی از صاحب نظران ایرانی حوزه غرب آسیا، از دیدگاه های تعدادی از کارشناسان عربی نیز از طریق ارسال پرسشنامه بهره برداری شده است .
در ابتدای این پژوهش به بیانات مقام معظم رهبری«مدظله العالی» درباره طرح شیطانی معامله قرن اشاره شده است. معظم له در دیدار با کارگزاران حج در 25 تیر 97 در این خصوص فرمودند :
«این سیاست شیطانی و خبیثی که آمریکا در مورد فلسطین در نظر گرفته است، اسمش را هم گذاشته است «معامله ی قرن». البتّه بدانند که این معامله ی قرنی که آنها فکر کردهاند، به توفیق الهی هرگز تحقّق نخواهد یافت. به کوری چشم دولتمردان آمریکا که دارند خودشان را می کشند برای اینکه در قضیّهی فلسطین یک کاری انجام بدهند، قضیّهی فلسطین از یادها نخواهد رفت و شهر مقدّس بیتالمقدّس پایتخت فلسطین باقی خواهد ماند و قبلهی اوّل مسلمان ها برای مسلمان ها باقی خواهد ماند. این خواب آشفتهای که اینها دیدهاند که خیال می کنند بیتالمقدّس را بگیرند و می گویند هم روی شهر، هم زیر شهر، هم اعماق شهر -شرقش، غربش، همهجایش- باید دست یهود باشد، غلط بیخودی می کنند؛ این اتّفاق نخواهد افتاد و مسلّماً ملّت فلسطین در مقابل این میایستد و ملّت های مسلمان همه پشت سر ملّت فلسطین خواهند ایستاد و به توفیق الهی نمی گذارند این اتّفاق بیفتد. البتّه متأسّفانه بعضی از دولت های اسلامی بر اثر بیاعتقادی به اصل اسلام -چه برسد به مسئلهی فلسطین- پیشمرگ آمریکاییها شدهاند؛ نهفقط دنبالهرو، [بلکه] خودشان را دارند قربان آنها میکنند؛ روی حماقت و جهالت و مطامع و اهواء دنیوی. بعضی از دولت ها -متأسّفانه دولت های عرب- یکچنین وضعی دارند؛ این هم اثری ندارد، این هم فایدهای ندارد، آنها هم ناکام خواهند ماند و به توفیق الهی و به توفیق پروردگار، امّت اسلامی و ملّت مسلمانِ فلسطین بر دشمنان خودشان قطعاً پیروز خواهند شد و خواهند دید آن روزی را که ریشهی رژیم جعلی صهیونیست از سرزمین فلسطین کنده خواهد شد.»
در بخشی از پژوهش «آینده فلسطین در چشم انداز معامله قرن» می خوانیم :
همزمان با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، و با افزایش نفوذ لابی صهیونیسم در ساختار سیاسی آمریکا، تلاش برای امنیت بخشی به رژیم اسرائیل و پایان بخشی به مساله فلسطین در راستای منافع صهیونیست ها، وارد فازی جدید و عملیاتی تر شد. اقدام ترامپ در زیارت دیوار براق و انتقال سفارت آمریکا از تلآویو به قدس از جمله اقداماتی است که تغییر رویکرد آمریکا در ارتباط با مسئله فلسطین با محوریت افزایش حمایت واشنگتن از تجاوز گری رژیم صهیونیستی را نشان می دهد.
ترامپ که از دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری مدعی طرحی نوین برای حل مساله فلسطین است، عنوان پروژه ی شیطانی خود را به دلیل گذشت یک قرن از توافقنامه سایس-پیکو و همینطور صدمین سالگرد اعلامیه استعماری بالفور، «معامله قرن» نامید. معامله قرن، طرحی آمریکایی- صهیونیستی است که هدف نهایی آن، ایجاد نظمی نوین در منطقه غرب آسیا با تأکید بر قدرت زایی بیشتر برای رژیم اسرائیل و پایان بخشی به مسئله فلسطین است. معامله قرن توطئه ای برای تغییر ترکیب جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و جمعیتی منطقه و به طور خاص فلسطین می باشد. این طرح محدود به فلسطین نیست و در نظر دارد که کل منطقه را طی روندی تدریجی شامل شود.
