دموکراسی تحمیلی در افغانستان (13) طیف نامزدهای شرکت کننده در سومین دوره انتخابات و ویژگی های آن
-
نامزدهای شرکت کننده در انتخابات دوره سوم پارلمانی افغانستان
در قسمت سیزدهم از برنامه دموکراسی تحمیلی در افغانستان، طیف نامزدهای شرکت کننده در سومین دوره انتخابات و ویژگی های آن را بررسی خواهیم کرد.
یکی از ویژگی های سومین دوره انتخابات پارلمانی افغانستان شرکت گسترده فرزندان شخصیت های سیاسی برای راه یابی به آن بود. قاضی محمد حسن حقیار کارشناس مسایل سیاسی در کابل، هم وغم جامعه سیاسی افغانستان را در این دوره از انتخابات پارلمانی این کشور، راه یابی فرزندان مسئولان به پارلمان می داند و به همین دلیل دوره سوم انتخابات پارلمانی افغانستان در شرایط متفاوت برگزار شد. جدا از چالش ها و اختلاف نظرها در دو جناح دولت وحدت ملی و تلاش طالبان و گروه تروریستی تکفیری داعش که امنیت انتخابات را با مشکل روبه رو ساختند و در حالی که مبارزات انتخاباتی نامزدهای تأیید شده از طرف کمیسیون مستقل انتخابات در جریان بود، یک مشکل دیگر بحث شناسنامه های الکترونیک یا کاغذی بود.
مشکل زمانی شدت گرفت که محمد اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان اعلام کرد کسانی که به هر دلیلی شناسنامه های خود را در اختیار ندارند با کپی شناسنامه می توانند ثبت نام و پس از دریافت برچسب، رای خود را به صندوق ها بیاندازند. این نظر رییس جمهوری با واکنش تند جناح عبداله عبداله رو به رو شد که بحث های تندی را مبنی بر وجود طرح های پنهانی برای تقلب های گسترده به راه انداختند. هر چند این بحث ها باعث شد که محمد اشرف غنی مواضع خود را تغییر دهد ولی بحث تقلب در انتخابات همچنان تا مرحله اعلام نتایج انتخابات باقی ماند و خیلی ها به این باور رسیدند که برگزاری انتخابات کاملاً شفاف نبوده و صاحبان قدرت در روند برگزاری انتخابات دخالت کرده اند. وحید مژده کارشناس مسایل سیاسی در کابل در این باره می گوید: براثر فشارهای مخالفان، دولت مجبور شد برای رای گیری از سیستم بیومتریک استفاده کند تا کسی نتواند رای جعلی بدهد. با وجود این، ابهامات و سو ظن ها در مورد سلامت و شفافیت انتخابات در میان مردم برطرف نشد.
بحث تخلف های گسترده و تقلب در انتخابات از گذشته نیز مطرح بود و از این نظر بین مردم نوعی ذهنیت منفی وجود داشت که اختلاف نظرها بر سر شناسنامه الکترونیک آن را تشدید کرد. در عین حال بحث شناسنامه های الکترونیک با حاشیه های دیگری هم رو به رو شد از جمله ثبت مذهب در شناسنامه های الکترونیک که بحث های زیادی را به راه انداخت. مخالفان چنین استدلال می کردند که درج مذهب باعث شکاف در جامعه مسلمان افغانستان می شود و به طالبان و داعش که با جمعیت شیعه افغانستان مشکل اساسی دارند، فرصت می دهد که افراد را به صرف تعلق به یک مذهب خاص یا قومیت خاص به قتل برسانند.
این جنجال پیش از برگزاری انتخابات زمانی پایان یافت که جناح های سیاسی به توافق رسیدند که به جای مذهب و قومیت صرفاً ملیت افغانستانی در شناسنامه های الکترونیک درج شود. با تمام این اوصاف اطلاعات آماری ارائه شده نشان می دهند که در انتخابات مهرماه سال1397 شمسی2018میلادی به طور متوسط برای هر کرسی پارلمانی 10 نفر وارد رقابت شدند که در مجموع نامزدها 2500 نفر را برای 250 کرسی پارلمان نشان می دهد. برخی صاحب نظران افغان نامزدهای پارلمانی دوره سوم افغانستان را با در نظر گرفتن پایگاه اجتماعی و فکری ایشان در 5 گروه دسته بندی کرده اند که عبارتند از: نمایندگان قبلی پارلمان، وابستگان رهبران سیاسی و فرماندهان جهادی، تجار و سرمایه داران، روزنامه نگاران و فعالان مدنی و شهرت طلبان.
