قضیه فلسطین و طرح شیطانی معامله قرن (6) نقش عربستان سعودی و مصر در معامله قرن
در قسمت ششم مجموعه مقالات «قضیه فلسطین و طرح شیطانی معامله قرن» به نقش عربستان سعودی و مصر در معامله قرن می پردازیم
طرح شیطانی معامله قرن سه دسته بازیگر دارد: بازیگر طراح که خود به نوعی مجری هم هست، آمریکا می باشد. بازیگران درگیر یا ذینفع، فلسطین و رژیم صهیونیستی هستند و بازیگران منطقه ای که مجری و همکار طرح نیز می باشند، کشورهای مصر، اردن، امارات متحده عربی و عربستان سعودی می باشند. البته برخی از بازیگران منافعی دارند که در تضاد با منافع دیگر بازیگران قرار دارد. این موضوع، چالش جدی در اجرای طرح شوم معامله قرن می باشد. هدف آمریکا به عنوان طرّاح و مجری معامله قرن، به رسمیّت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و تثبت اشغالگری است. تشکیل دولت شبه مستقل فلسطینی که بدون قدرت نظامی و کاملا تحت سیطره رژیم صهیونیستی قرار داشته باشد، دیگر هدف نهایی طرح شوم معامله قرن است.
مقامات آمریکایی برای اینکه بتوانند کشورهای عربی را با سرعت بیشتری با این طرح همراه سازند در طول سالهای 2018 و 2019 رایزنی های فشرده ای انجام داده اند. آنها با سفرهای مکرر به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، تلاش کردند به ایران هراسی و اسلام هراسی دامن زدند تا از این طریق کشورهای مرتجع عربی را به همسویی به طرح معامله قرن سوق دهند. این باور از سوی امریکا به عربستان سعودی و دیگر کشورهای مرتجع عربی القاء می شود که اگر موضوع فلسطین از بین برود، محور مقاومت تضعیف می گردد چون یکی از دلایل محبوبیت محور مقاومت، حمایت آن از آرمان فلسطین است. انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و پیشنهاد رفع محاصره ی غزه در ازای کمکهای مالی و بازسازی آن مصداق بارز بهره برداری امریکا از سیاست چماق و هویج برای پیشبرد طرح های سازش است.
عربستان سعودی تا یک دهه پیش به خاطر پرده داری مکه مکرمه و مدینه منوره، داعیه دار ام القرایی و محوریت کشورهای اسلامی در منطقه بود و به این منظور بر آرمان قدس به عنوان نقطه وحدت مسلمانان تأکید داشت. امّا با تغییر و تحولاتی که در عرصه داخلی این رژیم با روی کار آمدن ملک سلمان روی داده، ریاض سیاست خارجی خود را نه حول آرمان قدس که در تقابل با جمهوری اسلامی ایران تعریف کرده است. تغییر در سیاست خارجی ریاض سبب شد تا از جایگاه فلسطین و آرمان قدس کاسته شده و درچرخشی خائنانه عربستان سعودی درعمل با سیاستهای رژیم صهیونیستی همسو گردد. همین رویکرد سبب شد تا عربستان سعودی که ترامپ از آن با عنوان «گاو شیرده» تعبیر کرده است، یکی از تامین کنندگان مالی اصلی طرح معامله قرن معرفی شود. بر اساس طرح ترامپ، عربستان سعودی به عنوان حامی مالی اصلی برای تامین حدود 70 درصد هزینه های مالی اجرای این طرح شوم، به شمار می رود.
