بررسی بحران یونان (قسمت سوم و پایانی ) : نگاه قدرت های بزرگ به بحران مالی اروپا و پیامدهای آن
-
پالایشگاه هلینک پترولیوم یونان
جنبه مهمی از بحران مالی یونان، نگرش قدرت های بزرگ به این بحران و پیامدهای احتمالی آن است
جنبه مهمی از بحران مالی یونان، نگرش قدرت های بزرگ به این بحران و پیامدهای احتمالی آن است. واقعیت آن است که هیچ یک از قدرت های بزرگ نمی توانند تاثیر قاطعی بر این بحران مالی بگذارند اما از آنجایی که هر کدام از آنها، نگرش متمایزی به ماهیت بحران مالی و تاثیرات آن بر استراتژی های امنیت ملی خود دارند، نگران به خطر افتادن ثبات ژئواکومیک نظام جهانی هستند. در این بخش به بررسی رویکرد کشورهای حوزه یورو و روسیه می پردازیم؛کشور آلمان با اقتصادی بزرگ ؛ در حال حاضر پیچیده ترین موضع را در برابر یونان دارد؛ اما نه تنها به این دلیل که آلمان معمار اصلی یورو و نظام مالی اروپاست، بلکه به این علت که پیامدهای این بحران بطور مستقیم بر سرنوشت اتحادیه اروپا و رقابت های قدرتی در این قاره تاثیر خواهد گذاشت. از یک منظر درصورتی که آلمان بتواند واحد پول مشترک اروپایی را از دامان بحران اقتصادی رها کند، می تواند به اعتبار تصمیمات این کشور در قلمرو تازه تاسیس اتحادیه اروپا و یا حتی فراتر از آن بیافزاید. افزایش ارزش یورو در بازارهای جهانی به دنبال این موفقیت، بیش از هر کشور دیگری به رونق گرفتن تجارت آلمان یاری خواهد رساند و نشانه ای از ثبات و اتکاپذیری یورو در دوران افول تدریجی ایالات متحده قلمداد خواهد شد.در یک احتمال دیگر، همزمان با شکست گفت وگوهای رهبران مالی اروپا و دولت یونان، آلمان باید نگران تزلزل در اعتبار یورو در بازارهای بین المللی و حتی بدتر از آن سرایت نگرش های ضد آلمانی به سایر کشورهای پیرامونی باشد.در یک برداشت مصداقی تر، احزاب ضد یورو از طیف های چپ تا راست در کشورهای اسپانیا و پرتغال که در آستانه تعمیق بحران بدهی ها قرار دارند، ممکن است با مشاهده ناکامی در حل و فصل بحران یونان، به جمع آوری آرای بیشتری در میان رای دهندگانی که از آینده شغلی و معیشت خود نگرانند، بپردازند. هرچه اینگونه احزاب آینده کشورهای اروپایی را در دست داشته باشند، آلمان نه تنها بیش از همیشه در معرض اتهام زنی ها قرار خواهد گرفت بلکه تا حدی ایده پیشرونده همگرایی اروپا متوقف خواهد شد. خروج توافقی و یا یک جانبه یونان از یورو، عواقب ویرانگری بر ایده اتحادیه اروپا خواهد داشت. این واقعه در صورت تحقق نخستین عقب نشینی احتمالی همگرایی ملل اروپایی خواهد بود که می تواند اتحادیه را زیر ضربات روانی ممتد ناشی از بی اعتمادی بگیرد. از این رو، برای آلمان نجات یونان نه تنها گامی برای رفع بحران مالی و تسکین بازارهای اروپایی است بلکه تلاشی برای جلوگیری از غلتیدن اتحادیه اروپا در سراشیبی انحلال است.از دیدگاه فرانسه،اروپا میراث شش دهه تلاش فرانسه برای جلوگیری از بازگشت سیاست قدرت و تاریخ تلخ گذشته است که اکنون با برتری چشمگیر اقتصادی آلمان در حال وارد شدن به مرحله ای است که فرانسه بیش از آنکه در آن مشارکت کند، نظاره گر است. با وجود اینکه فرانسه رهبری اقتصادی اروپا را به آلمان سپرده و پیش قراولی برلن را در پروژه اتحادیه اروپایی در کنار توزیع نابرابر مزیت های اقتصادی به سود آلمان می بیند، اما همچنان دلایل قوی برای حمایت از این ساختار سیاسی- اقتصادی نوین دارد. از نگاه فرانسه سقوط اتحادیه اروپا به معنای بازگشت آلمان به سیاست های سنتی است که تلاش این کشور برای دستیابی به تسلیحات هسته ای و واقعیت بخشیدن به هژمونی طبیعی آلمان را ناگزیر می سازد. همچنین بقای اتحادیه اروپا می تواند با تجمیع قوای اقتصادی و سیاسی