در قسمت دوم مجموعه مقالات «قضیه فلسطین و طرح شیطانی معامله قرن» به موضوع طرح های سازش در دوره اوباما می پردازیم

زمانی که اوباما در سال 2009 میلادی، وارد کاخ سفید شد، نزاع فلسطینی- صهیونیستی همچنان یکی از چالشی ­ترین موضوع های سیاست خارجی آمریکا به ویژه در منطقه­ غرب آسیا به شمار می ­رفت. تا قبل از این، اگرچه آمریکا برای تحقق به اصطلاح صلح میان فلسطینیان وصهیونیست ها تلاش­ های بسیاری کرده بود، اما نه تنها اختلافات بین آنها حل نشد، بلکه عمیق ­تر هم گردید. شاید بتوان از جمله موانع اصلی طرح های آمریکا؛ پشتیبانی کامل و بدون قید و شرط دولت بوش از اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی و کشتار مردم بی­ گناه فلسطین، دانست . افزایش تعداد شهرک­ های صهیونیست نشین در اراضی اشغالی و به رسمیّت نشناختن دولت فلسطین از سوی آمریکا به دامنه اختلافات افزود. باراک اوباما در مبارزات انتخاباتی خود همواره ضمن نقد سیاست­ دولت­ های پیشین آمریکا در قبال غرب آسیا و به طور خاص قضیه  فلسطین، بر حل این  مسئله­ با رویکردی نوین در سیاست خارجی خود تأکید می ­نمود .

اوباما در هفته­ اول دوران ریاست جمهوری خود، نخستین مصاحبه ­اش را با یک تلویزیون عربی انجام داد و فرستاده­ ویژه ­ای برای منازعه­ فلسطینی- صهیونیستی به منطقه­ غرب آسیا فرستاد. او برای اینکه نگرش مسلمانان را به خود تغییر دهد، به انتقاد از رژیم صهیونیستی به خصوص اقدامات آن در گسترش شهرک­ها پرداخت. اما واقعیت امر این است که هر چه به دور دوم دوران ریاست جمهوری اش نزدیک می شد، نه تنها این لفّاظی­ های سیاسی فروکش کرد بلکه مواضع دولتش به این رژیم نزدیکتر و حمایتش از صهیونیست­ ها بیشتر شد.  اوباما که با شعار تغییر به قدرت رسیده بود، در ابتدا وانمود می کرد که رویکردی بی طرفانه اتخاذ نموده است. او برای رسیدن به این هدف مجبور بود حداقل در ظاهر حمایتش را از رژیم صهیونیستی کاهش دهد، اما با مخالفت لابی صهیونیستی در آمریکا و بسیاری از سیاستمداران آمریکاییِ موافقِ صهیونیسم، مواجه شد. مطابق یک نظرسنجی در سال 2011 میلادی، تنها 9 درصد از صهیونیست­ها بر این باور بودند که دولت اوباما بیشتر از آنکه طرفدار فلسطین باشد، طرفدار رژیم صهیونیستی است.

باراک اوباما در اولین روز کاری خود به عنوان رئیس­ جمهور آمریکا، طی تماس تلفنی در 21 ژانویه 2009 میلادی با ایهود اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی و سران کشورهای عربی همچون حسنی مبارک، ملک عبدالله دوم و محمود عباس، بر جدیت خود برای حضور فعال در تحقق طرح صلح تأکید کرد. پس از آن، او و هیلاری کلینتون، وزیر خارجه­ وقت آمریکا، بیانیه ­ای مشترک در همین رابطه صادر کرده و یکی از سناتورهای باتجربه­ به نام جورج میشل George J. Mitchell را به عنوان فرستاده­ ویژه­ آمریکا در غرب آسیا United States Special Envoy for Middle East Peace منصوب کردند. باراک اوباما در چند نوبت به صراحت مخالفت خود را با شهرک‏‌سازی توسط رژیم اسرائیل اعلام کرد. او در سپتامبر ۲۰۰۹ در نخستین نطق خود برای مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام کرد: «آمریکا با ادامه شهرک­‌سازی­ ها توسط رژیم صهیونستی مخالف است». وی همچنین در سخنرانی خود در ژوئن ۲۰۰۹، در دانشگاه قاهره درباره شهرک­‌سازی­ ها گفت: «ایالات‌ متحده تداوم شهرک‌سازی‌ها را مشروع نمی­‌داند و این ساخت‌ و سازها، توافق­ های پیشین را نقض می‌کند و موجب تضعیف تلاش­‌ها برای تحقق صلح می­ شود. اکنون زمان توقف شهرک­‌سازی­ها فرارسیده است».

