هیدروپلیتیک ترکیه (5)/ هیدروپلیتیک ترکیه از منظر کارشناسان
در قسمت پنجم مجموعه متون هیدروپلیتیک ترکیه، دیدگاه های کارشناسان در خصوص هیدروپلیتیک ترکیه بررسی می شود.
پروژه بهره برداری از آب دجله و فرات که از سال 1980 میلادی با نام گاپ شناخته شده است، در راستای استفاده ابزاری و انحصاری از آب این رودخانه ها بدون توجه به منافع سایر کشورهای ذینفع در حال اجراست. همانطور که در قسمت های قبلی گفته شد، این طرح تکمیلی در برگیرنده 22 سد و 19 نیروگاه برق آبی بر بخش علیای دجله و فرات، با هدف آبیاری بالغ بر یک و نیم میلیون هکتار زمین کشاورزی و همچنین تولید سالیانه 55 میلیارد کیلووات ساعت برق خواهد بود. هماهنگ نبودن ترکیه با سیاست های آبی سایر کشورهایی که در پایین دست دجله و فرات، قرار دارند باعث تشدید تهدید خشکسالی و آسیب های زیست محیطی جدی در کشورهایی مانند عراق، سوریه و البته ایران خواهد شد. فعالان مدنی نیز به سدسازیهای ترکیه اعتراض دارند زیرا حدود ۵۵۰ مکان باستانی و آثاری از ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد تا پایان حکومت عثمانی را از جمله در حسن کیف hasankeyf ، زیرآب میبرد.
حسن کیف، طی حدود 11000 سال، 20 فرهنگ مختلف را به خود دیده است. بیزانسیها، آشوریها، رومیها و مغولها برخی از تمدنهایی هستند که در شهر باستانی حسن کیف آثاری مهم بر جای گذاشتهاند. پروژه بزرگ سدسازی که در دهه اخیر توسط دولت ترکیه آغاز شده است، بیشتر گنجینههای باستانی این شهر را نابود کرده است . در رابطه با حساسیتهای فرهنگی - تاریخی نیز دولت ترکیه اقدام به جابجایی بعضی از اَشیاء و آثار تاریخی به مکانی جدید در نزدیک شهر باستانی حسن کیف کرده است. علاوه بر مخالفت های مدنی با سیاست های آبی ترکیه، مسئله ی آسیب های وارده با اعمال سیاست های آبی ترکیه، در برخی پژوهشهای علمی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. دکتر زهرا پیشگاهی فرد، استاد جغرافیای سیاسی در دانشگاه تهران ایران، می گوید: مسئله کمبود آب به طور کلی و کاهش تدریجی آن در اثر مصرف جوامع، سبب شده آب نقش اساسی خود را در شکلدهی به روابط اجتماعی ـ سیاسی ملتها و جوامع بشری به ویژه در مناطق خشکتر جهان ایفا کند.
دولت ترکیه، با دیدگاه توسعه ای و تامین آبیاری زمین های کشاورزی به پروژه های سد سازی طرح گاپ نگاه می کند. دولتمردان ترکیه منکر تاثیرات منفی سدسازی ترکیه می شوند و با تبلیغات گسترده آن را عامل توسعه و آبادانی منطقه می داند. مثلاً ویسل اراوغلو (vesel eraoglu) وزیر امور آب و جنگلهای ترکیه در سخنرانی خود در تاریخ 21 جولای 2017 در استانبول درباره تغییر شرایط اقلیمی و ریز گردها مدعی شد: ساخت سدها در ترکیه عامل تشکیل و انتقال ریزگردها نمیشود. سالانه 2میلیارد تن ریزگرد وارد اتمسفر میشود. بیابانهای شبهجزیره عرب و صحرای آفریقا عامل تولید هفتاد درصد ریزگردها میباشد. سدهای ترکیه به نفع مردم منطقه است. در موقع خشکسالی علیرغم اینکه آب سدهای ترکیه کاهش مییابد ولی ترکیه به سوریه و عراق آب لازم را انتقال میدهد. علیرغم این قبیل اظهارات تبلیغاتی و منفعت جویانه از سوی مقامات کشور ترکیه، این کشور تعهدات خود را در خصوص همسایگان به جای نمی آورد. ترکیه متعهد شده است که به سوریه 500 مترمکعب در ثانیه آب واگذار کند. ولی در سی سال اخیر به سوریه حجم آب بسیار کمتری را داده است.
