چابهار، شاهراه همکاری و همگرایی (6)/ نقش چابهار در توسعه همکاری منطقهای با تاکید بر رویکرد شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا
در این برنامه، نقش چابهار در توسعه همکاری منطقهای با تاکید بر رویکرد شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا بررسی خواهد شد.
همگرایی منطقه ای بر پایه پیوندهای اقتصادی و سیاسی شیوه ای برای ایجاد ثبات و جلوگیری از درگیری های منطقه ای و بین المللی است. انگیزه اصلی دولتها، دسترسی به منافع و امکاناتی است که قبل از ورود به فرایند همگرائی، دست یافتن به آن برایشان دشوار یا غیرممکن بوده است. ارنست هاس از نظریه پردازان همگرائی آن را اینگونه تعریف می کند: «همگرائی فرایندی است که طی آن رهبران سیاسی کشورهای مختلف متقاعد می شوند تا وفاداری و فعالیت های سیاسی خود را به سمت مرکز جدیدی سوق دهند که در قالب آن منافع مشترکی دارند.» همانطور که در قسمت های قبلی گفته شد، منطقه آزاد چابهار از مهمترین مناطق ژئوپلیتیکی ایران و منطقه است که از وزن بالایی در روند همگرایی منطقهای برخوردار است. رویکرد کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای و سازمان ها و نهادهای بین المللی نسبت به بندر چابهار، موضوعی است که اهمیت این بندر را بیش از پیش نشان می دهد. کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس از جمله امارات، عمان و عربستان سعودی رویکرد خاص خود را در مورد منطقه چابهار دارند.
عربستان سعودی یکی از کشورهایی است که به علت پیروی از سیاست های توسعه طلبانه امریکا ، رویکرد آن در قبال چابهار حالتی تقابلی دارد. عربستان سعودی مهمترین کشور عربی است که با توجه به رقابت ژئوپلیتیکی با ایران در جستجوی فضاهای نوین برای فعالیت سیاست خارجی خود است. در همین چارچوب این کشور از سازوکارهای دیگری غیر از چابهار حمایت میکند تا بدین وسیله از اهمیت تاثیر چابهار در معادلات منطقهای بکاهد. بر این اساس، دولت ریاض به جای منطقه بسیار با ظرفیت چابهار در تلاش است که نگاه ها را به سمت بندر گوادر پاکستان جلب کند.عربستان سعودی در سال 2018م اعلام کرد، 10 میلیارد دلار در بندر گوادر پاکستان در زمینههای مختلف با محوریت احداث پالایشگاه نفت سرمایهگذاری می کند. خالد الفالح وزیر انرژی عربستان سعودی، توسعه اقتصادی پاکستان و نیز ایفای نقش فعال در کریدور اقتصادی چین – پاکستان را از اهداف اصلی رویکرد عربستان سعودی دانسته است. غلام سرورخان وزیر نفت پاکستان معتقد است که با راهاندازی پالایشگاه در گوادر، ریاض به شریکی مهم در کریدور چین – پاکستان تبدیل میشود. اما با توجه به رویکرد عربستان سعودی در حمایت از تروریسم تکفیری ، اهداف پشت پرده این حمایت های مالی عربستان سعودی ، موجب نگرانی در محافل پاکستانی و چینی شده است .
رویکرد عربستان سعودی نگرانی چین را به همراه داشته است. اولین و مهمترین نگرانی چین از حضور عربستان سعودی در حوزه اجرایی کریدور چین-پاکستان مربوط به مسایل امنیتی است. با توجه به حمایتهای سعودیها از افراط گرایی و تروریسم، حضور این کشور در منطقه ارمغانی غیر از تقویت نیروهای تکفیری ندارد. مجید وقاری کارشناس ایرانی در حوزه ی منطقه ی آسیا، معتقد است: چین به شدت از وارد شدن به این گونه مسایل پرهیز دارد. نگرانی چین به مخالفتهای آمریکا با اجرایی شدن طرح یک جاده –یک کمربند مربوط میشود. چین نگران آن است که ورود عربستان سعودی به حوزههای سرمایهگذاری چین میتواند حرکتی حساب شده و تخریبی باشد که از جانب آمریکا هدایت میشود. چین همچنین نگران است که با توجه به سابقه تروریسمپروری عربستان سعودی در منطقه، توسعه نفوذ اقتصادی عربستان سعودی که مبتنی بر نفوذ امنیتی، سیاسی و فرهنگی مخرب است بر حضور اقتصادی چین در منطقه موثر باشد .
