داعش در افغانستان (24) نقش سازمان های اطلاعاتی در فعالیت داعش در افغانستان
-
حمایت های آمریکا و متحدانش از داعش
در قسمت بيست و چهارم از برنامه داعش در افغانستان، نقش سازمان های اطلاعاتی در فعالیت داعش در افغانستان را بررسی خواهیم کرد.
بیشتر مطالعات انجام شده به این نتیجه منجر می شود که داعش محصول همکاری دستگاه های امنیتی غربی، عربی و عبری است. بصورت دقیق تر از شواهد موجود چنین بر می آید که «CIA» سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، «MI6» سازمان اطلاعات خارجی انگلیس و «mossad» سازمان اطلاعات خارجی رژیم صهیونیستی اسرائیل بیشترین نقش را در پروژه ایجاد داعش ایفا کرده اند. همچنین شواهد نشان می دهد دستگاه امنیتی ترکیه موسوم به "میت" نیز در ایجاد داعش همکاری داشته است. از همین رو است که اهداف پشت پرده سازماندهی داعش را در چارچوب رقابت های بین المللی بین منابع جهانی و منطقه ای قدرت باید بررسی کرد و خارج از آن، به دشواری می توان توجیهی منطقی برای آن یافت. برای درک این موضوع باید توجه داشت که صحنه بین الملل بعد از فروپاشی قطب دوم قدرت جهانی یعنی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد- وضعیت نامشخصی یافت و ایجاد نوعی جنگ جدید برای قدرت های جهانی و در راس آن آمریکا ضرورت یافت. در چنین جنگی، جهان غرب و رقبای احتمالی سیاسی- اقتصادی و نظامی اش به تدریج وارد نوعی چالش و رقابت جدید می شوند. دو قطب این چالش به لحاظ نظری آمریکا- اروپا و متحدان منطقه ای از یک طرف و چین، روسیه، ایران و حکومت های نزدیک به آنها در طرف دیگر قرار می گیرند.
در این قطب بندی جدید هر چند که ابعاد آن هنوز بدرستی روشن نشده است، غرب آسیا، جنوب آسیا و آسیای مرکزی در محور رقابت ها قرار خواهند گرفت. اما رقابت ها منحصر به این مناطق باقی نخواهد ماند و سیاست های غرب برای محاصره روسیه، حوزه قفقاز و شرق اروپا و برای محاصره چین، شرق دور و حوزه اقیانوس آرام را نیز در بر می گیرد. مناسب ترین ابزار غرب و متحدانش استفاده ابزاری از جریان های رادیکال تروریستی است که از شعارها و پرچم های فرقه ای استفاده می کند. تسری جریان داعش از سوریه وعراق بطرف افغانستان، آسیای مرکزی، روسیه و چین را در چارچوب سیاست هایی می توان ارزیابی کرد که مجموعه دستگاه های امنیتی غربی، عبری و عربی دنبال می کنند. اگر تداوم بحران و جنگ در افغانستان را در چارچوب جنگ نیابتی اطلاعاتی در نظر بگیریم، آنگاه نفوذ دادن داعش به این کشور، دو قطب بالقوه رقیب بین الملل را مجبور به صف آرائی براساس منافع راهبردی شان خواهد کرد. بدین معنا که در یک طرف آمریکا و متحدانش و از طرف دیگر روسیه و چین قرار خواهند گرفت. امین حطیط کارشناس مسایل سیاسی در لبنان هدف از ایجاد داعش در افغانستان را کمک به پیشبرد اهداف استراتژیک آمریکا در منطقه می داند و بر این باور است که چون آمریکا ناگزیر به تجدید نظر در سیاست های قبلی و عقب نشینی نیروهای خود از افغانستان است به تقویت داعش در مناطق تحت اشغال خود ادامه خواهد داد.
از آن جا که تقریباً روشن است پروژه داعش بخشی از جنگ اطلاعاتی آمریکا علیه رقبا است. علی القاعده نباید دور از ذهن باشد که این کشورها نیز با شیوه های موثری با آمریکا مقابله می کنند. درگیر شدن چین در طرح های بزرگ و راهبردی اقتصادی در بندر گوادر واقع در بلوچستان پاکستان رقابت های پکن با آمریکا را در پاکستان به نحو آشکاری تشدید کرده است. چین همچنین در چارچوب توافق های امنیتی پیمان همکاری شانگهای از یکسو و ابتکار راه ابریشم جدید یا همان یک کمربند-یک جاده تلاش می کند با نقش ناامن کننده آمریکا و فعالیت گروه های تروریستی نیابتی این کشور مقابله کند .
