• منابع شیل های گازی و نفتی در ایران

در چند سال اخیر برای استخراج نفت و گاز شیل از ذخایر عمیقتر در امریکا و انگلیس، فنآوری جنجال برانگیز فراکینگ(fracking)  یا روش شکست هیدرولیکی لایه های سنگی در اعماق زمین مورد استفاده قرار گرفته است.

 در چند سال اخیر برای استخراج نفت و گاز شیل از ذخایر عمیقتر در امریکا و انگلیس، فنآوری جنجال برانگیز فراکینگ(fracking)  یا روش شکست هیدرولیکی لایه های سنگی در اعماق زمین مورد استفاده قرار گرفته است.  اما تولید این نفت چه تاثیری بر بازرهای جهانی نفت داشته است ؟ نفت شیل به دسته ای از سنگها گفته می شود که به قدر کافی مواد آلی غنی (کروژن) در آنها وجود داشته باشد. این نوع سنگ، در پهنه وسیعی از طبیعت، از آبهای شیرین و دریاچه های نمکی گرفته تا برکه های کم عمق، باتلاق های رسوبی و چاله ها و گسل های ژرف بین صفحات قاره ای یافت می شود. کروژن موجود در این سنگها با حرارت دهـــی 450 تا500 درجه سانتیگراد در غیاب هوا، از طریق فرآیندهایی نظیر تجزیه در حرارت (pyrolysis)، انحلال حرارتی (thermaldissolution) و هیدروژن سازی (hydrogenation)  به نفت تبدیل می شود. بیشتر منابع شناخته شده نفت شیل در کلرادو امریکا واقع است.این ماده را بسته به وضعیت منبع آن میتوان به روش سنتی و قدیمی حفاری سطحی (surface mining) با مشکلات زیست محیطی قابل توجه و یا به روش حفــاری درجا (INSITU Mining) با عوارض کمتر برای محیط زیست استخراج کرد. از آنجا که این شیوه مشکلات و خطراتی نظیر آلودگی آب و هوا و افزایش احتمال زلزله ناشی از شکست لایه‌های عمیق و گسل های زمین را درپی دارد، با اعتراضات فزاینده مردم و فعالان محیط زیست در امریکا و اروپا روبه رو بوده است.علیرغم اعتراضات فزاینده جهانی به نادیده گرفتن اصول زیست محیطی در استخراج نفت شیل به روش فراکینگ و خطرات آن مثل زلزله ناشی از شکست لایه‌های عمیق و گسل‌های زمین، با مجوزهای دولت امریکا برای استفاده از این فن آوری در برخی ایالت ها، "تولید نفت شیل این کشور در عرض 10 سال، از صفر به حدود 4 میلیون بشکه در روز رسیده است." با این میزان تولید نفت شیل و تولید روزانه حدود 5 میلیون بشکه نفت خام، مجموع تولید نفت امریکا درحال حاضر به 9 میلیون بشکه در روز می رسد که "این میزان با احتساب میعانات گازی، به 75/11 میلیون بشکه در روز می رسد." اگرچه این میزان، هنوز امریکا را از واردات نفت بی نیاز نمی کند، اما در هر حال کاهش وابستگی به واردات نفت از یکسو، و "ذخیره سازی نفتی تجاری نزدیک به 400 میلیون بشکه (علاوه بر ذخیره استراتژیک نفتی 691 میلیون بشکه ای)" از سوی دیگر، امکان تاثیرگذاری بر بازار جهانی نفت را به این کشور داده است.