داعش در افغانستان (21) رویکرد ترکیه و پاکستان به داعش در افغانستان
-
تروریست های داعشی در جلال آباد افغانستان
در قسمت بيست و يكم از برنامه داعش در افغانستان، رویکرد ترکیه و پاکستان به داعش در افغانستان را بررسی خواهیم کرد.
در بررسی رویکرد ترکیه به افغانستان، می باید به استراتژی آنکارا در قالب نوعثمانی گرائی و اندیشه پان ترکیسم موجود در این کشور توجه کرد. ترکیه سالها است که به اقوام ترک تبار و ترک زبان در حوزه قفقاز و آسیای مرکزی و امتداد آن در افغانستان نگاهی منفعت طلبانه و مداخله جویانه دارد. حزب اسلام گرای عدالت و توسعه تأکید ویژه ای روی عنصر نوعثمان گرائی دارد که پان ترکیسم را به نحو موثرتری می تواند تقویت کند. طبق چنین نگاهی، اقوام ترک تبار در افغانستان مورد توجه ترکیه قرار دارند. در میان اقوام متنوع ترک تبار افغانستان قومیت ازبک از موقعیت ویژه ای برای ترکیه برخوردار است.سایر قومیت ها از جمله قرقیزها، ترکمن ها، ایماق ها و چندین گروه قومی کوچکتر ترک تبار در ذیل قدرت ازبک ها تعریف می شوند.
علت برجسته بودن اهمیت ازبک های افغانستان در رویکرد ترکیه آن است که ازبک ها در تحولات بعد از سقوط رژیم مارکسیستی افغانستان در قالب جنبش ملی- اسلامی شمال به رهبری ژنرال عبدالرشید دوستم نقش مهمی ایفا کردند. تشکیلاتی شدن ازبک ها فرصت مناسبی در اختیار ترکیه قرار داد که سیاست های پان ترکیسم خود را در افغانستان پی گیری کند. در همین راستا ترکیه ضمن حضور گسترده فرهنگی- آموزشی، شرکت های سرمایه گذار خود در افغانستان را فعال کرده است.
ترکیه امیدوار است که با تغییر ساختار قدرت در افغانستان و کاهش قدرت پشتون ها و سازماندهی اداره افغانستان بصورت فدرالی که بحث آن جدی تر از گذشته مطرح شده است. بتواند ترک تبارها در شمال افغانستان را در قالب یک واحد خودمختار مورد حمایت قرار دهد و نفوذ خود در افغانستان را تثبیت نماید. حضور نیروهای نظامی ترکیه در قالب ناتو در افغانستان (نیروهای ایساف) بعد از دخالت نظامی آمریکا فرصتی بدست داد تا آنکارا در سایه آن بتواند گسترش نفوذ خود را امکان سنجی کند و شرایط را برای پی گیری سیاست پان ترکیستی اش در افغانستان مساعد بیابد.
علاوه بر این، ترکیه اهداف متنوع اقتصادی نیز در افغانستان دنبال می کند. اما از دید منتقدان ، در این حوزه به ویژه در زمینه خطوط انتقال انرژی، ترکیه رویکرد و نقش سازنده ای از خود نشان نداده است. در بحث انرژی بدلیل محصور بودن آسیای مرکزی و افغانستان در خشکی، موضوع مسیر انتقال نفت و گاز حوزه خزر به بازارهای مصرف برای این کشورها، حائز اهمیت است. کوتاه ترین و مقرون ترین مسیر از نظر اقتصادی برای انتقال نفت و گاز کشورهای آسیای مرکزی، مسیر ایران می باشد اما ترکیه نه تنها از این موضوع استقبال نکرده است بلکه با همراهی با امریکا تلاش کرده است که مسیر انتقال نفت و گاز حوزه خزر تنها به خط لوله نفت باکو _تفلیس - جیحان و خط لوله گاز باکو _ تفلیس - ارزروم محدود باشد. ترکیه علاوه براین به دنبال کسب فرصت های بیشتر به عنوان مسیر ترانزیت نفت و گاز روسیه به اروپا است. آنکارا همچنین تمایل دارد منابع نفت و گاز خزر در حوزه آسیای مرکزی نیز به غرب و از طریق ترکیه به بازارهای جهانی انتقال یابد. این در شرایطی است که تامین نفت و گاز مورد نیاز افغانستان و پاکستان تنها با اجرای طرح های انتقال انرژی از ایران و برخی از کشورهای آسیای مرکزی ممکن می باشد .
