• موقعیت چابهار در میان کریدور شمال - جنوب و شرق به غرب

در قسمت سوم برنامه به اهمیت چابهار برای کشورهای شرق آسیا پرداخته می شود.

بندرو منطقه آزاد چابهار ایران دارای کارکردهای مهم منطقه ای است. از جمله این کارکردها می توان به کاردکردهای اقتصادی آن اشاره کرد. تسریع در زمان و هزینه حمل و نقل، قابلیت دسترسی به اقیانوس ها و آب‌های آزاد، دستیابی به بازارهای عمده بین کشورهای ذینفع در آن از ایران گرفته تا هند، افغانستان، پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی، روسیه تا اروپا از جمله کارکردهای این بندر استراتژیک است. از جمله کشورهایی که می تواند از چابهار بهره زیادی ببرد، افغانستان است. همکاری‌های منطقه‌ای یکی از اولویت‌های اساسی سیاست خارجی دولت افغانستان است و نقش آن در تامین صلح، ثبات و همگرایی اقتصادی منطقه‌ای مهم ارزیابی می‌شود. منطقه چابهار نیز یکی از مهم‌ترین مناطق تسهیل کننده همکاری‌های منطقه‌ای برای افغانستان است. چابهاردر واقع فرصت دسترسی به آب‌های آزاد را به افغانستان می‌دهد. در همین راستا سه کشور هند، افغانستان و ایران در سال 2003 م در چارچوب کریدور شمال-جنوب، قرارداد بندر چابهار را امضا کردند. فاز اول بندر چابهار در دسامبر۲۰۱۷م افتتاح شد. نیاز به توسعه اقتصادی، دیدگاههای این سه کشور را به هم نزدیک کرده است، اما این کشورها به همکاری سه جانبه نگاه انحصاری ندارند و از توسعه همکاری های سه جانبه به همکاری چند جانبه در قالب پتانسیل های بندرچابهار استقبال می کنند.

چابهار کمتر از ۶۰۰ مایل از مرز افغانستان فاصله دارد و تنها بندر غیرپاکستانی است که افغانستان را به دریا متصل می‌کند. پاتریک کلاوسون (Patrick Clawson)، اقتصاددان آمریکایی و محقق حوزه ی غرب آسیا معتقد است: چابهار فرصت روابط تجاری بدون نیاز به مسیرهای تجاری پاکستان را در اختیار هند و افغانستان قرار می‌دهد. توافق‌های ایران و افغانستان، این فرصت را به افغانستان می‌دهد تا با تعرفه‌های حداقلی، از چابهار برای انتقال کالاهای خود و همچنین واردات کالا استفاده کند. افغانستان در قلب مسیرهای تجاری آسیای مرکزی و جنوبی قرار گرفته و نقش آن در تقویت اتصال منطقه‌ای بیش از پیش افزایش می‌یابد. به طور کلی بندر چابهار، منافع متعددی برای افغانستان به همراه دارد. دولت مردان افغان با هدف رهایی کشورشان از جبر جغرافیاییِ محصور در خشکی، طی سال‌های متمادی تلاش کرده‌اند تا از فرصت‌های اقتصادی ناشی از آب‌های آزاد جنوب، در راستای تامین منافع داخلی و رونق تجارت خارجی‌شان بهره جویند. 

اراده افغانستان جهت کاهش محدودیت‌های جغرافیایی با استفاده از محور ترانزیتی چابهار، به طور جدی از سال 2011 تاکنون ادامه داشته است. از نظر بعد مسافت، بندر چابهار نزدیک ترین و باصرفه‌ترین محور ترانزیت تولیدات افغانستان به بازارهای بین‌المللی مصرفی در جنوب است. چابهار یکی از مناسب‌ترین گزینه‌ها را برای افزایش سطح دسترسی و همچنین بالا بردن میزان تجارت خارجی در اختیار افغانستان قرار داده است که در صورت استفاده از تمامی ظرفیت آن می‌تواند منشا تحول در وضعیت اقتصای افغانستان باشد. محمد داود عرفان، استاد دانشگاه غالب هرات در مورد نقش چابهار در تامین و تقویت همکاری منطقه‌ای از منظر کشور خود به موضوع می‌نگرد. وی می گوید: اهمیت چابهار برای افغانستان به گونه‌ای است که برای اولین بار احساس می‌کنیم وابستگی به پاکستان را کاهش دادیم . 

