• عوامل ظهور پگیدا در آلمان

در این برنامه به بستر و زمینه های شکل گیری پگیدا می پردازیم: در واقع هویت پگیدا بر دو محور اصلی ملی گرایی و ضدیت با اسلام تاکید دارد. از نام این جنبش می توان به ماهیت آن پی برد.

در این برنامه به بستر و زمینه های شکل گیری پگیدا می پردازیم: در واقع هویت پگیدا بر دو محور اصلی ملی گرایی و ضدیت با اسلام تاکید دارد. از نام این جنبش می توان به ماهیت آن پی برد. در ابتدا عقاید ناسیونالیستی یا ملی گرایی آلمانی برای آنها مطرح است و بعد به اذعان آنها با اسلامی شدن آلمان و اروپا (مغرب زمین) به مخالفت و ضدیت برخاسته اند. این شعارها در چند سال اخیر توسط جناح های راست افراطی کشورهای اروپایی مطرح شده اما هیچگاه به اندازه پگیدا فراگیر نشده بودند زیرا چگونگی شکل گیری و نیز نحوه فعالیتشان متفاوت با دیگر جناح های راست افراطی در کشورهای اروپایی است. بعد از حادثه مشکوک تروریستی سال 2011 میلادی نروژ که در آن بیش از 90 نفر کشته شدند اغلب کارشناسان درخصوص رشد افراطگرایی در اروپا هشدار دادند. بعد از آن ماجرا ، شاهد اوج گرفتن تفکرات افراطی در کشورهای اروپایی بودیم و در این میان ، مهاجرت اعراب گریزان از اسلام راستین به کشورهای اروپایی و آمیخته شدن تفکرات آن ها با تفکرات راست گرایان موجب شکل گیری نوعی تکفیری گری در اروپا شد وآغاز بحران در سوریه پرده از عمق فاجعه و جدی بودن موضوع برداشت. آمار رو به رشد تروریست های تکفیری که برای جنگ از کشورهای اروپایی به سوریه و عراق می روند،تاییدی بر این باور است. ناکامی سیاست های زندگی مسالمت آمیز چند فرهنگی در کشورهای مختلف اروپایی از دیگر دلایل شکل گیری جنبش فعلی ( پگیدا ) عنوان شده است. در بسیاری از کشورهای اروپایی اقلیت های قومی و مذهبی از جمله مسلمانان به طور روز افزونی درپی به رسمیت شناختن و حمایت از ممیزهای فرهنگی خود هستند. در دهه های اخیر افزایش جمعیت مسلمانان در کشورهای اروپایی توجه بسیاری از محافل را به تمایز و تفاوت های فرهنگی و هویتی آنها با سایر شهروندان این کشورها معطوف کرده است. حادثه 11 سپتامبر و رویدادهای یک دهه اخیر، تمایزات فرهنگی مسلمانان اروپا را به چالشی هویتی تبدیل کرده است . در واکنش به این وضعیت ابتدا با طرح موضوع اسلام هراسی ، اقدامات عملی زیادی که بسیاری از آنها خشونت آمیز بود برای طرد هویت مسلمانان صورت گرفت. ناکارآمدی این اقدامات ، کشورهای اروپایی را برآن داشت تا در سیاست های طراحی شده قبلی از جمله سیاست چند فرهنگی که مدعی به رسمیت شناختن تفاوت های فرهنگی ،رفتار عادلانه و احترام آمیز با اعضای همه فرهنگ ها برای کمک به حفظ ارزش های فرهنگی اقلیت ها در این کشورها بود،تجدید نظر کنند و در پی جایگزین های دیگری باشند. اگرچه شکست سیاست های چند فرهنگی گرایی اروپا تمامی اقلیت های قومی وفرهنگی مهاجر این قاره را تحت تاثیر قرار می دهد اما از آنجا که مسلمانان بزرگترین اقلیت فرهنگی دینی مهاجر در اروپا تلقی می شوند ، هدف سیاست های جدید کشورهای اروپایی به طور عمده مسلمانان این قاره هستند. به علاوه اگرچه اعلام رسمی وآشکار سیاست چند فرهنگ گرایی به تازگی ازسوی رهبران کشورهای بزرگ اروپایی صورت گرفته است اما در دو دهه گذشته بسترهای اجتماعی و سیاسی این امر به تدریج و تحت تاثیر تحولات مختلف فراهم شده است. شاید به همین دلیل باشد که جنبش افراطی پگیدا نیز به سرعت وجهه ضد اسلامی یافت و دیگر خواسته های این گروه در سایه این موضوع قرار گرفت. رشد بیکاری و فقر میان عموم جامعه اروپایی و فقدان راه حل مناسب ، همچنین قدرت گرفتن احزاب و جریان های سیاسی دست راستی در کشورهای اروپایی دو دلیل دیگر رشد این جریان است. به عقیده