تکفیری ها در بالکان (1) نگاهی به جریان های تکفیری در بالکان
-
نقشه بالکان
در قسمت اول مجموعه برنامه های «تکفیری ها در بالکان» به جریان های تکفیری ها در بالکان می پردازیم.
شبه جزیره بالکان بخشهایی از شرق و جنوب شرقی اروپا را احاطه کرده است. کشورهای اسلوونی، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، صربستان، مونته نگرو، بلغارستان، آلبانی، مقدونیه شمالی و نیز بخشهایی از رومانی، یونان و ترکیه شامل شبه جزیره بالکان می شوند. مسلمانان اقلیت قابل توجهی از جمعیت بالکان را تشکیل می دهند به طوری که بر اساس آمار، بیش از 20 درصد از جمعیت 32 میلیونی شبه جزیره بالکان، یعنی حدود هفت میلیون و دویست هزار نفر مسلمان هستند. جریان های تکفیرگرا برای رسیدن به مقاصد خود و نفوذ در کشورهای اسلامی ، وجود یک اقلیت قابل توجه از مسلمانان را که در میان یک اکثریت مسیحی قرار گرفته اند، به عنوان یک فرصت تلقی می کنند. به گونه ای که با این نوع مناطق همانند زمینی حاصلخیز برای کاشت و برداشت اندیشه های افراطی و تکفیری خود استفاده می کنند. بویژه اگر در اینگونه مناطق تبعیضی علیه مسلمانان اعمال شود، گروه های افراطی تلاش می کنند حداکثر بهره برداری را ازاین موضوع داشته باشند .
بالکان از سال 1354 میلادی توسط امپراتوری عثمانی فتح شد. مسلمانان بالکان تحت تاثیر سیطره عثمانی بر این مناطق و نیز ترویج گفتمان اندیشه های منبعث از تصوف در این مناطق، همواره مسلمانانی با گرایشات میانه رو شناخته می شوند. اما در سالهای اخیر تحت تاثیر فعالیت های وهابیت تکفیری ، برخی از مسلمانان این مناطق جذب گروه های افراطی شده اند . گروه های افراطی که بقای خود را نه در همزیستی مسالمت آمیز که در تلاش برای مطیع ساختن همه جامعه در چارچوب برداشت های یکجانبه خود از اسلام تعریف کرده اند. به دلیل بحرانهای اجتماعی در بالکان ازجمله جنگهای دهه 1990 بالکان و ضعف اقتدار حکومتهای مرکزی ناشی از چندپارگی سیاسی، منطقه بالکان مورد توجهِ جریان های تکفیری بوده است. قرائتهای انحرافی از اسلام، به دلیل ضعف های یاد شده در منطقه بالکان رشد و نمو یافت. ضعیف نگاه داشتن جمعیت اقلیت مسلمان در منطقه بالکان و نبود عقبه فکری و فرهنگی اسلامی به دلیل تسلط بلند مدت کمونیسم بر کشورهای بالکان باعث سوء استفاده گروه های تکفیری شده است است . بطوریکه تعداد قابل توجهی از مسلمانان این منطقه با هدف کمک به رویای ایجاد خلافت اسلامی راهیِ به اصطلاح جهاد در عراق و سوریه شدند.
سابقه ارتباط گیری گروه های افراطی با مسلمانان در بالکان به جنگ های بالکان در بعد از استقلال کشورهای این منطقه در دهه نود برمی گردد. جنگ در بوسنی این شرایط را فراهم ساخت که علاوه بر بسیاری از گروه های اسلامی میانه رو و مجاهدین واقعی، گروه های افراطی وهابی و تکفیری نیز در بوسنی و بالکان حضور پیدا کنند. پایان جنگ در بوسنی به معنای پایان حضور وامداران اندیشه ها و جریانات تکفیری نبود. پس از امضای قرارداد صلح دیتون در سال 1995 و لزوم خروج همه جنگجویان خارجی از بوسنی، بسیاری از عناصر افراطی غالباً عرب در بوسنی و هرزگوین، در این کشور ماندند و از طریق ازدواج با دختران و زنان بوسنیایی و تشکیل خانواده، هسته های اولیه ترویج تفکرات تکفیری خود را در قالب برگزاری جلسات تبلیغی و با مخاطب قراردادن نسل جوان بنا نهادند. در واقع پس از صلح دیتون، شکل فعالیت کشورهای حامی این دسته از جنگجویان از فعالیتهای کمک رسانی به فعالیت های فرهنگی، رسانه ای و آموزشی – فرقه ای تغییر کرد. حسن افندیج در کتاب «مجاهدین بوسنی» نوشته است: «باید اذعان داشت که (با شروع جنگ در بوسنی و هرزگوین) رزمندگان خارجی، القاعده و مجاهدین از کشورهای آسیایی – آفریقایی به بوسنی سرازیر شدند. برخی از آنها از جبهه های جنگ افغانستان، کشمیر، فیلیپین و برخی از کشورهای اروپای غربی و آمریکا و برخی هم در پوشش سازمانهای کمک رسان به بوسنی آمدند. برخی هم با حمایت «شفکو عمرباشیچ»، رییس مشیخت جامعه اسلامی کرواسی راهی بوسنی شدند.