در بررسی رویکرد پاکستان در مورد بندر چابهار باید گفت، پاکستان در مسیر بندر چابهار و با فاصله چند صد مایلی از آن دارای بنادری همچون کراچی و گوادر می‌باشد که می‌توانند برای استفاده دریایی این کشور مورد استفاده قرار گیرد. در یک بررسی واقع‌بینانه، می‌توان گفت که این دو بندر در دو موقعیت متفاوت قرار گرفته‌اند که می‌توانند به صورت رقیب یا مکمل یکدیگر در نظر گرفته شوند. اگر به آینده بنادر سواحل مکران توجه شود می‌توان تصور کرد که بندر چابهار و بندر گوادر با آینده‌ای متفاوت‌تر از گذشته روبرو  شوند. تبدیل شدن آنها به بنادر آزاد نه تنها توسعه آنها را در پی خواهد داشت، بلکه توسعه شرق ایران و ایالت بلوچستان پاکستان وهمچنین پروژه «یک کمربند و یک جاده» چین را نیز تسهیل می‌کند. بنابراین در صورتیکه بر خلاف نگرش غربی ها، کشورهای منطقه به پتانسیل های بنادر چابهار و گوادر به عنوان «بنادر مکمل» در توسعه منطقه نگاه کنند برآیند چنین نگرشی در بلندمدت تقویت هرچه بیشتر کشورهای منطقه از جمله هند، پاکستان، چین، افغانستان، ایران و روسیه در معادلات قدرت خواهد بود. 

سیاست خارجی چین در یک دهه اخیر بر مبنای دکترین ظهور مسالمت‌آمیز، چندجانبه‌گرایی را به ویژه در ابعاد اقتصادی به عنوان اصل اساسی دنبال می‌کند.از این منظر بندر چابهار برای چین نیز دارای اهمیت است. با توجه به مکمل بودن ظرفیت‌های اقتصادی و همچنین وجود زمینه‌های مختلف همکاری در عرصه‌های انرژی، زیرساختی، صنعتی، فناوری و سایر زمینه‌های مشترک، ایران و چین توانسته‌اند همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه‌  خود خصوصا در در حوزه‌های انرژی‌های فسیلی و سرمایه‌گذاری در پروژه های بالادستی و پایین دستی صنایع انرژی را توسعه دهند. به دلیل اهمیت این موضوع ، همکاری‌های دو کشور با حساسیت از سوی برخی از بازیگران منطقه‌ای و جهانی دنبال می‌شود. فرازاد رمضانی بونش، کارشناس مسائل منطقه ای در ایران می گوید: چین به دلیل منافع دوطرفه در داشتن رابطه با آمریکا و ایران، سعی در ایفای نقش میانه‌ای دارد که به نفعش باشد. بنابراین باید گفت که ایران در واقع از چند بعد در سیاست خارجی چین اهمیت دارد. نخست، در حوزه انرژی. دوم، جایگاه ایران در منطقه خلیج فارس و همچنین موقعیت ژئوپلیتیکی  که ایران از آن برخوردار است. سوم، بهره‌گیری از ایران در مدیریت در روابط خود با آمریکا. اهمیت چهارم، بازار ایران برای چین است.

در بررسی رویکرد چین به منطقه آزاد و بندر چابهار بیش از هر چیز باید به نقش متغیرهای اقتصادی در سیاست خارجی چین اشاره کرد.  در این چارچوب به ویژه باید از نقش این بندر در تکمیل حلقه پروژه جدید این کشور تحت عنوان پروژه «یک کمربند و یک جاده» نام برد. در سپتامبر 2013 م، شی جین‌پینگ، رئیس جمهور چین در دانشگاه نظربایف قزاقستان، پیشنهاد داد که چین و آسیای مرکزی دست به دست هم دهند و کمربند اقتصادی جاده ابریشم را برای همکاری‌های بیشتر در منطقه بسازند. او ابعاد مهم این طرح را این گونه مطرح کرد: ارتباطات سیاسی، اتصال جاده ای از پاسیفیک تا دریای بالتیک و تشکیل یک شبکه حمل و نقل که به آسیای شرقی، غرب و جنوب آسیا متصل می‌شود. رئیس جمهور چین؛ همچنین در اکتبر 2013م ابتکار جاده ابریشم دریایی را نیز ارائه داد و هر دو طرح خود را «یک کمربند و یک جاده» نامید. 

