سایه استعمار فرانسه بر غرب آفریقا (2): انگیزه ها و اهداف فرانسه از مداخله در غرب آفریقا
در قسمت دوم مجموعه برنامه ی، سایه استعمار فرانسه بر غرب آفریقا، انگیزه ها و اهداف فرانسه از مداخله در غرب آفریقا، بررسی خواهد شد.
مهمترین انگیزه های فرانسه از مداخله نظامی در منطقه غرب افریقا را میتوان در چند مورد خلاصه کرد. اول اینکه، از منظر خوشبینانه و از آنجا که منطقه غرب آفریقا با فرانسه مرز مشترک دارد، فرانسه با بحران مهاجرت و سیل عظیم مهاجران به سوی این کشور و سایر کشورهای اروپایی مواجه شده است و با حضور در کشورهای آفریقایی قصد دارد با پدیده ی مهاجرت به فرانسه و اروپا مقابله می کند.
آفریقا و از جمله غرب آفریقا دارای منابع زیرزمینی زیادی است. علیرغم همه منابعی که در منطقه غرب افریقا وجود دارد، توسعه نیافتگی و عقب ماندگی کشورهای این منطقه ی ثروتمند زیاد است. نام کشورهای غرب آفریقا، همواره در صدر فهرست کشورهای عقب مانده نهادهای وابسته به سازمان ملل قرار دارد. از جمله ی نهاد های بین المللی می توان به یوان دی پی (سازمان عمران و توسعه ملل متحد)، بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، یونسکو (سازمان علمی و آموزشی و فرهنگی ملل متحد) و فائو (سازمان خوارو بار جهانی) اشاره کرد که افریقا در صدر لیست عقب ماندگی این نهادها، قرار می گیرد. منابع غنی معدنی و نفتی آفریقا باعث جلب توجه کشورهای مختلف به این قاره غنی شده است. از جمله ی این کشورها، فرانسه است. منابع غنی آفریقا، موجب مداخله نظامی فرانسه در منطقه غرب افریقاست. فرانسه با حضور در این منطقه، به دنبال تامین نیاز انرژی خود است.
علاوه بر انرژی و ثروتهای طبیعی غرب آفریقا، موقعیت ژئوپلیتیکی منطقه ساحل و منطقه غرب افریقا، نیاز بسیار حائزاهمیت برای کشورهای غربی است. موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه ی آفریقا، از انگیزه های حضور نظامی فرانسه در این منطقه به شمار می رود. منطقه ساحل (جی5)، منطقه جنوبی اروپاست. کشورهای فلاکت زده منطقه غرب افریقا بازار مصرفی مناسبی برای کالاها و تسلیحات فرانسه به شمار می رود. فرانسه از خلا قدرت در این منطقه استفاده کرده و این منطقه را به عنوان حیات خلوت خود برای آزمایش سلاح های خود تبدیل کرده است. کارشناسان معتقدند که خلا قدرت و وجود نظامهای سیاسی ضعیف، متزلزل، با برخورداری ناچیز از حمایت های مردمی از دیگر عوامل زمینه ساز حضور نظامی فرانسه و امریکا در این منطقه به شمار می رود؛ قراردادهای نظامی دولت امریکا و فرانسه با کشورهای غرب افریقا از جمله جیبوتی نیز در همین راستا است.
فرانسه با لشکرکشی یا تشکیل پیمانها و نیروهای مشترک منطقه ای، حضور نظامی خود را به صورت، کوتاه مدت و دراز مدت در منطقه غرب افریقا تقویت کرده است. هرچند فرانسه سال هاست و از بعد از استقلال کشورهای غرب افریقا تلاش کرده است به بهانه هایی چون مبارزه با تروریست، حضور نظامی خود در این منطقه را نیز تقویت کند. اما علیرغم حضور نظامی فرانسه در منطقه غرب افریقا و داشتن پایگاه های ثابت نظامی این کشور در این منطقه به نظر می رسد راهبرد جدید فرانسه بیشتر مبتنی بر حضور غیر نظامی است. فرانسه در منطقه غرب افریقا اهداف متعددی را دنبال می کند که مهمترین این اهداف، رسانه ای و عملیاتی، سیاسی، نظامی- امنیتی، بین المللی، اقتصادی و در نهایت اهداف ایدئولوژیک است.