آلمان و فرانسه که همکاری محتاطانه بریتانیا را زیر چتر اتحادیه اروپایی نیز به دنبال دارد، وزن ژئوپلیتیکی کافی را برای ایفای نقش یک قدرت بزرگ بدست آورد. با وجود اینکه بعید به نظر می رسد که در آینده نزدیک، احزاب ضد اتحادیه مانند «جبهه ملی» بتوانند در انتخابات سراسری جایگاه بهتری کسب کنند، اما تقویت این نگرش های منفی به اتحادیه می تواند در آینده ،نقش آفرینی فرانسه را در اروپا تحت شعاع قرار دهد. سقوط یورو و یا تضعیف ایده اتحادیه اروپا، بیشترین کمک را برای خیزش اینگونه احزاب در فرانسه خواهد نمود. از این رو، فرانسه در کنار آلمان، برای بالا کشیدن حوزه یورو از لبه پرتگاه تلاش خواهد کرد.اگرچه بریتانیا به حوزه یورو تعلق ندارد اما بدین معنا نیست که نسبت به سیاست های مالی نهادهای اروپایی یورو بی توجه است. از نگاه بریتانیا، سقوط ارزش یورو و یا حذف آن، نه تنها وخامت وضعیت اقتصادی کشورهای پیرامونی را در پی خواهد داشت بلکه با تضعیف سیاسی اتحادیه اروپا، همان نگرانی های مربوط به فرانسه و حتی روسیه را از دگرگونی ژئوپلیتیک برای بریتانیا تکرار خواهد کرد.شکنندگی اروپای جنوبی به ویژه در صورت انشقاق اتحادیه، دسترسی اروپا به مدیترانه را محدودتر می کند و بر نفوذ بریتانیا در مناطقی که بطور سنتی برای بریتانیا واجد اهمیت است ، تاثیر منفی می گذارد.کشورهای شرقی تر اتحادیه شامل لتونی، استونی، لیتوانی، مجارستان و بلغارستان در صورت ناامیدی از توانایی حل مسئله اتحادیه اروپا نسبت به بازگشت به سوی روسیه اشتیاق بیشتری نشان خواهند داد و این امر برای بریتانیا که طبق عادت استراتژیک بر حسب منطق توازن قدرت درباره جهان اروپایی می اندیشد، حکم یک فاجعه ناخوشایند را دارد. برهم خوردن این توازن در قسمت غربی اتحادیه نیز بسیار جدی تر است. از نگاه بریتانیا شکست احتمالی پروژه اتحادیه اروپا به معنای باز شدن دست و پای آلمان قدرتمند در سیاست های قاره ای است که می تواند به بازگشت آلمان به دوران رقابت های هژمونیک در اروپا ، انرژی مهارناپذیری ببخشد. بنابراین اشتیاق بریتانیا برای حل و فصل بحران مالی یورو، کمتر از فرانسه و آلمان نیست. روسیه:پس از بحران نظامی اوکراین که بروکسل و مسکو را رو در روی یکدیگر قرار گرفتند، روسیه از انگیزه فراوانی برای جدا شدن یونان از حوزه یورو برخوردار است. به خصوص آنکه اشتراکات تاریخی و مذهبی دو کشور یونان و روسیه، یونان را در صورت جدا شدن از یورو و یا اتحادیه اروپا در دامان روسیه قرار خواهد داد. با این وجود مشکلات روسیه در کوتاه مدت مانع از به واقعیت پیوستن این بلندپروازی های ژئوپلیتیک می شود. این کشور خود گرفتار تنگنای اقتصادی است و نمی تواند تحت این شرایط ناجی یونان باشد. گذشته از این، روسیه به ثبات مالی یورو همچنان نیازمند است. اعضای اتحادیه اروپا از مهمترین شرکای تجاری روسیه هستند. از میان پنج کشور اولی که بیشترین حجم مبادلات تجاری را با روسیه دارند، سه کشور هلند، آلمان و ایتالیا به اتحادیه اروپایی تعلق دارند. تضعیف یورو، به تنزل بخشی از ذخایر ارزی روسیه منجر خواهد شد که می تواند موقعیت اقتصادی روسیه را بیشتر از آنچه هست، آشفته کند. بعلاوه، روسیه ترجیح میدهد که یورو به عنوانی رقیب نیرومندی در برابر دلار باقی بماند و به شکل دادن به جهان چند قطبی اقتصادی یاری برساند. تا هنگامی که روبل روسیه نتواند خلا ناشی از فروپاشی احتمالی یورو را جبران کند، از نگاه روسیه، فروپاشی پول واحد اروپا به معنای تقویت منزلت اقتصادی ایالات متحده خواهد بود. بنابراین انتظار می رود که سیاست روسیه در برابر بحران یونان، با حزم و احتیاط همراه با اتخاذ بی طرفی باشد؛ هرچند که این موضوع سبب نخواهد شد