داعش و شباهت هاي آن با رژيم صهيونيستي (قسمت اول)
-
تروریست های داعش
بسیاری از بحران های که در دهه های اخیر بر کشورهای غرب آسیا تحمیل شده اند بحران هایی تصنعی هستند که از سوی کانون های مشخصی ایجاد شده اند .
این مقاله بر اساس پژوهشی از واحد پژوهش های کاربردی برون مرزی و توسط اداره کل خبر و تفسیر برون مرزی تهیه شده است .
مقدمه :
بسیاری از بحران های که در دهه های اخیر بر کشورهای غرب آسیا تحمیل شده اند بحران هایی تصنعی هستند که از سوی کانون های مشخصی ایجاد شده اند .
یکی از مصادیق عینی و واضح این کانونها، رژیم صهیونیستی است. این رژیم که با حمایت و کمکهای اروپاییها و سپس آمریکا، در سال 1948 تأسیس و رشد یافته است، اکنون در خدمت منافع و اهداف بلندمدت آنان است.
گروه داعش نیز شباهت های فراوانی با صهیونیسم به لحاظ تفکر ، روشها و ایده آل های خود ساخته، دارد ؛این گفتار کنکاشی پژوهش محوردرشناساندن شباهت ها و اهداف مشترکی است که صهیونیسم و داعش در منطقه دنبال می کنند .
رژیم صهیونیستی با رویکرد سوء استفاده از دین یهود بنا نهاده شد و عاملان تشکیل دهنده آن هرگز نگاه ایدئولوژیک نداشته و صرفا از یهود برای رسیدن به اهدافشان بهره گرفتند.
روژه گارودی محقق واندیشمند و تاریخ شناس مشهور فرانسه در کتاب «پرونده اسرائیل ، صهیونیسم سیاسی » می نویسد ؛ صهیونیسم پدیده ای صرفا سیاسی است که به ضرورت پیوند سرمایه داری یهودی و امپریالیسم وقت بریتانیا شکل گرفت و در قالب رژیم صهیونیستی اسرائیل در جنگ دوم جهانی و تثبیت سلطه غرب بر خاورمیانه{غرب آسیا} و تاراج و غارت نوین منابع غنی منطقه فرصت ظهور و ادامه حیات یافت.
تارخ صهیونیسم نشان می دهد جنایات این رژیم فقط معطوف به مسلمانان فلسطین نبوده بلکه پیروان تمام ادیان را نشانه گرفته و ادعای دینی آنان صرفا یک بهانه و توجیه بوده است.
صهیونسم هیچگاه بیداری و ظلم ستیزی ادیان الهی را برنتابیده است و اساساً برای ان بوجود امد که مقابل ادیان الهی بایستد و نخستین حرکت خود را در این جهت با مخدوش کردن وجهه دین یهود آغاز کرد . صهیونیست ها در این روند تخریبی موفق عمل کردند تا جاییکه این تجربه صهیونیست ها امروز برای مقابله با جبهه مقاومت، نابودسازی منابع منطقه، زمینه سازی برای حضور نظامی غرب در منطقه، ایجاد تفرقه و شکاف در جهان اسلام کاربرد وسیعتری یافته است .
در بررسی کارنامه رژیم صهیونیستی و داعش، در ابعاد فکری، اهداف و رفتار آن ها، نقاط اشتراک قابل توجهی مشاهده می شود که همین ویژگی همگرایی آنان را آشکارتر میسازد .
مشابهت ایدۀ نیل تا فراتِ صهیونیستها با عقیدۀ تحریف شده ایجاد خلافت اسلامی در خاورمیانه یکی از این اشتراکات است .صهیونیسم با ایده نژاد پرستی یا همان نژاد برتر یهود و ادعای موهوم توراتی از نیل تا فرات بدون تفکری ایدئولوژیک و تنها با سوء استفاده از عنصر دیانت یهود شکل گرفته است.
یکی دیگر از شباهت های عمده ای که در مبانی فکری داعش و رژیم صهیونیستی مشاهده می شود، بحث مهاجرت و جمعیت سازی در کانون اندیشه های این دو تفکر است. در ایدئولوژی داعش، براساس نقل قولی از خلیفه دوم، "خلافت، جماعت، امارت، اطاعت" به ترتیب از بالا به پایین، نقش اساسی را در تشکیل خلافت خودخوانده آنان ایفا می کند. به علاوه آنان هجرت و جهاد را مبنای تفکر کلان خود معرفی می کنند. به همین دلیل است که با اهمیت فراوان قائل شدن به بحث هجرت، تبلیغات خود را بر این موضوع متمرکز کرده و از مخاطبان خود می خواهند از آنجا که شام، اولویت محوری در تاسیس خلافت دارد به این منطقه مهاجرت کنند.
این قرینه ها و شباهت ها نشان می دهد که آنها نیز همانند صهیونیست ها به دنبال جمعیت سازی و گردهم آوردن نیروهای هم فکر با خود از سراسر جهان هستند.
از موارد اشتراک داعش و رژیم صهیونیستی ،وجود اندیشه های نژادپرستانه و تفکر خود برتربینی آنهاست به طوری که اعتقاد راسخ دینی صهیونیستها به برگزیده بودن نژاد یهود در دنیا، سنگ بنای تعصّبات نژادی و عامل اصلی انزوای ایشان از دیگر مردمان است.