واکاوی رفتارهای سه ضلع مثلث شرارت شامل ترامپ، نتانیاهو و بن سلمان نشان می دهد که طرح معامله قرن، با در نظرگرفتن متغیرهایی چون تلاش آمریکا برای تأمین امنیت رژیم صهیونیستی در شرایطی که تمامی طرح های پیشین سازش برای تحقق چنین هدفی شکست خورده است، تصور غرب از تشدید منازعه سیاسی داخلی بین گروه های فلسطینی، تلاش بن سلمان برای قبضه کامل قدرت در عربستان سعودی با استفاده از حمایت رژیم صهیونیستی، نگرانی های محور سازش از پیروزیهای پی در پی محور مقاومت و افزایش قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و همینطور آشکار شدن روابط پنهان برخی از کشورهای مرتجع عربی با رژیم اشغالگر قدس، طراحی شده است.
از نظر واشنگتن، افزایش روزافزون بحران اقتصادی در کشورهای منطقه، گسترش بحران مالی در فلسطین و اهمیت بالای ذخایر تازه اکتشاف انرژی، بسترهای مالی لازم برای اجرای معامله قرن را بیش از پیش آماده کرده است. در کنار دو فاکتور اقتصادی و سیاسی؛ تمایل صهیونیستها بر توسعه سیطره بر مسجد الاقصی و اهمیت بالای این مسجد در جهان اسلام، جایگاه استراتژیک صحرای سینا و کرانه ی باختری رود اردن در مطامع توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی، صهیونیست ها را برآن داشت تا از فرصت روی کار آمدن چهره افراطی نظیر ترامپ در آمریکا، برای اجرای توطئه های برنامه ریزی شده خود علیه فلسطین حداکثر استفاده را نمایند.
الگوی رفتاری آمریکا برای اجرای معامله قرن آشکار کردن و تقویت عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع عربی، دامن زدن به ایران هراسی و شیعه هراسی و همچنین بهره گیری از مشکلات اقتصادی برخی کشورهای منطقه می باشد. در همین راستا، علیرغم مخالفت های مردمی، روابط عربستان سعودی، بحرین و امارات با شتاب دی روند عادی شدن با رژیم صهیونیستی را طی می کنند. مصر و اردن نیز از دهه ها پیش پیمان سازشی را با رژیم اسرائیل امضا کرده اند.
اگرچه تاکنون گمانه زنی های بسیاری در مورد طرح شیطانی معامله قرن شده است امّا می توان با توجه به اظهارات برخی از طرف های ذیربط، برخی از محورهای این طرح را این گونه برشمرد :
شناسایی کامل شهر قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و مشروعیت دادن به تاسیس کشور صهیونیستی از طرف کشورهای عربی و فلسطین
تشکیل باصطلاح کشور فلسطینی بدون ارتش و سلاح و صرفاً متشکل از بخش هایی از نوار غزه کرانه باختری بموازات ایجاد یک گذرگاه تحت کنترل امنیتی رژیم صهیونیستی میان نوار غزه و کرانه باختری
انضمام بخش دیگر از کرانه باختری به رژیم صهیونیستی و تعیین مرزها بر مبنای ساخت و سازهایی که رژیم صهیونیستی تحت عنوان شهرک انجام داده است. (دولت فلسطین تنها 39 درصد از خاک کرانه باختری را در اختیار خواهد داشت)
عدم پذیرش حق بازگشت برای آوارگان فلسطینی و منتفی کردن امکان بازگشت بخش اعظم آوارگان فلسطین به موطن خود
در قبال این همه امتیاز، رژیم صهیونیستی با نظارت خود امکان استفاده محدود فلسطین از بخشهایی از بندر اشدود و حیفا و همینطور فرودگاه اللد Allud Airport را فراهم خواهد ساخت.
