پژوهش چشم‌انداز بحران دو کره (با تمرکز بر رویکرد رسانه‌ای) در آبان ماه 1396 توسط واحد پژوهش های کاربردی معاونت برون مرزی صدا و سیما منتشر شد.

پژوهش چشم‌انداز بحران دو کره به اهتمام واحد پژوهش های کاربردی و توسط بهنام خسروی نوشته شده و دکتر محسن عبدالهی استاد دانشگاه شهید بهشتی و محمد مهدی غفاری کارشناس مسائل شبه جزیره کره، نظارت علمی آن را بر عهده داشته اند.

تشریح تحولات از زمان جدایی دو کره تا سال 2017 میلادی، بررسی نقش بدعهدی‌های مستمر آمریکا در تشدید بحران در شبه جزیره کره، واکاوی چرایی رویکرد کره شمالی برای بازدارندگی اتمی، تبیین مواضع، اهداف و منافع بازیگران دخیل در بحران کره، چشم انداز بحران دو کره و سناریوهای محتمل و متغیرهای تاثیرگذار بر آن، از جمله ارکان اصلی این پژوهش را تشکیل می دهند.

در بخشی از این پژوهش می خوانیم:

بحران در شبه‌جزیره کره، یکی از دیرپاترین و حساس‌ترین بحران‌های امنیتی جهان است که ریشه آن به اوائل دوران جنگ سرد و اتمام جنگ جهانی دوم باز می‌گردد. با اتمام جنگ، شکست ژاپن و خروج نیروهای این کشور پس از حدود 40 سال اشغال شبه جزیره، نیروهای آمریکایی از جنوب و سربازان شوروی از شمال، وارد شبه جزیره کره شدند و با تشکیل دولت‌های طرفدار خود، زمینه جدایی دو کره و تشکیل دو کشور مستقل و مجزا را فراهم آوردند. این دو دولت، به دلیل وابستگی به یکی از دو ابرقدرت آن روز، در سطوح کلان امنیتی و سیاسی، پیرو آمریکا و شوروی بودند. با تعیین مدار 38 درجه به عنوان مرز کره جنوبی و کره شمالی و شکست طرح‌های اولیه اتحاد دو کره و برگزاری انتخابات آزاد در فضای رقابت‌های ژئوپلیتیک جهان، هر یک از دو کشور، خود را حاکم کل شبه جزیره و تنها دولت مشروع آن ناحیه توصیف می‌کردند.

5 سال بعد از اتمام جنگ جهانی دوم و تشکیل دولت‎‌های کره جنوبی و کره شمالی، نیروهای کره شمالی از مدار 38 درجه عبور کرده و تقریبا تمام خاک همسایه جنوبی را اشغال کردند. در این حمله، پیونگ‌یانگ متکی به حمایت شوروی و چین بود. آمریکا برای حمایت از متحد خود و پاسخ به رقیب راهبردی یعنی شوروی، وارد عمل شد و در 27 ژوئن 1950م، شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه‌ای، اعزام گسترده سربازان و کمک نظامی برای حمایت از کره جنوبی را تصویب کرد.

با ورود نیروهای داوطلب چینی و کمک بیشتر شوروی، جنگ مغلوبه شده و مذاکرات آتش بس آغاز شد. علیرغم انعقاد پیمان آتش بس بین دو کره در سال 1953م، معاهده صلح رسمی بین آنها تا کنون منعقد نشده است. البته از سال 1953 میلادی تاکنون، طرح‌های مختلفی برای وحدت دو کشور توسط رهبران آن‌ها و سایر مقامات جهان ارائه شده که بی نتیجه مانده است. فشارهای آمریکا بر روسای جمهور کره جنوبی که خواستار کاهش تنش در منطقه بودند و افزایش حضور نظامی واشنگتن در منطقه، دلیل اصلی شکست طرح‌های وحدت و کاهش تنش ارزیابی شده‌اند. با پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی در سال 1991م، غرب به رهبری آمریکا هر چه بیشتر حمایت‌های سیاسی و نظامی گسترده‌ای از کره جنوبی را در دستور کار خود قرار داد. استقرار بیش از بیست هزار نیروی نظامی آمریکایی و تجهیزات نظامی در کره جنوبی و ژاپن و دستیابی کره شمالی به موشک‌های دوربرد و توانایی هسته‌ای، فضای تنش بین دو کشور را تیره‌تر نمود.

در تمام دوران پس از جنگ جهانی دوم، کره شمالی خود را در محاصره‌ای راهبردی و همه جانبه دیده است. این محاصره، به سبب حضور گسترده نیروهای آمریکایی در ژاپن و کره جنوبی، احساس شده است. تهدید به استفاده از سلاح اتمی علیه کره شمالی، رزمایش‌های شبیه سازی شده آمریکا، کره جنوبی و ژاپن برای سرنگونی دولت کره شمالی و صدور قطعنامه‌های تحریمی سازمان ملل متحد علیه کره شمالی، باعث شده است تا این کشور هرچه بیشتر به اعتبار دکترین بازدارندگی هسته‌ای امیدوار شود. به طور کلی می‌توان گفت که توافق سال 2007م و شکست آن، نشان داد که فشار و تهدید علیه کره شمالی و تحریم های یک جانبه آمریکا و چندجانبه سازمان ملل، مانع از پیشرفت هسته‌ای و نظامی این کشور نمی شود و باعث جدیت پیونگ یانگ برای نیل به بازدارندگی اتمی خواهد شد. دلیل توجه کره شمالی به بازدارندگی اتمی، احساس تهدید از سوی آمریکا بوده است. زیرا این کشور به خوبی سرنوشت صدام حسین و معمر قذافی را رصد کرد و متوجه تهدید خلع سلاح در برابر آمریکا شد.

چین و آمریکا به عنوان دو بازیگر اصلی در بحران کره که هر کدام، حامی یکی از طرفین هستند، به دنبال حفظ منافع استراتژیک و نیل به اهداف راهبردی خود می باشند. آمریکا به بهانه تهدید کره شمالی، در پی مهار چین است و چین با کارت کره شمالی، در مقابل آمریکا بازی کرده و منافع استراتژیک واشنگتن در شرق آسیا را به چالش می‌کشد. به عبارت دیگر پیونگ‌یانگ، در نقش حائل امنیتی پکن ایفای نقش می‌کند. قدرت‌های بزرگ به‌ویژه آمریکا، نه‌تنها خواهان کاهش و پایان بحران در شبه‌جزیره کره نیستند، بلکه با اقدامات تنش‌زا، بدعهدی و عدم پایبندی به تعهدات خود، زمینه تشدید بحران را فراهم می‌آورند، بنابراین مدیریت آشوب از سوی آنها مؤلفه ای تاثیرگذار برای عدم وحدت دو کره است.

مرداد ۰۸, ۱۳۹۷ ۰۹:۳۶ Asia/Tehran