در قسمت اول، هیدروپلیتیک ترکیه و تاثیرات منطقه ای آن بررسی خواهد شد.

در هزاره جدید، آب یک ماده رقابتی بسیار مهم در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای، ملّی، ناحیه‌ای و محلی اسـت و ضرورت مدیریت منابع آب، رقابت شدیدی را برای سلطه و نظارت بر منابع آبـی ایجـاد کـرده اسـت کـه از آن بـه سیاست آب یا هیدروپلیتیک تعبیر می‌شود. امروزه هیدروپلیتیک بیشتر از سایر حوزه‌ها مورد توجه قرار گرفته است و به سیاست‌های کشورها در رابطه با یکدیگر در خصوص توزیع، کنترل منابع آب می‌پردازد. سیاست های آبی یا هیدروپلتیک با کارکرد دوگانه گاه باعث مناقشه بین کشورها و گاه موجب تفاهم و همگرایی بین آنها می شود. مصطفی دولت یار و پروفسور گری در کتاب سیاست آب در غرب آسیا درصدد نشان دادن این موضوع هستند که اگرچه آب در برخی موارد به تحریک مناقشه‌ها در این منطقه منجر گردیده است اما با این‌ وجود اغلب باعث ارتقای سطح همکاری‌ها و همزیستی میان کشورهای رقیب و یا مخالف هم شده است. 

 ترکیه از موقعیت استراتژیک خاصی برخوردار است. ترکیه از سه طرف با دریای سیاه در شمال، دریای مدیترانه در جنوب و دریای اژه در غرب احاطه‌ شده است. رودهای بسیار زیادی در این کشور جریان دارند که این رودها پس از گذشتن از خاک همسایگان وارد دریاهای اطراف ‌می‌شوند. بیشتر منابع آب رودخانه‌های مهم دجله و فرات از این کشور سرچشمه می‌گیرند. گاپ، نام پروژه عظیم ترکیه مشتمل بر ۲۲ سد و ۱۹ نیروگاه آبی  بر روی دجله و فرات در منطقه شرقی ترکیه است. این طرح موضوع بهره‌برداری آب‌های دجله و فرات را به بزرگ‌ترین چالش ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل نموده است. چرا که دجله و فرات به‌نوعی دو شریان حیاتی برای توسعه و تداوم حیات در کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و جنوب غرب ایران هستند. ترکیه، سوریه و عراق، کشورهای اصلی در حوضه دجله و فرات هستند. ترکیه به مدت طولانی به دلیل قدرت ساختاری و موقعیت سرچشمه رودخانه ها، بنوعی هژمون آبی در منطقه است. عراق و سوریه کشورهای پایین‌ دست در حوضه ی آبی دجله و فرات هستند و به همین دلیل همواره مایلند تا مقدار آب مورد نیاز برای برآوردن نیازهایشان را تأمین کنند. طبق نظر کارشناسان وضعیت فعلی در سوریه و عراق بسیار بحرانی است و هزاران نفر از مردم این کشورها به آب دسترسی ندارند و کشاورزان به دلیل کمبود آب زمین خود را ترک می‌کنند. گوینده دوم:

پروژه‌های آبی ترکیه به‌شدت این دو کشور پایین‌دست را متأثر کرده و تأثیرات مخربی در ابعاد زیست‌محیطی و کشاورزی بر این کشورها گذاشته است و با انجام پروژه گاپ 70 تا 80 درصد آب ورودی به کشورهای عراق و سوریه کاهش پیدا خواهد کرد. گاپ GAP مخفف نام ترکی این پروژه است که در اصل پروژه آناتولیای جنوب شرقی southeastern anatolia project  است.احمد صالح مختار، حقوی دان  بین‌المللی در امور مناقشات آبی می‌گوید: "تأثیر سیاست‌های آبی ترکیه را به‌طور چشم‌گیری در جنوب عراق می‌بینیم. جایی که آب به‌شدت شور شده است. وقتی عراق در زمان نوری المالکی نخست وزیر وقت عراق، به سدسازی ترکیه و سیاست‌های انحصارطلبانه این کشور در زمینه استحصال آب‌های مشترک و فرا مرزی اعتراض نمود، موضع‌گیری ترکیه این‌طور بود که: "مگر شما منابع سرشار نفتی خود را با ما اشتراک می‌گذارید، که ما منابع آبی خود را با شما اشتراک بگذاریم. بدیهی است که این توجیه غیر حقوقی نمی تواند مورد پذیرش کشورهای پایین دست قرار گیرد . . "نبیل السمن کارشناس ارشد آب‌های بین‌المللی در سوریه در مقاله‌ای در روزنامه‌ی عرب الشرطه می نویسد: هنگامی‌که جنگ و نگرانی های امنیتی درعراق و سوریه افول کند و اوضاع بهتر شود به دلیل مسائل آب به‌ویژه رودخانه‌های دجله و فرات تنش‌ها با ترکیه شروع می‌شود لذا بحران جدید در راه است. ترکیه برای اقدامات خود در طرح گاپ اینگونه استدلال‌ می کند که با توجه به اینکه حدود 90 درصد از جریان سالانه رودخانه فرات و حدود 50 درصد از جریان سالانه رودخانه دجله از خاک ترکیه سرچشمه گرفته و تأمین می‌شود، پس این کشور قانونا حق دارد جریان آب این رودخانه‌ها را کنترل نماید.

