داعش در افغانستان (18) همسویی تلاش داعش برای جذب گروه های افراطی در افغانستان و پاکستان با اهداف آمریکا
-
عبدالرئوف خادم سرکرده داعش در افغانستان
در قسمت هجده هم از برنامه داعش در افغانستان، همسویی تلاش داعش برای جذب گروه های افراطی در افغانستان و پاکستان با اهداف آمریکا را بررسی خواهیم کرد.
به جز نیروهای اصلی داعش از آسیای مرکزی، قفقاز و دیگر مناطق، بخش دیگری از نیروهای به اصطلاح «خلافت شرقی داعش» را گروه ها و جریان های تروریستی تشکیل می دهند که از اتباع افغانستان و پاکستان می باشند که هر کدام اهداف خاص خود را دارند. داعش در واقع تلاش کرده است با ارائه امتیازات مالی، اعضای این گروه ها را تشویق به پیوستن به خود کند. معمولاً روش داعش آن است که ابتدا با رهبران و اعضای موثر در سطح فرماندهی گروه ها وارد معامله می شود، ولی اگر نتواند بصورت کامل یک گروه را جذب کند در آن صورت تجزیه آن را مورد توجه قرار می دهد و بخشی از آنرا با امکانات موجودش تصاحب می کند. داعش این رویکرد را در قبال دو گروه عمده افغانستانی یعنی طالبان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به روشنی می توان مشاهده کرد.
اگرچه در تجزیه طالبان عوامل داخلی و خارجی متعددی در کنار تحرکات داعش دخیل بوده اند،اما پس از تجزیه طالبان، برخی از فرماندهان انشعابی آن با ابوبکر البغدادی بیعت کرده اند، ولی درباره پیوستن حزب اسلامی گلبدین حکمتیار اطلاعات ضد و نقیض وجود دارد. این حزب و رهبری آن ابتدا با انتشار بیانیه ای در نشریه شهادت، ارگان تبلیغاتی این حزب، تمایل خود را به پیوستن به داعش علنی کرد، ولی بعد از آنکه از هر طرف مورد حمله قرار گرفت به نوعی عقب نشینی تاکتیکی مبادرت ورزید. البته از دید صاحبنظران افغان، بنظر می رسد از گلبدین حکمتیار، رهبری این حزب که در گذشته بارها با گروه های دیگر اتحاد کرده و گسسته و حتی با متحدان سابق خود وارد جنگ شده است، خیلی دور از انتظار نیست که در ارتباط با داعش چنین موضعی اتخاذ کند.
تکذیب پیوستن حزب اسلامی حکمتیار به داعش از نظر صاحبنظران سیاسی افغانستان، از جمله وحید مژده در سال 1394 شمسی /2015 م مورد تردید قرار گرفت. وی معتقد است : اعلام حمایت حکمتیار از داعش با انتقادهای گسترده ای مواجه و موجب شد پس از مدتی حزب اسلامی این حمایت را تکذیب کند و بگوید دراین مسأله سوء تعبیر شده است و حزب اسلامی هیچ گاه از داعش حمایت نکرده است اما در همان حال، در سایت رسمی حزب اسلامی تصریح شده بود که داعش مشروعیت دارد و برای مشروعیت داعش همین بس که تمام کشورهای کفر با آن در حال جنگ هستند.
در ارتباط با نیروهای تجزیه شده طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان که به داعش اعلام وفاداری کرده اند، گفته می شود اساساً هسته مرکزی داعشِ بومی در افغانستان و پاکستان را فرماندهان و اعضای جدا شده طالبان تشکیل می دهند. چنانچه اولین رهبران داعش بومی، سعید خان اورکزی و عبدالرئوف خادم هر دو عضو تحریک طالبان پاکستان و طالبان افغانستان از قومیت پشتون با ملیت پاکستانی و افغانستانی بودند و هر دو در سطح بالای فرماندهی در گروه های خود قرار داشتند.