بن سلمان ولیعهد سعودی در گفتگویی که اکتبر سال 2017 با شبکه بلومبرگ داشت، ضمن اشاره به سرمایه گذاریهای عربستان سعودی در پروژه های مربوط به شمال صحرای سینا، هدف نهایی از بستن چنین قراردادهایی، پیشبرد پروژه های موسوم به نیوم Neom خواند. طبق این پروژه ها؛ امارات، بحرین و بویژه کویت در صادرات انرژی به اروپا نقش آفرینی می کنند. بدین معنا که کویت از طریق خطوط لوله و راه آهن موجود در منطقه نیوم، به مصر و سپس به اروپا صادرات خواهد داشت. عربستان سعودی نیز علاوه بر شمال صحرای سینا در جنوب آن نیز سرمایه گذاری کلان خواهد کرد که در نهایت به سود رژیم صهیونیستی جهت تسلط بیشتر بر مصر خواهد بود. در همین راستا، سران عربستان سعودی از دو پروژهموسوم به تونل و بزرگراه ملک سلمان سخن می گویند. همین امر، پرسش مهمی را مطرح ساخته است که آیا سعودیها با این کار می خواهند تنها راه رسیدن به مدیترانه باشند و در قبال آن آرمان فلسطین را قربانی سازند؟
طبق طرح نیوم،بخش هایی از صحرای سینا به عربستان سعودی داده شود و بخش اعظم کرانه باختری هم به تنگه تیران ملحق می گردد، مصر از ورودی خلیج عقبه و تنگه تیران خارج خواهد شد. در صورتی که چنین سیاستی محقق گردد، تهدید احتمالی ناوگان صهیونیستی در خلیج عقبه از سوی مصریها به صفر رسیده و راه اشراف امنیتی رژیم صهیونیستی را بیشتر هموار می سازد. در واقع تبادلات و جابجایی های ارضی در راستای منافع رژیم صهیوینستی یکی از ویژگی های اصلی طرح معامله قرن محسوب می شود . سعدالله زارعی کارشناسی مسایل فلسطین در ایران در این خصوص می گوید : طرح معامله قرن، صدها بار از آن طرحهای قبلی که همه با شکست مواجه شدند، دارای وضعیتهای مبهم بیشتری است؛ یعنی در طرح معامله قرن باید بخشی از عربستان جدا شود، عربستان و امارات پول هنگفت و بیش از 40 میلیارد دلار را بپردازند، از سوی دیگر بخش بزرگی از اردن باید جدا شود، قسمتی از کرانه باختری که اکنون سازمان ملل میگوید برای فلسطینیها است باید جدا شده و به رژیم صهیونیستی داده شود، همچنین قسمتی از صحرای سینای مصر باید جدا شده و به فلسطینیها داده شود و نیز قسمتی از نوار غزه هم باید به رژیم صهیونیستی داده شود.
مصر یکی دیگر از کشورهایی است که در طرح شیطانی معامله قرن نقش دارد. مصر در جوار سرزمینهای اشغالی و غزه قرار دارد. عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر که خود را جزئی جدایی ناپذیر از معامله قرن می داند، به خاطر فشارهای اقتصادی داخلی، نیاز مبرم به کمک های اقتصادی عربستان سعودی و امریکا دارد. از آنجایی که مشروعیت السیسی هم در داخل و هم از سوی برخی از مجامع بین المللی محل تردید است، وی حضور فعال خود در طرح معامله قرن را بعنوان فرصتی برای تقویت موقعیت اش می داند. موضع مصر درباره طرح شوم معامله قرن به موضوعات دیگر از جمله کمکهای نظامی آمریکا به مصر و بحران اقتصادی در این کشور ارتباط دارد. رخا حسن، عضو شورای مصری امور خارجی، در این خصوص می گوید: «نقش پیشگام مصر در خاورمیانه تا حد زیادی تضعیف شده است و این نتیجه بحرانهای اقتصادی داخلی در مصر است، موضوعی که باعث شده مصر برای تأمین نیازهای اقتصادیاش دست به دامن کشورهای حاشیه خلیج فارس شود و دیگر نمیتواند نگاه خودش را به کشورهای عربی تحمیل کند، اکنون عربستان سعودی طوری رفتار میکند که انگار رهبر جهان عرب است، عربستان اتحادیه عرب را از کار انداخته و مانع از آن شده که مصر هرگونه نقشی در منطقه داشته باشد»
