داعش در افغانستان (8) طالبان در افغانستان و راهبرد این گروه پس از سال 2001میلادی
-
تصرف کابل از سوی طالبان
در قسمت هشتم از برنامه داعش در افغانستان، طالبان در افغانستان و راهبرد این گروه پس از سال 2001میلادی را بررسی خواهیم کرد.
پس از پیروزی جهاد بر ارتش سرخ ، جنگ قدرت در افغانستان تا ظهور طالبان در قندهار به رهبری ملامحمد عمر و تصرف یکی پس از دیگری شهرها و تصرف کابل ادامه یافت .این درگیری ها کابل را به ویرانه ای مبدل ساخت که حتی در دوره اشغال روس ها به چنین سرنوشتی دچار نشده بود. در رسیدن به این مرحله ابتدا به تدریج جنگ قدرت در کابل بین مجاهدین حول محور دو حزب رقیب قومی؛ جمعیت اسلامی تاجیک و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار پشتون شدت یافت و سایر گروه های به اصطلاح جهادی مجبور به پیوستن به یکی از این دوحزب شدند. ظهور طالبان و تصرف کابل در پی آن صورت گرفت که پاکستان از تصرف کابل بوسیله گلبدین حکمتیار ناامید و به حمایت از شکل گیری و قدرت یافتن طالبان متمایل شد.
خانم بی نظیر بوتو رئیس فقید حزب مردم پاکستان و نخست وزیر این کشور در سال 1996 میلادی در تلویزیون انگلیس به حمایت مشترک پاکستان، عربستان سعودی، آمریکا و انگلیس از گروه طالبان اعتراف کرد و گفت، طرح طالبان در اصل، با مشارکت پاکستانی ها- انگلیسی ها و آمریکایی ها و با همکاری عربستان سعودی به اجرا درآمد. سید مظفر دره وفی کارشناس مسایل سیاسی در کابل نیز معتقد است عربستان سعودی نه تنها حامی مهم طالبان بوده بلکه به القاعده و سایر گروه های تروریستی نیز همواره کمک کرده است.
نیروهای طالبان پس از تصرف قندهار در جنوب، هرات در غرب و جلال آباد در شرق افغانستان سه شنبه 26 سپتامبر 1996میلادی/ 4 آبان 1375شمسی/ شب هنگام وارد شهر کابل شدند. احمد شاه مسعود رهبر نظامی مجاهدین قبل از آن، با این استدلال که می خواهد از کشتار غیرنظامیان جلوگیری کند، نیروهایش را از کابل خارج و به شمال افغانستان منتقل نمود. با ورود طالبان به صحنه قدرت در کابل، عملاً دو دولت در افغانستان شکل گرفت. دولت مجاهدین به ریاست برهان الدین ربانی که به «تخار» در شمال افغانستان نقل مکان کرد و در تالقان مستقر شد و حکومت طالبان یا امارت اسلامی افغانستان که بخش های اصلی کشور را در اختیار گرفت. جنگ قدرت از این به بعد بین این دو گروه شکل گرفت که هر دو خود را دولت قانونی می دانستند.
حاکمیت طالبان تنها از طرف سه کشور پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با شناسائی رسمی روبه رو شد اما مواضع ارتجاعی و موقعیت بین المللی متزلزل آن اجازه نداد که هیچ کشور دیگری حکومت طالبان را برسمیت بشناسد. دولت مجاهدین توانست کرسی خود را در سازمان ملل متحد حفظ کند و تا سقوط طالبان و اشغال مجدد افغانستان بوسیله ارتش آمریکا پس از حادثه 11 سپتامبر 2001میلادی همین وضعیت ادامه یافت. در فاصله ظهور تا سقوط طالبان در صف بندی های داخلی و خارجی، افغانستان شاهد تحول مهم سازماندهی نیروهای موسوم به عرب- افغان بوسیله بن لادن و ترکیب آنها با نیروهای غیرعرب و تأسیس سازمان القاعده بود.
عرب- افغان ها که بعداً هسته مرکزی سازمان القاعده را تشکیل دادند، پس از پیروزی جهاد افغانستان، مأموریت به اصطلاح جهادی خود را پایان یافته احساس می کردند ولی بازگشت آنها به کشورهای شان با موانعی مواجه گردید. دلیل اصلی آن بود که حکومت های عربی که در گذشته به دلایل خاص از مجاهدین حمایت می کردند. بازگشت اسلام گراهای افراطی را که از تجربه جنگی برخوردار شده بودند، مغایر با امنیت ملی خود می دانستند. حکام عرب در واقع از اینکه این نیروها برای اسلامی کردن کشورهای عرب تلاش کنند بیمناک بودند. به طور مثال سیاست محوری عربستان سعودی آن بود که ظرفیت نیروهای اسلام گرای کشور خود را در افغانستان بکار گیرد و رژیم خود را از مطالبات آنها مصون سازد. خبرگزاری آوای افغانستان در سال 2016 میلادی با انتشار گزارشی در این مورد به نقل از آغاجان معتصم وزیر دارایی طالبان اعلام کرد، وی چندین مرتبه به عنوان زایر به عربستان سعودی سفر کرده که هدف اصلی اش دریافت کمک های مالی بیشتر از ریاض بوده است. یکی از اهداف اصلی این کمک ها، حفظ نیروی اسلام گرای عرب در افغانستان بود.