جدا از این تقسیم بندی ها، همان گونه که قبلا اشاره شد، سه قشر اجتماعی که در گذشته فرصت و مجال نامزد شدن در انتخابات افغانستان را پیدا نمی کردند شامل: جوانان، زنان و تحصیل کردگان دانشگاهی، فرصت نامزد شدن برای سومین دوره مجلس ملی یا «ولسی جرگه» را پیدا کردند. این تحول مهم با توجه به ساختار اجتماعی افغانستان، احتمالاً با پیامدهای مهمی در آینده همراه خواهد شد و فضای جدیدی را در سپهر سیاسی این کشور خواهد گشود. علی اکبر نوائی کارشناس مسائل سیاسی افغانستان در روز قبل از برگزاری انتخابات پارلمانی در نگاهی عمیق تر به پایگاه اجتماعی و فکری نامزدهای انتخاباتی و اهداف هر کدام از جریان ها که نامزدهای خاص خود را اعلام کرده بودند، نامزدها را در چهار گروه و با اشاره به اهدافشان چنین خلاصه کرد: اول افراد شایسته و نخبه های سیاسی که در مجلس حضور دارند و یا قبل از این بوده اند و نامزد جدی و قوی در این دوره نیز بودند.
دوم تاجران و دکانداران سیاسی و قلدران مسلح که در مجلس بودند و حالا می خواستند مستقیم یا غیرمستقیم با تداوم حضورخود در مجلس صلاحیت ها و پول هایشان را حفظ کنند. سومین گروه نامزدهای جدید هستند که با وعده های دروغ، عوام فریبی و دادن یک «حلب روغن» و یک بوجی (کیسه گونی) آرد، می خواستند رأی مردم را به دست بیاورند و نماینده مجلس شوند تا بتوانند با استفاده از صلاحیت ها و مصونیت های پارلمانی جیب مردم را خالی و به سرمایه خود بیافزایند. چهارمین گروه از نامزدهای دوره سوم انتخابات پارلمانی افغانستان افراد شایسته و آگاهی بودند که نه پشتوانه سیاسی و نه اقتصادی داشتند و نه از حمایت افراد با نفوذ درون دولتی برخورداربوده اند. در این شرایط، پیچیده بودن سیستم تکنیکی انتخابات، تقلب و تخلف سازمان یافته از سوی حکومت و گروه ها و جریان های مافیای داخلی و استخبارات خارجی، راه یافتن این نخبه های بدون پشتوانه را سخت تر کرد.
علیرغم همه مشکلات و موانع بر سر راه برگزاری انتخابات دوره سوم پارلمان بعد از تصویب قانون اساسی جدید افغانستان، مردم این کشور به صورت نسبتا گسترده در انتخابات شرکت کردند و این در حالی بود که خطرات جانی وجود داشت و طالبان و داعش در همان لحظه های اول شروع به کارِ صندوق های رأی، چندین عملیات انتحاری پرتلفات انجام دادند. به ویژه عملیات انتحاری در کابل و در مناطق شیعه نشین که داعش مسئولیت آنها را برعهده گرفت، آشکارا با هدف جلوگیری از شرکت جمعیت شیعی در انتخابات، طراحی شده بود.
طالبان و داعش ده ها عملیات انتحاری دیگر در روز برگزاری انتخابات در 28 مهرماه سال 1397 شمسی2018میلادی در سرتاسر افغانستان انجام دادند. ولی موفق نشدند مردم را از شرکت در انتخابات باز دارند. نقش زنان و جوانان در شرکت در انتخابات بسیار پررنگ بود. اگر مشکلاتی در جریان رأی گیری به وجود آمد ناشی از ضعف مدیریت در کمیسیون مستقل انتخابات و یا وجود دست های پشت پرده ای بود که از حضور نامزدهای مستقل و احتمال پیروزی آنها ناراضی بودند و گرنه مردم افغانستان از خود گذشتگی قابل تحسینی از خود نشان دادند و از عملیات انتحاری و تهدید طالبان و داعش، هراسی به خود راه ندادند. این در حالی بود که عملیات انتحاری در محل رأی گیری ها تلفات و ضایعات قابل توجهی برجای می گذاشت. به عنوان مثال در همان لحظه اول گشایش صندوق ها در مناطق شیعه نشین کابل، یک بمب گذار انتحاری خود را در صف رأی دهندگان منفجر کرد که 15 کشته و 25 زخمی برجای گذاشت.
این گونه عملیات انتحاری در طول زمان برگزاری انتخابات ادامه یافت و بعضی از آنها به قدری بزرگ بودند که انتخابات را با وقفه روبه رو کردند. از جمله این عملیات بزرگ در قندهار پیش آمد که در جریان آن، ژنرال عبدالرزاق آچکزی (Abdul Raziq Achakzai ) یکی از برجسته ترین فرماندهان و رییس پلیس قندهار جان خود را از دست داد. ترور ژنرال عبدالرزاق فرمانده قدرتمند پلیس قندهار که در17 سال گذشته بارها مورد حمله قرار گرفته و از آن جان سالم به در برده بود، زمانی اتفاق افتاد که وی دریک جلسه امنیتی شرکت کرده بود. ژنرال عبدالرزاق آچکزی قبلاً 5 نوبت با حمله طالبان روبه رو شده بود، اما این بار با برنامه ریزی دقیق و نفوذ در جمع محافظان والی ولایت قندهار، طالبان موفق شدند وی را به قتل برسانند.