• نمونه ای شناسنامه الکترونیک در افغانستان

در قسمت بیست و یک از برنامه دموکراسی تحمیلی در افغانستان، اختلافات در داخل دولت وحدت ملی درباره شناسنامه های الکترونیکی را بررسی خواهیم کرد.

یکی از جنجالی ­ترین بحث­ ها در آغاز حکومت دولت وحدت ملی، بحث شناسنامه ­های الکترونیک بود. اشرف غنی رییس جمهور خواستار درج عنوان افغان به عنوان ملیت افغانی و قومیت و مذهب در شناسنامه ها بود. ولی عبداله عبداله و جناح شمالی موسوم به «اصلاح و همگرائی» به شدت با این نظر مخالفت کردند. علت آن به بحث مهم­ تر هویت ملی افغانستانی­ باز می­ گشت. بدین معنا که واژه افغان به لحاظ تاریخی به قوم پشتون اطلاق می­ شد و سایر قومیت­ ها این واژه را نمی­ پسندیدند و خود را در قومیت خاص خود نظیر ازبک، تاجیک و هزاره  تعریف می­ کردند. درست به همین دلیل بود که وقتی بحث عنوان افغان به معنای ملیت افغانی از سوی اشرف غنی مطرح شد، قومیت­ های دیگر که عبداله عبداله آنان را نمایندگی می کند، آن را نپذیرفتند و بحث­ هایی در این زمینه به راه افتاد. محمد امین احمدی، پژوهشگر مسائل حقوقی-فرهنگی و استاد دانشگاه در افغانستان در این خصوص می گوید: واژه‌ «افغان» هم به‌ لحاظ تاریخی و هم به‌ لحاظ فرهنگ عمومی، کاربرد قومی داشته است که در حال حاضر از سوی گروه های قومی غیر پشتون قابل پذیرش نیست.

اما صرف نظر از این بحث ها بسیاری از صاحب نظران و محافل رسانه ای و پژوهشی، توزیع شناسنامه الکترونیک با ویژگی های خاصی همچون درج ملیت، قومیت و دین افراد را برای برنامه ریزی های کلان در افغانستان ضروری می دانستند. با توجه به این ضرورت ، عبداله عبداله در مقام رییس اجرائی در همان حال که مخالفت خود را با استفاده از واژه افغان به عنوان ملیت افغانستانی اعلام کرد و از این نظر در کنار مردم غیر پشتون قرار گرفت، ترجیح داد که از موضع ­گیری تند هم خودداری کند، با این امید که از طریق رایزنی با رییس جمهور این مشکل را حل کند. ولی بعضی از شخصیت­ های برجسته قومی و نمایندگان مجلس موضع خیلی تند تر از عبداله اتخاذ کردند. از جمله این شخصیت­ ها عبدالطیف پدرام نماینده مجلس بود که در سال 1396 شمسی /2017 م گفت: واژه افغان نمی ­تواند بر همه شهروندان افغانستان اطلاق شود و به هیچ عنوان این قانون (به تعبیر او) ستم ­گرایانه، ظالمانه و فاشیستی قابل قبول نیست. 

اما در مقابل «کاوه جبران» از نویسندگان و کارشناسان مسائل اجتماعی در افغانستان معتقد است که با توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی شهروندان فقط صاحب کارت هویت نمی شوند، بلکه راه‌های حل بسیاری از مشکلات اجتماعی سیاسی، در این شناسنامه‌ها جستجو شده است. این تحول  کمک می‌کند تا اقوام بر اساس آمار واقعی‌ شان، سهم‌ شان را در قدرت به دست بیاورند. فارغ از اینگونه دیدگاهها ، عبداله عبداله دربارة درج واژه افغان در شناسنامه ­های الکترونیک مقاومت کرد و آن را عامل تفرقه در جامعه ارزیابی کرد و دربارة عواقب ناگوار آن هشدار داد. عبداله عبداله در مصاحبه ­ای با یورونیوز در پاسخ به این پرسش که آیا در افغانستان نگاه قومی وجود دارد، آن را تأیید کرد و نگاه حکومت و شخص اشرف غنی رییس جمهور را متأثر از مسائل قومی ارزیابی کرد. البته اختلافات اشرف غنی و عبداله عبداله منحصر به این مورد نبوده است. در یک ارزیابی نهائی می­ توان گفت که عدم کارایی  دولت وحدت ملی و قدرت گرفتن طالبان که عامل مهمی در تغییر سیاست آمریکا و طرح شریک­ سازی طالبان در قدرت شد، بی­ ارتباط با همین اختلافات درونی دولت وحدت ملی نبوده است.

شنوندگان عزیز در ادامه برنامه نگاهی به دوره حامد کرزای در افغانستان از منظردموکراسی و دستاوردهای سیاسی ، اقتصادی و امنیتی می اندازیم. بدون شک یکی از مهم­ ترین تصمیماتی که در کنفرانس اول بُن گرفته شد، تشکیل دولت موقت به رهبری حامد کرزی بود. حامد کرزی از طایفه پوپل­ زائی قومیت پشتون و تحصیل کرده غرب بود. بعد از آنکه عبدالستار سیرت نامزد دیگر تصدی دولت موقت از قوم پشتون، تحت فشار طرف خارجی مجبور به کناره­ گیری شد و از حق خود صرف ­نظر کرد و برهان­ الدین ربانی رئیس جمهور سابق هم تحت فشار جوانان هم ­حزبی خود مجبور شد از نامزدی ریاست دولت موقت صرف­ نظر کند، زمینه برای حامد کرزی برای تصدی آن دولت در سال 2001 میلادی فراهم شد . کرزای بعد از آن ریاست دولت انتقالی و در ادامه تصدی دو دوره ریاست جمهوری را به عهده داشت. دولت انتقالی بر اساس توافق­نامه بن، شکل گرفت و مدت آن دو سال در نظر گرفته شده بود. حامد کرزی از طریق «لویه جرگه» اضطراری و در شرایطی خاص و در واقع با آرای غیر مستقیم مردم افغانستان برای تصدی دولت انتقالی برگزیده شد.

