• برخی نامزدهای زن انتخابات دوره سوم پارلمانی افغانستان

در قسمت دوزدهم از برنامه دموکراسی تحمیلی در افغانستان، انتخابات پارلمانی در افغانستان را بررسی خواهیم کرد.

پس از سقوط رژیم طالبان در افغانستان سه دوره مجلس نمایندگان این کشوردوره پانزدهم در سال ۱۳۸۴ شمسی /2005 م و دوره شانزدهم در سال ۱۳۸۹شمسی /2010 و دوره هفدهم با تاخیر سه سال و نیم در سال 1398 شمسی /2019م  تشکیل شدند که جنجالی ترین آنها از نظر نحوه برگزاری ،شمارش آرا و چگونگی انتخاب رئیس دوره بود.اگر بخواهیم میزان استقبال مردم از انتخابات را از منظر طبقات اجتماعی بررسی کنیم، حضور سه گروه زنان، جوانان و تحصیل ­کردگان دانشگاهی  وجه ممیزه  دور سوم انتخابات پارلمانی افغانستان نسبت به انتخابات گذشته می باشد. اهمیت این موضوع در آن است که این سه گروه خارج از ساز و کارهای قومی و مذهبی و تا حد زیادی وابسته به طبقه متوسط شهری و نخبگانی بودند که از پایگاه اجتماعی سنتی برنخاسته بودند.

 نامزد شدن گسترده زنان، جوانان و تحصیل­ کردگان دانشگاهی در انتخابات پارلمانی افغانستان در این حد سابقه نداشت و به نظر می­ رسد که یکی از پیچیدگی­ های انتخابات دور سوم که چند بار اعلام نتایج را به تأخیر انداخت، احتمال پیروزی قابل توجه تعدادی از همین افراد بود که برای اقشار سنتی قدرت، قابل قبول نبود. گذشته از این جالب توجه است که برای اولین بار در دور سوم انتخابات پارلمان افغانستان فرزندان رهبران شناخته شده و مدعی قدرت وارد رقابت­ های انتخاباتی شدند. فرزندان ژنرال دوستم، حکمتیار، محقق، خلیلی، انوری، اسماعیل­ خان و سیاف خود را نامزد کردند و به قولی با شرکت در انتخابات به نوعی به وزن­ کشی سیاسی مبادرت کردند تا نقاط ضعف و قدرت خود را برای حضور در عرصه سیاست دریابند.

نامزد شدن جوانان تحصیل­کرده از اقشار مختلف اجتماعی  نشانه­ ای از تحول مثبت و امیدواری درباره ­ی روند دموکراسی در افغانستان بود. دکتر نذیر احمد فرهنگ، استاد دانشگاه کابل  شرکت فعال و نامزد شدن زنان، جوانان و تحصیل­ کردگان دانشگاهی را روزنه امیدی برای استقرار و نهادینه شدن دموکراسی توصیف کرد و گفت :« ... در کنار عده ­ای از وکلای دوره قبل که خاطرات تلخی را تداعی کردند، حضور بازرگانان، سرمایه­ داران بزرگ و فرزندان برخی از رهبران به همراه جوانان تحصیل­ کرده روزنه امیدی را برای توده مردم به وجود آورده است...».

با توجه با این­گونه اظهار نظرها اینگونه ارزیابی می شود که به ­رغم وجود مشکلات عدیده و نامساعد بودن شرایط مردم افغانستان، نفس برگزاری انتخابات پارلمانی پس از وقفه­ ای سه سال و نیمی، یک گام رو به جلو محسوب می شود. درست به همین دلیل بود که نخبگان دانشگاهی و افرادی از طبقات متوسط شهری خود را در موقعیتی ارزیابی کرده اند که با صاحبان  زر و زور وارد رقابت شوند. این تصور بود که اگر این گروه دانشگاهی در کنار زنان و جوانان بتوانند در موقعیت خوبی قرار گیرند، احتمالاً مجلس ملی جدید تعدادی از استادان دانشگاه و دانش ­آموختگان رشته ­های حقوق، علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه­ شناسی و روابط بین­ الملل را شامل خواهد شد و مجلس متفاوت و تخصصی­ تر از گذشته شکل خواهد گرفت.

