• طارق الیاس سهیل سرکرده القاعده در بنگلادش

در قسمت نهم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، بسترهای تاریخی و رقابت القاعده و داعش در بنگلادش را بررسی خواهیم کرد.

تلاش داعش و القاعده برای جذب و سازماندهی اعضای گروه­ های وابسته به به جریان­ های رادیکال بنگلادش، به دلایل متفاوتی موجب تشدید جریان افراطی­ گری در این کشور شده است .داعش و القاعده رقابت ­هایی را که در سایر مناطق از جمله غرب آسیا بر سر قدرت و برتری طلبی دارند، به جنوب آسیا و به ویژه بنگلادش نیز، کشانده ­اند. در بنگلادش  فقر گسترده، نارضایتی مردم از وضعیت جاری و بیکاری وسیع در میان جوانان، به ویژه در سطح تحصیل­ کردگان، فضای مساعدی در اختیار داعش و القاعده قرار داده است تا به جذب نیرو بپردازند.

رقابت­ های این دو گروه تروریستی افراطی تکفیری به نفوذ در بنگلادش محدود نمی شود بلکه کل شبه قاره هند را در بر می گیرد. زیرا هدف کلی­ آن­ها سازماندهی خلافت بر اساس برداشت خاص خود، در شرق و جنوب آسیا است. هر چند بنگلادش به خودی خود با جمعیت مسلمان حدود 160 میلیون نفری آن  بسیار مورد توجه داعش و القاعده است، اما همسایگی بنگلادش با هندوستان و میانمار نیز ازنظر این گروه ها اهمیت خاصی دارد. در واقع القاعده و داعش از طریق هند و بنگلادش می ­توانند به مسلمانان میانمار و اقلیت ­های مسلمان در سایر کشورهای جنوب شرق آسیا دسترسی یابند. در ذهنیت سرکردگان داعش و القاعده، مرزی برای دنیای اسلام وجود ندارد. آنها ادعا دارند که می خواهند  مرزهای مصنوعی که ملت­ های مسلمان را از یکدیگر جدا می­ کند بردارند. 

درخصوص موقعیت بنگلادش برای داعش جهت جذب نیرو از میان مسلمانان میانمار،«الکساندر کنیازف» پژوهشگر ارشد انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه  با اشاره به آزار مسلمانان روهینگیا  می گوید: اقدامات دولت میانمار علیه عده ای از مسلمانان بی گناه است نه علیه گروههای افراطی؛ در صورتی که این اقدامات ادامه یابد میانمار و بنگلادش به راحتی به بستر داعش تبدیل خواهند شد. افرادی که فجایع میانمار را رقم زده اند فقط به دنبال ایجاد نفرت بین مذاهب مختلف هستند. وی خاطرنشان کرد: مشکلات مسلمانان روهینگیا با افزایش تعداد مهاجران به بنگلادش تشدید می‌گردد که این موضوع زمینه بهره برداری گروه های افراطی نظیر داعش را فراهم می سازد .

خلافت اسلامی مورد نظر القاعده و داعش از طریق برداشتن مرزهای کنونی در غرب، جنوب و شرق آسیا شکل می ­گیرد که در مرحله اول آن از طریق ادغام نیروهای انسانی هوادار، عملیاتی می­ شود. پلیس بنگلادش از سال 2016 م ناپدید شدن تعدادی از جوانان بنگلادش را گزارش کرده بود که احتمالاً به داعش پیوسته و به سوریه و عراق اعزام شده ­اند. به گزارش پلیس بنگلادش در سال 2016میلادی ،260 جوان بنگلادشی ناپدید شدند که فرزندان خانواده­ های نظامی، افسران دولتی و خانواده ­های ثروتمند بنگلادش نیز در بین آنها بودند که احتمال می­ رود این جوانان بنگلادشی به داعش ملحق شده باشند. نشریه نیویورک تایمز در سال 2016میلادی در تحلیلی از نگاه داعش به بنگلادش به نقل از کارشناسان امنیتی نوشت، داعش در بنگلادش و سایر کشورهای اسلامی برای جلب حمایت های خارجی و از دست ندادن حامیانش نیازمند آن است که در برنامه‌ریزی برای انجام حملات تروریستی، ملاحظات متفاوتی را در مقایسه با حملات تروریستی در کشورهای غیرمسلمان درنظر بگیرد.