در پی اتمام دوره موقت و انتقالی ریاست جمهوری حامد کرزی، او برای دو دوره پی در پی 5 ساله از طریق انتخابات، ریاست جمهوری افغانستان را بر عهده گرفت. بنابراین می ­توان دوره حکومت حامد کرزی را به سه دوره تقسیم کرد. دوره اول از سال 1380شمسی /2001 م  آغاز شد و در دو قالب دولت موقت و انتقالی برای سه سال ادامه یافت. دوره دوم ریاست جمهوری 5 ساله اول حامد کرزی بود که از سال 1383شمسی/ 2004 م آغاز شد. دوره سوم قدرت حامد کرزی از طریق پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388شمسی / 2009 م به مدت 5 سال ادامه یافت. در انتخابات 1388شمسی /2009م  حدود 30 نفر نامزد ریاست جمهوری بودند و اصلی ­ترین رقیب حامد کرزی، دکتر عبداله عبداله، از ائتلاف شمال بود که نسبت به موضع جانب دارانه کمیسیون مستقل انتخابات اعتراض داشت. در واقع زمانی که اعلام شد انتخابات به دور دوم کشیده شده است دکتر عبداله عبداله، در واکنشی اعتراضی اعلام کرد که در دور دوم شرکت نمی­ کند زیرا معتقد بود در هر صورت کمیسیون مستقل انتخابات کرزای را پیروز انتخابات اعلام خواهد کرد.

در آن مقطع،  وحید عمر سخنگوی وقت حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان طی کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که در خواست عبدالله مبنی بر برکناری رئیس کمیسیون مستقل انتخابات مطابق قانون، پذیرفته شدنی نیست. به این ترتیب، کمیسیون انتخابات، حامد کرزی را برنده انتخابات اعلام کرد و او به مدت 5 سال دیگر رئیس جمهور افغانستان ماند. حامد کرزی در سال 1393شمسی/2014 م  که انتخابات ریاست جمهوری برگزارشد نمی توانست  طبق قانون اساسی بعد از دو دوره متوالی ریاست جمهوری، نامزد شود، بنابراین در این انتخابات قدرت به اشرف غنی واگذار شد. قضاوت درباره دوره حکومت سیزده ساله حامد کرزی ساده نیست، اما در هر حال وی در مقام رئیس جمهوری افغانستان دست­ آوردها و ناکامی­ هائی داشته است. سید محمد حسینی کارشناس مسایل افغانستان در کابل در ارزیابی  دستاوردهای اقتصادی دولت کرزای در بخش اشتغال و تورم نمره قبولی نمی دهد و براین باور است  عملکرد  دولت حامد کرزای در عرصه ایجاد اشتغال و برون رفت از وابستگی به دول خارجی ناموفق بوده است. از نظر این کارشناس در کنار افزایش نرخ بیکاری طی دوران ریاست جمهوری کرزای، معضل دیگری که باعث رنجش خاطر جامعه افغانستان شد، افزایش نرخ تورم بوده است.

اما علیرغم این ضعف ها افغانستان در دوره قدرت حامد کرزی موفق شد برخی از نهادهای حکومتی را بازسازی و آزادی رسانه­ ها را تا حدی تأمین کند به نحوی که آنان وارد فعالیت ­های اجتماعی شده و برخی احزاب نیز شکل گرفتند. ولی در همان حال مشکلات امنیتی در دوره حکومت حامد کرزی با تداوم عملیات طالبان همچنان پابرجا ماند و دولت در تأمین امنیت، ناکامی­ های عمده ­ای داشت. برخی صاحب نظران معتقدند که حامد کرزی در قبال طالبان استراتژی روشنی نداشت. اما آنچه روشن است اینکه وی و در اواخر حکومت اش به  آمریکا و عملکرد نیروهای نظامی این کشور و ناتو نیز بی اعتماد و معترض بود و در نهایت حاضر نشد معاهده امنیتی راهبردی بین آمریکا و افغانستان را امضا کند. کرزی بر این باور بود که تروریسم در کشورش منشاء خارجی دارد و نیروهای آمریکائی و ناتو بجای بمباران روستاهای افغانستان و کشتار غیرنظامیان،  باید مراکز تجمع طالبان را در آن طرف مرز دیوراند در مناطق قبایلی پاکستان مورد حمله قرار می دادند. وحید مژده کارشناس مسایل سیاسی در کابل در توصیف این شرایط می گوید: حامد کرزی فاقد پشتیبانی از یک حزب قدرتمند سیاسی بود و چون برای حکومت کردن نیاز داشت با همه در تعامل باشد، به عنوان یک بازیگر سیاسی شناخته شد. حامد کرزی بهترین فرصت­ ها برای بازسازی اقتصادی افغانستان را که جامعه جهانی ایجاد کرد از دست داد. فرصت­ هائی که دیگر هیچ وقت تکرار نخواهند شد.

شهریور ۳۱, ۱۳۹۸ ۱۴:۳۲ Asia/Tehran