مسلمانان در آلمان ، ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی ، فرصت های شغلی و امتیازات شهروندی اغلب مساله ای است که تظاهر کنندگان پگیدا را فعال کرده و آنها به خوبی از فرصت ایجاد شده سوءاستفاده کرده اند همچنین احزاب دست راستی افراطی در بسیاری از کشورهای اروپایی با استفاده از بحران اقتصادی در سال های اخیر و با طرح شعارهای ملی گرایانه قدرت خود را به نحو چشمگیری افزایش داده اند. برخی بر این باورند که بحران اقتصادی و اجرای سیاست های ریاضت اقتصادی دلیل اصلی ظهور و قدرت گیری احزاب دست راستی و مهاجر ستیز در کشورهای اتحادیه اروپاست اما گروهی دیگر بر این عقیده اند که ظرفیت ظهور احزاب بیگانه ستیز در تمام کشورهای اروپایی وجود دارد و فرقی نمی کند که این کشور مانند هلند دارای اقتصاد قوی باشد یا مانند یونان اقتصاد ورشکسته داشته باشد تنها کافیست که یک حزب از این ظرفیت موجود استفاده کند. بعد از جنگ جهانی دوم حمایت یا عضویت در احزاب راست افراطی در بسیاری از کشورهای اروپایی یک تابو محسوب می شد اما با گذر زمان و کمرنگ شدن خاطرات این جنگ ، احزاب دست راستی با استفاده از شعارهای ایجاد رفاه اقتصادی و تلفیق آنها با ملی گرایی توانستند جایگاه قابل توجهی را در ساختار سیاسی کشورهای اروپایی به دست آورند. به احنمال زیاد محبوبیت این احزاب همچنان رو به افزایش خواهد گذاشت مگر آنکه احزاب اصلی در کشورهای اروپایی راه حلی برای فرونشاندن اشتیاق شهروندان خود در حوزه فرهنگ و هویت پیدا کنند. بدین ترتیب جنبش پگیدا که با جهت گیری های رادیکالیستی ، پوپولیستی و ناسیونالیستی عجین شده است را می توان نتیجه به قدرت رسیدن احزاب و جریان های سیاسی دست راستی در قاره سبز رشد بیکاران و فقر و ناکامی سیاست های چند فرهنگی دانست. لوتس باخمن (Lutz Bachmann) به عنوان پایه گذار جنبش پگیدا شناخته می شود. باخمن درشهر درسدن ودریک خانواده قصاب متولد شد.او پس از پایان دوران مدرسه در رشته آشپزی آموزش دید و در سال 1992 م یک شرکت عکاسی تاسیس کرد. بخش اصلی فعالیت اقتصادی او در سال های اخیر شامل تبلیغات تجاری برای یک تولید کننده نان بربری ترکی ، ساندویچی های ترکی (دونر)و تاسیس یک سالن استریپ بوده است. وی در این ایام بارها جرائم مختلفی نظیر سرقت ، تهمت ، شهادت دروغ ،رانندگی هنگام مستی و ضرب و شتم را مرتکب شده و به انجام جرائم جنایی نیز شهرت یافته است. به همین دلیل در سال 1998 م مدت سه سال وهشت ماه به زندان محکوم شداما پس از صدور حکم دادگاه به آفریقای جنوبی فرار کرد وبه مدت دوسال با نام مستعار زندگی کرد تا درنهایت توسط اداره  مهاجرین آن کشورشناسایی ، به آلمان بازگردانده و بازداشت شد. وی بعد از دو سال به قید وثیقه آزاد شد اما بار دیگر در سال 2008 م با کشف 40 گرم کوکایین در بار اول و 54 گرم در بار دوم ، به حبس تعلیقی محکوم شد که اکنون دوران تعلیقی خود را تا پایان 2015 م می گذراند. در اواخر سال 2014 م باخمن جنبش "اروپایی های میهن پرست علیه اسلامی کردن غرب"موسوم به پگیدا را پایه گذاری کرد و در 14 نوامبر به عنوان رهبر این جنبش برگزیده شد. بنا بر اظهارات باخمن،وی در 10 اکتبر 2014م در شهر درسدن در حال پیاده روی بود که زنی را دید که در حال هدایت یک تظاهرات بود و با فریاد در بلندگو خواستار ارسال سلاح برای کردهای پ ک ک در جنگ علیه تروریست ها و تکفیری ها بود باخمن از این صحنه ها فیلمبرداری کرد. به گفته در واقع وی این لحظات ،دقایق اولیه شکل گیری پگیدا بود. پس از آن باخمن و دوستانش در یک رستوران یونانی جمع شدند تا درباره اقدامات لازم علیه اسلامگرایان فکر کنند. در ماه اکتبر 2015 م در شبکه اجتماعی فیس بوک فراخوانی توسط