دولت فرانسه برای سرپوش نهادن بر سیاستهای غلط و ناکارآمدش، همواره با بازی رسانه ای، سعی در منحرف کردن افکار عمومی، از مسائل داخلی فرانسه است. از سال 2018م در فرانسه شورشهای خیابانی موسوم به جلیقه زردها سربرآورده اند. این اعتراضات و شورشها با تمرکز بر اهداف معیشتی و اقتصادی ایجاد شده اند. این کشور در آخرین هفته های منتهی به سال 2020م، با عقبنشینی از برخی سیاستهای خود و اختصاص بودجه بیشتر به کارگران و بازنشستهها، سعی در مدیریت بحران ایجاد شده داشت، اما در این مسیر موفق نبوده است. دولت فرانسه یکی از راه های برون رفت از این بحران های اقتصادی را حضور فعال نظامی و غیر نظامی در منطقه غرب افریقا می داند تا از این طریق بتواند افکار عمومی را به سویی دیگر سوق دهد. به مردم این کشور وعده می دهد که از طریق سیاست خارجی به دنبال حل مشکلات اقتصادی مردم آفریقاست. بدین ترتیب سعی دارد نظر افکار عمومی را از مشکلات داخلی منحرف کند.
حفاظت و صیانت از حکومتهای دیکتاتور و غیر دموکراتیک منطقه غرب افریقا که سرسپرده فرانسه هستند، مقابله با قیامها، انقلابها و جریانهای ضداستعماری در فرانسه و جبران شکست های گذشته و سرپوش نهادن بر نسل کشی های این کشور در منطقه غرب افریقا، از جمله اهداف سیاسی است که دولت فرانسه از مداخله نظامی در منطقه غرب افریقا دنبال می کند. استعمار نو در غرب افریقا ، پس از جنگ جهانی دوم و با تغییراتی که در سیاست خارجی فرانسه شکل گرفت، از طریق حاکمان وابسته بر طبق خواسته های فرانسوی ها عملی شد و همچنان ادامه دارد.
با روی کار آمدن جنبش های مردمی در منطقه غرب افریقا، فرانسه به نقطه ای رسید که دیگر نمی توانست از طریق حضور مستقیم، خشن و تحت سلطه قرار دادن کشورها، آنها را اداره کند. البته فرانسه هم ادامه سلطه به این شیوه را از نظر اقتصادی هزینه بر و به صرفه نمی دانست. بنابراین فرانسوی ها در منطقه غرب افریقا به سرمایه داری انحصاری روی آوردند. به طوری که فرانسویها سرمایه را از کشور خود به کشورهای تحت سلطه می فرستند و این سرمایه با بهره گیری از نیروی کار ارزان و منابع سرشار کشورهای تحت سلطه چند برابر شده و به کشور باز می گردد و اساساً مسیر حرکت به سمت صدور سرمایه می رود و وقتی صدور سرمایه محوریت پیدا می کند، دیگر نمی توان به شیوه سنتی گذشته عمل کرد. به خصوص با خیزش های مردمی که به وجود آمده اند.
به اعتقاد فرانسوی ها، برای استعمار جوامع غرب افریقا لازم است ساختارهای سنتی از هم بپاشند و کشورها را وارد فاز مدرنیته کنند و رژیم هایی را به حکومت برسانند که وابسته به غرب باشند. از این رو، استعمار نوین را در منطقه غرب افریقا پیاده کردند. ادگار مورن Edgar Morin، جامعه شناس فرانسوی، در خصوص علت پدیدار شدن استعمار نوین فرانسه در منطقه غرب افریقا می گوید: چون شیوه استعمار کهن فرانسه در منطقه غرب افریقا منجر به این می شد که ابر قدرت ها به حریم یکدیگر تجاوز کنند، به فکر افتادند تا مانع این امر شوند. از سوی دیگر به دنبال چاره ای بودند تا منافعشان ابدی شود. به همین دلیل، شیوه استعمار نو یعنی شیوه ی غیر مستقیم را پذیرفتند. «استعمارنو» استعماری است که پیش از همه به صدور سرمایه توجه زیادی دارد و سلطه سیاسی مستقیم را مد نظر قرار نمی دهد. گر چه ممکن است گاهی هم از آن استفاده کند؛ اما به ظاهر، نمی خواهد سرزمینی تحت سلطه را به اشغال در آورد.
فرانسوی ها با اشغال حاکمیت به جای اشغال سرزمین؛ درصدد به حداقل رساندن هزینه لشکر کشی نظامی مستقیم به منطقه غرب افریقا بوده اند. اما حس ناسیونالیستی، آگاهی و آزادی خواهی مردم این منطقه، به شکل گیری حرکت های استقلال طلبانه و نهضت های ملی در کشورهای منطقه غرب افریقا، انجامیده است. ظلم، ستم، فساد، استبداد وابسته، غارت منابع، فقدان کارآمدی سیاسی حکومت های سرسپرده ، ارمغانی است که استعمار نوین فرانسه برای کشورهای غرب افریقا به بار آورده است.