سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش(3) دیدگاه مورخان درباره راه های ورود اسلام به بنگال
-
موقعیت بنگلادش
در قسمت سوم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، دیدگاه مورخان درباره راه های ورود اسلام به بنگال را بررسی خواهیم کرد.
منطقه بنگال که اولین بار در دوره سلطنت اکبر شاه از خاندان گورکانیان هند به این نام از آن یاد شده است، منطقه ای وسیع تر از کشور امروز بنگلادش محسوب می شود. به لحاظ تاریخی در این منطقه قومیتی بومی غیرآریایی به نام بنگلا سکونت داشتند. واژه بنگال مشتق از نام قومیت بنگلا است که در دوره سلطه مغول بر شبه قاره هند، با ادغام مناطق همگن قومی و از ادغام اداری استان شرقی «موخالز»، رسونا و غنوده شکل گرفت.
بنگال در طول زمان به اشکال گوناگون تقسیم بندی شده است که ناشی از ضرورت های اداری قدرت های حاکم بر شبه قاره هند بوده است. در دوره سلطه امپراتوری استعماری بریتانیا، در سال های 1854- 1874میلادی، بنگال شامل بنگال خاص، ایالت بیهار کنونی هندوستان و مناطق «اریسا» چوتانگپور در غرب و قسمتی از دره «سورما» در شمال شرقی بود. قدرت استعماری بریتانیا در تقسیم بندی های سیاسی، نوعی مناطق خاکستری قومی در قالب ترکیبی از اکثریت بنگالی و اقلیت های غیر بنگالی را سازمان داد که سیاستی متفاوت از سیاست دوران سلطه مغول ها بود. ریشه تقسیم بنگال در دوره های بعدی نیز سیاست استعماری انگلیس بود. در سال 1947 میلادی که انگلیس مجبور شد از شبه قاره هند عقب نشینی کند، بر مبنای مذهب اکثریت، بنگال به دو بخش بنگال شرقی و بنگال غربی تقسیم شد. بنگال شرقی تحت عنوان پاکستان شرقی به کشور جدیدالتأسیس پاکستان تبدیل شد و تا سال 1971میلادی که پاکستان تجزیه و کشور کنونی بنگلادش تأسیس شد، به پاکستان شرقی شهرت داشت.
در نتیجه تجزیه پاکستان شرقی، کشورهای پاکستان و بنگلادش کنونی با اکثریت مطلق مسلمان ایالت بنگال هند، با اکثریت مطلق هندو مذهب، شکل گرفتند. بخش هائی از بنگال تاریخی نیز ضمیمه ایالت آسام هند شد که اکثریت آن بودائی مذهب هستند. بنابراین می توان گفت که کشور بنگلادش کنونی بخش کوچکی از بنگال تاریخی است که می تواند تا حدی ریشه های توجه ویژه هندوستان به بنگلادش را توضیح دهد. در عین حال، تحولات سیاسی و اجتماعی بنگلادش با تراکم شدید جمعیت در یک محدوده جغرافیائی کم وسعت، بی ارتباط نیست. چنانچه در محدوده 147570 کیلومتر مربعی بنگلادش بیش از 160 میلیون نفر، متشکل از اکثریت مطلق مسلمان و اقلیت هندو، زندگی می کنند. درباره این که اسلام چگونه و در چه زمانی وارد منطقه بنگال تاریخی شده است، روایت های متفاوتی وجود دارد. با این حال مورخین درباره سه مسیر ورود اسلام به بنگال، وحدت نظر نسبی دارند.
بیشتر مورخین، سه طریق اصلی ورود اسلام به بنگال را، از طریق بندر چیتاگونگ به وسیله تجار عرب، سفر صوفیان وعرفای ایرانی و لشکر کشی های خاندان های ترک و مغول دانسته اند. در منابع اسلامی، نفوذ اسلام به شبه قاره هند را به ورود لشکریان اسلام در سال 715 میلادی به بندر کوچک بن قاسم که در شرق بندر کراچی امروز و در مرکز ایالت سند پاکستان قرار دارد، نسبت می دهند. اما برخی نشانه های تاریخی در خلیج بنگال حکایت از آن دارند که اسلام به وسیله تجار عرب، حتی در زمانی که پیامبر اسلام( ص)، هنوز در قید حیات بودند، به تدریج در این منطقه نفوذ کرده است. در این باره ابو وقاص بن وهب، از اصحاب پیامبر اسلام(ص)، ذکر کرده است که در سال 618 میلادی وارد چیتاگونگ شد و ضمن تجارت، مردم را به گرویدن به اسلام تشویق کرد. نام های دیگری از اصحاب نزدیک پیامبر اسلام مانند تمیم انصاری، ابو وقاص مالک و ابوالعیث بن حارث که در شهر چیتاگونگ سکونت گزیده و به تبلیغ اسلام پرداخته بودند، نیز ذکر شده است. از آنجا که تجارت شرق و غرب در آن مقطع زمانی، از طریق دریا، صورت می گرفته است، بندر چیتاگونگ مرکز مهمی در مسیر تجارت با جزایر شرق آسیا، شامل مالزی و اندونزی امروز بوده است.
