• مولانا ابوالاعلی مودودی

در قسمت پنجم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، بازشناسی مکتب دیوبندی در بنگلادش را بررسی خواهیم کرد.

پیوند میان مکاتب شبه قاره هند و مکاتب غرب آسیا زمینه­ های گسترده ای را شامل می­ شود. جریان سلفی افراطی قالب ­های مختلف دارد و در دو شکل سلفی- اخوانی، وابسته به مصر و سلفی- وهابی، وابسته به عربستان سعودی نمود خارجی یافته است .این جریان در شبه قاره هند نیز لااقل در سه قالب خود را به نمایش گذاشته است، که عبارتند از مکتب دیوبندی، مکتب اهل حدیث و جماعت اسلامی. جماعت اسلامی را هر چند به عنوان مکتبی در سطح دیوبندی و اهل حدیث ارزیابی نکرده ­اند. ولی حقیقت آن است که "مولانا ابوالاعلی مودودی" (Modoodi) موسس جماعت اسلامی روشن­ ترین فرمول احیای خلافت اسلامی را ارائه کرده که در هیچ نحله فکری دیگر اهل سنت، به این روشنی مطرح نشده است.

مهم­ ترین نوآوری "مودودی" در امر خلافت حذف شرط قریشی و عرب بودن برای خلیفه مسلمین است که تقریباً در همه مکاتب فکری و سیاسی اهل سنت به عنوان شرط اصلی پذیرفته شده بود. اهمیت این موضوع در مشروعیت بخشیدن به قدرت خلیفه تا بدان حد بوده که ترکان عثمانی برای خود اصل و نسب قریشی جعل کردند تا خلافت عثمانی را به لحاظ شرعی موجه و قابل پذیرش سازند. در بنگلادش هر سه مکتب شبه قاره هندی شعبات خاص خود را دارند. مکتب دیوبندی در بنگلادش در واقع ادامه مکتب دیوبندی هندوستان و پاکستان است؛ هر چند اهل حدیث نیز علیرغم  حضور کم ­رنگ ­تر، مساجد و مدارس خاص خود را دارند و جماعت اسلامی سومین جریان حزبی بعد از حزب عوامی لیگ خانم شیخ حسینه  واجد و حزب ناسیونالیست خانم خالده ضیاء در بنگلادش به حساب می­ آید.

اگر پیوند خوردن مکاتب شبه قاره هندی و مکاتب غرب آسیا در پیشاور پاکستان را دقیق­ تر در نظر بگیریم، نقش جماعت اسلامی بنگلادش برجسته ­تر به نظر می­ رسد. اهل حدیث که در کلیت خود در شبه قاره هند نزدیک ­ترین جریان فکری به وهابیت عربستان سعودی به حساب آمده و از همین رو به وهابی مشهور شده اند، در جهاد افغانستان نقشی نداشتند. مکتب دیوبندی بنگلادش بیشتر درگیر رقابت­ با جماعت اسلامی بود و اساساً در موقعیتی قرار نداشتند که با شناسنامه خود وارد جهاد افغانستان شود و همواره تحت تسلط و نفوذ دو جریان قوی ­تر دیوبندی، یعنی جمعیت علمای اسلام شاخه مولانا فضل الرحمن و شاخه مولانا سمیع ­الحق در پاکستان از سال 1947 میلادی قرار داشته است. تنها جماعت اسلامی بنگلادش است که هم  پیوندهای خود را با جماعت اسلامی پاکستان به طور مستحکم حفظ کرده است و هم  بر هویت بنگالی خود تأکید دارد.

 عمده مدارس مذهبی در پاکستان که بالغ بر بیست هزار مدرسه هستند از سوی اعراب بخصوص عربستان سعودی حمایت مالی می شوند. پیشاور نیز به عنوان  مرکز ایالت خیبر پختونخواه به عنوان مرکز فعالیت و مدیریت جماعت اسلامی پاکستان تلقی می شود و بر فعالیت  بسیاری از این مدارس هم نظارت دارد . در واقع پایگاه اصلی فعالیت جماعت اسلامی و گروههای افراطی در این ایالت قرار دارد. در همین مدارس مذهبی بود که جهاد، طبق الگوی سنتی مکتب دیوبندی، در اولویت قرار گرفت و به اصلی ­ترین وجه مشترک و پیوند دهنده فکری مکاتب خاورمیانه ­ای و هندی تبدیل شد.اصلی­ ترین ماده درسی در مدارس مذهبی پاکستان، طبق الگوی ترکیبی مکتب دیوبندی و مکتب سلفی افراطی، جهاد است محیط مساعد در جامعه پشتون نقش مهمی در ترکیب دو مکتب جهادگر دیوبندی شبه قاره هند و مکتب سلفی وهابی غرب آسیا داشته است.

