داعش و شباهت های آن با رژیم صهیونیستی (قسمت دوم)
-
داعش
با تحولاتی که از حدود پنج سال قبل در منطقه باخیزش بیداری اسلامی شروع شد؛ صهیونیستها توطئه های خود برای تخریب وجهه دین اسلام را با ابعاد بیشتری آغاز کردند.
با تحولاتی که از حدود پنج سال قبل در منطقه باخیزش بیداری اسلامی شروع شد؛ صهیونیستها توطئه های خود برای تخریب وجهه دین اسلام را با ابعاد بیشتری آغاز کردند. آنان برای مقابله با بیداری اسلامی و تحریف این خیزش بزرگ به کمک طراحان سرویس های امنیتی اروپایی و آمریکایی درصدد تغییر جهت و محتوای این انقلابها برآمده و با این هدف به خلق گروههای تروریستی تکفیری همچون داعش و النصره پرداخته و آنرا با هزینه عربستان، ترکیه و تعدادی دیگر از کشورها پیش بردند .
از سال 2010 یعنی از آغاز بیداری اسلامی در کشورهای عربی با توطئه رژیم صهیونیستی و سرویس های امنیتی غربی و رژیم های مرتجع عربی روندی جدید در منطقه شکل گرفته و آن رشد و گسترش گروههای تکفیری و تروریستی با عناوین مختلف است. داعش، النصره، جبهه اسلامی ، احرار الشام، جبهه انصار بیت المقدس و صدها گروه تکفیری تروریستی دیگر در نقاط مختلف غرب آسیا و شمال آفریقا شکل گرفت. در این میان نام داعش بیش از سایر گروهها بر سر زبانها آمده بگونهای که تعدادی از جریانهای تکفیری – تروریستی با آن بیعت کرده و تحت امر آن قرار گرفتهاند.
شواهد و مستندات فروانی حاکیست داعش و رژیم صهیونیستی از مبانی فکری و رفتاری مشترکی برخوردار هستند و مشابهت هایی در اهداف آنان وجود دارد ؛ اما غرب درسایه داعش بدنبال چه اهدافی است؟
غرب آسیا (خاورمیانه) به دلیل برخورداری از منابع عظیم انرژی و ظرفیتهای اقتصادی- تجاری و نیز مرکزیت ادیان بزرگ آسمانی همچون اسلام، یهودیت و مسیحیت، در کانون توجهات جهانی است.
شرایط منحصر به فرد غرب آسیا در حوزه انرژی و نیز رشد اسلام به عنوان دینی با اندیشهها و ارزشهای ضد استبدادی و ضد استعماری موجب شده تا نظام سلطه طرحهای ویژهای را برای سلطه بر این منطقه طراحی و اجرا نماید. این طرح ها علاوه بر ایجاد بحران به منظور تجزیه کشورها از طریق ایجاد جنگهای قومی و فرقهای ؛ در زمینه عقب نگهداشتن کشورهای اسلامی از پیشرفت و توسعه به اجرا در امده اند . هدف دیگر این تهاجم این بوده است که با ترویج به اصطلاح دموکراسی غربی ملتهای منطقه از ارزشها و الگوها و برنامههای اسلامی تهی شوند تا زمینه برای تسلط کامل نظام سلطه برای غارت ثروتهای منطقه فراهم گردد .
در این راستا ؛تأسیس رژیم صهیونیستی از مهمترین توطئه های غرب در این عرصه بوده است که در طول چند دهه اخیر نقش حافظ منافع نظام سلطه در منطقه را ایفا کرده است.
ماموریت صهیونیستها در این روند تخریب وجهه دین اسلام بوده است که منشاء بیداری ملت های منطقه است .این هدف امروز بدست گروههای تروریستی همچون داعش و النصره دنبال می شود بی انکه ظاهرا" رد پایی از صهیونیست ها دیده شود ؛ اما شباهت های میان این دو جریان تاریخی افراطی واقعیتها را بگونه ای دیگر روایت می کند .
