انتشار پژوهش" آینده سیاسی سوریه و جریان مقاومت پس از انتخابات 2014"
پژوهش" آینده سیاسی سوریه و جریان مقاومت پس از انتخابات 2014" در دی ماه سال جاری توسط واحد پژوهشهای کاربردی برون مرزی منتشر شد.
در چکیده این پژوهش میخوانیم:
حوادث و تحولاتی که از آذرماه 1389 (دسامبر 2010) در منطقه شمال آفریقا و جنوب غرب آسیا در قالب بیداری اسلامی شکل گرفت، تغییراتی را در معادلات منطقه ایجاد کرد، تغییراتی که برای کشورهای سازشکار و حامیان غربی آنها این پیام را می رساند که دیگر قادر نخواهند بود با حکومتهای بسته، به سیاستهای خود که نوعی جدایی از ملتهای این کشورها بود، ادامه دهند.
با وجود این، پیام دیگر این بود که با روی کار آمدن حکومتهای مردمی و تحقق خواسته های آنها، راهبردهای کلان غرب و کشورهای مرتجع به خطر خواهد افتاد.
بر همین اساس ایجاد تفرقه و انشقاق میان گروههای مختلف قومی و دینی و جلوگیری از ادامه بیداری اسلامی در دستور کار قرار گرفت به نحوی که اکنون با مداخلات جبهه استکبار کشورهایی نظیر مصر با مشکلات مختلفی مواجه شده اند. از نظر جبهه استکباری یکی از راهکارهایی که می توانست به انحراف افکار عمومی از واقعیات مربوط به تحولات بیداری اسلامی منجر شود ایجاد بحران در مناطقی بود که با سیاستهای آمریکا و کشورهای مرتجع منطقه در تضاد بوده اند. از این رو جبهه استکبار در عراق شرایطی فراهم کردند تا ضمن ناکارآمد نشان دادن دولت، زمینه هایی برای تغییر در راهبردهای کلی این کشور ایجاد شود. از سوی دیگر از جمله کشورهایی که سعی شد با بحران سازی در آن، افکار عمومی از حرکتهای اسلامی و مردمی منطقه منحرف گردد، سوریه بود.
از این دیدگاه ایجاد ناامنی و یا دامن زدن به اعتراضات در سوریه میتوانست به عنوان بدیلی برای حرکتهای اسلامی منطقه و منحرف ساختن افکار عمومی مورد نظر قرار بگیرد. از نظر طراحان غربی بحران، فارغ از این مسائل ایجاد ناامنی در سوریه نه تنها میتواند این کشور را به عنوان حلقه واسطه مقاومت از ادامه سیاستهایش جدا سازد بلکه زمینههای مختلفی برای درگیر کردن کشورهای منطقه به موضوعی غیر از رژیم صهیونیستی ایجاد می کند.
با توجه به این مسائل، ناامنیهای سوریه در مارس 2011 (اسفندماه 1389) شکل گرفت. در ابتدا مردم با خواستههای محدود سیاسی در برخی از شهرهای کوچک و روستاها به دنبال ایجاد فرصتهای بیشتری برای تأثیرگذاری در ساختار سیاسی بودند اما این حرکت محدود فرصتی را برای جریان سازشکار ایجاد کرد تا با وارد کردن عناصر مسلح بیگانه و تکفیری، اعتراضها را از حالت مسالمتآمیز به سمت تحرکات نظامی پیش ببرند. تبدیل مسئله سوریه به بحران، باور به ساقط کردن نظام را به باوری فراگیر در میان مخالفین تبدیل کرد به نحوی که حتی حکومت بدیل معرفی و پس از آن برخی از کشورها آن را به رسمیت شناختند. این مسائل در حالی شکل گرفت که برخی معادلات در راهبردهای مخالفان نظام سوریه گنجانده نشده بود؛ همگرایی مردمی و تشکیل نیروهای دفاع وطنی برای حفظ امنیت بیشتر، عدم فروپاشی ارتش سوریه، کمک نیروهای مقاومت به سوریه، حمایت موافقین نظام سوریه از این کشور از جمله مواردی بود که باعث تغییر معادلات شد.
