انتشار پژوهش "خشونت پلیس در جامعه آمریکا با تاکید بر اقلیت ها"
پژوهش "خشونت پلیس در جامعه آمریکا با تمرکز بر اقلیتها " در آذر ماه سال جاری توسط واحد پژوهش های کاربردی معاونت برون مرزی منتشر شد.
در مقدمه این پژوهش آمده است :
خشونت پلیس علیه اقلیتها در جامعه آمریکا سابقه در نژادپرستی ریشه داری دارد که از دیرباز در این کشور حکمفرما بوده است. با این حال در سالهای 2014 تا 2015 میلادی ، تنشها در جامعه آمریکا بر سر رفتار خشونت آمیز و بیرحمی نیروهای پلیس و نیز در جریان قتل یک نوجوان سیاهپوست آمریکایی به دست افسر پلیس سفید پوست در حادثه فرگوسن هرچه بیشتر شدت یافته است.
از آنجا که این اقلیتها، طیف گستردهای از نژادها و قومیتهای بشری، از سیاهپوستان گرفته تا سرخپوستان، زردپوستان، مردمان آمریکای لاتین و همچنین مسلمانان را در برمی گیرد، مسئله خشونت پلیس در آمریکا، در سطحی بین المللی نگریسته شده و از نگرانیهای همه سازمانهای بین المللی و نیز سایر کشورها به شمار می آید و از مقولات مهمی است که باید به طور ویژه از جنبه های مختلف به آن پرداخته شود.
نقش چهار گروه اقلیتی، سیاهان به عنوان برده و کارگران سختکوش مزارع و دیگر بخشهای آمریکا؛ سرخپوستان، به عنوان ساکنان اولیه این قاره؛ مردمان فقیر اما پرتلاش آمریکای لاتین که در طی سدۀ گذشته از راههای مختلف چه به صورت قانونی و چه به طور غیرقانونی به ایالات متحده سر ریز شدند و نیز اقلیت زردپوست آسیایی که به دلیل دستمزد کم و دقت و سرعت بالای آنان، در صنایع مختلف آمریکا به کار مشغول شدند، در سراسر تاریخ آمریکا مشهود و غیرقابل انکار است.
در حقیقت، سفیدپوستان اروپایی، پیشرفت و مدرنیته کنونی ایالات متحده را به طور وسیعی، مدیون حضور این چهار اقلیت رنگین پوست در کنار خود می باشند. با این حال اقتصاد سرمایه داری آمریکا که در عین حال اقتصادی به اصطلاح لیبرال است، امکان پیشرفت معیشتی در سطح کلان برای این گروههای اقلیتی را فراهم ننمود و حتی به سرکوب آنان از طرق مختلف پرداخت. این اقتصاد سرمایه داری، نه تنها گریبانگیر اقلیت، بلکه به طور وسیعی سایر مردم آمریکا را نیز در نوردید و حاصل آن خشم گسترده مردمی بود که در قالب جنبش وال استریت، نمایان شد.
در حالی که در سالهای 2011 و 2012 میلادی، شعار معترضان وال استریتی این بود که ما مردم آمریکا در حالی که 99 درصد از جمعیت آمریکا را تشکیل میدهیم اما تنها 1 درصد از ثروت این کشور را در دست داریم و 99 درصد ثروت در دست صاحبان سرمایه است، امروزه نیز این روند همچنان در آمریکا تداوم دارد.
طعم این فقر را اقلیتهایی تجربه می نمایند که از دیرباز مورد تبعیض نژادی قرار گرفته اند و فقر و جرم، زندان رفتن و در نتیجه خشونت پلیس علیه آنان رابطه ای دو سویه و به هم گره خورده است. به علت سیاست های تبعیض آمیز،سیاهپوستان آمریکا، در حالی که حدود 12 درصد جمعیت این کشور را تشکیل دادهاند، 50 درصد از مجرمان آمریکا هستند.