بعنوان مثال ،صهیونیست ها همواره بر ادعای ماهیت یهودی سرزمین فلسطین و حاکمیت بنی اسرائیل بر این سرزمین به عنوان شاهدی تاریخی سخن می گویند و سعی دارند تا سلطه خود را بر فلسطین مشروع جلوه دهند و در این راه حقایق تاریخی جایگاه اسلام و مسلمانان در فلسطین را پنهان می سازند. نکته قابل توجه آنکه صهیونیست ها در حوزه تحریف تاریخ از واژه کشور یهود استفاده می کنند تا مشروعیت تاریخی برای خود جعل نماید و داعش هم از واژه خلافت اسلامی یا دولت اسلامی سخن می گوید تا مشروعیت تاریخی برای خود ایجاد نماید.
به عنوان یک نشانه دیگر ؛ صهیونیستها بزرگترین قاچاقچیان مواد مخدر، سلاح و انسان در جهان هستند. در این زمینه شواهد عینی بسیاری وجود دارد به طور نمونه می توان به رسوایی بین المللی قاچاق کودکان اوکراینی به رژیم اسرائیل اشاره کرد همچنین گزارش ها نشان می دهد که در جریان زلزله¬های هائیتی و نپال در سال 2015، صهیونیست ها در لوای امداد رسانی، ضمن قاچاق کودکان زلزله زده به سرزمین های اشغالی، قاچاق اعضای بدن انسان نیز انجام دادهاند، در همین حال رژیم صهیونیستی درصدر قاچاق زنان و استفاده از آنان به عنوان برده جنسی قرار دارد.
داعش نیز از روش هایی چون غارت اموال مردم و بانکها و گرفتن مالیات، تولید و فروش مواد مخدر و اشیاء عتیقه و آدم ربایی و فروش زنان در قالب برده، سوء استفاده از زنان در قالب به اصطلاح جهاد نکاح، قاچاق انسان و اعضای بدن او، فروش نفت با تسلط بر منابع نفتی عراق و سوریه منابع مالی خود را تامین می کند.
بررسی روشهای رفتاری رژیم صهیونیستی و گروه های تروریستی نشانگر ابعاد مشابه بسیاری می باشد که همسانی و پیوند آنان را آشکارتر می سازد. به عنوان نمونه صهیونیست ها در سالهای پیش از 1948 از گروههای تروریستی همچون هاگانا، ایرگون، اشترن و.... برای کشتار ساکنان فلسطین، غارت اموال و دارایی های آنان و تسویه حساب های درونی برای حذف آنانی که از اجرای دستورات سر باز می زدند بهره می گرفتند.
رژیم صهیونیستی برای اتحاد با گروه های تروریستی و بهره برداری از آن ها همواره تلاش کرده است. در این راستا می توان به تلاش رژیم صهیونیستی برای اتحاد با تروریست های "فالانژیست" لبنان و تشکیل کشور "لبنان جنوبی" و تجزیه لبنان به سرکردگی مزدوران مسیحی مارونی لبنان، افسران نظامی سعد حداد و آنتوان لحد در سال 1978 اشاره کرد.
اکنون نیز گروه های تروریستی از جمله داعش با ایجاد ساختارهای متعدد ضمن اشغالگری و غارت دارایی و اموال ساکنان مناطقی که به آنها وارد می شوند، حذف افرادی از درون خود را که از اجرای دستورات سرپیچی می کنند، اجرا می نمایند. ضمن اینکه داعش با تعدادی از گروه های تکفیری- تروریستی در اقصی نقاط جهان نظیر بوکوحرام و.. بیعت کرده است که تعداد این گروه های تروریستی به سی گروه می رسد.
روشهای تبلیغاتی داعش و رژیم صهیونیستی نیز دارای مشابهت های فراوانی می باشد. روش تبلیغاتی داعش دارای محورهای متعددی است که از جمله آنها عبارتنداز: تاکید بر تشکیل خلافت اسلامی با سرنگون سازی حاکمان در بلاد اسلامی، تاکید بر از میان بردن مرزها میان دولت های اسلامی به منظور ایجاد یک قلمرو گسترده، ادعای اینکه سرزمین خلافت اسلامی، محلی ایده آل برای همه مسلمانان است، و تنها حکومت مشروع در جهان است. توسعه و گسترش تفکرات تکفیری میان کودکان و نوجوانان و آموزش نظامی آنان، معرفی تحرکات خود به عنوان قیام آخرالزمان ، فعالیت گسترده و آزادانه در شبکه های اجتماعی، پخش مستقیم فیلم از عملیات ها برای نمایش قدرت و ارعاب روش های داعش محسوب می شوند .
