• چچن های داعشی

در قسمت هفده هم از برنامه داعش در افغانستان، تاثیر حضور داعش در افغانستان بر فعالیت آن در آسیای مرکزی را بررسی خواهیم کرد.

همکاری اعضای داعش از آسیای مرکزی، قفقازجنوبی و حتی سین کیانگ چین تنها به اقدامات تروریستی در سوریه وعراق محدود نمی شود. پس از شکست داعش در عراق و سوریه، این اعضاء داعشی نیز در برنامه ای هماهنگ در بخش های شمالی افغانستان در منطقه بدخشان و دره فرغانه متمرکز شده اند. بنظر می رسد آنها همسو با سیاست های امریکا برای فشار به روسیه و چین، خود را برای ورود به آسیای مرکزی، سین کیانگ چین و قفقاز جنوبی و شمالی بویژه چچن- اینگوش آماده می کنند. آنطور که به نظر می رسد افغانستان هدف صرف و نهائی این نیروها نیست هر چند که برای داعش، افغانستان و پاکستان به عنوان بخشی از شعبه خراسانی خلافت اسلامی اش به حساب می آید. 

این که سرکرده داعش تصمیم گرفته است ازعناصر کیفی خود ازملیت های قفقازی و آسیای مرکزی خود در سطح فرماندهی نظامی و اداری استفاده کند، بدون توجه به برنامه های راهبردی داعش برای حوزه های وسیع تر از شعبه خراسانی خلافت مورد ادعایش قابل فهم نخواهد بود. به نظر می رسد که داعش بصورت آگاهانه ای اهداف خود  در آسیای مرکزی، قفقاز و سین کیانگ چین را با اهداف آمریکا و متحدانش هماهنگ کرده باشد. احتمالاً پس از شکست داعش در عراق و سوریه، این استراتژی طراحی شده است که این گروه تروریستی، انتقال خلافت به باصطلاح خراسان بزرگ را عملیاتی سازد تا بجای درگیری مستقیم با نیروهای آمریکائی و متحدانش در غرب آسیا، از حمایت آنها نیز برخوردار شود. زیرا که اهداف مشترکی بین داعش و آمریکا در این بخش از جهان علیه روسیه ، چین و ایران وجود دارد. اغلب افسران رده بالای داعش دیگراعراب نیستند و اغلب اعضای گرجستانی و چچنی، اختیارات را در دست دارند. این تغییر و تحول این احتمال را تقویت می کند که امریکا و «ناتو»  می خواهند با توسعه فعالیت داعش در افغانستان و گسترش آن به آسیای مرکزی و قفقاز، از داعش علیه روسیه ، چین و ایران استفاده کنند. 

«آندری نوویکوف» رئیس مرکز ضد تروریستی کشورهای جامعه همسود (مشترک المنافع) بر این باور است که: گروه تروریستی داعش، مدل جدید تروریسم و افراط‌ گرایی را به کشورهای آسیای مرکزی وارد می‌کند. وی با اشاره به نفوذ تروریست های شکست خورده داعش در سوریه و عراق به منطقه آسیای مرکزی معتقد است، از مناطق جنگی سوریه و عراق، تروریسم و افراط گرایی با مدل جدید و با ویژگی چند ملیتی وارد کشورهای آسیای مرکزی شده است.

«ایگور فرولوف» سفیر روسیه در تاجیکستان نیز می گوید : داعش سرچشمه اصلی گسترش و ترویج تروریسم و افراط‌ گرایی در آسیای مرکزی است. از این رو روسیه نگران بازیگران خارجی است که به بهانه جلوگیری از نفوذ تروریسم در آسیای مرکزی، با بهره گیری از گروه های تروریستی در امور داخلی این کشورها دخالت می‌کنند.

پس از فروپاشی شوروی گروه های افراطی  نظیر حزب التحریر در آسیای مرکزی بویژه در دره فرغانه فعالیت داشته اند. این گروه ها از ملیت های مختلف ازبک ، تاجیک، اویغور و قرقیزی هستند و با گروه های افراطی در افغانستان نیز ارتباط دارند و حتی گاه به دنبال دست یابی به قدرت در مناطق قومی خودشان با نگاهی افراطی گرایانه هستند. چنانچه محمد حنیف اتمر مشاور اسبق امنیت ملی افغانستان تجمع گروه های تروریستی با ملیت های چچنی و آسیای مرکزی و روسی در شمال افغانستان را کاملاً با اهداف ملی گرایان خود آنها در ارتباط ارزیابی کرده است.