تبعیض و در نتیجه خشونت علیه زنان سیاهپوست نیز وجود دارد و این عوامل همگی به شکل نهادینه شدهای دایره وار مدام در حال تکرار میباشد. بدین ترتیب که فقر سیاهان موجب بزه و یا قصد انجام جرم در میان گروه زیادی از آنان می شود، این آمار بالای بزه سیاهپوستان موجب سوءظن پلیس به تمامی جمعیت سیاهپوست می شود که نتیجه آن خشونت پلیس علیه آنان و زندانی شدن شان است؛ با این عمل تبعیض نژادی به تبعیض جنسیتی در مورد زنان سیاه پوست تبدیل میشود، به گونه ای که با زندانی شدن مردان سیاهپوست، زنان آنان برای تامین معیشت خانواده که اغلب تعداد زیادی فرزند را در برمی گیرد دست به کارهای مختلف از جمله خود فروشی می زنند و در نتیجه دوباره به کامل شدن چرخه بزه در محله های سیاهپوست نشین و گسترش تفکر منفی نسبت به سیاهان در میان سفیدپوستان کمک می کنند؛ با به زندان افتادن آنان، این الگوی رفتاری به فرزندانشان منتقل میشود و در نهایت، شکاف طبقاتی گسترده تر میشود و محلات و ایالتها از یکدیگر جدا می شوند. به گونه ای که هنگامی که یک استاد دانشگاه سیاهپوست وارد یک محله مرفه سفیدپوست میشود تمامی نگاهها متوجه او می شود؛ تمامی حرکات و رفت و آمدهای او زیر نظر گرفته میشود.
در حقیقت به چهار اقلیت ذکر شده در بالا، که اقلیتهای رنگین پوست آمریکایی است، باید اقلیت پنجمی و ششمی را اضافه نمود و آن اقلیت مسلمان و اقلیت یهودی ضد صهیونیسم است. یهودیت با صهیونیسم، به معنایی که اسلام با آن مخالف است متفاوت است. در حقیقت، یهودیان، گروهی از مهاجران اروپایی بودند که در سالهای اولیه شروع جنگ جهانی به آمریکا وارد شدند.
یکی از راههای نفوذ یهودیان در آمریکا، ورود به عرصه سینما و رسانه بود. آنان به تدریج در این حرفه پیشرفت کردند. بطوری که امروز در اغلب مراکز رسانه ای مهم آمریکا از جمله سینمای هالیوود چهره های ذی نفوذ یهودی حضور دارند. البته نفوذ یهودیان تنها به رسانه و سینما محدود نیست، و آنها در زمینه های تجاری و مالی نیز نفوذ گستردهای در جامعه آمریکا دارند.
طی دهه های گذشته در هالیوود فیلمهای متعددی با مضامین نژادپرستانه علیه سرخ پوستان و سیاه پوستان ساخته شد. در فیلمهای اولیه هالیوودی همچون تولد یک ملت، به وضوح، شاهد نژادپرستی و تبلیغات گسترده علیه سیاهان هستیم. در نمونه های دیگری نیز، چهره ای خشن از اقلیتهایی همچون سرخ پوستان به جامعه آمریکایی، نشان داده می شود. برخی از این فیلمها را بارها از شبکه های داخلی صدا و سیما نیز شاهد بوده ایم. به عنوان نمونه در فیلم مظنون، هالیوود به مسئله خشونت پلیس علیه سیاه پوستان و در فیلم پاییز قبیله شایان، به خشونت نیروهای دولتی علیه سرخ پوستان می پردازد. فیلمهای دیگری نیز همچون، زیر یک ماه درباره خشونت پلیس نسبت به اقلیت لاتین تبار، وجود دارد که در بخشی از این پژوهش مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
به نظر می رسد این مسئله که بزرگترین صنعت فیلم سازی جهان چه نگرش هایی نسبت به واقعیت خشونت پلیس علیه اقلیتها دارد؟ از اهمیت برخوردار است چرا که در نهایت هر فیلم ساخته شده در این رابطه، اذهان عمومی را نسبت به این پدیده شکل میدهد.
در واقع نژادپرستی، به ویژه علیه سیاهان از واقعیات جا افتاده و سیستماتیک آمریکاست. نژادپرستی در آمریکا با تاریخ برده داری در این کشور گره خورده و به سدههای هفده میلادی به بعد بازمی گردد، اگر چه قرنها از زمان قانون «برده داری» گذشته ولی همچنان نژادها و قومیتهای مختلف در این کشور از سیاهان گرفته تا سایر مهاجران، همواره به نژاد پرستی موجود در آمریکا معترضند. تا آنجا که امروز آمریکاییها خود به این مسئله معترفند؛ «باراک اوباما»، رئیس جمهور سیاهپوست این کشور در جریان کشته شدن یک نوجوان سیاهپوست 18 ساله توسط یک مامور سفید پوست پلیس و تبرئه شدن آن مامور در دادگاه، گفت: کمتر کسی از آمریکایی-آفریقایی های حاضر در آمریکا را می توان یافت که بدرفتاری پلیس و یا تعقیب شدن از سوی آنها را تجربه نکرده باشد و من خودم هم این موضوع را تجربه کرده ام.