Hafizović حافظوویج از پژوهشگران مطالعات سیاسی حوزه بالکان می گوید: این افراد که تا دیروز به عنوان مجاهدین و رزمنده در میان مردم شناخته می شدند، اکنون با ظاهر و سبک زندگی متمایز از جمله داشتن ریش بلند، پوشیدن شلوارهایی با پاچه های کوتاهتر از حد معمول، اجبار زنان به استفاده از روبنده و تعداد زیاد فرزند با عنوان «وهابی»، انگشت نمای مردم در سراسر کشورهای بالکان بودند. در تعریف مردم بالکان وهابیون کسانی بودند که تلاش داشتند اسلامی جدید و البته خشن را جایگزین اسلامِ آبا و اجدادی ساکنان این مناطق کنند. مردمان بالکان بر این باور هستند که وهابیون منطقه قادر به تحمل فرهنگ و سنت اسلامی مردم بالکان نیستند و علاقه این مردم به تصوف، وجود تفاسیر معنوی و ادبیات عرفانی موجود را برنمی تابند و مصمم به نابودی آخرین آثار سنت اسلامی در اروپا نابود هستند .
در فاصله زمانی حملات یازده سپتامبر 2001 تا آغاز ناآرامی ها در سوریه در سال 2011 ، وهابیون بالکان با حمایت عربستان سعودی عمدتا از طریق ایجاد شبکه و عضوگیری های پنهانی فعالیت های تبلیغی و ترویجی خود را پیگیری می کردند. با شروع درگیریهای در سوریه و اعلام گروه تروریستی به نام «داعش» این دسته که تاکنون عمده فعالیت های خود را بر«دعوت» متمرکز کرده بودند به یکباره عرصه را برای محقق شدن رویای زندگی تحت لوای باصطلاح خلافت اسلامی مناسب دیدند و به شکلی گسترده به این گروه تروریستی پیوستند. حضور در صفوف جنگجویان تروریست داعش فرصتی طلایی برای اوج خودنمایی وابستگان این نحله فکری در منطقه بالکان بود. در بالکان اساسا مسلمانان را می توان در سه طیف دسته بندی کرد. دراویش ومسلمانان علاقه مند به جریان تصوف، جریان مسلمانان سنتی یا شناسنامه ای که به اسلام نگاهی اساسا هویتی دارند تا ایدئولوژیک، اعضاء و هواداران جریان های سلفیِ افراطی.
اعضاء و هواداران جریان سلفیِ افراطی را می توان در دو گروه سنتی و تکفیری - جهادی تقسیم بندی کرد. بخشی از جریان های سلفیِ افراطی در کشورهای بالکان توسط افرادی رهبری می شود که بر اساس افشاء گری رسانه های منطقه، دارای تشکیلاتی در کشور اتریش و شهرهای گراتز و وین هستند و از اینرو به حلقه «وین» شهرت دارند. اعضای این محفل اتباع کشورهای منطقه بالکان غربی هستند که عمدتا پس از جنگ به اتریش مهاجرت و تابعیت این کشور را کسب کرده اند. در اوایل سال 2017 میلادی نیروهای امنیتی اتریش طی عملیاتی 14 نفر از این افراد را بازداشت کردند که از مشهورترین آنها می توان به «نجاد بالکان»، رهبر این تشکل اشاره کرد در میان افراد بازداشت شده 5 تبعه کشور بوسنی و هرزگوین قرارداشتند.مرصاد عمروویچ، مشهور به «ابوتیمه» نیز یکی دیگر از این رهبران است که در سال 2016 بازداشت و به 20 سال زندان محکوم شد.با این حال برخی منابع مدعی آن هستند که حلقه وین همچنان فعال بوده و بسیاری از تروریستهای منطقه بالکان از جمله در منطقه سنجاک در جنوب صربستان با این حلقه ارتباط دارند.
یکی از مهمترین ابزار وهابیون تکفیری در منطقه بالکان، ایجاد تشکیلات و برگزاری جلسات دینی غیررسمی است که در ادبیات منطقه به «پاراجماعت» معروف است. «پاراجماعت»ها را می توان معادل خانه های تیمی گروه تروریستی منافقین دانست که اکنون در آلبانی مستقر هستند و با گروه های تروریستی و تکفیری بالکان همکاری دارند. در این محافلضمن آموزشهای عقیدتی، برای راه اندازی کمپین های اجتماعی و حتی طراحی عملیات تروریستی تصمیم گیری و برنامه ریزی می شود. سازمان امنیت بوسنی موسوم به «سیپا» در سال 2014 عملیاتی را با نام اطلاعاتی «دمشق» و عملیات مشابهی را در سال 2017 برای دستگیری و بازجویی سران این خانه های تیمی انجام داد که طی آن تعدادی از رهبران شناخته شده این جریان دستگیر شدند.
ذکر این نکته ضروری است که در اغلب کشورهای بالکان به دلیل یکپارچگی دولتهای مرکزی، کشورهای خارجی کمتر امکان کنشگری در مسایل مرتبط با امور مسلمانان را پیدا کرده اند اما در بوسنی به دلیل سیستم سیاسی خاص، حضور کشورهای خارجی نظیر عربستان سعودی ملموس تر و جدی تر است.