البته مصر درباره تبعات اجرای طرح شوم معامله قرن بویژه وضعیت آوارگان فلسطینی نگرانی هایی دارد. سامح شکری وزیر امور خارجه مصر، در 9 اوت 2018 در سفر به آمریکا در خصوص پذیرش طرح شوم معامله قرن گفت: مصر برای کنار آمدن با ایده آمریکا در خصوص «معامله قرن» آماده است به شرط آنکه قابل اجرا بوده، مشکلی به وجود نیاورده و نکتهای را مبهم باقی نگذارد. طرح معامله قرن، نباید مأموریت اسکان آوارگان فلسطینی را به مصر و کشورهای عربی تحمیل کند، به خصوص اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی پیشنهاد محرومیت آوارگان فلسطینی از حق بازگشت را مطرح کرده و حتی برای کاهش و قطع کمکهای مالی به آژانس امدادرسانی و کاریابی آوارگان فلسطینی (آنروا) تلاش میکنند. علیرغم این به دلیل ماهیت وابسته نظام سیاسی مصر، نداشتن پایگاه قومی مردمی بویژه پس از سرکوب خونین رهبران اخوان المسلمین، بحران های اقتصادی و مالی داخلی، مصر موضع قاطعی علیه طرح معامله قرن ندارد و خیانت به آرمان فلسطین عملا در دستور کار این کشور قرار گرفته است. بطوریکه عبدالفتاح السیسی در 3 آوریل 2017 به همتای امریکایی خود گفت: «مرا پشتیبان جدی هر تلاشی برای حل مشکل قرن از طریق معامله قرن خواهی یافت».
مصر به تصور خود پس از اجرای طرح شوم معامله قرن، کمک های مالی، لجستیکی و نظامی از امریکا دریافت کرده و شمال شرقی صحرای سینا را از گروه تروریستی «ولایت سینا» وابسته به داعش پاکسازی می کند. قاهره همچنین به ایجاد راه ارتباطی بین اردن و منطقه غرب آسیا بدون دخالت رژیم صهیونیستی خوشبین است. مصر به دنبال کسب درآمد از مبادله بخشهایی از صحرای سینا با صحرای نقب است. اما گویا قاهره فراموش کرده است که آمریکا خود پدید آورنده و حامی داعش در منطقه است و داعش حیات خود را مدیون آمریکاست. مصر فراموش کرده است که آمریکا به هیچ یک از وعده های مالی خود در بازسازی افغانستان، عراق و سوریه پایبند نبوده و تا کنون جز در زمینه فروش تسلیحات به سعودی برای تجاوز و کودک کشی در یمن اقدام موثری در منطقه انجام نداده است. مصر با موافقت با اجرای طرح شوم معامله قرن به دنبال منافع خود از جمله تأسیس بندر بین المللی و حفر تونل بین مصر و اردن و برقراری راه ارتباطی این کشور با عراق و همینطور کشورهای حاشیه خلیج فارس است. قاهره امیدوار است به بهای خیانت به آرمان فلسطین و آوارگی میلیون ها فلسطینی، سود سرشاری از مراودات تجاری و گمرکی ناشی از اجرای طرح معامله قرن بدست آورد .
از بُعد سیاسی نیز سران عربستان سعودی، امارات و مصر گمان می کنند با تحقق نهایی معامله قرن میتوانند به مبارزه بیشتر با محور مقاومت بپردازند. به همین دلیل آنها سعی در تقویت عادی سازی روابط آشکار و نهان خود با رژیم صهیونیستی دارند و با فشار بر تشکیلات خودگران فلسطین به دنبال اجرایی کردن طرح معامله قرن هستند. اما شکست کنفرانس منامه درباره طرح معامله قرن نشان داد که محور سازشکار در محاسبات خود اشتباه کرده است و طرح ناکام معامله قرن موجب تقویت اتحاد گروه های فلسطینی و نیز افزایش محبویت محور مقاومت در جهان اسلام و عربی خواهد شد. چرا که محور مقاومت تنها جریانی هست که بر خلاف مصر، عربستان سعودی و امارات حاضر نشده است در قبال منافع اقتصادی و اغراض سیاسی، به آرمان فلسطین خیانت کند .