اما در پی اشغال کویت بوسیله صدام حسین و ارتش عراق، درخواست عربستان سعودی از آمریکا برای دخالت و استقرار نیروهای این کشور در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، مخالفت اسامه بن لادن و پیروان او در عربستان سعودی را به دنبال داشت. این مخالفت موجب تبعید او از عربستان سعودی به سودان شد. بروز جنگ قدرت بین مجاهدین افغان، عرب افغان ها را به دو دسته تقسیم کرد: گروه اول کسانی بودند که جنگ قدرت بین مجاهدین افغان را فتنه در میان مسلمانان دانسته و از آن کناره گیری کردند. گروه دوم در کنار حکمتیار قرار گرفتند و علیه دولت مجاهدین وارد جنگ شدند.
هر دو گروه عرب افغان ها بعد از آنکه بن لادن سازمان القاعده را در ولایت خوست افغانستان با همکاری شش گروه دیگر اسلامی از جمله جماعت اسلامی بنگلادش و نهضت اسلامی ازبکستان در سال 1988میلادی/1367شمسی/ تأسیس کرد به القاعده ملحق شدند .عرب افغان ها پیش از آن در جنگ داخلی الجزایر که بیش از دویست هزار کشته برجای گذاشت، نقش داشتند که سرانجام شکست خوردند. در سایر کشورهای عرب نیز عرب- افغان ها نتوانستند به اهداف خود برسند. به همین دلیل بخش اصلی آنها به همراه بن لادن پس از اخراج از سودان به افغانستان بازگشتند و در کنار طالبان قرار گرفتند.
با این حال، القاعده خط مشی و اهداف خاص خود را جدا از طالبان پی گیری می کرد به طوری که بن لادن حاضر نشد با ملامحمد عمر رهبر طالبان بصورت کامل بیعت کند. حادثه 11 سپتامبر 2001میلادی/ 20 شهریور 1380شمسی/ در واقع محصول تفکر القاعده بود که دو روز بعد از ترور احمد شاه مسعود صورت گرفت. قطع نظر از گمانه زنی هایی که در ارتباط با نقش جنگ طلبی آمریکا با این واقعه وجود دارد ولی در هر حال القاعده مسئول آن معرفی شد که حمله ارتش آمریکا را به افغانستان در پی داشت که به اشغال این کشور و ادامه درگیری ها در افغانستان تا زمان حاضر منتهی شده است. اشغال این کشور باعث شد که گروه طالبان و سازمان القاعده به مناطق قبایلی پاکستان عقب نشینی نمایند که در این امر سازمان اطلاعات ارتش پاکستان موسوم به «آی.اس.آی» دخالت داشت. آمریکائی ها نیز بی میل نبودند که طالبان و القاعده بطور کلی متحمل شکست کامل نشوند تا توجیهی برای ادامه حضور خود به بهانه مبارزه با تروریسم در منطقه داشته باشند.
دلایل پشت پرده هر چه باشد رهبری طالبان تحت عنوان دو شورای کویته و شورای پیشاور در دو ایالت بلوچستان و مناطق قبایلی پاکستان تمرکز پیدا کردند و رهبران القاعده از پناهگاه امن شان در کوه های «تورا بورا» درافغانستان به وزیرستان شمالی در مناطق قبایلی پاکستان عقب نشینی کردند. البته پاکستان هرگز اعتراف به پذیرش و حضور طالبان و القاعده در خاک خود نکرده است، ولی کشته شدن «بن لادن» بوسیله کماندوهای ارتش آمریکا در «ابیت آباد» در نزدیکی یک پادگان مهم ارتش پاکستان و تایید مرگ ملامحمد عمر رهبر طالبان در کراچی، به نوعی اعتراف پاکستان به آگاهی از حضور طالبان و القاعده در مناطق قبایلی این کشور بحساب آمده است.
ظن برخی تحلیل گران آن است که پاکستان در زمان لشکر کشی آمریکا به افغانستان مجبور شد که حداقل در ظاهر دست از حمایت از طالبان بردارد ولی در عین حال ارتش پاکستان سیاست دوگانه ای را در پیش گرفت. بدین معنا که پرویز مشرف رئیس جمهور وقت پاکستان با اعلام اتحاد با آمریکا میلیون ها دلار از آمریکا گرفت که بخشی از آن را بر خلاف اهداف اعلام شده صرف تقویت کسانی کرد که علیه آمریکا وارد جنگ شده بودند. این سیاست که در سال های اخیر نیز کم و بیش ادامه یافته هنوز نتوانسته است دو هدف اصلی پاکستان یعنی استقرار دولتی دست نشانده در کابل و جلوگیری از نفوذ هند در افغانستان را محقق کند.
شاید ناکامی سبب شده است که پاکستان در سیاست دوگانه ای از یک طرف بخشی از طالبان را تحت عنوان طالبان میانه رو پس از اعلام مرگ ملامحمد عمر به سرپرستی «ملا اخترمحمد منصور» رهبر جدید طالبان بطرف میز مذاکره و صلح با دولت وحدت ملی کابل بکشاند و بخش دیگر تندروتر آن را به ادامه جنگ تشویق کند.