بطوریکه، اکنون تولید نفت امریکا نیز همچون دیگر تولیدکننده بزرگ غیر اوپک، یعنی روسیه، از عوامل موثر در کاهش سهم جهانی اوپک محسوب می شود. در حال حاضر "سهم اوپک در تولید جهانی نفت از حدود 50 درصد در دهه 1970، به حدود 30 درصد در شرایط حاضر رسیده است." اما دلیل دیگری که راهبرد امریکا برای تاثیرگذاری بیشتر بر بازار نفت درعین کاهش واردات آن را نشان میدهد، افزایش چشمگیر مجوزهای سرمایه گذاری برای افزایش تولید نفت شیل و لغو ممنوعیت 40 ساله صادرات نفت امریکا در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما و حاکمیت دمکرات هاست. زیرا بطور سنتی، جمهوری خواهان حامی استخراج بیشتر نفت در امریکا بوده اند و برای اولین بار، این جرج دبلیوبوش بود که در اواخر سال 2005 اجازه استخراج جدید نفت شیل را به مقامات کلرادو واگذار کرد.اما این تنها عامل سقوط قیمت نفت نبود /چراکه رویکردهای عربستان سعودی در سقوط بازار جهانی نفت در سال 2014، بویژه مخالفت این کشور با توافق وزیران نفت اوپک برای کاهش سقف تولید این سازمان در اجلاس 27نوامبر در وین ، متغیر جدیدی را در تصمیم گیری برای عرضه کنندگان در بازار نفت وارد کرد .البته این امر بی سابقه ای نیست ؛ زیرا سالهاست که نزد ناظران و تحلیل گران نفتی، حفظ سهم بیشتر در عرضه نفت به بازار و مخالفت با قیمت های بالا از طریق کنترل تولید، سیاست ثابت ریاض شناخته می شود.  اما با نگاهی دقیق تر می توان گفت در جریان سقوط اخیر بهای نفت، رویکردهای جدید و متفاوتی از سوی عربستان سعودی در مقایسه با سال های گذشته قابل تشخیص است. از جمله این رویکردها مقایسه تصمیم دوره اخیر با نوع تصمیم های عربستان در گذشته است. پیش از این عربستان تا حدودی به حفظ ثبات بازار نفت در چارچوب سیاست های اوپک پایبندی نشان میداد و اگر هم با نظر اکثریت اعضای این سازمان در خصوص ارزش گذاری واقعی و قیمت منطقی و عادلانه برای نفت مخالفت داشت، حداقل در مسیر تضعیف و تخریب هرچه بیشتر بازار گام برنمی داشت. اما اکنون در چرخشی آشکار سعودی ها علیرغم کاهش 50 درصد قیمت نفت و خطر تداوم این سقوط، آشکارا به تخفیف مکرر قیمت و "ارزان فروشی نفت" روی آورده اند، کــه امری بی سابقه است. مقامات سعودی حتی این ملاحظه را نداشته اند که از موضع گیری و سخنی کــه موجب سقوط هرچه بیشتر قیمت نفت شود، خودداری نمایند. بلکه برعکس، اظهارات وزیر نفت عربستان هنگامی که می گوید: "قیمت نفت 20 دلار هم شود تولید را کم نمی کنیم و بهای نفت هرگز به سطح 100 دلار باز نخواهد گشت" از تعمد این کشور در پایین آوردن بهای نفت حکایت داشته است.اما دلیل این تعمد چیست؟ چرا عربستان سعودی علیرغم ده ها میلیارد دلار خسارتی که (حدود 150 میلیارد دلار تا مارس 2015) از سقوط قیمت نفت متحمل شده، به تشدید این سقوط تمایل نشان داده و چوب حراج به نفت اوپک زده است ؟سیاست گریز از تصمیم گیری ؛ دستکم برای تولید کنندگان نفت در اوپک و غیر اوپک تا اینجای کار بسیار پر هزینه و همراه با ریسک های بزرگ بوده است .به گزارش شبکه تلویزیونی پرس تی وی ، با ادامه سقوط بهای جهانی نفت، شاخص های بورس در بیشتر کشورهای عرب خلیج فارس در ماه منتهی به پایان سال 2014 سیری نزولی داشت. ماه دسامبر بازار مالی دبی بیشترین سطح سقوط را در پنج سال گذشته تجربه کرد . از زمانی که اوپک تصمیم گرفت میزان تولید نفت خود را تغییر ندهد، شاخص بورس دبی تا کنون سی و یک و نیم درصد سقوط کرده است.شاخص بازارهای مالی کوچکتر در قطر و عمان و کویت و بحرین نیز بین پنج تا هفده درصد سقوط کرد .