• اعتراض به افراط گرایی در بنگلادش

در قسمت بيست و يكم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، تاثیر رقابت های هند و پاکستان بر افراط گرایی در بنگلادش - قسمت دوم - را بررسی خواهیم کرد.

بنگلادش تحت تأثیر رقابت­های هندوستان و پاکستان با نوعی گسست ایدئولوژیک و فرهنگی روبرو شده است . حمایت هند از جریان سکولار و حمایت پاکستان از جریان اسلام­گرا و ملی­ گرا در بنگلادش ، عامل اصلی بحران داخلی و حاکمیت متزلزل حزبی در این کشور است. اسلام ­ستیزی عناصر روشنفکر سکولار و در مقابل آن ، واکنش خصمانه جریان وهابی را نمی­توان بدون توجه به رقابت­های هند و پاکستان در حمایت از جریان­های همسو با خود توضیح داد .بخش دوم رقابت­ها در بنگلادش که جنبه ایدئولوژیک پررنگ­تری دارد، مخالفت عربستان سعودی با رویکرد وحدت طلبانه جمهوری اسلامی ایران است. این رقابت­ ها از همان روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی و طرح گفتمان وحدت دنیای اسلام آغاز شد. عربستان سعودی در بنگلادش، از پیش ، از طریق حمایت مالی از جریان­های رادیکال و متمایل به وهابیت و تأسیس و تأمین مدارس مذهبی اهل حدیث، نفوذ پیدا کرده بود . ریاض با بهره ­گیری از جریان­های بنگلادشی همسو با خود تلاش کرد تا در مقابل گفتمان وحدت ­طلبانه انقلاب اسلامی در جهان اسلام ، از گفتمان دیگری در بنگلادش حمایت کند.

گفتمان وهابی اساساً انقلاب اسلامی را انقلابی شیعی ترسیم می­کند که ارتباط چندانی با اهل سنت بنگلادش ندارد . در واقع عربستان سعودی در تقابل با انقلاب اسلامی ایران ، ساده­ترین راه را انتخاب و از جریان­های رادیکال متمایل به وهابیت حمایت کرد و آن­ها را به­ سوی مقابله با تفکر وحدت­ طلبانه ایران اسلامی هدایت نمود . موضع­گیری ضد ایرانی و ضدشیعی برخی از علمای دینی نزدیک به عربستان سعودی ، از جمله علامه شافی که گروه "حفاظت از اسلام" را راه­ اندازی کرد ، مؤید چنین برداشتی است .

بزرگ­ترین تشکیلات اسلامی در بنگلادش جماعت اسلامی است که حتی پیش از تجزیه پاکستان ، با عربستان سعودی روابط نزدیکی داشت . پس از استقلال بنگلادش ، شعبه جماعت اسلامی در این کشور نیز مناسبات گذشته خود با عربستان سعودی را حفظ کرد و از کمک­های مالی و معنوی این کشور برخوردار ماند .علت انشعاب جماعت اسلامی در سال 1982م این بود که بخشی از این جماعت در پی بررسی­ ماهیت انقلاب اسلامی و آشنایی مستقیم با ایران اسلامی، تسلیم دیدگاه القائی عربستان سعودی نشد و به­ انقلاب اسلامی و گفتمان وحدت­طلبانه آن گرایش یافت . چنانچه در برنامه قبل هم اشاره شد سیاست هوشمندانه ای  که در ایران برای معرفی اهداف انقلاب اسلامی اتخاذ و در چارچوب آن از علمای بزرگی مانند مولانا حافظی حضور ، مولانا عبدالحق و مولانا عزیزالحق برای دیدار از تهران و ملاقات با حضرت امام (ره) دعوت شد ، در شکست القائات عربستان سعودی مؤثر بود .

علاوه بر این رفت و آمد مقامات ایرانی به بنگلادش و ترجمه و چاپ کتاب به زبان بنگالی تأثیرات مثبتی در این کشور برجای گذاشت . با این همه عربستان سعودی در بنگلادش در رقابت با ایران همچنان با دیدگا های فرقه ای و افراطی اهداف خود ر ا با محوریت ایران ستیزی و ترویج وهابی پیگیری­ می­کند .جدا از رقابت پاکستان ، هند ، عربستان سعودی در بنگلادش که در تحولات این کشور تأثیرگذار است ، سطح سومی از رقابت­ها با ظهور داعش و سازمان القاعده در شبه قاره هند ، از جمله بنگلادش ، آغاز شده است .

«جاوید کوهستانی» کارشناس مسایل سیاسی درافغانستان تصریح کرد، پس از شکست گروههای تروریستی از جمله داعش در عراق و سوریه، در حال حاضر کشورهای غربی اعضای این گروه تکفیری را به سایر کشورهای منطقه انتقال می‌دهند تا ناامنی فراگیر ایجاد کنند به گفته وی گروه تروریستی داعش متشکل از مزدوران بین‌المللی است که از منافع آمریکا، رژیم اسرائیل و عربستان سعودی در منطقه حمایت و محافظت می‌کنند.این رقابت­ها در دو جهت قابل تأمل است :اول تلاش برای جذب گروه­های افراطی موجود در بنگلادش و دوم جذب نیرو .

واقعیت آن است که ده­ها گروه رادیکال مکتبی در بنگلادش وجود دارند که به لحاظ سازمانی و دریافت کمک­های مالی ، به عربستان سعودی و شیخ ­نشین­های خلیج فارس وابسته ­اند .