محمد حنیف اتمر مشاور اسبق امنیت ملی افغانستان در سال 1394 شمسی /2015 م/نیز گفته بود: "گروه تروریستی ترکستان شرقی با هدف قراردادن چین از شمال افغانستان می خواهد وارد آن کشور شود، و گروه انصاراله تاجیکستان می خواهد وارد تاجیکستان شود، جنبش به اصطلاح ازبکستان می خواهد به این کشور حمله کند و پس از آن به روسیه برسد." به گفته اتمر اهداف ملی گرایانه گروه های افراطی و تروریستی مرتبط با آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی بر کسی پوشیده نیست. چنانکه آنها قبل از این که بحران عراق و سوریه شکل بگیرد و آنها به غرب آسیا بروند، امارت اسلامی خاص خود را در سال 1989میلادی/ 1368شمسی/ در آسیای مرکزی و قفقاز تأسیس کرده بودند.

هدف از تأسیس این امارت ها توسط گروه های افراطی در آسیای مرکزی و قفقاز در پس از فروپاشی شوروی ، در درجه اول مقابله با قدرت گیری سکولارها بود. این امارات ها با القاعده ارتباط داشتند . یکی از این امارات ها، امارات اسلامی قفقاز بود که ریاست آن را «دوکو عمراف» (Doku Umarov) برعهده داشت که در سال 2013میلادی/1392شمسی/ کشته شد. اما آن چه در شرایط کنونی از اهمیت خاصی برخوردار است این است که جنبش امارت قفقاز که تا پیش از این بخشی از القاعده بحساب می آمد؛ اکنون به داعش پیوسته است.

در واقع بسیاری از گروه های افراطی در آسیای مرکزی و قفقاز، در طول بحران سوریه،  با داعش بیعت کردند و اکنون نیز برخی از آنها با حمایت امریکا در افغانستان فعالیت دارند. امارات اسلامی قفقاز و جنبش مهاجرین و الانصار چچن ها یکی از گروه هایی است که در آغاز بحران سوریه در کنار جبهه النصره و سازمان القاعده قرار داشت. اما تعمیق شکاف  بین القاعده و داعش و برتری تروریست های داعشی، شرایطی را پدید آورد که امارت اسلامی قفقازرا با خطر تجزیه بر سر بیعت با داعش یا القاعده روبرو ساخت. ابومحمد داغستانی سرکرده امارت اسلامی قفقاز کماکان بر بیعت با القاعده پافشاری کرد ولی اغلب شبه نظامیان تکفیری قفقاز به ابوعمرچچنی پیوستند که با ابوبکر البغدادی سرکرده داعش بیعت کرده بود. 

 در این بین حزب التحریر ازبکستان که در واقع شعبه ای از حزب التحریر غرب آسیا و خلافت گرا است وضعیت خاصی پیدا کرد. این حزب که تحت همین نام مدعی است در 65 کشور جهان شعبه دارد، در افغانستان و پاکستان هم فعال است. سال ها پیش یعنی در سال  1332 شمسی /1953 م/هسته اولیه این حزب به منظور وحدت مجدد کشورهای اسلامی پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی بوسیله «تقی الدین البنهانی» تاسیس شده بود. حزب التحریر در لندن خود را تشکیلاتی سیاسی و به دور از خشونت می داند، ولی در افغانستان و ازبکستان از خشونت پرهیز نمی کند. حزب التحریر از نزدیک ترین گروه های خلافت گرا به داعش است، ولی در روش تفاوت هایی با آن دارد.

البته در تاسیس گروههای افراطی در آسیای مرکزی و قفقاز، نباید نقش سیاست های اسلام ستیزانه در برخی از کشورهای این منطقه را نادیده گرفت. چه اینکه دولت های لائیک در این کشورها حتی مجال فعالیت به گروه های اسلامی میانه رو را نیز نمی دهند و همین موضوع در رشد گروه های افراطی و سوء استفاده داعش از آنها موثر می باشد. بطوریکه تحت تاثیر این موضوع، پیوستن اتباع کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به داعش قابل توجه بوده است . 

علی نصیری کارشناس مسایل سیاسی در تهران دراین باره می گوید: تعداد اتباع آسیای مرکزی، چین و روسیه که به داعش در سوریه و عراق پیوسته بودند بیش از سایر ملیت ها گزارش شده است. حضور پررنگ اتباع کشورهای آسیای مرکزی در جمع داعش  به قدری برجسته بود که کارشناسان سیاسی از آنها به عنوان  باصطلاح «شاخۀ خراسان داعش» یاد کردند. همین شاخه از داعش آشکارا مسوولیت اکثر حوادث خونین در کابل و شهرهای دیگر افغانستان را نیز بر عهده گرفته است.  حوادثی که تاکنون صدها کشته و مجروح داشته است. اگر چه به رغم دستگیری برخی از آنها در افغانستان، مقامات این کشور هنوز موضع گیری قاطعی در باره پدیده داعش در افغانستان از خود نشان نداده اند، اما آمار رو به افزایش افراد دستگیر شده از این شاخه داعش در کشورهای آسیای مرکزی حاکی است که آنها به تدریج در حال تبدیل شدن به یک تهدید جدی برای کشورهای منطقه هستند. 

مهر ۱۰, ۱۳۹۸ ۱۳:۳۷ Asia/Tehran