• سردار محمد داود خان نخست وزیر افغانستان (1953 الی 1963میلادی)

در قسمت دهم از برنامه دموکراسی تحمیلی در افغانستان، دهه دمکراسی در افغانستان را بررسی خواهیم کرد.

همان گونه که در برنامه قبل گفته شد محمد نادرشاه   با هدف تثبیت قدرت خود در سال 1931میلادی، 1310شمسی، قانون اساسی جدیدی را جایگزین قانون اساسی دوره امان ­اله خان در افغانستان کرد که در 16 بخش و 110 ماده تقسیم شده بود. بسیاری از مواد آن از قانون اساسی 1923میلادی، 1302شمسی دوره امان ­اله خان گرفته شده ولی تغییرات مهمی در آن مد نظر قرار گرفته بود. مهم­ ترین تفاوت این دو قانون اساسی این بود که هیأت دولت را در مقابل مجلس، مسئول اعلام می­ کرد.این در حالی بود که در قانون قبلی، وزرا در مقابل شاه مسئول به حساب می ­آمدند. حقوقی که زنان در دوره امان ­اله خان به دست آوردند در قانون جدید محمد نادرشاه مسکوت گذاشته شده بود. با قتل محمد نادرشاه در سال 1933م که در یک اقدام انتقام­ گیرانه صورت گرفت، پسر جوان او محمد ظاهرخان به قدرت رسید ولی به دلیل آنکه عمویش هاشم خان نخست وزیر بود، قدرت واقعی در دست هاشم خان متمرکز شد.

هاشم خان شخصیتی بسیار خشن و سخت­گیر داشت و در مدت 17 سالی که از 1929 تا 1946میلادی که نخست وزیر بود، با قدرت مطلقه حتی شدیدتر از دوران سلطنت برادرش محمد نادرشاه، حکومت کرد. در دوران هاشم خان، همان موادی که در ظاهر می­ توانست نشان از قانون و مشروطه داشته باشد، به طور کلی نادیده گرفته شدند. عبدالواسع غفاری کارشناس و نویسنده افغانستانی در این باره می گوید " درعمل هاشم خان اراده ای برای اجرای قانون اساسی نداشت اما، برعکس روحیه انتقام و ایجاد نفاق را در بین ملت افغانستان، جهت بقای نظام داشت، چنانچه بر اثر ظلم و استبداد وی نه تنها اتباع عادی جامعه متضرر گردیدند، بلکه  در خانواده سلطنتی نیز اختلافات بوجود آمد. "

با برکناری هاشم خان در سال 1946 میلادی از نخست وزیری، "شاه محمودخان" برادر دیگر وی نخست وزیر شد. محمودخان در نقطه مقابل هاشم خان بود و شخصیتی متوازن داشت. به همین دلیل وقتی در سال 1946میلادی، 1325شمسی به مقام نخست وزیری رسید شعار دموکراسی و انتخابات آزاد را سر داد و آزادی مطبوعات و فعالیت سیاسی را به رسمیت شناخت. میر محمد صدیق فرهنگ، کارشناس مسایل سیاسی و تاریخ نگار در افغانستان می گوید:  صدر اعظم هاشم خان حاضر به استعفا نبود، اما استعفا بر او تحمیل شد، طوریکه نظامیان با محاصره اطراف ساختمان نخست وزیری نامۀ شاه را در نیمۀ شب به او دادند. در واقع هاشم خان مجبور شد تا برادرش شاه محمود خان را به عنوان جانشین خود و نخست وزیر جدید افغانستان بپذیرد. 

