انتشار پژوهش «نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در دیپلماسی راه ابریشم چین (ابتکار یک کمربند- یک راه)»
واحد پژوهش های کاربردی معاونت برون مرزی صداوسیما در قالب «مجموعه راهبردهای پژوهشی رسانه ای و کاربردی» به واکاوی ابعاد طرح راه ابریشم جدید چین با تمرکز بر نقش و جایگاه ایران در آن پرداخت.
پژوهش نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در دیپلماسی راه ابریشم چین (ابتکار یک کمربند- یک راه) با رویکرد رسانه ای و با تبیین چشم انداز طرح مذکور توسط ولی کوزه گر کالجی نگاشته شده و در آبان ماه منتشر شده است. در بخشی از این پژوهش می خوانیم:
طرح یک جاده - یک کمربند اولین بار توسط شی جی پینگ رئیس جمهوری چین در سال ۲۰۱۳ مطرح شد. طرحی آرمان گرایانه که بیش از ۶۰ کشور با ۲۱ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی و دو سوم جمعیت جهان را در بر میگیرد. این طرح مدعی احیای مسیرتاریخی تجارت جاده ابریشم بیش از ۲۰۰۰ سال پیش با رویکرد اقتصادی – تجاری، سیاسی و فرهنگی است. رهبران چین از جمله «شی جین پینگ» و «لی که چیانگ» نخست وزیر این کشور بارها تأکید کردند که «یک جاده و یک کمربند» یک خط مشی باز و فراگیر است که شامل تمام کشورها می شود و همچنین علیه هیچ کشوری نیست. در این ابتکار امکان مشارکت همه کشورها است و همه شرکت کنندگان شراکت برابر دارند. در ماه می سال ۲۰۱۷ میلادی بیش از ۱۵۰۰ نفر از ۱۳۰ کشور و ۷۰ سازمان بین المللی در نخستین مجمع سران همکاری بین المللی «یک جاده و یک کمربند» که در پکن برگزار شد، شرکت کردند.
دیپلماسی راه ابریشم چین که شامل سه مسیر زمینی (مرکزی): کمربند اقتصادی راه ابریشم، مسیر دریایی (جنوبی): راه ابریشم دریایی قرن 21 و مسیر شمالی جاده ابریشم است، از جمله مهمترین و گسترده ترین طرح های اقتصادی و تجاری است. این طرح به موازات رشد اقتصادی بی سابقه چین در اقتصاد جهانی مطرح و با تبلیغات رسانه ای و سرمایه گذاری گسترده چینی ها از سال 2013 میلادی تاکنون پیگیری شده است. بهبود اوضاع اقتصادی و رفاهی منطقه ملتهب و جدایی طلب سین کیانگ در شمال غرب چین، تثبیت جایگاه اقتصادی و تجاری چین در آسیای مرکزی، توسعه نفوذ اقتصادی چین در افغانستان و پاکستان و احیای جایگاه سنتی چین در مسیر راه تاریخی ابریشم در چهارچوب یک کریدور وسیع زمینی و دریایی با غرب آسیا (خاورمیانه) و اروپا از جمله انگیزه ها و دلایل شکل گیری طرح راه ابریشم چین محسوب می شود.
هرچند چالش انعقاد توافقنامه های گمرگی و ترجیحی، اختلافات ارضی و مرزی کشورهای مسیر راه ابریشم (اختلافات سنتی افغانستان با پاکستان در خط مرزی دیوارند و هند و پاکستان در منطقه کشمیر)، چالش های امنیتی ناشی از تهدید تروریسم و افراط گرایی (به ویژه حضور داعش در افغانستان)، وجود طرح های رقیب راه ابریشم مانند طرح های فدراسیون روسیه (اتحادیه اقتصادی اوراسیا)، ایالات متحده آمریکا (طرح راه ابریشم جدید و آسیای مرکزی بزرگ)، ترکیه (طرح راه ابریشم) و اتحادیه اروپا (ابتکار عمل باد ابریشم)، چین هراسی (افزایش احساسات ضدچینی) در آسیای مرکزی و نظارت ضعیف و فساد اقتصادی از جمله چالش های مهم اجرایی شدن راه ابریشم چین به شمار می رود.