اوباما و اعضای کابینه وی در سال‏‌های بعد نیز موضع مخالف درباره شهرک‏‌سازی رژیم صهیونیستی گرفتند؛ اما بنیامین نتانیاهو باوجود تعهدی که به آمریکا مبنی بر توقف سیاست شهرک‏‌سازی داد به تعهد خود پایبند نماند . اوباما در سخنرانی خود در سال 2009 در وزارت خارجه­ آمریکا، پس از توضیح سیاست­ های این کشور در خصوص وضعیت غرب آسیا، از تأسیس کشور فلسطین طبق مرزهای قبل از 1967 حمایت کرد. او اظهار داشت که باید مرزهای سال 1967 میلادی مبنای مذاکرات صلح طرفین باشد. اما نتانیاهو ضمن صدور بیانیه ­ای تعهد دولت آمریکا نسبت به این رژیم را یادآور شده و سیاست اوباما برای آغاز مذاکرات طبق مرزهای یادشده را رد کرد. اوباما با وجودِ سیاست‏‌هایِ انتقادی که درباره شهرک‏‌سازی و تشکیل دو دولت براساس مرزهای ۱۹۶۷ داشت، اما با موضوع عضویت فلسطین در نهادهای بین‏‌المللی ازجمله سازمان ملل متحد، سازمان یونسکو و دیوان بین‏‌المللی کیفری مخالفت کرد؛ هرچند که نهایتاً فلسطین موفق شد در سال 2012 به عنوان «عضو ناظر» به عضویت این سازمان درآید.

باراک اوباما که در دو سال آخر ریاست جمهوری خود جهت حل بحران و مذاکره­ دو طرف فلسطینی و صهیونیستی تلاش کرد، مسئله­ فلسطین را در چارچوب بحران روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی تعریف نماید. وی بر این اساس پیشنهاداتی برای عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی ارائه کرد که از نظر واشنگتن، این روند منجر به صلح فلسطینی- صهیونیستی می ­شد. از جمله مفاد طرح اوباما می توان به بند الحاق برخی مناطق قدس شرقی به فلسطین اشغالی و همچنین باقی ماندن اماکن اسلامی این شهر تحت حاکمیت عربی اشاره کرد. اگرچه اوباما برای اجرای کامل این طرح یکجانبه، به رایزنی با سران کشورهای منطقه پرداخت، اما استمرار شهرک‌سازی‌های صهیونیست ­ها و ارتباط سرد نتانیاهو با اوباما، موجب شکست طرح مذکور شد. در واقع زیاده خواهی رژیم صهیونیستی و اطمینان این رژیم از تداوم حمایت های امریکا، زمینه را برای نافرجامی طرح ­های پیشین بیش از پیش فراهم آورد. مسعود اسدالهی کارشناس ایرانی مسائل غرب آسیا، با بیان این که طرح های تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی در حق مردم فلسطین تمامی ندارد اظهار داشته است: اسرائیل به علت حمایت مستمر امریکا و ضعف و عقب نشینی دولت‏ های عربی گام به گام به اقدامات تجاوزکارانه خود در فلسطین وسعت بیشتری می بخشد و کشورهای سازش کار عربی به دلیل عدم پشتوانه مردمی ،امکان مقابله با سیاست های خصمانه اسرائیل در فلسطین را ندارند.

