• کنفرانس بن اول

در قسمت شانزدهم از برنامه دموکراسی تحمیلی در افغانستان، اشغال افغانستان و کنفرانس بن اول را بررسی خواهیم کرد.

در پی حمله منسوب به سازمان القاعده به برج­ های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک و مقر پنتاگون در حومه واشنگتن در 11 سپتامبر 2001میلادی/ 20/6/1380شمسی، جرج بوش پسر رئیس جمهوری وقت آمریکا از امارت اسلامی طالبان خواست که اسامه بن لادن سرکرده القاعده را تحویل آمریکا بدهد. ملامحمد، رهبر طالبان با توسل به سنت­ های اسلامی و قومی پشتون که تحویل یک پناهنده را مغایر با ارزش ­های مورد قبول خود و جامعه افغانستان می‌دانست، از تحویل بن لادن خودداری کرد. دولت وقت آمریکا طرحی را در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رساند که اتخاذ تدابیری بر ضد تروریسم را از طریق اعمال زور مجاز دانست ولی دخالت سازمان ملل متحد در این خصوص را رد کرد.

دولت جرج بوش با استناد به همین مجوز شورای امنیت در هفتم اکتبر 2001میلادی/ 13 مهرماه 1380شمسی عملیاتی نظامی تحت عنوان عملیات "تداوم آزادی" (Operation Enduring Freedom)علیه طالبان را با بمباران سنگین مواضع آن‌ ها در افغانستان آغاز کرد. سپس با پیاده کردن سربازان در بخش شمالی افغانستان که تحت کنترل نیروهای شمال، وفادار به دولت برهان ­الدین ربانی بود و با بهره گیری از همکاری مؤثر این نیروها که حدود 10 درصد خاک افغانستان را در اختیار داشتند، به سرعت توانست امارت اسلامی طالبان را با شکست نظامی رو به ­رو کند. پیشروی نیروهای ائتلاف شمال به طرف کابل و به اسارت گرفتن بیش از 8 هزار نفر از نیروهای طالبان توسط این ائتلاف، فروپاشی امارت اسلامی طالبان را تسریع کرد.

آمریکا با همکاری نیروهای مجاهدین ائتلاف شمال، آخرین پایگاه طالبان در قندهار را مورد حمله قرار داد و با تصرف قندهار عملاً امارت اسلامی طالبان در سال 2001 ساقط شد. رهبران طالبان به اضافه نیروهای باقی­مانده ­شان به طرف مناطق قبایلی پاکستان عقب­ نشینی کردند و ملامحمد عمر و سران طالبان به کویته پاکستان رفتند. آنها در این شهر که مرکز ایالت بلوچستان پاکستان است، شورای کویته را به وجود آوردند.  گفته می­ شود شورای کویته مورد حمایت بخش امنیتی ارتش پاکستان موسوم به «ISI» قرار دارد. القاعده نیز در آخرین سنگر مستحکم و کوهستانی خود به نام «تورا بورا» (Tora Bora) در ولایت شرقی ننگرهار با بمباران­ های شدید هواپیماهای جنگی آمریکا و پیشروی نیروهای مشترک شمال، آمریکا و ناتو روبه ­رو شد.

در نتیجه القاعده به آن سوی خط مرزی «دیوراند» در منطقه قبایلی پاکستان و وزیرستان شمالی عقب نشینی کرد و اسامه بن لادن در همین منطقه به صورت ناشناس پناه گرفت. در پی این تحولات و سقوط  امارت اسلامی طالبان در مهرماه 1380شمسی / اکتبر 2001 م ، سازمان ملل  کنفرانسی در شهر بن آلمان در قلعه «پترزبوگ» تشکیل داد که بعداً به امضای معاهده­ ای منتهی شد که از آن به نام «معاهده بن اول» یاد شده است. در کنفرانس بن اول چهار گروه مدعی قدرت در افغانستان شرکت کردند: گروه اول، ائتلاف شمال شامل قومیت­ های ازبک ، تاجیک و هزاره شیعه مذهب؛ گروه دوم، گروه رُم متشکل از نمایندگان شاه سابق که عمدتا پشتون بودند؛ سومین گروه، گروه قبرس به عنوان یک جریان مستقل و نزدیک به حکمتیار که همایون جریر رهبری آن را بر عهده داشت و چهارمین گروه، گروه پیشاور که بیشتر نیروهای طرفدار اسلام آباد و اعضای آن نمایندگان آوارگان افغانستانی مقیم پاکستان بودند.

 کنفرانس بن اول، در واقع ابتکار اخضر ابراهیمی نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور افغانستان بود. سازمان ملل در تدارک و به نتیجه رساندن کنفرانس «بن» نقش مهمی ایفا کرد. اخضر ابراهیمی توانست تا حدی گروه­ های دارای منافع متضاد را در یک مکان جمع کند و در جریان مذاکرات چالشی روشن شد که این تنها اختلافات درونی گروه‌های افغانی شرکت­ کننده در اجلاس نیست که حصول توافق را دشوار می کند؛ بلکه اقدامات آمریکا و ناتو، مانع بزرگ تری ایجاد کرده است. هیأت آمریکایی از همان آغاز کار کنفرانس «بن» روشن ساخت که تحولات بعدی افغانستان به ­گونه ­ای باید رقم بخورد که آمریکا انتظار دارد. گفتگوهای سختی در «بن» صورت گرفت و گروه های مختلف افغان انتظارات متفاوتی از کنفرانس داشتند.