لوتس باخمن داده و از مردم خواست تا تجمعی در اعتراض به سیاست مهاجرت در آلمان تشکیل شود و در مطالبات خود مواردی مثل کنترل بیشتر پلیس ، عدم مدارا در برابر گروه های رادیکال مذهبی و برخورد با مهاجران مختلف را بیان کرده بود. در واقع هسته اولیه پگیدا با حضور پنج نفر از دوستان باخمن که به نوشته اشپیگل همگی دارای سوابق جنایی و زندان هستند و بیشترشان از اوباش راست افراطی طرفداران فوتبال این کشورهستند، تشکیل شد. در حال حاضر در صفحه فیس بوک پگیدا ، نام لوتس باخمن که پیش از این به عنوان فعال سیاسی در صحنه حضور داشت به عنوان سرپرست سابق سازمان آمده و بعد از ژانویه 2015م ، کاترین اورتل دوست صمیمی باخمن به عنوان سخنگو و رئیس پگیدا معرفی شده است. مانیفست،اهداف و شعارهای این گروه چیست؟ در آغاز دسامبر سال 2014 م پگیدا مرام نامه تک صفحه ای را با 19 ماده منتشر کرد که برخی از بندهای آن عبارتند از: حفظ حق پناهندگی سیاسی و پناهندگی اجتماعی، پذیرش بی چون و چرای قانون اساسی آلمان ، پیشنهاد ایجاد یک مرکز پناهندگان به اتحادیه اروپا ، درخواست افزایش بودجه پلیس، درخواست اجرای تمام قوانین پناهندگی از جمله اخراج در صورت نیاز، تایید بر عدم هرگونه بردباری نسبت به پناهندگان و مهاجران جنایی، مخالفت با بنیادگرایی مذهبی و پشتیبانی از آزادی بیان درباره تمام مذهب ها. این گروه همچنین برای خود اهداف و مطالباتی نیز تعریف کرد. این اهداف و مطالبات عبارتند از: تشکل پگیدا خواهان محدودیت شدید حق پناهندگی در آلمان است. حضور دسته های افراطی و نئونازی ها در این جنبش با شعارهای ضد خارجی فضای تشنج آمیزی علیه مهاجران ایجاد کرده است.حتی بعضی از آنها به تظاهرات اکتفا نمی کنند و حملاتی را علیه پناهندگان و مهاجران انجام می دهند. فعالیت های پگیدا درگام های نخست با شعارهای میهن دوستی ، ضد تکفیری گری و در راستای مبارزه با معضل بیکاری ناشی از سیل مهاجرت به اروپا ، کلید خورد.در این شرایط، طبیعی است آرمان های همه پسند ، بتواند شهروندان بیشتری را به خود جلب کند که مصداق آن شعار"ماهر روز بیشتر می شویم" است. اما این جنبش به مرور زمان ودر گزینشی خاص، گرایش خود به جریان راست افراطی را کاملا نشان داد واز بین مولفه های متعلق به جریان راست افراطی،تنها روی مبارزه با اسلام دراروپا تمرکر نمود و به عنوان نمونه آنتی سمیتسم (یهودی ستیزی) را به طور کامل از آرمانهایشان حذف کردند. جنبش پگیدا مانند تمام جنبش های دیگر برای خود شعارهایی را نیز انتخاب کرد. "ما ملت هستیم" شعاری بود که تظاهر کنندگان در تظاهرات روزهای دوشنبه در سال های1989 و 1990م درجمهوری دموکراتیک آلمان سر می دادند.این شعار در پی تغییرات سیاسی در آلمان به وجود آمد و سپس در خارج از این کشور نیز معروف شد.این شعار پس از فروپاشی دیوار برلین نیز به کار برده می شد. جنبش پگیدا نیز در تظاهرات روزهای دوشنبه خود شعار "ما ملت هستیم"را سر می داد. یکی دیگر از شعارهای ثابت راهپیمایی های پگیدا تحت عنوان"رسانه های دروغ"و حمله به سیاست مداران احزاب مردمی آلمان است. این درحالی است که گروه های مخالف پگیدا نیز پلاکاردهایی طراحی کرده اند با این مضمون :"رنگارنگ نه قهوه ای" ، در واقع رنگ قهوه ای در ادبیات سیاسی آلمان نمادی برای گروه های راست افراطی است. از دیگر شعارهای پرکاربرد در میان طرفداران جنبش پگیدا ، شعار "خارجی برو بیرون" است. برای مثال در 26 اکتبر 2014 م در میدان برسلاوئر در نزدیکی ایستگاه مرکزی قطار شهر کلن آلمان حدود 4800 مرد جوان که بیشترشان به عنوان نماد نازی ها سرهای خود را تراشیده بودند ،تجمع کردند و شعار "خارجی برو بیرون"را سر می دادند.

مرداد ۰۲, ۱۳۹۷ ۰۸:۱۴ Asia/Tehran