به همین دلیل ترکیه مایل نیست که خط لوله موسوم به "تاپی" که قرار است گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان انتقال دهد اجرائی شود. خط لوله مذکور به هند نیز می رسد. قطر نیز مایل نیست طرح «تاپی» اجرائی شود زیرا که می خواهد بازار انرژی را در انحصار خود نگاه داشته و رقبای تازه را از این بازار دور نگه دارد. به دلایلی که ذکر شد برخی کارشناسان یکی از انگیزه های ترکیه از نفوذ در افغانستان را تقویت جریان های افراطی نظیر داعش می دانند . چرا که ناامنی افغانستان و فعالیت های تروریستی داعش از عبور خطوط انرژی از مسیر افغانستان به سمت هند و چین جلوگیری می کند. از دید صاحبنظران کشورهایی نظیر آمریکا، عربستان سعودی و ترکیه که سابقه بهره برداری ابزاری از گروه های تروریستی بویژه داعش را در سوریه و عراق دارند، این تجربه را در راستای منافع خود در افغانستان و پاکستان نیز تکرار می کنند. نمود آن حمایت های آشکارا امریکا از استقرار گروه تروریستی داعش در افغانستان و عدم محکومیت جنایات داعش در افغانستان از سوی ترکیه می باشد . این در شرایطی است که چنانچه عبدالله عبدالله رییس اجرایی دولت وحدت ملی افغانستان نیز گفته است : «داعش عامل کشتار مردم بیگناه افغانستان نیز است. حمله چندی پیش به مسجدی در ننگرهار نشانه عمق جنایت و بیرحمی این گروه است».
از دید برخی از صاحبنظران همانطوریکه استقرار داعش در سوریه و عراق بدون حمایت های ترکیه و ترانزیت هزاران تروریست از خاک ترکیه به سوریه و عراق ممکن نبود، در استقرار داعش در افغانستان نیز آنکارا نقش دارد. ترکیه عضو نیروهای ناتو در افغانستان موسوم به ایساف است. قراین متعددی وجود دارد که در درگیری میان داعش و طالبان در افغانستان ، مواضع طالبان توسط امریکا و ایساف هدف قرار گرفته است. همچنین برخی از صاحبنظران مستقیما به نقش ترکیه در استقرار داعش در افغانستان اذعان دارند. ژنرال میرزا اسلم بیگ، فرمانده پیشین ستاد مشترک ارتش پاکستان در نشستی با گلبدین حکمتیار و هیات طالبان در لاهور در اکتبر 2019 م، ضمن ارایه تحلیلی مبنی بر جریان هایی که به طور پنهانی از استقرار داعش در افغانستان حمایت می کنند، فاش ساخت: چندین هزار از تروریست های داعش توسط هواپیماهای ترکیه به جلال آباد افغانستان انتقال داده شده اند. وی هدف از تقویت داعش در افغانستان را تضعیف موضع طالبان در مذاکرات صلح خواند.