کارشناسان معتقدند که بازدهی سدهای مدنظر ترکیه، در حد توان رودهای تغذیه کننده سد نیست. محمد درویش، فعال محیط زیستی در ایران میگوید: حجم مخزن سدهای ترکیه روی سرچشمههای دجله و فرات 120 میلیارد مترمکعب است که برآورد سالانه این دو رودخانه 47 میلیارد مترمکعب است. از سوی دیگر برخی کارشناسان معتقدند تبعات سیاست های آبی ترکیه دامن این کشور را هم خواهد گرفت. از جمله دکتر مهرداد میرسنجری، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیکی، معتقد است: ترکیه ساخت سدهای خود را از سال 1973 با سد کبان keban آغاز کرد. در نتیجه به تدریج میزان حجم آب کم و کمتر شده است. این موضوع نشاندهنده این است که این سدسازی تأثیر مستقیم خود را ابتدا بر خود ترکیه گذاشته و این کشور را تحت تأثیر قرار داده است.
نخستین سازه بزرگ طرح آناتولی جنوب شرقی و به اختصار گاپ، سد آتاتورک بود که در سال ۱۹۹۲ میلادی، با ظرفیت ۴۸ میلیارد مترمکعب تکمیل شد. با تکمیل نهایی طرح گاپ، ترکیه حدود ۴۵ درصد آب رودخانههای دجله و فرات را کنترل خواهد کرد. بر پایه برخی برآوردها، اثر برداشت آب برای کشاورزی و صنعت، تبخیر از سطح دریاچه سدها، به هم خوردن سامانه آبشناختی هیدرولوژیک حوضه آبخیز این دو رودخانه در اثر تغییر اقلیم و گرمایش زمین، میتواند در یکی دو دهه آینده سبب کاهش آب ورودی به عراق تا میزان ۸۰ درصد شود. حسن النجانی (alnajany) وزیر منابع آب عراق در مورد پیامدهای نامطلوب سیاستهای آب ترکیه معتقد است: برآوردها حاکی است میانگین جریان آب در دجله و فرات در ده سال اخیر 45 درصد کاهش یافته است.
بنا به برآورد کارشناسان با توجه به پایان احداث سد ایلیسوilisu و آبگیری آن ،پنج و شش دهم میلیون هکتار از اراضی عراق و سوریه خشک خواهد شد. در اثر این خشکی، ریز گردها هزاران کیلومتر را درخواهند نوردید و متأسفانه بر ۸۰ درصد از استانهای کشور ایران نیز تأثیر خواهد گذاشت. بر مبنای آموزههای اسلام، ساکنان بالادست به هیچ بهانهای حق ضرر زدن به پاییندستیها را ندارند. کشور ترکیه این نظریه را قبول ندارد و نظریه حق انحصار آب های فرامرزی را ملاک عملکرد خود قرار داده است. دکتر ابوالفضل مجنونی هریس، عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز می گوید: متأسفانه سیاستهای سالیان اخیر ترکیه در راستای بیثبات کردن منطقه بوده و برای از بین بردن امنیت و آبادانی دو همسایه عرب خود از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است. ترکیه از سالها پیش برنامههای بلندی برای کنترل آب رودخانههای بینالمللی نظیر دجله، فرات و حتی رودخانه ارس داشته است تا در نهایت از این منابع بهعنوان اهرم فشار بر منطقه استفاده نماید. دکتر سید اسدالله اطهری پژوهشگر حوزه ترکیه نیز معتقد است: ترکها در رابطه با سوریه و عراق از آب بهعنوان ابزار سیاسی و هژمونیک بهره میبرند. لذا آب برای ترکیه بهعنوان یک ابزار چانهزنی سیاسی و یک کالای تجاری است. کمبود آب کماکان موجب افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در منطقه خواهد شد. در چنین شرایطی رهبران ترکیه بهطور یکجانبه موافقتنامه اشتراک آب با سوریه و عراق را در سال 2014 لغو کردند.
در مورد گستردگی تاثیرات منفی و زیانبار سد سازی در ترکیه، کفاح محمد تحلیلگر عراقی نیز اعلام کرده است: سدسازی ترکیه بسیاری از کشورها را تهدید میکند و آسیب های آن فقط به عراق مربوط نمی شود. بحران سدسازی ترکیه به دوره صدام برمیگردد. صدام تهدید به بمباران سدها کرد. با توجه به این تهدید، ترکیه احداث سد را متوقف کرد. اگر راهکار برای این بحران یافت نشود فاجعه برای عراق رخ خواهد داد و بهویژه بخش کشاورزی به شکل زیادی متضرر خواهد شد. خشک شدن رود دجله و فرات و کاهش آب آن به میزان 50 درصد برخی مناطق را به دشتی بیآب وعلف تبدیل خواهد کرد. البته بعید است که دو کشور به اقدام نظامی در این زمینه رویآورند و تفاهم و راهکار دیپلماتیک برقرار خواهد شد.