تمایل روسیه برای ورود به جنگ اطلاعاتی با آمریکا نیز بعد از نفوذ داعش به شمال افغانستان و در امتداد مرزهای مشترک با آسیای مرکزی نه تنها درارتباط با این منطقه بلکه در پاسخ به پیشروی غرب در اروپای شرقی و اوکراین و پیش بینی دوران جدیدی از تعارضات جدی قابل فهم می شود. ورود داعش به افغانستان از نظر روس ها به هیچ عنوان امری تصادفی تلقی نمی شود، بلکه بخشی از پروژه محاصره و تهدید امنیتی مسکو و در راستای شکل گیری مجدد رقابت ها بین منابع جهانی قدرت با ابتکار آمریکا ارزیابی می شود. روس ها بر این نظرند که از منظر راهبردهای سیاست بین الملل حضور اتباع آسیای مرکزی در ترکیب داعش و فعالیت در مناطق شمالی افغانستان می تواند به منظور تحقق اهداف ژئوپلیتیکی آمریکا در آسیای مرکزی و مجاورت مرزهای جنوبی روسیه از طریق دهلیز افغانستان باشد.به عبارت دیگر با توجه به نزدیکی شمال افغانستان به کشورهای آسیای میانه ناامنی شمال افغانستان را می توان در راستای راهبردهای غرب و آمریکا برای ناامن سازی روسیه و کشورهای همسو و نزدیک به این کشور با توسل به داعش و گروه های تندرو دیگر در شرایط کنونی دانست.
هندوستان کشور مهم دیگر در جنوب آسیا است که حضور داعش را در افغانستان و پاکستان را پروژه ای اطلاعاتی می داند، با این تفاوت که، نقش محرک را برای پاکستان قایل است. اعلام بیعت و وفاداری جناح خلافت گرای تحریک خلافت پاکستان با داعش که آشکارا مواضع ضد هندی دارد و تاسیس بخش هندی القاعده که ایمن الظواهری در رقابت با داعش اعلام کرد و پیوستن گروه های تندرو نظیر لشکر طیبه به داعش که از نظر هند اصلی ترین گروه تروریستی مورد حمایت «آی.اس.آی» پاکستان هستند، همگی هندوستان را تشویق می نمایند به نحو موثرتری از گذشته در افغانستان درگیر شود و در ردیف کشورهای مقابله کننده با نفوذ داعش قرار گیرد.
اگر داعش را در قالب باصطلاح شعبه خراسانی خلافت مورد نظرش در نظربگیریم، در آن صورت می توان گفت که همه کشورهائی که در محدوده خطر داعش قرار می گیرند از انگیزه قوی برخوردارند که سد راه توسعه این گروه تروریستی شوند. اگرچه نوعی ذهنیت ملی گرایانه در برخی کشورهای منطقه وجود دارد که ممکن است مانع شکل گیری یک اقدام بازدارنده جمعی علیه داعش شود. منتها از آنجا که داعش امنیت ملی همه کشورهای منطقه را با تهدید می کند، این فرصت عملی بوجود آمده است که کشورها به تدریج بطرف نوعی همکاری منطقه ای در مقابل داعش از جمله در افغانستان گرایش بیابند. درغیراین صورت، تهدید داعش از دو جهت ممکن است خطرساز شود: اول، تحریک تحرکات تجزیه طلبانه قومی و ارضی و دوم، تحرکات ایدئولوژیک برای ایجاد جنگ فرقه ای.
همسایگان پاکستان و افغانستان عبارتند از کشورهای آسیای مرکزی و به تبع آنها روسیه ، چین، ایران و هندوستان. پنج کشور آسیای مرکزی، روسیه، چین و هندوستان تهدید داعش با پشتوانه آمریکا، رژیم اسراییل و حکام مرتجع عرب را در حد تحریک تجزیه طلبی قومی با پوشش مذهبی در مراحل ابتدائی و جابجائی قدرت در مراحل بعدی ارزیابی می کنند. جمهوری اسلامی ایران علاوه بر اشتراک در این ارزیابی با سایر کشورهای منطقه، به تحرکات داعش در ضدیت با همه مذاهب اسلام اعم از شیعه و سنی توجه دارد.
ضرورت مهم دیگر این است که کشورهای منطقه به این باور مشترک برسند که مقابله با داعش و ادعای خلافت اش صرفاً از طریق نظامی ممکن نیست و نیازمند فعالیت های روشنگرانه و هماهنگ فرهنگی و ایدئولوژیک است. تدابیر امنیتی تنها می تواند بخشی از راهکارهای مقابله با داعش را بدست دهد ولی راهکار اصلی تر، مصون سازی ایدئولوژیک مردم در مقابل نفوذ این گروه تروریستی است که با سوء استفاده از ارزش های مذهبی، جوانان را به اهدافش جلب می کند و آنها را فریب می دهد. در این روند همکاری های منطقه ای نقش مهمی دارد چنانچه «استفن والت» نظریه پرداز شناخته شده عرصه روابط بین الملل و استاد دانشگاه هاروارد می گوید موضوع مهم، چگونگی برخورد آمریکا و دیگر کشورها با این دست مسائل در آینده است. زیرا یکی از مهم ترین دلایل شکست داعش در غرب آسیا این بود که آمریکا در فرایند مقابله با داعش نقش مهمی نداشت و این دولت ها و بازیگران منطقه بودند که داعش را شکست دادند.