این در حالی است که تبعیض هدفمند علیه سیاهپوستان در آمریکا به وسیله پلیس و دستگاه قضایی این کشور و سرکوب اعتراضات مردم، نشان بارزی از نقض حقوق بشر رنگین پوستان در آمریکاست، کشوری که سالانه اقدام به انتشار گزارشات متعدد و غرض ورزانه از نقض حقوق بشر در کشورها و دولتهای مستقل می کند.
اعمال خشونت پلیس آمریکا علیه شهروندان این کشور و حتی مظنونان کودک و نوجوان، نگرانیهای زیادی را در آمریکا به دنبال آورده است. در یک نمونه از این خشونتها، 9 مامور پلیس در شهر سن برناردینو ایالت کالیفرنیا مظنونی را به مدت چند دقیقه مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند. همچنین، در سالگرد حادثه قتل یک جوان بیگناه سیاهپوست در شهر فرگوسن به دست افسر پلیس سفیدپوست، که راهپیمایی آرام مردم در ایالتهای مختلف آمریکا را به همراه داشت، خشونت نیروهای پلیس منجر به کشته شدن جوان سیاهپوست دیگری در انظار عمومی گردید.
تکرار چنین حوادثی از نهادینه شدن رفتارهای خشن و غیرحرفه ای در تشکیلات پلیس آمریکا حکایت دارد. پلیس در هر کشوری بر اساس وظیفه ذاتی خود، مسئول تامین امنیت شهروندان و مبارزه با بزهکاری است؛ در حالی که به نظر می رسد پلیس آمریکا خود به عاملی در برهم خوردن نظم عمومی و ایجاد هراس اجتماعی بدل شده است. البته بر اساس اسناد و مدارک تاریخی از نوع رفتار ماموران پلیس در آمریکا، چنین بر می آید که خشونت اعمال شده از سوی پلیس موضوع جدیدی نیست و همواره برخی از ماموران تامین امنیت در این کشور، رفتار خشن و خارج از ضوابط داشته اند. با این حال با گسترش ابزار و ادوات ضبط تصاویر، بویژه با استفاده روز افزون از تلفنهای همراه دوربیندار، امکان مطلع شدن افکار عمومی از چنین رفتارهایی بیش از گذشته مهیا شده است.
از سوی دیگر، خشونت به کار گرفته شده از سوی پلیس آمریکا، بازتابی از خشونت نهادینه شده در جامعه این کشور است. به عبارت دیگر به موازات افزایش خشونتها در جامعه و مسلح تر شدن شهروندان آمریکایی، پلیس نیز برای برخورد با مظنونان ، به سرعت دست به اسلحه می برد و هر فرد مشکوکی را بلافاصله پس از احساس خطر ، به قتل می رساند یا مورد ضرب و شتم قرار میدهد.
به عبارت دیگر، جامعه آمریکا گرفتار دور بسته ای از خشونت شده است که خشونت تبهکاران، خشونت پلیس را تقویت میکند و با خشونت اعمال شده از سوی پلیس، تبهکاران به استفاده از شیوه های موثرتر خشونت روی می آورند. در این میان، شهروندان عادی یا قربانی تبهکاران مسلح و بیماران روانی میشوند یا در مواجه با پلیس آسیب میبینند .
البته سالها سهل انگاری و مسامحه مقامات ارشد پلیس در برخورد با ماموران متخلف، موجب شده است تا افراد شاغل در تشکیلات پلیس نوعی مصونیت احساس نمایند و تقریبا بدون ترس از دادگاه و محاکمه، خشونت را در جامعه جاری نمایند.
در برخی از موارد جنجالی برخورد خشن پلیس با شهروندان ، مشخص شده است تعدادی از این ماموران سوءسابقه داشته و پرونده هایی علیه آنان تشکیل شده بود. با این حال، بنا به دلیلی از جمله تلاش برای سالم نشان دادن نهاد پلیس، افراد فاقد صلاحیت در لباس پلیس همچنان به ایفای وظایف می پرداختند.
