در قسمت اول مجموعه برنامه ی، روابط ترکیه و آمریکا در دوره ترامپ، چالشها و اختلافات ترکیه و آمریکا، بررسی خواهد شد.

ﺣﻤﻼت 11 ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ سال 2001 نشان داد ﮐﻪ آﻣﺮﯾﮑﺎ و ﺗﺮﮐﯿﻪ برای مقابله با ﺗﺮورﯾﺴﻢ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎز دارﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﻫﻤزمان ﺑﺎ ﻣﻄﺮح ﺷﺪن ﻃﺮح ﺧﺎورﻣﯿﺎﻧﻪ ﺑﺰرگ، آمریکا هرچه بیشتر به استفاده ابزاری از ترکیه برای پیشبرد این طرح نیاز داشت. ﺗﻌﻤﯿﻖ ﻫﻤﮑﺎری درﺑﺎره ﺟﻨﮓ ﻋﻠﯿﻪ ﺗﺮورﯾﺴﻢ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺟﺎن ﺗﺎزه ای را ﺑﻪ رواﺑﻂ دو ﺟﺎﻧﺒﻪ اﯾﻦ دو ﮐﺸﻮر ببخشد.طبق گزارشی که وزارت امور خارجه آمریکا، در سال ۲۰۰۹ منتشر کرده است "مبارزه با تروریسم" عنصر اصلی در همکاری استراتژیک ترکیه و آمریکا بوده است. اما دولتمردان ترکیه به ادعای آمریکا درخصوص مبارزه با تروریسم، با تردید نگاه می کنند. آنها معتقدند آمریکا از طرفی به نیروهای پ.ک.ک کمک های تسلیحاتی، آموزشی و... می کند و از طرف دیگر شعار مبارزه با تروریسم سر می دهد. این در شرایطی است که از دیدگاه آمریکا نیز، بعد از روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه، طرح معرفی ترکیه به عنوان الگوی دموکراسی اسلامی شکست خورده و رویکردهای افراط گرایان مورد توجه حزب عدالت و توسعه قرار گرفته است. دیوید فلیپیس(david philips ) کارشناس مسایل غرب آسیا  و مشاور اسبق در وزارت امور خارجه آمریکا معتقد است این تلقی که ترکیه مانع گسترش افراط گرایی اسلامی می باشد کاملا اشتباه است و در این مورد آنکارا به عنوان یک متحد برای آمریکا رفتار نکرده است.

 حوزه مهم دیگر همکاری آمریکا و ترکیه در دوره ترامپ، در پرونده هسته ای ایران بوده است. سیاست ترکیه از سال 2002 و با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه نسبت به برنامه هسته ای ایران دستخوش تحول شده است. این تغییر، نخست از یک ناظر به یک تسهیل کننده مذاکرات میان ایران و غرب و سپس از سال 2008 تا 2011 در نقش یک میانجی خود را نشان داد. با آغاز بحران داخلی در سوریه، ترکیه که پیش تر، مواضع موافق با قضیه هسته ای ایران داشت، رویکرد خود را به مخالفت با برنامه هسته ای صلح آمیز ایران تغییر داد.از نگاه ترک ها، هسته ای شدن ایران  به معنای برهم خوردن موازنه قدرت دیرینه بین تهران و آنکارا خواهد بود . این در شرایطی است که ترکیه نیز مانند ایران استفاده ی صلح آمیز از انرژی هسته ای را مورد توجه قرار داده است و در این روند از حمایت های آمریکا برخوردار نبوده است.

مساﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اروﭘﺎ، نیز در کم و کیف رواﺑﻂ آﻣﺮﯾﮑﺎ و ﺗﺮﮐﯿﻪ تاثیر دارد. اﺳﺘﺪﻻل ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ دوﻟﺖ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﻮﺟﯿﻪ اﻟﺤﺎق ﺗﺮﮐﯿﻪ به اتحادیه اروپا، ﺑﻪ ﮐﺎر ﻣﯽ ﮔﯿﺮد، ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ژﺋﻮﭘﻠﯿﺘﯿﮑﯽ ﻧﮕﺮش ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪاران آﻣﺮﯾﮑﺎ اﺳﺘﻮار ﺷﺪه اﺳﺖ. آﻣﺮﯾﮑﺎ اﺳﺎﺳﺎ ﺑﻪ دﻻﯾﻞ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ از ﻧﺎﻣﺰدی ﺗﺮﮐﯿﻪ و ﻫﻤﮑﺎری ﺑﺎ اﯾﻦ ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻋﻀﻮﯾﺖ در اﺗﺤﺎدﯾﻪ اروﭘﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﺮده اﺳﺖ. پیوستن و نپیوستن به اتحادیه، همچنان مهمترین معضل در آینده روابط ترکیه و غرب است. در صورتی که اتحادیه اروپا بتواند استراتژی کنونی خود را در مورد ترکیه، یعنی نپذیرفتن ترکیه در اتحادیه هم زمان با همکاری بیشتر با این کشور را ادامه دهد، روابط دو جانبه آمریکا و ترکیه بیشتر تقویت می شود . این در شرایطی است که طی سالهای اخیر و بویژه پس از دخالت های ترکیه در سوریه و لیبی نه تنها لحن کشورهای اتحادیه اروپا علیه ترکیه منفی تر شده است، بلکه آمریکا، فرانسه و اغلب کشورهای عضو ناتو، در اختلافات ترکیه با یونان و قبرس بر سر منابع انرژی در شرق مدیترانه، از یونان حمایت کردند. به طوریکه آمریکا در رفتاری هشدارآمیز با ترکیه، تجهیزات و نیروی نظامی اش در پایگاه نظامی خود در شهر الکساندروپولیس یونان را افزایش داد.

 یکی از اهداف ایالات متحده امریکا در غرب آسیا، حفظ ثبات و امنیت رژیم نامشروع صهیونیستی و خاموش کردن کانون های تهدید علیه آن است. جایگاه رژیم صهیونیستی برای آمریکا را می توان در جمله معروف بن گوریون خلاصه کرد که اظهار داشته است: «رژیم صهیونیستی برج دیده بانی غرب در غرب آسیا در بین کشورهای اسلامی است». بر اساس این دیدگاه، حفظ ثبات و امنیت رژیم صهیونیستی، بخشی تفکیک ناپذیر از اهداف آمریکا، در غرب آسیا به شمار می رود. لذا از زمانی که ترومن، رئیس جمهوری وقت ایالات متحده، استقلال رژیم اسرائیل را به رسمیت شناخت، این کشور تا امروز به عنوان مهم ترین حامی و پشتیبان رژیم صهیونیستی مطرح بوده است. دونالد ترامپ نیز در چهار سال اخیر در حمایت از منافع نامشروع رژیم صهیونیستی به اقدامات متعددی نظیر طرح معامله ننگین قرن، انتقال سفارت آمریکا از تل اویو به بیت المقدس و عادی سازی روابط رژیم اسراییل با امارات و بحرین دست زد. ترکیه در واکنش به این اقدامات، از استفاده از ابزارهای فشار اقتصادی خودداری و تنها به واکنش رسانه ای دیپلماتیک بسنده کرد اما همین موضع نیز برای غرب قابل پذیرش نبود.  پروفسور سیمون والدمن (Simon Waldman) کارشناس مسایل ترکیه براین باور است این کشور با مخالفت با تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا برای اعلام بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی نه تنها این رژیم بلکه کاخ سفید را در مورد تحولات خاورمیانه به چالش کشید.

وقوع حوادث یازده سپتامبر 2001، حمله ایالات متحده به افغانستان، سرنگونی رژیم طالبان فرصت مناسبی را برای ترکها فراهم آورد تا به بازسازی مناسبات خود با افغانها بپردازند. هم زمانی تقریبی این تحول با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه و سیاست دولتمردان ترک، در گرایش به شرق، بود که موجب بهبود و گسترش هرچه بیشتر مناسبات آنکارا- کابل در فضایی جدید شد. آمریکا نیز از موقعیت جدید ترکیه در منطقه استقبال نمود و تلاش کرد با شرکت دادن متحد اسلامی خود در ترکیب نیروهای ایساف در افغانستان، از ظرفیت های ترکیه بهره برداری کند، این در شرایطی است که تبدیل ترکیه به معبر ترانزیت تروریست ها در جریان بحران سوریه نشان داد که ترکیه و آمریکا در حمایت از تروریست های تکفیری و استفاده ابزاری از آنها، همسویی دارند.