گروه های افراطی فعال در پاکستان و افغانستان هر کدام اهداف خاص خود را دارند. بعضی از آنها نظیر حزب اسلامی گلبدین حکمتیاربه دنبال قدرت هستند و بعضی دیگر ضمن آنکه خواهان قدرتند ،داعیه اسلامی کردن ساختار قدرت در پاکستان و افغانستان را دارند. به طور مثال طالبان افغانستان هدف خود را بازسازی امارت اسلامی از دست رفته خود در کابل اعلام کرده اند و یا تحریک طالبان پاکستان اسلامی کردن قدرت را در پاکستان هدف اصلی خود می داند. اما در بین آنها ، گروه هایی نیز وجود دارند که صرفاً به فرقه گرایی دامن می زنند و آمادگی بیشتری برای پیوستن یکپارچه به داعش در قالب باصطلاح ایده خلافت شرقی داعش از خود نشان می دهند. ایده خلافت شرقی داعش از هر منظر که بررسی شود همسو با اهداف توسعه طلبانه امریکا در افغانستان علیه روسیه ، چین و ایران محسوب می شود.
همسو با فعالیت های تروریستی داعش در افغانستان ، گروه هایی مثل سپاه صحابه و لشکر جهنگوی، جنداله، جیش العدل و الفرقان از جمله گروهک های تروریستی به حساب می آیند که ضمن اهداف خاص فرقه گرایانه، درگیری و نزاع میان شیعه و سنی را ضروری می دانند. این گروهک ها از این ظرفیت برخوردارند که در چارچوب استراتژی آمریکا در منطقه قرار گیرند و در جنگ های نیابتی آمریکا ایفای نقش نمایند. از همین رو می توان حوزه عمل آنها را در افغانستان، پاکستان علیه روسیه ، چین و ایران ارزیابی کرد. سه گروهک تروریستی جنداله، الفرقان و جیش العدل خود را به اصطلاح مدافع حقوق اهل سنت ایران و قومیت بلوچ اعلام کرده اند، ولی اقدامات تروریستی و جنایتکارانه آنها نشان می دهد که این گروهک های تروریستی از طرف آمریکا و عربستان سعودی تأمین مالی و تسلیحاتی می شوند.
ارتباط این گروهک های تروریستی در افغانستان و پاکستان با داعش برای دریافت کمکهای مالی دور از انتظار نیست. ارتباط و مذاکره رهبران جنداله با داعش به ویژه به واسطه آمریکا بسیار محتمل است زیرا ناامن سازی مرزهای شرقی ایران در راستای اهداف آمریکا می باشد. مقامات ایرانی در سال 1394شمسی /2015 م/ از تجمع نیرو و تسلیحات نظامی برای انجام عملیات گروهک های تروریستی الفرقان در جنوب استان سیستان و بلوچستان خبر دادند که به برخورد نظامی، کشته و دستگیرشدن تعداد از آنها منتهی شد. دستگیر شدگان به وابستگی تشکیلات خود به داعش اعتراف کردند. در عین حال این موضوع که این گونه گروهک ها به لحاظ مالی و تدارکاتی از طرف عربستان سعودی حمایت می شوند. با توجه به رقابت های خصمانه عربستان سعودی با ایران و اسناد به دست آمده، محرز است. به ویژه آنکه حرکت های تروریستی آنها در رسانه های عربستان سعودی پوشش داده می شود.
با توجه به مجموع مباحث بنظر می رسد امریکا تلاش دارد با تقویت استقرار داعش در افغانستان و ایجاد ائتلاف میان گروه های افراطی بومی با داعش، از این گروه ها به عنوان ابزاری برای فشار به چین، روسیه، ایران و کشورهای آسیای مرکزی استفاده کند. «الیگ استولپوسکی» کارشناس مسائل امنیتی منطقه در روسیه می گوید : حامیان داعش و تروریسم بین المللی اقدام به اعزام جنگجویان با تجربه به افغانستان خواهند کرد تا حضور این گروه تروریستی در این کشور به اصطلاح پر رنگ تر شود. در این راستا روی اقوام غیر پشتون که عمدتا در مناطق هم مرز با آسیای مرکزی سکونت دارند، توجه زیادی صورت خواهد گرفت. بنابراین بروز «جزایر» داعشی و اردوگاه های آماده سازی تروریست ها در مناطق شمالی افغانستان بعید نخواهد بود. حضور داعش در افغانستان اهداف مختلفی را دنبال میکند که مهم ترین آن اعمال فشارهای روز افزون علیه روسیه، چین، ایران و کشورهای آسیای مرکزی می باشد. در چنین شرایطی تشدید همکاری های امنیتی کشورهای منطقه و همسایه های افغانستان میتواند مانع نفوذ تروریسم به آسیای مرکزی و فراتر از آن شود.