آمار دقیقی از موارد خشونت پلیسی در آمریکا در دست نیست، یکی از معدود آمارهای موجود گزارش اداره آمار قضایی آمریکا میباشد که در سال 2002 میلادی منتشر شد. بر اساس این گزارش از 26556 پرونده شکایت در مورد استفاده مفرط از زور توسط پلیس در حدود 2000 مورد، واجد بررسی بیشتر بوده اند.
این در شرایطی است که بسیاری از موارد خشونت پلیسی در آمریکا گزارش نمی شوند. بر اساس گزارش سال 1998 میلادی دیده بان حقوق بشر روند شکایت برای شاکیان در آمریکا «سخت و تهدید آمیز» است. همچنین یک گزارش جدید از عفو بین الملل حاکی از عادی بودن خشونت پلیسی در زندانهای آمریکا بوده است.
در سال 1990 میلادی یک سازمان دیده بان پلیس برای کنترل تخصصی سوء رفتارها و خشونت پلیس با چندین زیر شاخه با نام «کاپ واچ» تاسیس شد که چند مورد بحث برانگیز خشونت پلیس آمریکا را برملا ساخت.
در واقع بسیاری از خشونتهای پلیسی به خاطر سختی روند قضایی و تهدیدآمیز بودن برای شاکیان ، گزارش نمی شوند و جامعه آمریکا از آنها مطلع نمی شوند. با این وجود مواردی از خشونت پلیسی علیه شهروندان عادی برملا شده که باعث شوکه شدن جامعه آمریکا و رسوایی پلیس آمریکا شدهاند.
در این میان ، جامعه آمریکا، در آیندهای نه چندان دور، در حال تجربه نوعی چرخش جمعیتی است که در اثر این چرخش جمعیتی، بر تعداد سیاهپوستان و لاتین تبارها، به میزان قابل ملاحظهای افزوده میشود. بدین ترتیب، هم اکنون، نگرشی در روابط بین الملل و برنامه ریزیهای استراتژیک کشورها در ارتباطشان با سیاهپوستان و همچنین آمریکاییهای لاتین تبار در حال انعقاد است. بدین ترتیب، همانگونه که در مقابل بهت سفیدپوستان، در سال 2008، یک سناتور سیاهپوست، سخن از به دست گرفتن قدرت در آمریکا زد و توانست ریاست جمهوری این کشور را به دست بگیرد، در آینده نیز ممکن است سیاستمداری از یکی از اقلیتهای آمریکا که به احتمال زیاد از اقلیت لاتین تبار خواهد بود، بر مسند رئیس جمهوری این کشور تکیه زند. این امر، روابط راهبردی را با کشورهای با جمعیت سیاه پوست و یا کشورهای آمریکای لاتین، دچار تغییراتی می نماید.
از دیگر سو، گرایش به خشونت در داخل آمریکا، ادعاهای واشنگتن در راه ایجاد دموکراسی در سایر نقاط جهان را زیر سوال می برد؛ چراکه پرواضح است که آمریکا در این زمینه حتی در راه پیاده سازی دموکراسی در درون کشور خود و از میان بردن نژادپرستی ریشه دار علیه اقلیتها، عاجز بوده است و این دلیلی محکم است بر اینکه این کشور نمی تواند الگویی در نظام جهانی باشد.
تبعیض نژادی موضوعی است که امروزه نگرانیهای بسیاری را در جامعه آمریکا ایجاد نموده و باید درخواست سیاه پوستان، سرخ پوستان و سایر اقلیتها که خواستار عدالت و رفع تبعیض نژادی هستند، شنیده شده و بر اساس موازین حقوق بشری به آن پاسخ داده شود. بنابراین در این پژوهش، به این مسئله که دادگاههای آمریکاچه مواضعی در قبال خشونتهای پلیس علیه اقلیتها داشته اند و با خاطیان و پلیسهای مقصر چه رفتاری داشته اند به طور اجمالی، بررسی خواهد شد.
در این پژوهش تلاش می شود که با نگاهی روشنگرانه، به ابعاد گوناگون و مصادیق خشونت پلیس امریکا علیه شش اقلیت سیاه پوست ، سرخ پوست ، زردپوست ، لاتینو، مسلمان و یهودیان ضد صهیونیسم و چرایی سبوعیت پلیسی در امریکا پرداخته شود .