علاوه بر چین بازیگران دیگری نیز در دو دهه گذشته در این خصوص طرح هایی ارایه کرده اند. طرح راه ابریشم جدید و آسیای مرکزی بزرگ (ایالات متحده آمریکا)، اتحادیه اقتصادی اوراسیا (فدراسیون روسیه)، طرح راه ابریشم (ترکیه) و ابتکار عمل باد ابریشم (اتحادیه اروپا) از جمله طرح های اقتصادی و ترانزیتی هستند که با انگیزه ها، اهداف و منافع متعددی مطرح شده است. طرح چین همانند طرح ترکیه از نظر شمول و گستردگی جغرافیایی، تمامی کشورهای واقع در مسیر تاریخی راه ابریشم را در خود گنجانده است و از این حیث تا حد بسیار زیادی در راستای اهداف و منافع کشورهای منطقه و تقویت نقش ترانزیتی آن در سطح منطقه است. در «طرح راه ابریشم جدید» مورد نظر ایالات متحده، به دلیل ملاحظات سیاسی، کشورهایی چون ایران، روسیه و چین نادیده گرفته شده اند. حذف این سه بازیگر تأثیرگذار، عملیاتی شدن این طرح را در هاله ای از ابهام فرو برده است. طرح «باد ابریشم» اتحادیه اروپا نیز در قیاس با طرح «راه ابریشم جدید» ایالات متحده دارای تشابهات و تفاوت هایی است. هرچند، طرح اتحادیه اروپا با آمریکا از حیث گستردگی و تنوع کشورهای حاضر در این طرح دارای تفاوت هایی است، اما تشابه این دو طرح را باید کنار نهادن کشورهایی چون ایران، چین و نیز روسیه از مسیرهای ترانزیتی و همکاری های اقتصادی و بازرگانی دانست که تاثیر اختلافات و ملاحظات سیاسی در آن کاملا آشکار است. اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز هنوز در مرحله آغازین خود قرار دارد و با توجه به عضویت روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، ارمنستان و بلاروس تنها بخشی از فضای جغرافیایی وسیع اوراسیای مرکزی را تحت پوشش قرار داده است که از این نظر در مقایسه با طرح های راه ابریشم چین و آمریکا از گستردگی و تنوع جغرافیایی و محیطی پایینی برخوردار است.
در رابطه با نحوه تعامل و یا تقابل طرح راه ابریشم چین و اتحادیه اقتصادی اوراسیا به نظر می رسد ترکیبی از رقابت و همکاری بین چین و روسیه شکل گرفته است. در ادبیات رسمی دو کشور عموماً به وجود روابط و یا مشارکت استراتژیک میان مسکو و پکن در سطوح دو جانبه و چندجانبه (به طور مشخص سازمان همکاری شانگهای) اشاره می شود. بنابراین، موضوع همکاری یا رقابت دو طرح راه ابریشم چین (یک کمربند- یک راه) و اتحادیه اقتصادی اوراسیای مدنظر روسیه را باید در این چهارچوب کلان مورد توجه و ارزیابی قرار داد.
علاوه بر چین، فدراسیون روسیه، ترکیه، ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا که با ارائه طرح های مختلف درصدد احیای راه تاریخی ابریشم مطابق با اهداف و منافع خاص خود هستند، کشورها و مناطق مختلفی نیز تحت تاثیر این طرح های اقتصادی و ترانزیتی به ویژه طرح راه ابریشم چین قرار دارند. پنج کشور آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان)، افغانستان، پاکستان، ایران و کشورهای منطقه قفقاز (ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان) از جمله این کشورها و مناطق هستند. هرچند بنا به دلایل مختلف جغرافیایی، ژئوپولیتیکی، مناسبات سیاسی، وضعیت امنیتی، سطح توسعه اقتصادی و ظرفیت های ترانزیتی و تجاری از نقش و جایگاه متفاوتی در طرح های مختلف راه ابریشم از جمله طرح راه ابریشم چین برخوردارند. از بین کشورها و مناطق یاد شده، روشن ترین و مشخص ترین جایگاه متعلق به پاکستان است، حال آنکه ایران علیرغم ظرفیت های زیادی که دارد تاکنون جایگاه مبهمی در مقایسه با پاکستان در این طرح دارد.