همانطوریکه در برنامه های قبل اشاره شد پاکستان دیگر کشوری است که همچون افغانستان در معرض تهدید داعش قرار دارد و امنیت اش در آینده به شدت تحت تأثیر روند نفوذ داعش قرار خواهد گرفت. ولی با این حال پاکستان در افغانستان در مظان اتهام حمایت از داعش قرار گرفته است. این که پاکستان تا چه اندازه در پروژه نفوذ داعش در افغانستان نقش دارد؟ بحث پیچیده ای است ولی هنوز در کابل این برداشت قوی وجود دارد که پاکستان هم چنان از سیاست دوگانه ای در قبال افغانستان دارد واز هر جریان و گروهی که به اهداف راهبردی پاکستان در افغانستان کمک کند بهره برداری می کند. برخی صاحبنظران درافغانستان معتقدند پاکستان که تحت فشارهای آمریکا، هند و جامعه جهانی برای قطع حمایت از طالبان قرار دارد ممکن است، درصدد جایگزینی داعش در افغانستان باشد. از همین رو در افغانستان این برداشت است که داعش خطری برای پاکستان محسوب نمی شود بلکه ابزار جدیدی است که می تواند پاکستان را از مشکل طالبان رها سازد. اگر واقعا سناریوی تعویض طالبان با داعش در افغانستان مد نظر اسلام آباد باشد، بدون تردید پاکستان نمی تواند این پروژه را بدون همکاری مشترک با متحدان غربی و عربی خود نظیر عربستان سعودی تحقق بخشد. به گفته احمد رشید خبرنگار و کارشناس سیاسی در پاکستان تا زمانیکه این کشور به سیاست های دوگانه خود در مقابل طالبان و یا هر گروه دیگر نقطه پایان نگذارد، روندصلح و تلاش ها برای آوردن صلح به افغانستان نتیجه ای نخواهد داشت. وی می گوید : این درست نیست که ما طالبان پاکستانی را سرکوب کنیم ولانه های آنان را از بین ببریم اما طالبان افغان را در کنار خود و در خاک خود به عنوان مهمان حفظ کنیم و درصدد تغییر و تحول آن نباشیم.
از دید برخی از صاحبنظران، در چارچوب چنین سناریویی می توان تصور کرد که پاکستان، طالبان را به عنوان بخشی از ابزار دستیابی به منافع و اهداف خود در پاکستان حفظ خواهد کرد و داعش را برای اهداف فرامنطقه ای بازیگران کلان تر در بخشی از جغرافیای افغانستان به جای طالبان در نظر خواهد گرفت. این دسته از صاحبنظران ، داعش را نیروئی تازه نفس ارزیابی می کنند که می تواند ابزار دست پاکستان و جایگزینی طالبان در افغانستان باشد. این در حالی است که در تصرف داشتن مناطق وسیعی از افغانستان توسط طالبان و گفتگوهای آشکار و پنهان این گروه با آمریکا و دیگر قدرت های جهانی و منطقه ای از پایان کار این گروه خبر نمی دهد. چنانچه از نگاه سردبیر سایت خبری الوقت، پاکستان سرمایه گذاری خود را بر روی طالبان، عموماً به عنوان سرمایهای استراتژیک در مقابل هند و افغانستان و مخصوصاً با چشمانداز «روی کار آوردن رژیمی دوست در افغانستان»، «محدود کردن نفوذ سیاسی هند در آن کشور»، «خنثی کردن مخالفت پشتونهای افغان با خط مرزی دیورند» و «مدیریت منافع و نفوذ پاکستان در آسیای مرکزی» میبیند.
در نگاهی کلی می توان گفت که پاکستان یکی از مهم ترین بازیگران درگیر در افغانستان است. از نظر صاحبنظران، اهداف و منافع پاکستان در افغانستان عبارتند از :
تشدید بازیگری پاکستان در افغانستان و تقویت نیاز غرب به اسلام آباد
استفاده از ظرفیت های جریان های افراطی در افغانستان علیه هند
افزایش قدرت چانه زنی و امتیازگیری پاکستان ازغرب همزمان با تقویت جریان های وابسته در افغانستان
مدیریت پشتون ها و جلوگیری از فعالیت آنها علیه وحدت ملی و ارضی پاکستان