امارات یکی دیگر از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است که بمانند عربستان سعودی به علت پیروی از سیاست های توسعه طلبانه امریکا، رویکرد واگرایانه در خصوص طرح های منطقه ای از جمله چابهار دارد. این کشور سالهاست که با استفاده از بندر جبل علی در دبی تلاش دارد کنترل بخشی از مبادلات تجاری اقیانوس هند، دریای عمان و خلیج فارس را در اختیار داشته باشد. با وجود اینکه چابهار مبدا صادراتی به امارات به ویژه از طرف افغانستان است، اما امارات بر اساس رویکردهای ضدایرانی در منطقه نظر مثبتی در مورد چابهار ندارد. دلیل عمده این موضوع این است که با راهاندازی و به کارگیری تمامی ظرفیت چابهار، ایران و بسیاری از کشورهای منطقه از بنادر اماراتی همچون جبل علی بینیاز خواهد شد.
علیرغم رویکردهای واگرایانه عربستان سعودی و امارات، می توان گفت که قطر و عمان خواستار افزایش تعامل در بندر چابهار در سطح منطقه ای هستند. فعالیت بندر چابهار میتواند زمینه خوبی برای صادرات کالاها به قطر ایجاد کند در حالی که چابهار حدود 560 مایل با دوحه فاصله دارد. با قطع روابط تجارت دریایی امارات، عربستان سعودی، بحرین و مصر با قطر، حتی پورت اپراتورهای بزرگ فعال در بنادر امارات از جمله DP و ADPC تمام کشتیهای مورد تردد با پرچم قطر بین بنادر جبل علی و فجیره را تحریم کردهاند. همچنین شرکتهای کشتیرانی قطری از جابجایی کالا به بنادر بزرگتر از قبیل دمام در عربستان سعودی و دبی نیز منع شدهاند. این مسائل باعث شده است که توجه قطر به سمت ایران و چابهار جلب شود. قطر به ویژه به دلیل میزبانی مسابقات جام جهانی مواد اولیهای همچون سیمان را از چابهار وارد میکند. قطر به مواد غذایی، انواع خشکبار، میوه، غلات، انواع سنگهای زینتی نیاز دارد. ایران، افغانستان ، روسیه و ترکیه و کشورهای مشترک المنافع، پتانسیل تأمین این کالاها را دارند. ترانزیت کالاهای مذکور به قطر از طریق بندر چابهار برای این کشورها از نظر اقتصادی به صرفه و درآمدزا بوده است.
در طرف دیگر این موضوع، کشور عمان قرار دارد. عمان کشوری است که در سالهای گذشته از راهبرد بیطرفی در منازعات منطقهای پیروی کرده و همواره سعی در حفظ آن داشته است. عمان میتواند از ظرفیت بسیار مناسب بندر چابهار به عنوان نقطه اتصال به بازارهای آسیای مرکزی استفاده نماید و محصولات خود را از این طریق به بازارهای آسیای مرکزی که بهترین دسترسی را از طریق ایران و سواحل چابهار دارند، به دست مشتریان خود برساند. این وابستگی متقابل اقتصادی حلقهای از ارتباطات تجاری از شرق آفریقا و یمن تا عمان و ایران و آسیای مرکزی را شامل می شود و عاملی برای توسعه پایدار منطقه می باشد. در این چارچوب، عمان طی چند سال گذشته در صدد بوده است تا روابط با ایران را در چارچوب چابهار گسترش دهد. این موضوع تاکنون شامل راهاندازی خط مسافری ایران-عمان از طریق چابهار و اتصال بندر صُحار عمان به چابهار شده است.