اکنون آیا باید باور کرد واقعاً همانگونه که بسیاری از رسانه های غربی و یا محافل نزدیک به عربستان ادعا می‌کنند، ریاض وارد یک جنگ نفتی با واشنگتن شده است و می خواهد تولیدکنندگان نفت در امریکا را ورشکسته سازد؟ و یا شاید برخلاف این ادعا، عربستان مجری یک دسیسه مشترک با امریکاست که هدف آن، فشار بیشتر از فشار تحریم ها بر ایران در مساله هسته ای و سوریه و فشار بر روسیه درمورد اوکراین و سوریه بوده است؟اما در این میان فرضیه ی دیگری هم از جنس حربه اقتصادی و یا جنگ نفت هم وجود دارد که به تلاش برخی کشور‌ها برای ضربه زدن به صادر کنندگان فعلی مربوط می شود . این فرضیه بعنوان ، یکی دیگر از گمانه ها مطرح است. برخی رسانه ها در این زمینه به تحلیلی اشاره دارند که حاکی از قصد امریکا برای ورود به «جنگ نفتی» علیه ایران است . به گفته همین محافل عربستان اکنون مدتی است علیه ایران چنین جنگی را به راه انداخته و امریکا هم پشت سرعربستان وارد این مدار شده است .مطرح شدن این سناریو در شرایط کنونی و در حالی که اکثر کار‌شناسان حوزه نفت و انرژی ضمن اشاره به وجود عرضه بیش از حد نفت در بازار، بر ضرورت کاهش میزان صادرات از سوی کشورهای صادرکننده تأکید می‌کنند، می‌تواند نشانه‌ای در تأیید این موضوع باشد که آمریکا عملاً در تلاش است یک «جنگ نفتی» تمام عیار ‌علیه ایران ـ و البته برخی دیگر از کشور‌ها همچون روسیه ـ ترتیب دهد.در این سناریو نقش عربستان قابل توجه است. زیرا عربستان بعنوان بزرگترین کشور عضو اوپک و ثروتمند‌ترین کشور تولید کننده نفت با حدود هفتصد میلیارد دلار ذخایر ارزی بیش از دیگر کشورهای تولید کننده نفت انعطاف پذیری مالی دارد. تحلیلگران معتقدند آمریکا نیز با اینکه از تولیدکنندگان مهم نفت شیل محسوب می شود از کاهش قیمت نفت سود می برد. کاهش قیمت بنزین برای این کشور که بزرگترین مصرف کننده نفتی جهان است به معنای افزایش مصرف و در نتیجه افزایش رشد اقتصادی است. قیمت بنزین در حال حاضر در آمریکا در پنج سال گذشته به پائین ترین حد خود رسیده است.از طرفی نبایداز نظر دور داشت که اوپک با تولید نفت شیل آمریکا و رقابتی در جهت ارزان تر شدن نفت روبروست . ‌ناظران سیاسی معتقدند به احتمال زیاد باقی ماندن بهای نفت در سطح کنونی منجر به تشدید بسیاری از درگیریهای ژئوپلتیک در سال آینده خواهد شد و به خاطر این کاهش بسیاری از تولید کنندگان متحمل زیان خواهند شد. به عقیده کارشناسان ، کاهش بهای نفت ممکن است به تجدید نظر تولید کنندگان در سرمایه گذاری هایشان در تولید نفت شیل شود. بنا به گفته کارشناسان کامرزبانک ، کاهش بهای نفت به طرز تعیین کننده ای در سود بسیاری از تولید کنندگان آمریکا تاثیر خواهد گذاشت. از اینرو در این فرآیند سوال برانگیز هنوز چند فرضیه ی دیگراز جنس حربه اقتصادی و یا جنگ نفت در بعد سیاسی وجود دارد که به تلاش برخی کشور‌ها برای ضربه زدن به صادرکنندگان فعلی مربوط می شود. فرضیه ها بعنوان بخشی دیگر از گمانه های مطرح در سقوط بازارهای نفت در قسمت سوم این مقاله مورد کنکاش قرار خواهند گرفت.

مرداد ۰۱, ۱۳۹۷ ۱۴:۵۱ Asia/Tehran