اندیشه جهاد در میان قبایل پشتون سابقه­ ای چند صد ساله دارد و به دورانی باز می­ گردد که مسلمانان هند علیه استعمار انگلیس قیام کردند. در آن زمان اندیشه جهاد بیش از هر منطقه دیگری از شبه قاره هند، در مناطق قبایلی امروز پاکستان، طرفدار پیدا کرد. با توجه به همین سابقه، زمانی که جهاد علیه روس­ ها در افغانستان مطرح شد، قبایل پشتون در هر دو سوی مرز "دیوراند" ( Durand Line) اولین گروه­ های قومی بودند که از آن استقبال کردند. اعراب در پیشاور مستقر شدند و بن ­لادن سرکرده سابق گروه تروریستی  القاعده اولین پادگان نظامی خود را در همین منطقه مستقر کرد. می­ توان گفت جهاد که تا به امروز همچنان راهنمای عملی گروه­ های افراطی در شبه قاره هند است، در محیط پشتون رشد یافت.

بنابراین برخی از محققین رشد اندیشه جهاد را نتیجه ترکیب مکتب دیوبندی مکتب سلفی - اخوانی و مکتب سلفی - وهابی با سنت­ های قومی پشتون، تحت عنوان پشتون والی(pashtoonvali)، دانسته ­اند. بنابراین، قومیت پشتون در پاکستان و افغانستان به عنوان تقویت­ کننده و یاری ­دهنده جهاد اسلامی بر مبنای الگوی ترکیبی دیوبندی و سلفی افراطی بوده است. در واقع، سنت­ های قومی پشتون­ ها که با عنوان "پشتون والی" فورموله شده با اصول مکتب­ های سلفی افراطی و دیوبندی سازگار شده است. سید حسین اطهری کارشناس مسایل شبه قاره در تهران در این باره می گوید:  آنچه که باعث شده تا دیدگاه این مکتب در شرایط کنونی تقویت و در سیاست های شبه قاره اثر بگذارد تحولات و اوضاع افغانستان بوده است که پیشینه آن به اشغال این کشور توسط ارتش اتحاد شوروی  برمی گردد، که جهاد در این کشور مورد توجه قرار گرفت و مکتب دیوبندی که بر تفکر ضد انگلیس و غرب متکی بود، اولویت خود را در جهاد افغانستان قرار داد و از طریق ایجاد مدارس مذهبی در پاکستان با آموزش گروه های مجاهدین و به خصوص طالبان نقش عمده ای را در تحولات این کشور به عهده گرفت. 

با این حال در نگاهی دقیق­ تر می­ توان گفت که این مکاتب غرب آسیا و هندی در اشکال سنتی و معمول شان نمی توانستند در پیشاور به همکاری دست یابند، بلکه جریان­ های افراطی و به اصطلاح جهادگر منتنج از این مکاتب از این ظرفیت برخوردار شدند که تفاوت­ های فقهی و فکری خود را کاهش دهند و بر مشترکات متمرکز شوند. از این­رو چنین ترکیبی هنوز از اختلافات درونی رهایی نیافته است. در ارتباط با جماعت اسلامی بنگلادش این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار است.

اتفاقی که در پیشاور افتاد این بود که گرو ه­های افراطی  که از درون مذاهب اربعه اهل سنت بیرون آمدند عمدتاً در دو مقوله مهم «جهاد» و «شریعت» به وحدت ­نظر رسیدند. و مسائل دیگر را کم­رنگ کردند و اجازه دادند که هر کدام از پیروان مذاهب چهارگانه به باورهای سنتی و فقهی خود عمل نمایند. در هر چهار مذهب اهل سنت، جهاد یگانه وسیله بازسازی قدرت اسلامی و احیای خلافت و تنظیم­ کننده زندگی مسلمانان تلقی شده است.  مودودی که در سال 1979 فوت کرد در سال 1937 به فکر تشکیل جماعت اسلامی در شبه قاره هند، افتاد. وی مشخصات جهاد و شریعت را برای توجیه تشکیل این جماعت چنین توضیح داده است : «.... مذهب و سیاست در هم آمیخته­ اند....» وی نظام سیاسی اسلامی را بر سه اصل اعلام می ­کند: 1- توحید  2- رسالت که مبتنی بر قرآن و سنت است 3- خلافت مکتب دیوبندی

دیدگاه جماعت اسلامی با دیدگاه مکتب دیوبندی تفاوت چندانی ندارد. جماعت اسلامی خود از دیوبندیسم بیرون آمده است. این دو مکتب شبه قاره ­ای زمانی از ظرفیت ترکیب با مکاتب خاورمیانه ­ای سلفی - وهابی و سلفی - اخوانی برخوردار شدند که جریان­ های افراطی این منطقه با جریان­ های افراطی مشابه در غرب آسیا­ که برای جهاد به افغانستان تحت اشغال ارتش سرخ شوروی آمده بودند، مرتبط شدند. این بدان معنا است که ضرورت مقابله با اشغال افغانستان از سوی ارتش سرخ باعث شد تا نحله های فکری هندی و خاورمیانه ای برای پرهیز از اختلاف و ساماندهی نیروهای جهادی به هم نزدیک شوند.   

مرداد ۰۸, ۱۳۹۸ ۱۴:۵۹ Asia/Tehran