علاوه بر کشورهای منطقه، رویکرد اتحادیه اروپا نیز در قبال چابهار نیز از اهمیت خاص خود برخوردار است. به ویژه با در نظر گرفتن بحث همکاریهای منطقهای این اهمیت بیشتر نیز میشود. چرا که اصولا باید توجه داشت که همکاریهای منطقهای یکی از مهمترین اولویتهای اروپا در طی دهههای اخیر است. اساسا بسیاری از نظریههای مربوط به همگرایی منطقهای، تحت تاثیر تجربیات و فراز و نشیبهای اتحادیه اروپا بوده است. موفقیت نسبی روند همگرایی در اتحادیه اروپا با وجود بحرانهای دورهای، موجب تکاپوی سایر مناطق جهان برای گسترش همکاریهای منطقهای شده است. تشکیل پیمان عمران منطقهای (Regional Cooperation Organization (RCD) و سازمان همکاریهای اقتصادی اکو (Economic Cooperation Organization) از جمله اقداماتی هستند که در این زمینه انجام شده است. اتحادیه اروپا به طور کلی از پیشرفتها و توسعه در منطقه چابهار به ویژه سرمایهگذاری هند در این منطقه حمایت میکند. بندر چابهار در مقایسه با سایر مسیرها، زمینه تسهیل ارتباط هند با اروپا را فراهم میکند و از این نظر دارای اهمیت قابل توجهی است.
در همین رابطه توماس کوزلوسکی نماینده اتحادیه اروپا در هند میگوید که اتحادیه اروپا آماده همکاری برای توسعه پروژههای ارتباطی هند در کشورهای ثالث است.«کوزلوسکی» در مصاحبه با روزنامه اکونومیک تایمز هند می گوید :« اتحادیه اروپا تصمیم گرفته است همکاریهای اقتصادی و امنیتی با آسیا را افزایش دهد. اتحادیه اروپا همچنین در برخی از جنبهها از جمله در زمینه آموزشی و پژوهشی به همکاری و تشریک مساعی با منطقه آزاد چابهار پرداخته است. شرکتهای اروپایی برای سرمایه گذاری و کمک به توسعه منطقه آزاد و بندر راهبردی چابهار که مبدا ورود کالا به افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی و اتحادیه اروپا است، اعلام آمادگی کردهاند. برخی از کشورهای اروپایی از جمله سوئد به سرمایهگذاری در این منطقه تمایل نشان داده اند. در این رابطه، یک تفاهمنامه تسهیلات دریافت مواد زائد نفتی در سال 2017م / 1397 با سوئد امضا شده است که در قالب آن یک طرح کامل سرمایهگذاری در این زمینه از سوی این کشور ارائه شد.
موضوع دیگری که در رابطه با چابهار برای اتحادیه اروپا دارای اهمیت است، وضعیت افغانستان و نقش این بندر در توسعه افغانستان است. حداقل در سیاست های اعلامی ، ایجاد ثبات در زمینههای مختلف سیاسی و اقتصادی در افغانستان یکی از اولویتهای اروپا می باشد . در اجلاس های بُن کشورهای اروپایی تعهداتی برای بازسازی افغانستان بعهده گرفته اند . بندر و منطقه آزاد چابهار در این زمینه نقش بیبدیلی بازی میکند و حلقه وصل افغانستان با اروپا و آسیای مرکزی است. وزارت خارجه آمریکا در فرمان اجرایی در مورد بازگشت تحریمها علیه ایران، به دلیل آنچه کمک به بازسازی و توسعه اقتصادی افغانستان نامید، چابهار را مشمول این تحریم ندانست. پروفسور راما کریشنان، استاد دانشگاه جواهر لعل نهرو هند درباره اهمیت بندر چابهار می گوید: بندر چابهار فقط یک فرصت محدود در سطح دیپلماتیک و سیاسی نیست، بلکه این پروژه در پایینترین سطوح سبب ایجاد تعاملات شده و این یک پیام به دنیا دارد که میشود در کنار این فضای هژمونیک، ترتیبات منطقهای را شکل داد و همکاریها را عمیقتر کرد.
منطقه آزاد و بندر چابهار به عنوان محل اتصال و پیوند ایران، افغانستان، هند، پاکستان، چین، روسیه، کشورهای خلیج فارس ، آسیای مرکزی و اروپا، همانند شاهراهی برای همکاری منطقهای می باشد که می تواند علاوه بر توسعه تجارت، کشورهای منطقه را در حوزههای اقتصاد، سیاست، فرهنگ، تکنولوژی و خدمات به هم متصل کند. قابلیت اتصال کشورهای منطقه به بازارهای بزرگ اروپایی و اتصال ایران به اتحادیه اقتصادی اوراسیا و تقویت همکاریهای اقتصادی با چین و روسیه حکایت از پتانسیل های عظیم منطقه آزاد و بندر چابهار دارد. از اینرو نیز رویکردهای تقابلی کشورهای پیرو امریکا نظیرعربستان سعودی و امارات ، تاثیری بر همکاری های مطنقه در قالب چابهار نداشته است .