منافع غرب در جنگ یمن (بخش دوم : اهداف سیاسی و اقتصادی)
با توجه به موقعیت جغرافیایی یمن ، تجاوز نظامی رژیم عربستان سعودی به آن کشور دارای دلایل ژئوپلتیکی و اقتصادی است که می تواند تاثیرات بسیاری در آینده قدرت جهانی به ویژه در رقابت قدرت های بزرگ برای تسلط بر اقیانوس هند و خلیج فارس داشته باشد.
با توجه به موقعیت جغرافیایی یمن ، تجاوز نظامی رژیم عربستان سعودی به آن کشور دارای دلایل ژئوپلتیکی و اقتصادی است که می تواند تاثیرات بسیاری در آینده قدرت جهانی به ویژه در رقابت قدرت های بزرگ برای تسلط بر اقیانوس هند و خلیج فارس داشته باشد.
به همین دلیل، غرب به ویژه آمریکا از نزدیک تحولات یمن را زیر نظر دارد و درصدد کنترل و مدیریت آن است. می توان اهداف غرب در حمایت از تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن را به دو بخش اهداف سیاسی و اهداف اقتصادی تقسیم کرد.
آمریکا در دوران حکومت علی عبدالله صالح (از سال 1990تا ۴ ژوئن ۲۰۱۱ ) برای پیشبرد اهداف خود و حفظ سلطه بر تنگه باب المندب، با نفوذ بر ساختار سیاسی یمن به خوبی توانسته بود حضور خود در این کشور را تثبیت کند ، اما با وقوع جنبش بیداری اسلامی در غرب آسیا و شمال آفریقا و برکناری علی عبدالله صالح، این معادله به هم خورد. بنابراین، آمریکا به کمک عربستان سعودی تلاش کرد از طریق ارائه یک الگوی سیاسی تحمیلی، مسیر انقلاب مردمی یمن را به سوی خواسته های توسعه طلبانه خود منحرف کند؛ امری که از طریق طرح مداخله جویانه شورای همکاری خلیج فارس و روی کار آمدن عبدربه منصور هادی از ۲۷ فوریه ۲۰۱۲ اتفاق افتاد.
آن ها از طریق این طرح برای مدتی کوتاه توانستند ساختار سیاسی را در یمن حفظ کنند و تنها راس قدرت را تغییر دهند اما خیزش مردم یمن به رهبری جنبش مردمی انصارالله به همراه حمایت ارتش و برخی از قبایل ناراضی از روند انتقال قدرت و خودکامگیهای عبدربه منصور هادی (رئیس جمهوری فراری یمن)، این معادله را به هم زد. به طوریکه آن ها پایتخت یمن را به کنترل خود در آورند، که منجر به استعفای عبدربه منصور هادی و فرار وی و کابینه اش به عربستان شد.
در چنین شرایطی تلاش برای تسلط بر یمن از طریق یک هم پیمان منطقهای مانند عربستان سعودی برای آمریکا بسیار مطلوب می نماید. به همین دلیل، آمریکا از همان آغاز تجاوز عربستان سعودی به یمن از این اقدام جنایت کارانه آل سعود حمایت کرد.
در بررسی اهداف سیاسی غرب در حمایت از تجاوز عربستان سعودی به یمن باید به دو هدف منطقه ای و بین المللی غرب اشاره داشت . در بحث منطقه ای باید به تسلط بر تنگه باب المندب به عنوان راهی برای حفظ امنیت عربستان سعودی، مقابله با موج بیداری اسلامی و استفاده از این تنگه برای هرگونه مقابله احتمالی با ایران اشاره کرد و در بحث بین المللی باید تسلط بر تنگه باب المندب به عنوان مقدمه ای بر تسلط غرب بر اقیانوس هند را در نظر داشت.
در بحث منطقه ای و حمایت آمریکا از امنیت عربستان سعودی در جنوب شبه جزیره عربستان سعودی و مقابله با موج بیداری اسلامی باید به این نکته اشاره کرد که عربستان با ادعای حمایت از مردم و بازگرداندن دموکراسی در یمن به این کشور تجاوز نظامی کرده است. حمایت از دموکراسی اما از سوی کشوری که خود یکی از قدیمی ترین شیوه های حکومت پادشاهی را دارد نمی تواند مورد پذیرش قرار گیرد. بر همین اساس باید گفت هدف اصلی عربستان سعودی و هم پیمانان غربی آن در یمن دستیابی به تنگه راهبردی باب المندب است.
عربستان ، نفت خود را از طریق تنگه هرمز و باب المندب به خارج صادر می کند و اگر این تنگهها بسته شود ، صادرات نفت این کشور عملا قطع میشود. برای رفع این تنگنای ژئوپلتیکی ، عربستان چشم به جنوب یمن دوخته است. یمن می تواند این مشکل ژئوپلتیکی را برطرف کند. بر این اساس، عربستان سعودی همواره در صدد بوده تا بخش هایی از یمن را در کناره دریای عرب یا تنگه باب المندب به اشغال خود در آورد. به همین دلیل ، در شرایط کنونی که برخی از مناطق غرب آسیا در آتش جولان گروه های تروریستی مورد حمایت رژیم های مرتجع عربی و سرویس های امنیتی غربی می سوزد، عربستان سعودی از این فرصت برای تجاوز به یمن استفاده کرد.
