• افغانستان

موفقیت های نسبی جامعه بین المللی در افغانستان

در قسمت دوم، موفقیت های نسبی جامعه بین المللی در افغانستان را بررسی کردیم .در قسمت سوم و پایانی ، ناکامی های امریکا و ناتو در 13 سال اشغال افغانستان را در مسایلی همچون مقابله با تروریسم، حفظ امنیت ، افزایش تنش های قومی و مذهبی و مقابله با مواد مخدر بررسی می کنیم.واقعیت مهم در مورد ناکامی امریکا در مقابله با افراطی گری و به اصطلاح مقابله با تروریسم در این است که این کشور به بهانه مقابله با تروریسم به افغانستان لشکر کشی و این کشور را اشغال کرد که در قالب سازمان القاعده و حامی آن گروه طالبان با حمله به داخل امریکا خود را به نمایش گذاشته بود.هر چند در مورد توان عملی القاعده برای برنامه ریزی جهت حمله به برج های دوقلو ی تجارت جهانی در نیویورک و مقر پنتاگون در واشنگتن تردیدهای جدی وجود دارد.نگاهی به سیزده سال حضور نظامی امریکا و ناتو و نحوه مبارزه با تروریسم تردیدهای جدی از اهداف امریکا و اروپا بوجود می آورد.ابعاد شکست در این خصوص به قدری زیاد و پی امدهای آن سنگین است که خیلی از صاحب نظران را قانع کرده است که اساسا هدف امریکا سرکوب جریان افراط و القاعده نبوده است .بازکردن فضا برای خروج القاعده و طالبان در حالی که می توانستند در همان روز های اول برخورد قاطع با انها بشود بردامنه تردیدها ازاهداف امریکا افزود .در این خصوص کافی است وضعیت گروههای افراطی را در حال حاضر با مقطع دخالت نظامی امریکا و اشغال افغانستان در سال 2001 در نظر بگیریم.

