انتشار پژوهش «اختلافات روسیه و آمریکا در دوره ریاست جمهوری ترامپ»
پژوهش «اختلافات روسیه و آمریکا در دوره ریاست جمهوری ترامپ (با تاکید بر رویکردهای رسانهای)» در دی ماه 1397 توسط واحد پژوهش های کاربردی معاونت برون مرزی صداوسیما منتشر شد.
پژوهش «اختلافات روسیه و آمریکا در دوره ریاست جمهوری ترامپ (با تاکید بر رویکردهای رسانهای)» در دی ماه 1397 به اهتمام واحد پژوهش های کاربردی و توسط دکتر مهدی هدایتی شهیدانی، عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان نگاشته شده است. نظارت علمی این پژوهش بر عهده دکتر جهانگیر کرمی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بوده است.
اختلافات دوجانبه روسیه و آمریکا در دوره ترامپ؛ مولفههای موثر بر گسترش اختلافات روسیه و امریکا در دوره ترامپ؛ جنجال ارتباط نزدیکان ترامپ با مقامات روسیه در انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا؛ کاتسا: نماد رویکرد اجبارآمیز برای محدودسازی کرملین؛ فهرست کرملین و ابهامات حادثه سالزبری؛ اختلافات منطقهای روسیه و آمریکا در دوره ترامپ با تمرکز بر بحران اوکراین، معادله پیچیده سوریه، توافق هسته ای ایران و معمای شبه جزیره کره؛ منازعات روسیه و آمریکا بر سر مسائل جهانی نظیر حقوق بشر، تجارت تسلیحاتی، مسئله تعرفههای تجاری، پیمان نیروهای هستهای میانبرد، گسترش ناتو به سوی شرق و رویکرد یکجانبهگرایانه آمریکا در مدیریت مسایل جهانی؛ متغیرهای تاثیرگذار بر چشمانداز اختلافات روسیه و امریکا؛ زمینههای همکاری روسیه و امریکا به موازات اختلافات آنها؛ رویکرد مسکو و واشنگتن به توافق هسته ای ایران با 1+5 ؛ به همراه پیشنهادهای رسانه ای از جمله ارکان اصلی این پژوهش است
در بخش هایی از این پژوهش می خوانیم:
انتشار سند امنيت ملي دونالد ترامپ در 17 دسامبر 2017 بيانگر اين واقعيت است كه ايالات متحده هنوز از رویکردهای یکجانبه در نظام جهاني در حال گذار بهره ميگيرد. در سوی مقابل الگوي رفتاري روسيه بهگونهای است كه معادلة همكاري تاكتيكي براساس نشانههايي از چندجانبهگرايي و موازنه با ايالات متحده را در دستور كار خود قرار خواهد داد.
سند امنيت ملي 2017 به اين موضوع اشاره دارد كه: «چين و روسيه ميخواهند جهاني را شكل دهند كه دقيقاً در نقطة مقابل ارزشها و منافع ايالات متحده قرار گيرند. چين به دنبال بيرون راندن ايالات متحده از منطقة اقيانوس هند و آرام است. چين در صدد گسترش دادن الگوي اقتصاد دولتي خود و نظم بخشيدن دوباره به منطقه، به نفع خود است. روسيه هم ميخواهد بار ديگر جايگاه خود را به عنوان ابرقدرت تحكيم و در نزديكي مرزهاي خود، حوزة نفوذ ايجاد كند. لزوماً اهداف اين دو كشور منطبق نيست. ايالات متحده آمادگي دارد در زمينههاي مرتبط با منافع مشترك با هر دو كشور همكاري كند».
بررسی مفاد سند امنیت ملی 2017 نشان میدهد که دونالد ترامپ تلاش دارد تا الگوي روابط امريكا و روسيه را براساس معادلة قدرت تنظيم کند. در استراتژي امنيت ملي ترامپ، اين موضوع مورد تأكيد قرار گرفته كه استفاده همزمان از رویکرد همکاری در عین رقابت، بيشترين مازاد را براي اهداف امنيتي ايالات متحده ايجاد ميكند. به نظر میرسد این رویکرد ترامپ، تضادهاي راهبردي روسيه و امريكا در آينده را افزايش خواهد داد. ترامپ در سند امنيت ملي 2017، به اين موضوع اشاره دارد كه: «ايالات متحده به دنبال همكاري با رقبا آن هم از موضع قدرت است. براي رسيدن به اين هدف، بايد مطمئن شويم كه توان نظامي ما از همه برتر است و كاملاً با توان نظامي متحدانمان و همة اهرمهاي قدرت ما همآهنگ و يكپارچه است.در چنين صورتي، ما به همراه متحدان و شركايمان نسبت به هرگونه تجاوزي به منافع ايالات متحده بازدارنده خواهيم بود و در صورت بروز تجاوز، آن را شكست ميدهيم و احتمال مديريت كردنِ رقابت، بدون بروز درگيريهاي خشونتآميز و همراه با حفظ صلح را افزايش ميدهيم».