در این واقعیت که انتخابات دوره سوم پارلمانی طبق قانون اساسی جدید افغانستان در شرایط بسیار نامساعدی برگزار شد، تقریباً وحدت­ نظر نسبی هم در توده­ های مردم و هم در میان صاحبان قدرت و به ویژه کمیسیون مستقل انتخابات وجود داشت. با این حال دولت وحدت ملی افغانستان هیچ گزینه دیگری پیش رو نداشت. زیرا در حالی که محمد اشرف غنی رییس جمهوری این کشور به صورت اضطراری به مدت سه سال و شش ماه مجلس دور دوم را حفظ کرده بود، به این امید که شرایط برای برگزاری انتخابات دور سوم پارلمانی بهبود یابد، شرایط امنیتی هر روز که می­ گذشت بدتر و بردامنه حملات طالبان و داعش افزوده می­ شد.

به طور کلی می توان گفت دولت وحدت ملی به دو دلیل ناچار از برگزاری انتخابات پارلمانی  بدون آمادگی برای شرایط آن شد. اول قدرت ­طلبی بیشتر طالبان نسبت به گذشته و اضافه شدن حضور داعش و دوم اعمال فشار حامیان خارجی یعنی آمریکا و ناتو که تداوم حضور خود و جنگ در افغانستان را در بن­ بست می بینند. با توجه به این واقعیت­ ها بود که دولت وحدت ملی تحت فشار قرار گرفت تا به بن ­بست سیاسی به وجود آمده، از طریق برگزاری انتخابات جدید و شکل­ گیری پارلمانی که بتواند فعال­ تر عمل کند، پایان دهد. اما حقیقت آن است که دولت در شرایط مساعدی برای برگزاری انتخابات قرار نداشت. گذشته از این، تأمین هزینه انتخابات - در شرایطی که کمک ­های خارجی کاهش می­ یافت و حامیان غربی دولت از خود تمایلی برای تقبل هزینه­ های اضافی نشان نمی ­دادند - یک مانع و چالش جدی بود.

در این شرایط محمد اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان کمیسیون مستقل انتخابات را دعوت به کار کرد که در پی آن درون دولت وحدت­ ملی شکاف قابل توجهی شکل گرفت. عبداله عبداله رییس اجرائی دولت وحدت ملی نحوه شکل­ گیری کمیسیون انتخابات را زیر سؤال برد و آن را یک طرفه دانست و رییس جمهوری را متهم کرد که با تک­ روی، افراد خاص مورد نظر خود را بدون در نظر گرفتن نظریات دیگران انتخاب کرده است. مدت­ ها این اختلاف نظر ادامه یافت و ترکیب اعضای کمیسیون مستقل انتخابات مورد اختلاف بود تا این­که برخی تغییرات در آن داده شد و طرفین به نوعی مصالحه دست یافتند. حفیظ ا...  زکی کارشناس مسایل سیاسی در کابل در این باره می گوید: "انتخابات هر چند ممکن است در کشوری مانند افغانستان مطابق انتظار برگزار نشود اما شفافیت نسبی در انتخابات که بر نتایج آن تاثیر منفی برجای نگذارد در مرحله گذار این کشور حرکتی مثبت است."