جاشوا لندیس (Joshua - lendis) رئیس برنامه غرب آسیا در دانشگاه اوکلاهما، می گوید خشکسالی 4 ساله باعث مشکلات شدیدی در سوریه شد. این خشکسالی بیش از یکمیلیون نفر را مجبور به ترک مزارع خود در شرق سوریه و باعث مهاجرت آنها به شهرهای دیگر شد. لندیس می گوید: این تحرک جمعیتی بود که طی چند مرحله، زمینهی جنگ داخلی در سوریه را فراهم کرد. تحلیلگر سوری بنیل السمن کارشناس ارشد آبهای بینالمللی سوریه در مقالهای که در روزنامهی الشرق الاوسط سعودی نوشتهشده، معتقد است که آب میتواند منجر به درگیریهایی در آینده بین کشورهای منطقه، ازجمله سوریه و ترکیه شود.
با این اوصاف نگاهی حقوقی به منابع آبی مشترک در مرزهای کشورها با توجه به کمبود آب و احتمال رقابت بیشتر در آینده اجتنابناپذیر است. صالح مختار (saleh mokhtar)، وکیل بینالمللی در امور مناقشات آبی میگوید: تأثیر سیاستهای آبی ترکیه را بهطور چشمگیری در جنوب عراق میبینیم. جایی که آب بهشدت شور شده است. بر اساس داده های مبنی بر تغییرات اقلیمی و آب و هوایی، بسیاری از مناطق رو به خشک شدن می روند. این پدیده از یکسو در مقیاس فرو ملی به گسترش بحرانهای زیستمحیطی و تنشهای اجتماعی و در مقیاس ملی و فراملی با افزایش تنش با همسایگان بر سر رودهای مرزی و مشترک انجامیده است. در این میان، کشورهای واقع بر نوار خشک جهان، وضعیت نگرانکنندهتری دارند. چرا که پیشنیاز توسعه، رفاه و ثبات بهره گیری از توان محیطی بهویژه در قالب مهار آبهای داخلی است. از این رو، شاهد طیفی از مناسبات هیدروپلیتیک از جمله همکاری، تنش و جنگ میان کشورهایی هستیم که رود بینالمللی از آنها میگذرد.
ترکیه به تعهدات رسمی مبتنی بر قرارداد خود با عراق و سوریه درباره تضمین جریان آب دجله و فرات به این دو کشور، عمل نکرده بود . با این همه در 2014 از همین قرارداد ناقص اجراشده هم خارج شد. می توان تصور کرد که خروج ترکیه از این قرارداد پیامی آشکار به بغداد و دمشق است که دجله و فرات، یعنی شریان های حیاتی غرب آسیا، را رودهای فرامرزی و مشترک بین کشورها نمی داند و درباره آن به عنوان یک رود ملی و واقع در حوزه سرزمینی خود تصمیم گیری و رفتار می کند. ترکیه بازیگر اصلی حوضه آبریز دجله و فرات است. از این رو تصمیماتش بر مدیریت زیست در عراق و سوریه تاثیر می گذارد. این روند تا کنون نتایجی فاجعه آمیز در پی داشته است. کاهش 45 درصدی ورودی آب به کشورهای سوریه و عراق یعنی نابودی تدریجی کشاورزی در کشورهایی که به نوعی در نوار خشک قرار دارند و خود با انواع بحران ها از جمله بحران امنیتی دست و پنجه نرم می کنند. اگر به ریزگردها به عنوان یک تهدید زیست محیطی توجه کنیم دایره تهدیدآفرینی طرح گاپ و پروژه سدسازی های سریالی ترکیه از دو کشور عراق و سوریه عبور میکند و حتی ایران را دربر می گیرد. طرح گاپ قرار است 1 و نیم میلیون کیلومتر از اراضی جنوب شرقی ترکیه زیر کشت ببرد اما در همین مرحله که هنوز تکمیل نشده 5 و شش دهم میلیون هکتار از اراضی عراق و سوریه را غیر قابل کشاورزی کرده است. همین دلایل کافی بود تا با فشار فعالان محیط زیست و فعالان اقتصادی و سیاسی در اروپا، تعدادی از شرکت های اروپایی مجبور شوند از پروژه گاپ خارج شوند. جایگزینی شرکت های رژیم صهیونیستی به جای آن ها، بخوبی نشان می دهد که برنده اصلی فشار ترکیه بر منابع آب غرب آسیا کیست؟ ترکیه با مداخله در سوریه و شمال عراق نشان داد که انگیزه های جدی برای نقش آفرینی موثر در این منطقه دارد اما راهکاری که انتخاب کرده است بر اساس سیاست های تامین منافع جمعی یا برد- برد نیست. طرح کلان اقتصادی این کشور یعنی گاپ نیز شاهدی بر همین مدعا است که برنامه آنکارا برای افزایش قدرت منطقه ای بر برد خود و باخت بقیه شکل گرفته است. پیامد چنین راهکاری قطعا تقویت صلح و ثبات در غرب آسیا نخواهد بود.