ایران برای قرون متمادی بخش بسیار مهمی از راه تاریخی ابریشم بوده است. صرفنظر از روابط تاریخی و ریشهدار میان چین و ایران، سیاست موازنه قوا در نظام بینالملل با عبارت «رقابت شرق و غرب» از یک سو و «نفوذ ژئواستراتژیک به مناطق دور از دسترس زمینی» یعنی خلیج فارس از سوی دیگر، ایران را به مرکز ثقل برخی از منافع استراتژیک و کلیدی چین تبدیل کرده است. نقش ژئوپلیتیک ایران از دیرباز تاکنون غیرقابل اغماض بوده است؛ بهگونهای که در میان کشورهای واقع شده در مسیر راه ابریشم جدید، ایران یکی از کشورهایی است که توانایی ایفای نقش مثبت و سازنده را در توسعه ارتباطات و مناسبات میان کشورهای آسیایی داراست. هرچند با زوال نسبی جادۀ ابریشم قدیم بسیاری از کشورهای مستقر در مسیر آن به حاشیه رانده شدند، ایران همچنان نقش مهم ژئوپلیتیک خود را ایفا کرده است. در شرایط کنونی، ایران با توجه به مزیتهایی مانند داشتن کوتاهترین مسیر به سوی اروپا میتواند نقش ارزندهای در ترانزیت کالا پس از احیا و تکمیل جاده ابریشم ایفا کند؛ همچنین فروپاشی شوروی و به تبع آن، استقلال کشورهای آسیای مرکزی جایگاه ایران را در احیای راه ابریشم پررنگ کرده است. اهمیت چنین جایگاهی به محصور بودن منطقه آسیای مرکزی و قفقاز در خشکی و مطرح شدن ایران به عنوان تنها گزینه موجود برای دسترسی به خلیج فارس و آبهای آزاد برای کشورهای این منطقه مربوط میشود.
به لحاظ طبیعی ایران عنصر مرکزی در کمربند اقتصادی جاده ابریشم این کشور است؛ کمربندی که برای آن به شدت تبلیغ میکند و هدف آن گسترش نفوذ فرامرزی چین از طریق آسیای مرکزی به خلیجفارس و اروپاست. موقعیت جغرافیایی ایران، اهمیت ویژه ای به این کشور به لحاظ جا به جایی کالا و عبور خطوط لوله های نفت و گاز در اقتصاد جهانی بخشیده است. ایران علاوه بر اینکه می تواند با نقش آفرینی خود منافع سایر بازیگران طرح جاده ابریشم چین را تأمین کند، بلکه می تواند با بهره گیری از این طرح، منافع بسیاری را به دست آورد و جایگاه اقتصادی خود را در سطوح منطقه ای و جهانی ارتقا بخشد.
افزایش همکاریهای ایران و چین بهویژه پس از تحریمهای هستهای و گسترش فعالیت شرکتهای چینی در زمینههای گوناگون در بازارهای تولیدی و تجاری ایران تا آنجا پیش رفته است که اکنون چین به بزرگترین شریک تجاری تهران تبدیل شده است. در همین راستا، ایران سومین ﺗﺄمینکننده نفت خام چین محسوب میشود و بخشی از نیازهای این کشور در زمینه انرژی را ﺗﺄمین میکند.
اما علیرغم این پیشینه روابط، جایگاه انضمامی ایران در طرح چین تصریح نشده است. هرچند در جریان سفر شی جی پینگ، رئیس جمهوری چین به ایران که با ورود نمادین یک قطار باری چینی به ایران نیز همراه بود، بر اهمیت و نقش ایران در طرح راه ابریشم تاکید شد، اما با این وجود، «جایگاه نامشخص ایران در سند راه ابریشم چین» از جمله ابهامات مهمی است که باید به آن توجه لازم صورت گیرد. در متن سندی که تحت عنوان "بینش و اقدامات مرتبط با ساخت مشترک کمربند اقتصادی راه ابریشم و راه ابریشم دریای قرن ٢١" که از سوی "کمیسیون اصلاح و توسعه ملی" وابسته به وزارت امور خارجه چین و با همکاری وزارت بازرگانی و شورای دولتی این کشور در مارس ٢٠١٥ میلادی منتشر شده است، هیچ نامی از ایران به میان نیامده است. در صفحه سوم این سند نیز در تشریح مسیرهای کمربند اقتصادی راه ابریشم آمده است: «کمربند اقتصادی راه ابریشم بر یکپارچه سازی چین، آسیای مرکزی، روسیه و اروپا (حوزه بالتیک) و برقرار ساختن ارتباط چین با خلیج فارس و دریای مدیترانه از طریق آسیای مرکزی و آسیای غربی و نیز مرتبط ساختن چین با آسیای جنوب شرقی، جنوب آسیا و اقیانوس هند تمرکز می کند». با این وجود، در توضیح مسیرهای زمینی و دریایی یاد شده، نامی از ایران به میان نیامده و همین امر نوعی ابهام را ایجاد نموده است که با واقعیات اجرایی طرح یک کمربند – یک راه، همخوانی ندارد .