به مانند داعش، در تفکر صهیونیسم نیز خشونت و سرکوبگری از اصول و ارکان اولیه است که نمود عینی آن در کشتار دیر یاسین،کفر شوبا، جنین ، صبرا و شتیلا، سه جنگ غزه و دیگر موارد مشابه می توان مشاهده کرد. همچنین از ابتدای انتفاضه دوم تاکنون (2000 تا 2015) 850 هزار فلسطینی از جمله 13 هزار نوجوان زیر 18 سال به دست رژیم صهیونیستی بازداشت شده اند.
آنها فلسطین را سرزمین موعود و به مانند داعشی ها خود را تنها ساکنان زمین می دانند که در نهایت بر زمین حاکم خواهند شد.
استفاده هدفمند از رسانه ها از اولویت های صهیونیست ها است، چنانکه تئودور هرتزل در زمان بنیانگذاری مکتب صهیونیسم بر لزوم سلطه صهیونیست ها بر افکار عمومی جهان تاکید و رسانه را ابزاری قدرتمند برای رسیدن به اهداف خویش عنوان نمود. به جرأت می توان گفت تاکنون هیچ ساختار تروریستی به اندازه رژیم صهیونیستی و داعش نتوانسته به این گستردگی از ابزار رسانه و شبکه های اجتماعی در راستای اهداف نامشروع خود استفاده کند.
صهیونیستها از طریق شبکههای رسانهای و تلویزیونهای خود و کشورهای غربی آشکارا به انتشار تصاویر کشتارهای گسترده در سرزمین فلسطین برای نسلکشی و اخراج فلسطینیان پرداختند که نمونه آن را در جنین، دیریاسین، و دهها نقطه دیگر فلسطین میتوان مشاهده کرد.هدف از این کار ایجاد فضای رعب و وحشت میان فلسطینیان و کوچ اجباری آنان بود. صهیونیستها برای کسب سرزمین بیشتر و تشدید فضای وحشت در جهان، تهاجم به کشورهای منطقه از جمله مصر، لبنان، سوریه، اردن و..را نیز اجرا کردند. همزمان با این اقدامات فاز دوم تحرکات اشغالگرایانه صهیونیستها اجرا میشد و آن بهرهگیری از آژانس یهود و کشورهای غربی برای انتقال یهودیان سراسر جهان برای جمعیتسازی برای رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی بود.
اکنون رفتارهای داعش در عراق و سوریه نسخهای از همین رفتارها است. کشتار گسترده مسلمانان مخالف عقاید داعش و نیز کشتار اقلیت های مذهبی و قومی و به نمایش گذاشتن آن از طریق رسانهها، فرار ساکنان اصلی شهرها به دلیل رعب و وحشت و انتقال تروریست ها و مزدوران افراطی از سایر کشورها و نقاط جهان در این رابطه قابل ذکر است، ایجاد جاذبههای پیوستن به داعش و کوچ به سرزمینهای مورد نظر آنان با عناوینی همچون جهاد نکاح که در اصل اجرای پروژه صهیونیستی بهرهکشی ابزاری از زنان برای جذب نیرو و در نهایت جمعیتسازی از طریق آنان است .نکته مهم در عملکرد داعش آنکه آنها ابتدا تمام آثار تمدنی را در شهرها و مناطق تحت اشغال نابود ساخته یا قاچاق می کنند و با سیاست های خاصی عملا موجب فرار ساکنان اصلی مناطق اشغال شده به ویژه اقلیت های قومی و دینی می شوند. صهیونیستها با نام یهود این کار را انجام دادند و داعش با ادعای اسلام به این جنایات دست می زند. هم چنین حذف و نابودی آثار تاریخی و دینی برای فرهنگ زدایی از راهبردهای مشترک صهیونیستها و داعش است.
در واقع می توان کارویژه گروه های تروریستی نظیر داعش را کمک به صهیونیسم و نئوامپریالیسم، جهت سلطه بر خاورمیانه و منابع انرژی آن دانست.
مطالعه در افکار، اعمال، رویهها و مبانی دینی- عقیدتی رژیم صهیونیستی و داعش شباهت های فراوانی را میان این دو پدیده نشان می دهد که انکار ناپذیرند ؛ در قسمت سوم و پایانی این مجموعه به نکات بیشتری در این زمینه اشاره خواهیم کرد .