پس از آن که سازمان القاعده ، در رقابت با داعش ، بخش هندی خلافت اسلامی خود را تأسیس کرد و گروه­هایی مانند انصارالاسلام و جماعت المجاهدین بنگلادش را جذب نمود ، داعش نیز بنگلادش را به عنوان بخشی از باصطلاح خلافت شرقی خراسان خود در نظر گرفت و تلاش کرد گروه­های همفکر با خود را در این کشور سازماندهی کند .با مقاومتی که در غرب آسیاعلیه نفوذ داعش و القاعده شکل گرفته و شکست قطعی این دو گروه افراطی و تروریستی در سوریه و عراق ، شبه قاره هند یکی از مناطقی است که به دلیل ناامنی و ضعف قدرت­های حاکم (مانند پاکستان ، افغانستان و بنگلادش) مورد توجه القاعده و داعش قرار گرفته است . این دو گروه هر دو مدعی خلافت اسلامی هستند و بر سر این که چه گروهی خلافت را تشکیل دهد و رهبر و یا خلیفه از کدام یک انتخاب شود ، اختلافات جدی دارند . رقابت­های ناشی از این اختلافات می­تواند دامنه خود را به داخل بنگلادش بکشاند. بنگلادش که از پیش با ناآرامی­هایی روبرو بوده به فضای مناسبی برای نفوذ جریان­های تکفیری تبدیل شده است و می تواند مشکلات امنیتی بیشتری برای دولت و ملت بنگلادش به وجود آورد .

منطقه شبه قاره هند و افغانستان از گزینه­ هایی هستند که داعش برای مستقرشدن  آن را انتخاب کرده و با یک برنامه­ ریزی هدفمند و از پیش تعیین­ شده توانسته است از طریق عوامل نفوذی ، افکار افراطی تکفیری را در بین جوانان شبه قاره هند گسترش دهد . کشورهای پاکستان ، افغانستان و بنگلادش که از نظر سیاسی و امنیتی دست­خوش تحول و به ناآرامی­های داخلی دچار هستند ،  گزینه­ های هدف تروریست­ها قلمداد می­شوند.البته دولت بنگلادش حضور داعش و القاعده را در این کشور جدی تلقی نمی­کند . این در شرایطی است که گروه های افراطی دیگری از دهه های قبل در بنگلادش فعال هستند که از جمله می توان به جماعت المجاهدین بنگلادش اشاره کرد.

ژان لوک‌ـ‌راسین نویسنده لوموند دیپلماتیک براین اعتقاد است جنگجویان در بازگشت از جهاد افغانستان گروهی را به وجود آوردند که جماعت المجاهدین بنگلادش (JMB) در سال ١٩٨٨ م از  درون آن شکل گرفت، جنبش نسل دوم که بر تبدیل کشور به کشوری «وهابی» متمرکز بود، در همان حالی که یکی از شاخه‌هایش به نام توده‌های مسلمان بیدار بنگلادش (JMJB)  از  طالبان و عربستان سعودی تاثیر می‌پذیرفت و در شمال غرب باعث ایجاد ترس و وحشت شده بود، اما حزب (BNP) بر این مسئله چشم می‌بست، چرا که (JMJB) کمونیست‌هایی را که غیر قانونی فعالیت می‌کردند تحت تعقیب و آزار قرار می‌داد.

با این حال، این وضعیت هنگامی که حزب (JMJB) در ١٧ اوت ٢٠٠٥م، در ٦٣ منطقه از ٦٤ منطقه کشور بمب گذاری کرد، عوض شد. فشار‌های بین المللی افزایش یافت و خانم خالده ضیاء که در آن زمان نخست وزیر بود باید سران (JMB) و (JMJB) را بازداشت می‌کرد. رهبران این دو حزب در سال ٢٠٠٦ م مجرم شناخته شدند و دولت موقت در سال ٢٠٠٧ م آنها را اعدام کرد. اما سازمان‌های دیگر با رابطه‌های بین المللی پدیدار شدند، مانند حزب التحریر بنگلادش (Hizb ut- Tahrir Bangladesh) که در سال ٢٠٠١م یک استاد دانشگاه آن را تاسیس کرد یا «انصار الله» بنگالاتیم (Ansarullah Bangla Team) که در سال ٢٠٠٧ م بر روی وبگاهی وابسته به القاعده ظاهر شد. اغلب این گروه های افراطی وابسته با داعش یا القاعده هستند یا با آنها بیعت کرده اند .

علیرغم تشدید فعالیت داعش و القاعده در بنگلادش ، زمانی­که وبلاگ­نویس­ها و نویسندگان توهین­ کننده به ارزش­ها و مقدسات اسلامی در بنگلادش ترور شدند و داعش و القاعده ، هر دو ، مسئولیت قتل آن­ها را برعهده گرفتند ، مقامات امنیتی بنگلادش باز هم گروه­ های داخلی را عامل ترورها ­خواندند ؛ بدون آنکه به وابستگی این گروه­ها به داعش و یا القاعده اشاره ­ای کنند .اما رقابت داعش و القاعده در بنگلادش بسیار جدی است . هر دو گروه تروریستی به طور جداگانه فهرستی از روشنفکران دانشگاهی ، هنرمندان و شخصیت­های مؤثر سکولار که آن­ها را مستحق مرگ می­ دانند ، انتشار داده­ اند و حدود 50 نفر از آن­ها را به قتل رسانده ­اند .

آبان ۲۵, ۱۳۹۸ ۱۲:۵۱ Asia/Tehran