ایران همواره در مناسبات با چین و در دیدارهای مقامات دو کشور، همکاری‌های فزاینده برای بازسازی راه ابریشم را در نظر داشته است.  در این روند نقش بندر چابهار به عنوان یک شاهراه و بندر دریایی مهم است. اتصال به خطوط دریایی و کشتیرانی به نقاط مختلف از طریق بندر چابهار ایران، برای پیشبرد برنامه‌های راه ابریشم دریایی از اهمیت زیادی برخوردار است. چین همچنین درباره سرمایه‌گذاری در حوزه پتروشیمی و راه‌آهن در منطقه چابهار اقدام کرده است. گذشته از این موارد پیشنهادهایی مبنی بر تشکیل منطقه آزاد مشترک ایران – چین و پاکستان در چابهار و نیز تولید دارو در این منطقه برای کشورهای اسلامی با برند حلال نیز از سوی چین مطرح شده است که نشان دهنده علاقه این کشور برای سرمایه‌گذاری هر چه بیشتر در منطقه آزاد و بندر چابهار است. این موضوع بر ابعاد اهمیت منطقه چابهار در توسعه همکاری منطقه‌ای نیز می‌افزاید.

ژاپن نیز از جمله کشورهایی است که در سال 2015 م آشکارا تمایل خود را برای سرمایه‌گذاری در چابهار اعلام کرد، بدلیل معافیت پروژه چابهار از تحریم‌های یکجانبه امریکا، ژاپن می‌تواند  نقش فعالانه‌تری در این زمینه ایفاء کند. کوجی هندا سفیر ژاپن در ایران در بازدید از بندر چابهار در سال 2015م/ 1394ش گفت:«کشورش آمادگی سرمایه‌گذاری در این بندر را دارد. بندر چابهار به عنوان یک بندر اقیانوسی از ظرفیت زیادی برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف برخوردار است. بندر چابهار مکانی امن برای سرمایه‌گذاری این کشور است. این منطقه یکی از مناطق و قطب‌های اقتصادی دنیا است و پل ارتباطی ایران با کشورهای آسیای مرکزی است». وی به ویژه به علاقه مندی زیاد ژاپن برای سرمایه‎گذاری در سایت پتروشیمی چابهار اشاره کرد و گفت که این منطقه دارای فرصت‌های پنهان برای سرمایه‌گذاری بوده و باید برنامه‌های سرمایه‌گذاری به سمتی برود تا از این فرصت طلایی به نحو احسن استفاده شود. بندر چابهار علاوه بر داشتن ظرفیت تجاری از پتانسیل بالایی نیز برای گردشگری برخوردار است که می‌توان گردشگران ژاپنی را برای دیدن این منطقه فراخواند». 

بندر چابهار به عنوان محل اتصال اقتصادی کشورهای ایران، افغانستان، هند، پاکستان، چین، روسیه می تواند نقش شاهراه همکاری های منطقه‌ای را در راستای توسعه منطقه ایفاء کند. این بندر و منطقه آزاد، کشورهای منطقه را در حوزه‌های اقتصاد، سیاست، فرهنگ، تکنولوژی و خدمات به هم متصل کند. رونق چابهار می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری بازار مشترک آسیایی در منطقه شود و همکاری‌های اقتصادی از طریق کریدور شمال – جنوب را تقویت کند. قابلیت اتصال کشورهای منطقه به بازارهای بزرگ اروپا و اتصال ایران به اتحادیه اقتصادی اوراسیا  فرصت‌های دیگری است که می‌توان برای چابهار متصور باشد. در نهایت باید گفت که پتانسیل های مهم موجود در منطقه چابهار در راستای تقویت صلح، امنیت و همکاری منطقه ای و بین‌المللی، بسیار اثرگذار می باشد.

بهمن ۰۶, ۱۳۹۸ ۱۲:۳۷ Asia/Tehran