شاید بتوان گفت ترکیه صرف نظر از انگیزه های سیاسی، نگرانی‌های مشروعی را درباره مدیریت منابع آب ابراز می‌کند و دلیل این امر آن است که عراق به دلیل بحران و ناامنی به‌ طور کافی آب‌هایش را مدیریت نمی‌کند. کمبود آب می‌تواند شدیداً به بخش‌های مختلف اقتصاد عراق مثل کشاورزی ضربه بزند و سلامتی جامعه را به خطر اندازد. بر اساس گزارش وزارت منابع آب عراق، این  کشور تنها با 216 میلی‌متر بارش سالانه و درصد تبخیر بالا به‌ عنوان یک کشور نیمه‌خشک شناخته می‌شود. عراق یک کشور پایین‌دست است و بیش از 90 درصد از آب‌های سطحی اش از کشورهای همسایه تأمین می‌شود که ترکیه به ‌تنهایی 80 درصد از این مقدار را در اختیار دارد. دولت عراق معتقد است با اجرای پروژه گاپ، در عراق به‌عنوان کشوری که 36 درصد از اقتصاد محلی‌اش به کشاورزی متکی است، بسیاری از کشاورزان عراقی شغل خود را از دست خواهند داد. همچنین دستکم 20 درصد از ظرفیت بخش نیروگاه‌های تولید برق عراق از دست خواهد رفت.

در سال1987 میلادی سوریه و ترکیه در پی توافقنامه‌ی همکاری اقتصادی دوجانبه که شامل مقرراتی در مورد استفاده از آب رودخانه فرات بود یک پروتکل امنیتی به امضاء رساندند ولی در عمل چندان مؤثر واقع نشد. تکمیل پروژه‌ی سد آتاتورک در سال 1990 موجب کاهش 40 درصد از سهمیه آب سوریه و حدود 90 درصد از سهمیه آب عراق از رود فرات شد که به‌شدت مورد اعتراض این دو کشور قرار گرفت.  ترکیه در مورد حقوق خود نسبت به آب فرات رویه‌ی صریح و زورمندانه‌ای را در پیش‌ گرفته است. یکی دیگر از مسائلی که موجب افزایش تنش‌ها در روابط دمشق - آنکارا شد، آغاز فعالیت ترکیه برای احداث یک نیروگاه آبی 672 مگاواتی‌ در منطقه بیرجیک بود. ترکیه در نوامبر سال 1995 موفق به امضای قراردادی با کنسرسیوم اروپایی جهت تأمین اعتبار دو سد در منطقه بیرجیک birecik بر روی رود فرات گردید. اقدام ترکیه برای احداث سد بیرجیک مورد اعتراض سوریه و عراق قرار گرفت. این دو کشور به شرکت‌هایی که برای ساخت این سد با ترکیه همکاری می‌کنند هشدار داد که در صورت ادامه همکاری با آنکارا از مشارکت در تمام پروژه‌هایی که در آینده در این دو کشور به اجرا گذارده خواهد شد، محروم می‌شوند.