اگر به روند تحولات سوریه نگاه کنیم، یکی از مهمترین حوادثی که در این کشور همچون رفراندوم اثبات مشروعیت نظام، دارای اهمیت است، برگزاری انتخابات ریاستجمهوری می باشد. در واقع در این انتخابات با وجود اینکه مردم در مقابل انتخاب نامزدهای مختلف و از سوی دیگر در مقابل گزینههای مختلفی همچون شرکت نکردن در انتخابات قرار گرفته بودند، ولی با مشارکت بالا بشار اسد را به عنوان انتخاب خود معرفی کردند.
با این حال در شرایط پس از انتخابات این مسئله مورد توجه قرار گرفته که چه آینده سیاسی در انتظار سوریه خواهد بود؟
بدیهی است برای بررسی سناریوهای آینده باید تمام فرضیههای محتمل را بررسی کرد. بر این اساس هفت فرضیه در مورد آینده نظام سوریه و جریان مقاومت مطرح است که مهمترین آنها، فرضیه تثبیت نظام سوریه خواهد بود که روند تحولات نیز مدعی تقویت این فرضیه است. زیرا در شرایط کنونی جبهه مخالفین نظامی که شامل طیف وسیعی از تروریستهای بیگانه و اجارهای میشود و در قالب گروههای مختلفی همچون داعش، جبهه النصره، گردانهای التوحید، احرار الشام و ... در سوریه حضور دارند نه تنها نتوانستهاند به راهبردی مشخص در قبال سوریه دست پیدا کنند بلکه ناامیدی از حضور در جنگی که نه مقدس بود و نه عایدی به همراه داشت هویدا شده است.
نگاهی به حقایق میدانی گویای این است که هر روز عرصه تحولات بر معارضین و تروریستهای تکفیری تنگتر شده به گونهای که ارتش در تلاش است تا با ادامه تصرف مناطق مهمی چون حمص و ادلب در کنار پیشروی به نقاطی از دیرالزور و الرقه ، تروریست ها را از بین ببرد
بنابراین اگر امروزه مشاهده میشود گروههای تکفیری به دنبال تصرف نقاطی همچون عین العرب (کوبانی) هستند، به این دلیل است که در شرایط کنونی معارضین مسلح توان مقابله با پیشرویهای ارتش در مناطق دیگر را ندارند و به سمت مناطقی هجوم میبرند که در اختیار ارتش سوریه نیست.
در عرصه سیاسی نیز حامیان مخالفان نظام که با صرف هزینههای سرسامآور به دنبال ساقط کردن نظام بودند، اکنون سرخورده از صرف هزینههای هنگفت به دنبال راهی برای خروج از بحران سوریه هستند .
بنابراین به نظر می رسد که برگزاری انتخابات ریاست جمهوری با تأیید مشروعیت نظام، باعث ایجاد انسجام داخلی شده و تقویت روحیه ملی را فراهم کرده به نحوی که اکنون نظام سوریه در وضعیتی قرار گرفته که در عرصه های میدانی با تلاش بیشتری به دنبال پیشرویهای خود به منظور آزادسازی مناطق اشغالی برنامه ریزی می کند و در عرصه سیاسی نیز افزایش اختلاف میان مخالفین را فراهم کرده است به نحوی که در شرایط کنونی تردیدها نسبت به حمایت از مخالفین افزایش یافته است. بنابراین مهمترین پیام انتخابات ریاست جمهوری سوریه این بود که نظام از مشروعیت مردمی برخوردار است.
واژگان كليدي: سوریه، حزب ا...، مقاومت، انتخابات ریاست جمهوری 2014، جمهوری اسلامی ایران، محور مقاومت.