سازمان القاعده و طالبان در سال 2001 انسجام خود را از دست دادند و قدرت انها به نحو قابل توجهی تضعیف شده بود و از توان عملیاتی جدی برخوردار نبودند.سیاستهای اشتباه و یا عمدی امریکا سبب شد که آنها خود را در منطقه وزیرستان شمالی پاکستان و کویته بازسازی کنند و به صورت موثر وارد جنگ شوند.در شرایط کنونی القاعده نه تنها در افغانستان و پاکستان حضور پررنگی دارد بلکه در موقعیتی قرار گرفته است که از طریق زیر مجموعه های ان در شمال افریقا تا حوزه مدیترانه و خلیج فارس و در شرق اسیا مشغول نقش افرینی می یاشد. جریان افراط از ان چنان قدرتی برخوردار شده است که در قالب گروه تروریستی داعش در بخشهایی از عراق و سوریه اعلام خلافت کرده اند.در لیبی و سومالی جنگ داخلی به راه انداخته اند . یمن را با چالش روبرو کرده و در میانمار و فیلیپین در شرق آسیا وارد چالش قدرت شده اند مجموعه این گونه واقعیتها را نمی توان چیزی جز شکست امریکا و ناتو در افغانستان ارزیابی کرد.واقعیت دوم در شکست امریکا در افغانستان ناتوانی آن در حفظ امنیت این کشور است که جای کوچکترین تردیدی باقی نمانده است .مقایسه طالبان در سال 2001 با طالبان سال 2014 به روشنی نشان می دهد که طالبان قدرت بیشتری گرفته اند. عملیات نظامی انها در قالب حملات گسترده و عملیات چریکی و انتحاری افزایش یافته و از مناطق روستایی و عشیری به داخل شهرهای بزرگ و حتی امن ترین منطقه در کابل رسیده است. گسترش عملیات طالبان بود که باعث شکست راهبردی امریکا و تغییراتی در آن شده است . ابراز تمایل امریکا برای مذاکره با طالبان که با میانجیگری عربستان سعودی قطر و ترکیه صورت گرفت هر چند تا کنون نتیجه مطلوبی به بارنیاورده است ولی بدون شک یکی از دلایل ان شکست امریکا و ناتو در حفظ امنیت در افغانستان بوده است. بحث خروج نظامیان امریکا و ناتو و استقرار بقیه نیروها در پایگاههای امن و کنار کشیدن از جنگ با طالبان که طبق معاهده امنیتی تحمیل شده به دولت افغانستان عملی می شود در همین راستا کاملا گویا است . امروز طالبان بخشهایی از شرق و جنوب پشتون نشین افغانستان را در تصرف خود دارد یا حداقل می توانند آزادانه رفت و امد نمایند. علاوه براین حوزه نفوذ طالبان به شمال و مرکز نیز رسیده و امنیت را که خارج از حوزه قومی خودشان است نیز مختل کرده اند.از اینرو می توان گفت که شکست امریکا و ناتو در تامیت امنیت جدی تر است و همین امر است که اختلافات بین امریکا و حامد کرزای رئیس جمهوری قبلی افغانستان را تشدید کرده بود.در طول سیزده سال حضور نظامیان امریکا و ناتو در افغانستان تضادهای قومی و مذهبی در این کشور افزایش چشم گیری یافت. هر چند در نگاهی منصفانه تر می توان گفت که در ابعاد متفاوت تری در گذشته لااقل تضادهای قومی وجود داشته اند ولی در سالهای قبل تضاد مذهبی میان شیعه و سنی به این شکل امروزی در افغانستان مطرح نبود که مثلا سه سال پیش و در مراسم عاشورای حسینی در کابل و در مزار شریف و قندهار عملیات انتحاری صورت گیرد. این نوع رفتار در افغانستان سابقه نداشته است. حضور نظامی امریکا و ناتو در افغانستان باعث شده است که تضادهای مذهبی عمدتا از پاکستان به داخل افغانستان کشیده شود و گروههای تکفیری مجال یابند که وارد افغانستان شوند. در کنار تضاد های قومی و مذهبی در سایه اشغالگران تضادهای دیگری شروع به رشد کرد از جمله تضاد سنت و مدرنیسم که به دلیل رشد قارچ گونه رسانه های دیداری و شنیداری و مطبوعات و رسانه های مکتوب خارج از ظرفیت و هضم جامعه سنتی و قبایلی جامعه ر ا دچار مشکل کرده اند. سرمایه گذاری در رسانه ها واقعا زیاد و بحث برانگیز است . بخصوص انکه به نظر می رسد به صورت اگاهانه ای از طریق تشریات-کتب -فیلم و سریال سایتهای اینترنتی رادیو و تلویزیونهای خصوصی و بدون نظارت جدی مشغول تزریق و بمباران مدام ارزشهای غربی و مغایر با ارزشهای سنتی و اسلامی مردم افغانستان است.واقعیت آن است که در طول 13 سال اشغال افغانستان از سوی امریکا و ناتو کشت تولید و قاچاق مواد مخدر به نحو محسوسی افزایش یافته است. مبارزه با مواد مخدر که مطابق با تقسیم کار درونی ناتو به انگلیس واگذار شده بود از قضا در ولایت هلمند که محل استقرار نیروهای انگلیسی بود از رشد قابل توجه و معناداری برخوردار شد.آمارهای رسمی انتشار یافته نهادهای وابسته به سازمان ملل از جمله اداره مواد مخدر و جرایم سازمان ملل نشان می‌دهند که بیش از 90 درصد تریاک جهان در این مدت در ولایت هلمند تولید شده است. همچنین اطلاعات تایید نشده ای وجود دارد که نظامیان خارجی در کار حمل و نقل مواد مخدر دست دارند حتی تصور می شود که در تغییر راهبرد امریکا در افغانستان به طرف افغانیزه کردن جنگ داخلی و درگیری نیابتی مساله مواد مخدر بی تاثیر نبوده است و بخش از هزینه های جنگ نیابتی در منطقه از محل درامد قاچاق مواد مخدر که از پایگاههای نظامی صادر می شود و دستگاههای امنیتی امریکا و انگلیس به صورت موثری در آن دخالت دارند تامین می شود.علاوه براین گسترش اعتیاد در افغانستان که در گذشته سابقه کمتری داشت امروزه به صورت یک مشکل اساسی در این کشور درامده است و گفته می شود نزدیک به دو میلیون نفر از مردم افغانستان اکنون معتاد به مواد مخدر شده اند و بخش مهمی از نیروی کار جوان کشور از این طریق از بازار کار و رونق اقتصادی قابل انتظار خارج و خود به صورت نیازمندان قابل ترحم در امده اند که زندگی آنها وابسته به کمک دیگران شده است .در یک ارزیابی واقعی از حضور سیزده ساله امریکا و ناتو در افغانستان با نمونه های قبلی اشغال در قرون 19 و 20 از سوی دو قدرت امپراطوری استعماری انگلیس و ارتش سرخ شوروی تفاوت ماهوی چندانی ندارد. کشتار مردم بی گناه حتی در مراسم عروسی ، اواره کردن مردم ،حمله جنگنده های امریکایی به خانه های گلی روستاییان فقیر افغانستان ،بازرسی های سرزده شبانه به بهانه حضور طالبان، بی حرمتی به ارزش ها و سنتهای دینی، بی حرمتی به مساجد و اماکن مقدس مذهبی از سوی نیروهای خارجی که با فرهنگ و ارزشهای مورد قبول مردم اشنایی ندارند باعث شد که دخالت نظامی در افغانستان حس غرور ملی افغانها را بیش از پیش تحریک کند. در عین حال اشغال 13 ساله افغانستان زیرساختهای فرهنگی و اقتصادی این کشور را تخریب کرد و امروزه افغانستان را در شرایطی قرار داده است که بخش مهمی از جمعیت کشور همچنان به صورت اواره در ایران و پاکستان باقی بماند و جمعیت بیشتری در داخل افغانستان محتاج دریافت صدقه از نهادهای امداد رسان بین المللی برای امرار معاش روزانه خود باشند. در همین حال فساد اداری و مالی گسترش یافته و ثروت مردم افغانستان به صورت سازمان یافته غارت و به خارج از کشور منتقل شده است.حدود 110 میلیارد دلار کمک خارجی در زندگی روز مره مردم در این مدت تاثیر چندانی نداشته است و در مناسبات فساد امیز حکومتی و شرکای خارجیشان حیف و میل شده است. تلاشهای مثبتی که کشورهایی نظیر ج .ا .ایران و هندوستان در جهت توسعه اقتصادی و انجام عملیات عمرانی در زمینه جاده سازی ، خط آهن ، اجرای طرحهای زود بازده عمرانی مطابق تعهدات خود داشته اند هر چند در سطح خود موثر بوده است اما به دلیل حجم گسترده نیازها نتوانسته است افغانستان را در مسیر توسعه پایدار قرار دهد.پژوهشگر: پیر محمد ملازهی

مرداد ۰۱, ۱۳۹۷ ۱۵:۲۱ Asia/Tehran