از بررسی اسناد راهبردی آمریکا روشن میشود که دونالد ترامپ بازي دوگانهاي را در برابر روسيه به كار گرفته است. ترامپ از يكسو تلاش دارد تا روسيه را وارد بازي قدرت ژئوپليتيكي نمايد و از سویی دیگر بر حل بسیاری از موضوعات بینالمللی در کنار روسیه و با همکاری این کشور تاکید دارد. چنين وضعيتي را ميتوان به عنوان بخشي از واقعيت سياست راهبردي امريكا براي محدودسازي قدرت بازيگراني همانند روسيه دانست.
در سوی مقابل واكنش روسيه به نظام جهاني، تابعي از سازوكارهاي مربوط به ساختار نظام بينالملل و قدرت بازيگراني است كه داراي نقش بنيادين در شكلبنديهاي سياسي و بينالمللي هستند. در چنين شرايطي، تحريمهاي اقتصادي امريكا و اروپا به عنوان چالشي بنيادين در برابر امنيت ملي و سياست منطقهاي روسيه به حساب میآید. طبيعي است كه روسيه با چنين سازوكارهايي مقابله خواهد كرد. مقابلة روسيه با تحريمها و محدوديتهاي بينالمللي امريكا، ماهيت ساختاري داشته كه مبتني بر نشانههايي از سنت روابط گذشتة روسيه با بازيگران اصلي سياست بينالملل به حساب میآید.
انتشار سند امنیت ملی آمریکا در دسامبر 2017، یکی از نقاط عطف در روابط میان ایالات متحده و روسیه به شمار میرفت. در این سند 17 بار از روسیه در موقعیتهای مختلف یاد شده است و این کشور را به عنوان یک رقیب تجدیدنظرطلب معرفی میکند. نام بردن از روسیه و البته چین به عنوان رقبای جهانی آمریکا منعکس کننده نگرانی در داخل دولت ترامپ درباره این "قدرتهای تجدیدنظر طلب" است. براین اساس در بخش ابزارهای دیپلماسی اقتصادی، این سند بار دیگر رویکردهای سنتی اجبارآمیز در حوزه اقتصادی را که آمریکا نسبت به تهدیدات امنیتی خود از جمله روسیه به کار میبست، مورد تاکید قرار میداد: «ابزارهاي اقتصادي ازجمله تحريمها و اقدامات ضدپولشويي و ضدفساد ميتواند اجزاي مهمي از استراتژيهاي گسترده براي بازدارندگي، اعمال فشار و محدود ساختن دشمنان باشد. ما با شركاي همسو براي حمايت از ابزارهاي ديپلماسي اقتصادي عليه تهديدهاي مشترك همكاري خواهيم كرد. فشار اقتصادي چندجانبه اغلب مؤثرتر است، چراكه اين امر توانايي دولت هاي هدف را براي انجام اقداماتي جهت دور زدن تحريمها محدود ميسازد و اراده مشترك را به نمايش خواهد گذاشت».
این عبارات به وضوح نشان میدهند که میتوان یک خط تداوم در پیگیری رویکرد محدودسازی و کنترل بازیگرانی همچون روسیه را که از دوره باراک اوباما و در قالب تحریم ها آغاز شده بود، در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ نیز مشاهده کرد. به طور کلی در پایان سال اول ریاست جمهوری ترامپ، روابط آمریکا و روسیه تحت تاثیر اختلافات دیپلماتیک دوجانبه منبعث از موضوع دخالت روسیه در انتخابات آمریکا و همچنین موضوعات بینالمللی همچون تصمیم به تحویل موشکهای آمریکایی ضدتانک به دولت اوکراین و متهمکردن روسیه از سوی آمریکا به عدم تلاش برای تداوم آتشبس در سوریه قرار داشت.
افزایش تعارض ترامپ نسبت به روسیه در ابعاد تئوریک نیز قابل تبیین خواهد بود. بدین صورت که شکل اصلی این روابط در دوره ترامپ براساس الگوی مشارکت در عین رقابت (رقابت همکاریجویانه) قابل تحلیل میباشد.