بسیاری از صاحب نظران معتقدند اعلام خلافت داعش یا القاعده شبه قاره هند، نمی ­تواند در عمل تجربه ­ای موفق باشد. از نظر تاریخی در واقع اندیشه خلافت در شبه قاره هند، پس از سقوط خلافت ترکان عثمانی در غرب آسیا و شمال آفریقا پس از جنگ جهانی اول و جایگزینی آن با  ناسیونالیست­ های ترک به رهبری کمال مصطفی «آتاتورک»، در  قالب  دو مکتب دیوبندی مولانا ابوالکلام آزاد و مکتب جماعت اسلامی مولانا ابوالعلی مودودی بروز یافت که  به­ دلیل ضعف مسلمانان هند در عمل به نتیجه ای نرسید ولی به لحاظ نظری، به عنوان یک جنبش فکری، تا به امروز، در ذهنیت مسلمانان منطقه  باقی مانده است.

سازمان­ های رادیکال محلی پیرو مکتب دیوبندی و یا جماعت اسلامی که پس از طرح خلافت شرقی از طرف ایمن ­الظواهری، رهبر القاعده و ابوبکر البغدادی، خلیفه خود خوانده داعش، به این گروه ­های افراطی پیوسته ­اند، در واقع از چنین سابقه ذهنی بهره می­ گیرند. برخی نشانه­ ها حکایت از آن دارند که مکتب دیوبندی به القاعده و شاخه های افراطی منتسب به مکتب جماعت اسلامی در بنگلادش به «داعش» بیشتر گرایش دارند و این امر با توجه به سابقه تاریخی رقابت­ های مکتبی دیوبندی­ ها و جماعت اسلامی­ ها در شبه قاره هند، چندان هم نمی­ تواند غیر منتظره باشد. با این حال هنوز زمینه مساعدی برای رشد و نفوذ داعش در بنگلادش ایجاد نشده است .به همین دلیل با وجود فقر گسترده در بنگلادش که می تواند زمینه مادی جذب نیرو برای داعش باشد اما از نظر مذهبی و فقهی چنین زمینه ای به وجود نیامده است . 

 مکاتب خلافت گرای شبه قاره هند در اندیشه های خود در مقایسه با  داعش و القاعده، محلی و بومی عمل می­ کنند. این که آنها تاکنون ادعای بازسازی خلافت را در خارج از شبه قاره هند به­ صورت جدی مطرح نکرده ­اند دلیل تاریخی نیز دارد. خلافت­ گرایی در دو قومیت عرب و ترک در غرب آسیا و شمال آفریقا، منشاء قبایلی و ایلاتی دارد که در ذات خود عظمت طلب و گسترش طلب هستند، اما هواداران خلافت در شبه قاره هند، از طبقات مرفه و متوسط شهری و با منشاء روستایی هستند که ذهنیت محافظه­ کارانه ­ای دارند. این موضوع به ­ویژه در بنگلادش بروز بیشتری داشته است. در بنگلادش هواداران اصلی جماعت اسلامی عمدتاً کشاورزان و یا افراد نسبتاً مرفه­ تر شهری هستند که ماهیت محافظه­ کارانه آن­ها اساساً اجازه نمی ­دهد به خلافت در گستره دنیای اسلام فکر کنند.