از سوی دیگر اما با توجه به ضعف نظامی و سیاسی عربستان سعودی، این کشور نمی توانست به تنهایی و بدون کمک های غرب دست به چنین تجاوز نظامی بزند. در این زمینه، آمریکا و انگلیس نه تنها تجهیزات نظامی را در اختیار عربستان سعودی قرار می دهند، بلکه آن ها در سوخت رسانی به هواپیماهای عربستان سعودی و کمک های اطلاعاتی و لجستیکی به عربستان نقش قابل توجهی دارند. به همین دلیل، باید این جنگ را به نوعی جنگ آمریکا و غرب علیه مردم یمن و تفکر انقلابی و بیداری اسلامی مردم این کشور نیز دانست.
مقابله با موج بیداری اسلامی به هدفی مشترک برای عربستان سعودی و غرب تبدیل شده است. به دلیل همسایگی عربستان سعودی با یمن و قرار گرفتن یمن در جنوب شبه جزیره عربستان سعودی و به دلیل ترس از سرایت دامنه بیداری اسلامی به این کشور، سعودی ها از همان ابتدای شکل گیری انقلاب مردمی در یمن، سعی کردند عبدالله صالح را برای سرکوب انقلابیون تشویق کنند.
در این راه ریاض، خود نیز انواع تلاش های سیاسی و دیپلماتیک را در منطقه و در عرصه بین المللی برای عقیم گذاشتن انقلابیون یمنی انجام داد. عربستان سعودی از همان ابتدای تحولات یمن سعی کرد تا در قالب طرح شورای همکاری خلیج فارس به مدیریت تحولات یمن بپردازد و از طریق مکانیسم شورای همکاری خلیج فارس به این کار مبادرت ورزد . کناره گیری عبدالله صالح و روی کار آمدن عبدربه منصور هادی در همین چارچوب بود. در ادامه چنین تلاش هایی بود که منصور هادی با پشت کردن به مفاد گفت و گوهای ملی ، تلاش برای قبضه کردن کامل قدرت را آغاز کرد که با مقابله موج جدید بیداری مردمی مواجه و به فرار مجبور شد. موضوعی که در نهایت به شکست طرحهای سیاسی عربستان سعودی در یمن و آغاز تجاوز منجر شد.
هدف منطقه ای دیگر غرب در حمایت از تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن، مقابله با پاسخ مشروع ایران در هر تجاوز نظامی احتمالی به آن است.
یکی از اهداف آمریکا برای تسلط بر تنگه باب المندب این است که در صورت هرگونه جنگ احتمالی و اقدام تهران در مسدود کردن تنگه هرمز، ارتباط عربستان سعودی از طریق تنگه باب المندب به بیرون آزاد باشد. تسلط بر تنگه باب المندب می تواند همسو با تسلط آمریکا بر اقیانوس هند، با ایجاد یک کمربند جغرافیایی، ایران و هند را محاصره کند. به همین دلیل آمریکا از سال ها قبل در تلاش برای تسلط بر یمن و به ویژه بخش های جنوبی این کشور است.
همچنین در بحث اهداف بین المللی حمایت غرب از تجاوز عربستان سعودی به یمن باید به اهمیت تنگه باب المندب در راهبرد جهانی غرب برای تسلط بر آبراه های بین المللی توجه داشت. در این چارچوب ، باید به تحولات سطح کلان نظام بین الملل اشاره داشت که ناشی از تغییر کانون های ژئوپلتیک جهانی و روند کاهش قدرت جهانی آمریکا و رشد قدرت هایی مانند هند و چین و انتقال ثقل قدرت از غرب به شرق است.
با توجه به این موضوع ، آمریکا تلاش دارد آبراه های بین المللی که نفت و تجارت بین المللی بر آن متکی است را برای کنترل رقبا تحت کنترل خود داشته باشد. در این زمینه، اقیانوس هند به دلیل دسترسی به تنگه های هرمز، باب المندب، و مالاکا و به دلیل اینکه راه اصلی تجارت دریایی چین است، مورد توجه ویژه آمریکا قرار گرفته است و در آینده ای نزدیک اقیانوس هند به یکی از کانون های رقابت قدرت های بزرگ تبدیل می شود.
اقیانوس هند در سال های اخیر به یکی از مهم ترین مناطق استراتژیک جهان تبدیل شده است. اقیانوس هند به دلیل اینکه نیمی از کشتیهای کانتینربر و بیش از 70 درصد نفت صادراتی جهان از آن عبور می کنند، در حال تبدیل شدن به مرکز جهانی جدید تجارت و عبور و مرور جریان نفت است.
همچنین اقیانوس هند سومین اقیانوس بزرگ جهان است که بوسیله 5 قاره و بیش از 40 کشور احاطه شده است. این اقیانوس از این جهت برای آمریکا و متحدانش بسیار اهمیت دارد که دومین صحنه رقابت استراتژیک قدرت های بزرگ در آسیا، به ویژه بین هند و چین است.
بدین ترتیب ، میتوان گفت تجاوز رژیم سعودی به یمن در چارچوب منافع ژئوپلیتیکی غرب به ویژه آمریکا قرار دارد و به همین دلیل علیرغم گذشت چند ماه از این تجاوز وحشیانه، حمایت های آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی از رژیم سعودی همچنان ادامه دارد.