مورخین عرب و اسلامی نظیر علی ادریس، جغرافیای دان عرب، المسعودی و یعقوب بن عبداله، ورود مسلمانان صدر اسلام به بنگلادش را مورد تأیید قرار داده اند. محمد محفوظ الحق کارشناس بنگلادشی درباره روند نفوذ اسلام در بنگال در قرون اخیر می گوید: "در اواسط قرن هفدهم میلادی و پس از توسعه حمل و نقل دریایی و ارتباط میان کشورهای حاشیه خلیج فارس با بنگال گسترش یافت. در این زمان مبلغان، شاعران و اندیشمندان بسیاری از بندرعباس و بندر بصره با کشتی خود را به بندر هگلی در بنگال غرب رساندند". راه دوم همان طور که پیشتر اشاره شد در ورود اسلام به بنگال، عرفا و صوفیان مسلمان و شیعه بویژه از ایران نیز نقش مهمی داشتند. حتی در سراسر هند نیز اسلام بیشتر از همین طریق گسترش یافت. انسان دوستی و ساده زیستی عرفا و صوفیان و اخلاق و رفتار محبت آمیز آن ها پیروان مذاهب دیگر را به اسلام جلب می کرد. به ویژه از آن که در آموزه های اسلامی معیار ارزیابی انسان ها نه طبقه اجتماعی یا "کاست" بلکه تقوا بود، اسلام برای طبقات فرو دست جامعه "هندو" یا بودائی مذهب، جاذبه خاصی داشت.
محمد محفوظ الحق کارشناس بنگلادشی در این باره نیز می گوید: "قبل از ورود اسلام به سرزمین بنگال، بودایی ها و طبقات پایین جامعه که هندو مذهب بودند، تحت سلطه اشراف هندو قرار داشتند و از تمامی حقوق انسانی محروم بودند به طوری که آنان برده محسوب می شدند ."به گفته بیشتر مورخین، ورود اهل تصوف و عرفا به بنگال در دوره حکومت های مسلمان بر شبه قاره هند افزایش یافت. با برخورداری از حمایت خاندان های حاکم ترک، افغان و مغول، رفت و آمد و حرکت آزاد عرفا به سراسر هندوستان، از جمله بنگال تسهیل شد و اسلام روز به روز در این سرزمین بیشتر گسترش یافت. در دوره حکومت خاندان ترک و افغان بر هند، دو سلسله صوفی چشتیه و مهروردیه در توسعه اسلام ایفای نقش کردند، در حالی که، در دوره حکومت خاندان مغول، دو سلسله، نقشبندیه و قادریه، در ترویج اسلام نقش بیشتری یافتند. بنابراین روی کار آمدن حکومت های مسلمان در شبه قاره هند نظیر خاندان ترک تبار «خیلجی» سهم مهمی در گسترش نفوذ اسلام در بنگال داشت.
قطب الدین از نخستین فاتحان مسلمان هند بود که پایه های حکومت مسلمانان ترک بنگال را در سال 1765میلادی بنا کرد. وی اختیارالدین بختیار را مأمور فتح بنگال کرد. قطب الدین پس از شکست دادن "اکشمن" (akshman) آخرین فرمانروای هندو مذهب بنگال، حکومت مسلمانان را در کل منطقه بنگال برقرار کرد. دومین خاندان مسلمان که هندوستان را به طور کامل تحت تسلط خود درآورد، خاندان گورکانی هند بودند. ظهیرالدین بابر، از نوادگان تیمور لنگ بود که با فتح دهلی، حکومت خاندان گورکانی مغول بر هند را بنیان گذاشت. مشهورترین پادشاه این خاندان اکبرشاه است.
حکومت خاندان مغول، با شکست خوردن نواب سراج الدین در یک توطئه حساب شده توسط نیروهای بریتانیا در سال 1765 میلادی خاتمه یافت و بنگال به همراه کل هندوستان تا سال 1947میلادی تحت تسلط قدرت استعماری انگلیس باقی ماند. در بنگلادش کنونی 27 گروه قومی به رسمیت شناخته شده است اما برخی منابع غیر رسمی از وجود 75 گروه قومی در بنگلادش خبر می دهند. بنگالی زبان رسمی بنگلادش و مسلمانان حدود هشتاد و نه درصد و هندوها، بودائی ها، مسیحی ها و زردشتی ها بقیه جمعیت آن را تشکیل می دهند.