 ترکیب اعضای کمیسیون مستقل انتخابات تنها چالش پیش روی انتخابات پارلمانی افغانستان نبود. چالش­ های جدی­ تری نیز وجود داشت که در رأس آنها قدرت­ یابی طالبان و اتخاذ تاکتیک­ های جدید و تدارک عملیات انتحاری برای ناکام گذاشتن روند دموکراسی و برگزاری انتخابات مجلس ملی بود. علاوه بر طالبان مشکل دیگر حضور گروه تروریستی داعش که با حمایت های آمریکا به تدریج بعد از شکست نظامی و از دست دادن سرزمین خلافت مورد ادعایش در عراق و سوریه وارد افغانستان شده بود. این گروه اولین عملیات انتحاری پیش از برگزاری انتخابات را در غرب کابل در مسجدی که قرار بود محل ثبت ­نام و دریافت شناسنامه باشد، انجام داد که طی آن بیش از 100 نفر از جمعیت شیعه کابل شهید شدند.

گروه تروریستی داعش ده­ ها عملیات انتحاری و یا ترکیبی از عملیات انتحاری و حملات مسلحانه دیگر را در اجتماعات انتخاباتی افغانستان انجام داد و این در حالی بود که طالبان نیز در سطوح گسترده ­تری در سرتاسر کشور به تخریب روند انتخاباتی و جلوگیری از ثبت ­نام رأی ­دهندگان ادامه دادند. داعش علاوه بر تخریب روند انتخابات پارلمانی افغانستان، ایجاد شکاف بین جمعیت سنی و شیعه را نیز مد نظر قرار داده است. از اینرو عمده محل­ه هائی که با عملیات انتحاری داعش نیز روبه ­رو شدند محله ­های شیعه­ نشین و هزاره به خصوص در کابل بودند. ظاهراً داعش امیدوار بود از این طریق جمعیت شیعی و سنی را در کابل رویاروی هم قرار دهد ولی با هوشیاری که مردم افغانستان قطع نظر از مذهب و قومیت از خود نشان دادند، این طرح داعش با شکست روبه ­رو شد. هر چند که غیرنظامیان خسارات جانی و مالی زیادی را تحمل کردند ولی در هر حال با مقاومت خود توانستند داعش را در رسیدن به اهدافش ناکام نمایند.

تفاوت در عملیات انتحاری و حملات مسلحانه داعش و طالبان در آن بود که طالبان تلاش اصلی خود را در زمان مبارزات دور سوم انتخابات پارلمانی افغانستان متوجه نامزدها کرد و عمدتاً اجتماعاتی را مورد حمله قرار داد که نامزدهای انتخاباتی در آنها شرکت داشتند. این سیاست طالبان آشکارا با هدف ناامید کردن مردم از شرکت در انتخابات و منصرف کردن نامزدهای انتخاباتی بود. آن طور که خبرگزاری­ های افغانستان گزارش دادند در طول مبارزات انتخاباتی ده نفر از نامزدها جان خود را از دست دادند. از مطرح ­ترین نامزدهای کشته شده در عملیات بمب­ گذاری به وسیله طالبان عبدالجبار قهرمان بود که چند روز قبل از آغاز رأی­ گیری در ولایت هلمند جانش را از دست داد و طالبان مسئولیت این ترور را بر عهده گرفت.

در نتیجه حملات داعش از مجموع حدود 13 میلیون واجدین شرایط رأی دادن دردورسوم انتخابات پارلمانی افغانستان چیزی در حدود 7 میلیون نفر ثبت­ نام کردند. از همین تعداد بیشتر از 4 میلیون و هشتصد هزار نفر در روز رأی­ گیری پای صندوق­ های رأی حاضر نشدند.  با وجود این برگزاری انتخابات پارلمانی در افغانستان یک گام رو به جلو از منظر دموکراسی محسوب می شود. تجارب این انتخابات نیز نشان داد که فعالیت های گروه های تروریستی وابسته به آمریکا نظیر داعش در افغانستان و مداخلات نیروهای اشغالگر از مهم ترین موانع دموکراسی در این کشور محسوب        می شود.

مرداد ۰۲, ۱۳۹۸ ۱۱:۳۸ Asia/Tehran