دولت جمهوری اسلامی افغانستان به ریاست برهان ­الدین ربانی که پس از تصرف کابل به وسیله ائتلاف شمال عملاً دولت خود را احیا کرده بود، انتظار داشت که کنفرانس «بن» دولت وی را به رسمیت بشناسد.در همین حال جریان رم و طرفداران سلطنت محمد ظاهرشاه، پادشاه مخلوع افغانستان که دوران تبعید خود را در رم پایتخت ایتالیا می­ گذراند، امیدوار بود که سلطنت احیا شود. سلطنت ­طلب ­ها در کنفرانس بن جریانی فعال بودند که عبدالستار سیرت (Abdul Satar Sirat) آن را هدایت می­ کرد. قدرت تأثیرگذاری این جریان زمانی روشن شد که در انتخاباتی که برای ریاست دولت موقت تحت نظارت سازمان ملل متحد صورت گرفت، سیرت، بیشترین رأی را کسب کرد. سیاست آمریکا و کشورهای غربی خلاف این روند بود. بنابراین تحت فشار آن‌ها، عبدالستار سیرت مجبور به کناره ­گیری و حامد کرزی که تا آن زمان فرد نسبتاً ناشناخته ­ای بود به ریاست دولت موقت برگزیده شد. بنابراین اجلاس اول کنفرانس «بن» را می­ توان اولین مرحله سیاست آمریکا و ناتو در قبال تحولات بعدی افغانستان ارزیابی کرد.

این رویکرد بر خلاف ادعای طرف غربی، همچون وادار کردن سیرت به کناره گیری دموکراتیک نبود. آمریکائی­ ها در کابل نیز برهان ­الدین ربانی - رئیس جمهور وقت دولت جمهوری اسلامی مجاهدین را تحت فشار قرار دادند و با تحریک نسل جوان ترِ مجاهدین و وعده قدرت دادن به آن‌ها، وارد معامله شدند و از این طریق برهان­ الدین ربانی را مجبور کردند از مقام ریاست جمهوری کناره­ گیری کند. به این ترتیب در واقع جناح شمالی و تاجیک هم از رقابت کنار گذاشته شد. هرگاه این سیاست مرموز آمریکا را در کنار چگونگی برخورد با عبدالستار سیرت نماینده ظاهرشاه در نظر بگیریم به روشنی درخواهیم یافت که آمریکا با دخالت نظامی در افغانستان و ساقط کردن امارت اسلامی طالبان به دنبال برقراری دموکراسی و صلح نبود بلکه با دخالت در چگونگی شکل ­گیری ساختار جدید قدرت، اهداف استراتژیک منطقه ­ای و جهانی خود را مد نظر داشت.

نیروهای نزدیک به آمریکا در کنفرانس «بن» در واقع نیروهای تکنوکرات و تحصیل­ کردگان دانشگاه­ های اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا بودند. آنها به لحاظ ذهنی با ساختار قدرت مورد نظر آمریکا و اروپا که در ظاهر دموکراسی لیبرال توصیف می­ شد، هماهنگ­ تر بودند تا نیروهای هوادار دولت ربانی و یا سلطنت ­طلب­ های طرفدار ظاهرشاه. با توجه به این­گونه مسائل بود که در روزهای پایانی کنفرانس «بن» اختلافات قومی مجال ظهور یافت به طوری که حاجی عبدالقدیر با این ادعا که قومیت پشتون در دولت جدید، نمایندگان واقعی خود را ندارد کنفرانس «بن» را ترک کرد.

از ترکیب نیروهای شرکت ­کننده از هر چهار جریان حاضر در کنفرانس بن اول روشن بود که جریان ائتلاف شمال در موضع مناسب­ تری  نسبت به سایر جریان­ ها قرار دارد. زیرا این ائتلاف شمال بود که با قیام خود علیه حکومت طالبان و تسهیل شرایط ورود نظامیان آمریکا و ناتو در شمال و تضمین امنیت نسبی آن‌ها در شرایطی که طالبان هنوز سقوط نکرده بودند به یاری نیروهای آمریکا و ناتو آمده بود. این ائتلاف همچنین با احیای جمهوری اسلامی به رهبری ربانی در کابل در موقعیت برتری از سایر جریان­ ها قرار داشت.  وحید مژده کارشناس سیاسی افغان، ترکیب نیروهای شرکت­ کننده در اجلاس اول «بن» را چنین ذکر کرده است: 

الف: نمایندگان ائتلاف شمال شامل محمدیونس قانونی، حاجی عبدالقدیر، محمد ناطقی، محمدقسیم فهیم، حسین انوری، آمنه افضلی، عبداله عبدالله، عارف نوروزی، میرویس صادق، عباس کریمی و مصطفی کاظمی

ب: نمایندگان جریان رُم شامل عبدالستار سیرت، محمدامین فرهنگ، عزیزاله واصفی، مصطفی طاهری، هدایت امیرارسلا، سیما ولی، محمد اسحاق نادری، رنا منصوری و زلمی رسول

ج: نمایندگان جریان قبرس شامل همایون جریر و سید اسحاق گیلانی

د: نماینده جریان پیشاور شامل انور الحق احدی  

در هر حال در کنفرانس بن اول ساختار قدرت آینده و جایگزین امارت اسلامی طالبان مشخص شد که، نظامی با شاخصه های لیبرال و دموکراتیک معرفی شد. ساختاری که البته بیشتر نظریات قشر تکنوکرات و غرب­ گرای افغانستان را انعکاس می­ داد و چندان با واقعیت میدانی در داخل افغانستان تطابق نداشت. این ساختار زمینه ساز مداخلات غرب در مسایل داخلی افغانستان می باشد که نمونه هایی از آن در جریان سومین انتخابات پارلمانی افغانستان دیده شد . 

مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ ۱۲:۳۰ Asia/Tehran