اعتقاد به برتری نژادی قوم یهود در جای جای پروتکل های آنان به چشم می خورد. مثلا در پروتکل 15 آمده است: «میان قوم ما و غیر یهودیان تفاوتهای قابل توجهی از لحاظ استعدادها و تواناییها وجود دارد و همین امر موجب شده است که قوم برگزیده ما از بالاترین میزان انسانیت برخوردار باشد و از غیر یهودیان متمایز گردد.» بر اساس اعتقادات یهودیان، تنها راه هدایت الهی و نجات و رستگاری این است که انسان یهودی باشد.یهودیان بر این عقیده اند که تمام دنیا از آنان است و نه مال مردمان دیگر. شاهد این مدعا سخنان خاخام «ریچران» است. او در سخنرانی خود که در سال 1869 میلادی در شهر پراگ و در کنار قبر «سیمون بن یهودا» ایراد کرده چنین می گوید: اگر ما یهودیها در دنیا پراکنده شده ایم به این جهت است که دنیا تماما از آن یهود است.
در همین حال، داعش نیز به عنوان یک گروه تکفیری، با محدود کردن دایره اسلام به پیروان اندیشه خود تنها آنان را نماینده اسلام حقیقی می داند و دیگران را مشرک قلمداد می کند. داعش مدعی است که تنها راه نجات و رستگاری بشر، تبعیت انسان ها از خلافت این گروه است.
نکته دیگری که در زمینه اشتراک فکری آنها قابل اشاره است, تلاش برای حاشیه قرار دادن مساله فلسطین از طرف آنها هرچند با توسل به بهانه های مختلف است. مثلا در اندیشه داعش درباره فلسطین میتوان به استناد آنها به سیره سلف و اقامه دلیل و برهان شرعی برای اینکه فلسطین در اولویت فعالیت آنها نیست، اشاره کرد. آنها اولویت را به بسط خلافت مدنظر خود داده و آزادی فلسطین را در مرحله پس از ایجاد خلافت در شام و سپس مکه و مدینه میدانند.
این اندیشه در عمل نیز تسری یافته و مصادیقی برای آن نیز میتوان یافت. در همین راستا میتوان گفت که موضع داعش طی جنگ سوم غزه، سکوت طولانی مدت و سپس موضع گیری علنی درباره آن بود. براساس اعلامیه ها و فیلم های منسوب به داعش، این جریان تروریستی اعلام کرده است که اولویت آن، جنگ در عراق و شام است زیرا بنابه ادعای داعش، دشمن نزدیک یعنی منافقان در اولویت مبارزه قرار دارند. آنان بر عملکرد ابوبکر در اولویت دادن به مبارزه با مرتدین به موضوع فتح قدس استناد میکنند. علاوه بر این آنان مدعی اند که خداوند در کتاب خود به ما دستور مبارزه با اسراییل را نداده است. از جمله مصادیق عملی همسویی داعش با رژیم صهیونیستی در مسأله فلسطین، موضوع لگد مال کردن پرچم فلسطین و ممانعت از برگزاری روز قدس توسط داعش است.
صهیونیسم بر اساس مبانی اعتقادی خود و بر اساس نگرشی که نسبت به جهان و انسان دارد، بایدها و نبایدهایی را در تبلیغات خویش اعمال می کند، تفرقه افکنی و ایجاد جنگ و خونریزی بین کشورها، یکی از اصول مسلم تبلیغی صهیونیسم است. از نظر آنان باید بین کشورها تفرقه ایجاد کرد و آنان را به جنگ و اختلاف کشاند تا قدرتشان از بین برود.
داعش نیز تلاش می کند با برجسته کردن جنایات خود علیه شیعیان همانند کشتار آنان و انفجار و انهدام اماکن مقدس آنان، همزمان با معرفی خود به عنوان ناجی اهل سنت؛ سیاست تفرقه افکنی در جهان اسلام برای عدم ایجاد یک جبهه واحد اسلامی علیه خود را اجرا سازد. حال آنکه جنایات داعش موجب انزجار اهل سنت در جهان اسلام نیز شده است.
در همین حال گروههای تروریستی نظیر داعش مانند رژیم صهیونیستی، بیداری اسلامی و حرکت مردمی به سوی اسلام حقیقی را مغایر با اهداف دانسته و لذا محور برنامههای خود را بر مقابله با آن قرار دادند چنانکه از برخی مسلمانان به عنوان کفاری سخن گفته اند که خونشان حلال است.
دراین میان اهداف واقدامات قابل تامل و مشابه دیگری را از سوی صهیونیستها و داعش میتوان مشاهده کرد. از جمله انها کشتار مسلمین و هدر دادن قوای جهان اسلام است . در این راستا تضعیف ارتشهای کشورهای منطقه با محوریت حفظ برتری نظامی رژیم صهیونیستی ازاهداف مشترک داعشی - صهیونیستی است که اثار ان را می توان در ارتش های کشورهای اسلامی درگیر جنگهای فرسایشی مشاهده کرد که نمونه آن سوریه است.
اجرای پروژه تجزیه منطقه در دو قالب قومی و مذهبی ( شیعه و سنی و پیروان سایر ادیان) تبدیل منطقه به زمین سوخته از دیگر وجوه مشترک بین داعش و صهیونیسم است .
در یک جمعبندی کلی می توان گفت که تخریب جهانی چهره رحمانی اسلام و زمینه سازی برای توجیه اسلام ستیزی با محوریت تروریست جلوه دادن مقاومت اسلامی از کار کردهای داعش بوده است که با سیاستهای صهیونیست ها دراسلام هراسی مطابقت دارد.
در بخش دوم این مجموعه جنبه های دیگری از شباهت ها و مبانی فکری و رفتاری مشترک میان داعش و صهیونیسم را بررسی خواهیم کرد .