 ﯾﮑﯽ دﯾﮕﺮ از ﻣﺴﺎﺋﻞ مهم در رواﺑﻂ آﻣﺮﯾﮑﺎ و ﺗﺮﮐﯿﻪ، ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻗﺒﺮس ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎ ﭘﺎﯾﺎن ِﺟﻨﮓ ﺳﺮد ﮔﻤﺎن ﻣﯽ رﻓﺖ ﮐﻪ اﻫﻤﯿﺖ ترکیه برای غرب از بین برود، وﻟﯽ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺤﻮر ﻣﯿﺎن ﺳﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻬﻢ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ ﺑﺎﻟﮑﺎن، ﻗﻔﻘﺎر و دریای سیاه، اقدام به نقش آفرینی کرد . این منطقه ی استراتژیک ﺑﺮای اﻫﺪاف آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺣﯿﺎﺗﯽ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ، وزن اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺑﺮای آﻣﺮﯾﮑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺖ. با این حال، ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻗﺒﺮس ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺸﮑﻞ ﺳﺎز در رواﺑﻂ ﺗﺮﮐﯿﻪ و آﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺧﺼﻮﺻﺎ ﺑﺎ ﮐﻨﮕﺮه آمریکا ﺑﺎﻗﯽ است. اما واشنگتن که تا دوسال پیش، از درﮔﯿﺮ ﺷﺪن ﺑﯿﺶ از اﻧﺪازه در ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻗﺒﺮس ﺧﻮدداری ﻣﯽ ﮐرﺪ و ﻫﻤﻮاره ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺟﺎﻧﺐ اﺣﺘﯿﺎط را ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﺪ، پس از اکتشاف منابع گازی در شرق دریای مدیترانه از این موضع خود عدول کرد و به رفتارهای ترکیه در قبال قبرس و یونان هشدار داده است. در این روند رژیم صهیونیستی نیز با آمریکا همراهی کرده است به طوریکه تحرکات این رژیم یکی از دلایل کنار گذاشته شدن ترکیه از انجمن گاز مدیترانه شرقی (EMGF)  می باشد.

بخش دیگری از جنبه های روابط ترکیه با آمریکا، متاثر از روسیه است. روسیه با توجه به دگرگونی سیاست خارجی اش نه متحد اروپا، آمریکا و ترکیه به شمار می رود و نه دشمن آنها. پس از فروپاشی شوروی، رهایی اقوام ترک زبان ساکن در قفقاز و آسیای مرکزی مجال جدیدی را برای سیاست های پان ترکیستی ترکیه به وجود آورد که در بعضی از مواقع موجب رقابت و حتی تضاد منافع با مسکو قرار بگیرد. یکی از مسایل  مهم ترکیه با روسیه در بالکان است. ترکیه سیاست فعالی در استفاده ابزاری از مسلمانان این مناطق پی گیری می کند و به طور جدی در تقابل با روسیه قرار دارد . آمریکا نیز در قبال روسیه و چین استراتژی دو پهلوی مهار- مراوده را در پیش گرفته است. براساس این استراتژی اگر روسیه به غرب نزدیکتر شود، جنبه مراوده تقویت خواهد شد. ولی در صورت دوری روسیه از غرب و تبدیل شدن آن به یک تهدید، بُعد مهار مورد توجه قرار خواهد گرفت. موقعیت ژئوپلیتیک و حتی ژئو اکونومیک ترکیه می تواند به اجرای هر دو جنبه استراتژی غرب در برابر روسیه کمک کند. البته ترکیه نیز از این پتانسیل برای امتیازگیری از آمریکا استفاده می کند که نمونه ی آن خرید سامانه موشکی اس-400 از روسیه، علیرغم هشدارهای مخالفت آمیز آمریکا است. در هر حال، روابط ترکیه  و آمریکا در دوره ترامپ بیش از آنکه رو به توسعه باشد بیشتر چالش برانگیز بوده که از دید عده ای از کارشناسان متاثر از شخصیت ویژه رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه و دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا بوده است.

آبان ۱۰, ۱۳۹۹ ۱۳:۴۴ Asia/Tehran