کشور ترکیه علی‌رغم داشتن موقعیت ژئوپلیتیک ویژه، یکی از کشورهایی است که از لحاظ منابع انرژی نفت و گاز به ‌شدت ضعیف است. با توجه به روند رو به رشد صنعت در این کشور، ترکیه هر روز بیشتر به منابع انرژی نفت و گاز وابسته شده و از طرف دیگر خواستار بهره‌برداری از نقش محوری خود به عنوان پایانه انرژی در انتقال انرژی شرق به غرب است.  ترکیه قصد دارد از آب به عنوان یک سلاح علیه کشورهای منطقه استفاده نماید. نرخ رشد جمعیت و امنیت غذایی، امنیت انرژی، توسعه اقتصادی و تکنولوژیکی، دسترسی به آب و مدیریت آن همگی از سیاست های آبی کشورها تبعیت می کند و تاثیر می پذیرد. برآوردها گویای آن است که در صورت تداوم هیدروپلیتیک ترکیه به شکل فعلی در آینده­ ای نه‌چندان دور مسئله آب میان ترکیه و کشورهای همسایه به موضوعی تنش زا تبدیل شود. 

تا سال 1977 سدها و کانال‌های آبیاری متعددی در حوضه آبریز دجله و فرات در ترکیه، عراق و سوریه ساخته شد اما بر اساس گزارش سازمان ملل این روند در سه دهه اخیر به‌شدت افزایش‌یافته است و بر اساس همین گزارش دولت ترکیه بیشترین سهم را در سدسازی و مسدود کردن جریان آب دجله و فرات و به عبارتی بروز خشکی در منطقه بین‌النهرین داشته است. این موضوع باید برای ایران به‌عنوان کشور متضرر ثالث از اهمیت بالایی برخوردار گردد زیرا بخشی از گردوغبار در استان خوزستان ایران ناشی از خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها در جنوب عراق و همچنین زمین‌های بادیه الشام در جنوب شرق سوریه است و این امر پیامدهای زیست‌محیطی و بهداشتی فراوانی را برای سکنه استان‌های مرزی در پی دارد . 

رودخانه های دجله و فرات پس از به هم پیوستن به یکدیگر در نزدیک شهر بصره، شط العرب را می‌سازند. این رودخانه پس از پیوستن به رودخانه کارون در سی ‌و سه کیلومتری شهر بصره، اروندرود در ایران را به وجود می‌آورند که در مرز مشترک بین ایران و عراق جریان دارد. رودخانه‌های اصلی حوضه آبریز اروندرود شامل دجله، فرات، کرخه و کارون بزرگ است و آب آن از کشورهای ترکیه، سوریه، عراق و ایران سرچشمه می‌گیرد. رودخانه اروندرود منشأ کشمکش‌های فراوانی بین ایران و عراق بوده است؛ این موضوع به ‌نوعی نشان‌دهنده اهمیت رودخانه‌های مرزی چه از جهت تعیین مناطق مرزی و چه از نظر تأمین آب برای کشاورزی یا صنعت است. سرنوشت پروژه گاپ و تداوم بهره برداری زیان بار از رودخانه‌های دجله و فرات تبعات منفی بر ثبات و همکاری های منطقه ای دارد.

با این توصیف ها باید گفت، بحران آب اگر نتواند به‌ درستی کنترل و مدیریت شود، نظم سیاسی موجود در غرب آسیا به هم خواهد خورد. از درون بحران آب و مسائل زیست‌محیطی آن چه ‌بسا زوال تمدن‌ها رقم بخورد و منازعات قومی و جنگ‌های منطقه‌ای شکل گیرد. عراق، سوریه، ایران و ترکیه در مرکز این مناقشات منطقه‌ای می‌توانند قرار گیرند. بنابراین ضروری است که با یکدیگر همکاری کنند و منابع آبی را هدفمند هدایت و مصرف کنند. اولین گام در این خصوص رعایت قواعد لازم الاجرا حقوق بین الملل محیط زیست از جمله اصل عدم استفاده زیان بار از محیط زیست است . این اصل در پروژه گاپ بشدت نقض شده و نتیجه آن افزایش بیابان زایی و گرد و غبار در عراق ،سوریه و ایران بدلیل احداث سدهای متعدد از جمله سد آتاترک و ایلیسو در حوضه آبریز دجله و فرات می باشد .

خرداد ۲۵, ۱۳۹۹ ۱۰:۰۴ Asia/Tehran