روسیه از فرصت به قدرت رسیدن ائتلاف چپ سیریزا در یونان که در موارد قابل توجهی با مسکو اشتراک نظر دارد، بهره نگیرد. تحرکات روسیه برای حضور نظامی در بخش یونانی نشین قبرس (قبرس جنوبی) از این زاویه قابل ارزیابی است. به طوریکه در جریان سفر ماه مارس 2015 نیکوس انستادیاتیس(Nicos Anastasiades)، رئیس جمهوری قبرس به مسکو، دو کشور توافقنامه همکاری نظامی امضاء کردند، که به کشتی های نیروی دریایی روسیه اجازه می دهد به طور مرتب وارد بنادر قبرس شوند. پیش از این نیز برخی از منابع خبری روسیه از آمادگی قبرس برای استقرار پایگاه نظامی روسیه در قلمرو این کشور خبر داده بودند.کشور چین ، بالقوه ، می تواند بازیگری موثر در بحران یونان باشد و در نگاه اول در لیست نامزدهایی قرار می گیرد که قادرند با ارائه کمک های مالی خارج از حوزه یورو، به دنبال کسب نتایج سیاسی باشند. اما هرگونه اقدام مشابه چین باعث تیرگی مناسبات اتحادیه اروپا و چین خواهد شد. پس از کشورهای حوزه آ.سه. آن و ایالات متحده آمریکا، کشورهای اتحادیه اروپا مهمترین شرکای تجاری چین را تشکیل می دهند و برای ثبات و رشد اقتصادی چین اهمیت فراوانی دارند. همچنین مداخله این کشور در بحران یونان، از دیدگاه روسیه نیز استقبال نخواهد شد و سوء ظن مسکو به نیات چین را در مناطق مجاور آن افزایش خواهد داد. به این ترتیب، نقش آفرینی چین در بحران یونان دست کم تا پیش از آنکه رضایت قدرت های اروپایی و روسیه را بدست آورده باشد، دور از ذهن است.در این میان امریکا با حمایت ضمنی از واحد پول اروپایی تلاش می کند تا اینگونه نشان دهد که به شکل گیری جهان چندقطبی اقتصادی کمک میکند. مهمترین مزیت قطب بندی اقتصادی، همانطور که پیشتر اشاره شد، مراقبت از نظام مالیه بین المللی در برابر نوسانات دلار و همچنین کاهش بار مسئولیت به عبارت دقیق تر، کاهش نقش آمریکا در برابر ثبات مالیه بین المللی بود. تضعیف و یا فروپاشی یورو هرچند منزلت دلار را بار دیگر افزایش خواهد داد اما این دو مورد پیش گفته را از ایالات متحده سلب می کند؛ به ویژه در دورانی که اقتصاد آمریکا نحیف تر از پیش، قسمتی از ظرفیت های بین المللی خود را از دست می دهد. بالا رفتن ارزش دلار در بازارهای بین المللی، می تواند به سرعت آثار وخامت بار خود را در ضربه زدن به صادرات آمریکا و افزایش واردات نشان دهد. بعلاوه، تضعیف یورو و ساختار اقتصادی اروپا، ناگزیر بخشی از بازارهای صادراتی تولیدات آمریکایی را به مخاطره انداخته و این کشورها را در برابر فرصت طلبی های روسیه و چین آسیب پذیر می سازد. واشنگتن دلایل دیگری نیز برای حمایت از یورو دارد .از جمله این دلایل ناتوانی کشورهای پیرامونی اروپا از جذب سرمایه گذاری های خارجی است .این ناتوانی می تواند به دلیل خروج برخی از کشورهای بدهکار از حوزه یورو و یا تداوم بحران مالی و سستی بازارهای مصرفی باشد که سرمایه گذاران آلمانی و فرانسوی را به بازارهای آمریکا و آسیای شرقی مشتاق تر خواهد کرد. این مسئله می تواند دست کم برای مدت کوتاهی توازن پرداخت ها را نامتعادل کرده و صادرکنندگان آمریکایی را در معرض آسیب قرار دهد . بنابراین از دیدگاه آمریکا، ثبات بازارهای مالی اروپا بسیار ارزشمندتر از ارتقای مزیت نسبی دلار در برابر سایر پول های رایج بین المللی است. به این ترتیب بنظر می رسد که امریکا از ابتکار هرگونه راه حلی که مانع از خروج یونان از یورو و لطمه زدن به ساختار مالی اروپا شود، استقبال کند.با توجه به همه آنچه گفته شد می توان امروز گفت با وجود بحران در یونان ، اکثر کشورهای اتحادیه اروپا و شرکای تجاری این کشور ، ماندن یونان در حوزه یورو را به خروج آن ترجیح می دهند .پژوهشگر: دکتر دیاکو حسینی