در دوره نخست وزیری شاه محمودخان و در سال 1949میلادی، 1328شمسی اصلاحاتی در قانون انتخابات صورت  گرفت که در سایه آن دو شخصیت آزادی خواه یعنی دکتر عبدالرحمن محمودی و میرغلام محمد غبار از کابل و گل پاچا الفت (Gul Pacha Ulfat)، صلاح الدین سلجوقی و عبدالحی حبیبی از اندیشمندان سرشناس از ولایات به مجلس راه یافتند که این خود تحولی بزرگ با توجه به شرایط آن روز افغانستان بود. وقتی مجلس شورا تشکیل شد، حدود 30 نفر آزادی خواه و مشروطه­ طلب وارد این مجلس شورا شده بودند. در سایه تلاش همین نمایندگان آزادی خواه بود که در سال 1950میلادی، 1329شمسی قانون مطبوعات تصویب شد و مطبوعات مستقل شروع به کار کردند که در روشنگری جامعه نقش مهمی ایفا کردند.                                     

همچنین در دوره نخست وزیری شاه محمودخان (1946 تا 1953 میلادی) مطبوعات شکل­ گرفته نظیر ندای خلق، وطن  و آئینه به صورت ارگان­ های تشکیلاتی درآمدند که هر کدام از جریان­ های سیاسی، دیدگاه­ های خود را از این طریق انعکاس می ­دادند. بنابراین تفکیک کاملی بین مطبوعات غیردولتی شکل گرفته با تشکل­ های سیاسی یا صنفی وجود نداشت. محمد صدیق فرهنگ تاریخ نگار افغانستان، از سه تشکل مهم که خود شاهد آن بوده، سخن گفته و تأکید کرده است: که فلسفه سیاسی این هر سه تشکل، تقویت بنیان دموکراسی بر مبنای پادشاهی مشروطه بوده است. این سه تشکل عبارت بودند از ویش زلمیان(WHEESH ZALMEYAN) یا (جوانان بیدار) متعلق به نور محمد ترکی، ندای خلق به مدیریت دکتر محمودی و تشکل وطن، وابسته به میرغلام محمد غبار، سرور جویا و محمد صدیق فرهنگ.در کنار این سه جریان که هدف اصلی آن‌ها تحکیم دمکراسی و مشروطیت سلطنتی بود، یک تشکل دیگر در سال1951میلادی، تحت عنوان اتحادیه آزادی پشتونستان شکل گرفت که اهداف متفاوتی داشت ولی در عمل برای قدرت گرفتن سردار محمد داودخان تلاش می­ کرد.

شاه محمود خان همچنین خواستار خودمختاری پشتون های پاکستان شد که در نتیجه مناسبات افغانستان با پاکستان تیره شد و در برخوردهای مرزی که میان دو کشور صورت گرفت، پاکستان مناطق مرزی افغانستان را بمباران کرد. دموکراسی محدود مطبوعاتی که در زمان نخست وزیری شاه محمود خان اعلام گردید، زمینه را برای رشد گروه های سیاسی چپ و کمونیست مساعد ساخت. با به قدرت رسیدن سردار محمد داودخان در سال 1953 میلادی یک دوره دیکتاتوری جدید بر فضای افغانستان حاکم شد. سردار داودخان در سال 1953 میلادی به عنوان نخست وزیر تعیین شد و آزادی­ هائی را که در قانون اساسی محمد نادرشاه وجود داشت و تا حدی به وسیله شاه محمودخان عملی شده بود، لغو کرد. این وضعیت تا برکناری سردار داودخان از مقام نخست وزیری در سال 1963 میلادی و شروع دوره موسوم به دهه دموکراسی ادامه یافت. داودخان، ناسیونالیستی چپ­گرا بود و در دوره زمامداری وی، مسأله پشتونستان، اصلاحات در زمینه های اقتصادی به صورت دستوری مورد توجه قرار گرفت که در هر دو زمینه با شکست روبه ­رو شد.