باراک اوباما علیرغم تظاهر به تلاش برای حل مساله فلسطین، در هشت سال دوره ریاست جمهوری خود، اجازه تصویب هیچ قطعنامه‌ای را علیه رژیم صهیونیستی نداد و از این منظر رکورددار است. البته اوباما در روزهای پایانی دوران ریاست جمهوری‌اش، به قطعنامه‌ 2234 شورای امنیت درباره توقف شهرک سازی رژیم صهیونیستی رای ممتنع داد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این اقدام یک بازی سیاسی و نمایشی بود، زیرا وی در هشت سال ریاست جمهوری اش کمک های مالی، سیاسی و نظامی فراوانی در اختیار رژیم تل آویو قرار داد. پس از پایان دوره اوباما و انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور در سال 2016 م، حمایت واشنگتن از رژیم صهیونیستی ادامه یافت و ابعاد تازه ای به خود گرفت. سیاست­ های اسلام ستیزانه دولت ترامپ در مقابل مسلمانان، موجب شد تا دولت واشنگتن و تیم مشاوران ترامپ نظیرجیسون گرینبلات Jason Dov Greenblatt و جراد کوشنر، Jared Corey Kushner  با رویکردی منفعت­ گرایانه، مواضع افراطی در قبال مساله فلسطین اتخاذ نمایند. در واقع از لحاظ  اتخاذ رویکرد تجاوزکارانه و تهاجمی، نوعی مشابهت و همسویی بین رژیم صهیونیستی و دولت ترامپ ایجاد شد. به طوریکه ترامپ در اقدامی بی سابقه سفارت این کشور را از تل آویو به قدس منتقل کرد. عدنان حسینی از فعالان فلسطین در رابطه با سیاست ترامپ علیه فلسطین و مسلمانان می­ گوید: «کاملاً عیان و آشکار است که ترامپ با انتقال سفارت کشورش از تل‌آویو به ‏قدس، به‌گونه‌ای بی‌سابقه و آشکار به محاربه و جنگ با جهان اسلام و کشورهای عربی اقدام کرد. آمریکا تاکنون 42 ‏رئیس جمهور داشته است، اما هیچ کدام از آن‌ها چنین تصمیمی نگرفتند از این روست که می‌توان گفت این تصمیم ‏ترامپ حاکی از نابخردی و جهل سیاسی اوست‏»

نفوذ لابی صهیونیست در دولت ترامپ و گرایش نزدیکان خانوادگی و حزبی وی به جنبش صهیونیسم، علاوه بر علایق اقتصادی، نوعی وابستگی عمیق ایدئولوژِیک و راهبردی در دولت ترامپ برای حمایت از رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. به همین دلیل ادعای ترامپ برای حل منازعه فلسطینی- صهیونیستی نه به مصلحت  فلسطین و جهان اسلام که در راستای کسب منافع اقتصادی و تجاری آمریکا و بقای رژیم نامشروع صهیونیستی است. به طوریکه علیرغم همراهی تشکیلات خودگردان فلسطین در سالهای گذشته با طرح های سازش، دولت ترامپ رفتاری تحقیر آمیز با این تشکیلات دارد. اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس، در اجتماع مردم غزه بیان داشته است که: «ما اطلاعاتی داریم که نشان می دهد چگونه دولت آمریکا با مقامات و مذاکره­ کنندگان فلسطینی رفتار می­ کند و در واقع خواسته­ های اسرائیلی با ادبیات و بیان آمریکایی در اختیار مذاکره کننده فلسطینی قرار می­ گیرد. وضع به جایی رسیده است که آمریکا تشکیلات خودگردان فلسطین را وادار کرده است تا کمک به خانواده‌های اسرا و شهدای فلسطینی را متوقف کند» 

تیر ۲۳, ۱۳۹۸ ۱۳:۳۳ Asia/Tehran