در کنار آمریکا، رژیم اسرائیل به عنوان بازیگران اصلی این طرح، عربستان سعودی ، مصر، اردن و امارات نیز ایفای نقش خواهند کرد. عربستان سعودی و امارات با آشکار کردن روند عادی سازی روابط خود با رژیم صهیونیستی از یک سو و فشار بر جریانهای داخلی فلسطین به طور خاص تشکیلات خودگردان از سوی دیگر، تلاش می نمایند تا فلسطینیان را وادار به همراهی با طرح شیطانی مذکور می کنند. مصر هم که در تلاش است تا وجهه ی منطقه ای خود مبنی بر نمایندگی هویت عربی را خدشه دار نسازد، می کوشد روند سازش بین دو جریان فتح و حماس در داخل فلسطین را به گونه ای پیش ببرد که آنها مخالفت بنیادینی با طرح یادشده نداشته باشد.
در کنار همراهی کامل سه کشور عربستان سعودی، امارات و مصر با معامله قرن، اردن و فلسطین دو بازیگر دیگر هستند که با طرح مذکور مخالفت کرده اند. اردن که مشکل اساسی خود را در دو موضوع قدس و پناهندگان فلسطینی می داند، از سوی سعودیها به طور جدّی تحت فشار سیاسی و اقتصادی قرار دارد.جریانهای داخلی فلسطین هم علیرغم اختلافات داخلی بین فتح و حماس، همه بر مخالفت صریح خود با طرح معامله قرن اصرار دارند.
فرآیند عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی و عربها را میتوان در قالب سه مرحله تبیین نمود:
مرحله نخست، پذیرش و ایجاد روابط پنهانی امنیتی و سیاسی
مرحله دوم، پذیرش عادیسازی روابط در فضای نخبگانی و تبیین لزوم آن برای جامعه
مرحله سوم که مهمترین بخش فرآیند عادیسازی است، حساسیتزدایی از افکار عمومی است.
در حال حاضر رسانههای حامی عادیسازی و پذیرش رژیم صهیونیستی در کشورهای مرتجع عربی منطقه، وارد مرحله حساسیتزدایی از شناسایی و داشتن روابط با رژیم صهیونیستی برای افکار عمومی بخصوص ملتهای عربی شدهاند، زیرا مردم جهان اسلام از جمله مردمان کشورهای عربی به دلیل سالها جنگ، تجاوز، اقدامات تروریستی و جنایات وحشیانه رژیم نامشروع صهیونیستی، همچنان هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی را خیانت به جهان اسلام و آرمان فلسطین می دانند. ضمن اینکه محبوبیت محور مقاومت در میان مردم کشورهای عربی و اسلامی در سالهای اخیر افزایش یافته است.
رسانه های وابسته به کشورهای مرتجع عربی برای حسیاست زدایی از افکار عمومی دو رویکرد در پیش گرفته اند، اول اینکه روابط پنهانی برخی از کشورهای عربی با صهیونیستها را علنی ساخته اند و دیگر اینکه به صراحت و در برنامه های خود از عادی سازی روابط و فوائد ارتباط و مضرّات عدم عادی سازی روابط سخن می گویند. این رسانه ها می کوشند تا با مصاحبه با مقامات صهیونیستی، روایت صهیونیستی از منطقه را ترویج کرده و مسئله ی فلسطین را به حاشیه برانند تا اینکه آرمان فلسطین کم کم به عنوان موضوعی کم اهمیت یا هزینه آفرین نشان داده شود. این در شرایطی است که روند کنونی نیز موجب رسوایی بیش از پیش سردمداران سازش و تقویت مقاومت در فلسطین در مقابله توطئه های شیطانی امریکا و رژیم صهیونیستی خواهد شد و طرح شیطانی معامله قرن نیز به سرنوشت طرح های ننگین پیشین دچار خواهد شد.