در مقام مقایسه می­ توان اصلی­ ترین تفاوت مکاتب شبه قاره هندی و مکاتب غرب آسیا را در تفاوت نگاه آن­ها به گستره جغرافیایی خلافت اسلامی دانست. با وجود آنکه هم مکتب دیوبندی هندی و هم جماعت اسلامی از اندیشه ­های خلافت­ گرای غرب آسیا و شمال آفریقا تأثیر پذیرفته­ اند، ولی خود هیچ گاه در موقعیتی قرار نگرفته ­اند که در سایر مناطق اسلامی ادعای احیای خلافت اسلامی داشته باشند. محلی­ گرایی مکتب دیوبندی شبه قاره هند پس زمینه ­های تاریخی خاصی دارد. این منطقه فاقد ویژگی های سمبلیک است که بتواند آن را الگوی دیگر مناطق جهان اسلام قرار دهد. برعکس،  عرب­ ها و ترک ­ها عالم اسلام را به­ صورت تاریخی حول خلافت ­های اموی، عباسی و عثمانی جمع کرده بودند. در منطقه افغانستان و پاکستان و هند تنها سلطنت­ های غوری، غزنوی و مغولی حاکم بوده ­اند که منطقه ­ای و انزواگرا بودند و هیچ­ گاه با آن­ها مانند خلفای بغداد و استانبول، بیعت نشد. به عبارت دیگر مکتب دیوبندی امتدادی در جهان عرب و جهان اسلام ندارد، اما بر عکس آن، مکتب سلفی­ گری یا مکتب اخوانی،  در پاکستان در شکل جماعت اسلامی مودودی امتداد یافته است.

در چنین پس زمینه­ تاریخی در شبه قاره هند است که داعش و القاعده توانسته ­اند شعبات هندی خود را سازماندهی نمایند. البته این پیروان سنتی مکاتب دیوبندی و جماعت اسلامی نیستند که به خلافت­ گرایی مورد نظر مکاتب غرب آسیا روی آورده ­اند، بلکه این گروه­ های رادیکال و افراطی هستند که عمدتاً از جماعت اسلامی انشعاب کرده و سازمان­ های خاص خود را به وجود آورده و به گروه­ های رادیکال غرب آسیا اعلام وفاداری کرده ­اند. بدنه اصلی هواداران داعش و القاعده در بنگلادش، هر چند که از لحاظ ریشه­ های فکری به جماعت اسلامی و یا مکتب دیوبندی تعلق دارند، ولی خط­ مشی­ های محافظه کارانه آن­ها را نمی­ پسندند و با تکفیری های رادیکال غرب آسیا قرابت بیشتری احساس می­ کنند.

دقیقاً به همین دلیل است که داعش و القاعده ،بنای محور خلافت شرقی خود را در بنگلادش قرار داده و ادعا دارند آن را تا مالزی و اندونزی در شرق آسیا گسترش خواهند داد. بنگلادش در واقع از همان مرکزیت نسبی برخوردار است که افغانستان در باصطلاح خلافت شرقی خراسان بزرگ از آن برخوردار می باشد. به همین دلیل است که دولت داکا برخورد بسیار سختی را با کسانی که به داعش پیوسته باشند آغاز کرده و با جدیت دنبال می کند .نحوه برخورد دولت بنگلادش با شمیمه بیگم که در سال ۲۰۱۵ با فرار از خانه‌اش از لندن به داعش پیوست موید این مطلب است . دولت داکا با لغو شهروندی وی  اعلام کرد بیگم شهروند این کشور نیست و اجازه ورود به بنگلادش را ندارد سخنگوی وزارت امور خارجه بنگلادش هم اعلام کرد این کشور"هیچ مدارایی" از خود در برابر "تروریسم و خشونت‌های افراط گرایان" نشان نمی‌دهد و قاطعانه با عناصر تروریستی وابسته به هر گروهی مقابله خواهد کرد .

شهریور ۱۱, ۱۳۹۸ ۱۲:۴۳ Asia/Tehran