در واقع در دوره نخست وزیری شاه محمود خان، نوعی دموکراسی در افغانستان  موضوعیت پیدا می­ کند و نیروهای آزادی خواه و مشروطیت ­طلب، شروع به طرح دیدگاه­ های خود می‌نمایند، اما این روند پایدار نیست و با کناره ­گیری شاه محمودخان و قدرت گرفتن سردار محمد داودخان در سال 1953م شرایط جدیدی شکل می ­گیرد و مجدداً نظام سلطنت به سمت دیکتاتوری تمایل پیدا می­ کند.شعار سردار محمد داودخان، نخست رشد اقتصادی و بعد دموکراسی بود و به همین دلیل او در مقابل گروهی از روشنفکران و اصلاح­ طلبان قرار ­گرفت. روشنفکران و اصلاح­ طلبان، دموکراسی را به شکل پادشاهی مشروطه می­ پذیرفتند. عبدالحمید مبارز رئیس اتحادیه روزنامه نگاران و تحلیل گر مسایل سیاسی افغانستان بعد از رهائی از زندان حکومت محمد داود خان چنین گفته است: من بعد از آنکه از زندان رها شدم، فرصتی پیدا شد و سردار محمد داود خان مرا احضار کرد، ضمن صحبت برایم به این شکل گفت که برادر، شما در هر نقطه افغانستان که بروید کسی سخن شما را قبول نمی کند و اگر یک ملا برود، حرف او را قبول می کنند، بنا را شما اول بگذارید که کشور توسعه اقتصادی بیاید، یک روشنی در مملکت بیاید، بعد از آن برنامه هایتان را اجرا کنید.

با برکناری سردار محمد داود خان از نخست وزیری در سال 1963میلادی و با خانه ­نشینی ده ساله‌ وی ، یک دوره جدید از دموکراسی ­خواهی در افغانستان از سال 1963 تا 1973 م  فعال می­ شود. علت آن است که برای اولین بار در این مقطع که همزمان با دوره ده ساله دوم سلطنت محمد ظاهرشاه است ، یک شخصیت خارج از خاندان سلطنت فرصت پیدا می­ کند به مقام نخست وزیری دست یابد. دکتر محمد یوسف تحصیل­ کرده آلمان و یک تکنوکرات آزادی خواه در سال 1963 میلادی به نخست وزیری می­ رسد. از اینرو از دوره ده ساله دوم سلطنت محمد ظاهرشاه (از سال 1963 الی 1973 میلادی) به نام دهه دموکراسی  در تاریخ یاد می شود . 

در دهه دموکراسی (1963 الی 1973 میلادی) که بر مبنای قانون اساسی1343 شمسی شکل گرفت، چند نخست وزیر از متن جامعه و خارج از خاندان فئودالی سلطنت برخاستند وآزادی مطبوعات، عقیده و فعالیت­ های سیاسی تا حد زیادی تضمین شد. دکتر محمد یوسف(۱۹۶۳ تا ۱۹۶۵میلادی )، محمدهاشم میوندوال(1965 الی 1967) (Mohammad Hashim Maiwandwal)، نور احمد اعتمادی(1967 تا1971 میلادی )، دکتر عبدالظاهر ابراهیم‌ خیل (1971 الی 1972 میلادی ) و موسی شفیق( 1972 تا 1973 میلادی )  شخصیت­ های مهمی بودند که به ترتیب در دهه دموکراسی به مقام نخست وزیری رسیدند و هر کدام در حد توان خود در جهت تحکیم مبانی دموکراسی تلاش کردند. با این حال واقعیت آن است که بسترهای اجتماعی لازم برای ادامه روند دموکراسی در افغانستان فراهم نشده بود. حیات الله یوسفی کارشناس مسایل سیاسی در افغانستان  باور سطحی، غلبه تفکر و گرایش های قومی  قبیله ای و سنّتی بودن بافت کلی جامعه افغانستان را عوامل شکست دموکراسی خواهی در این کشورمی داند.

دهه دموکراسی در افغانستان سرانجام با کودتای سردار محمد داود خان به پایان رسید . سردار محمد داود خان پس از ده سال خانه نشینی ، در کودتایی بدون خونریزی در سال ۱۹۷۳ میلادی نظام پادشاهی در افغانستان را که در آن زمان توسط پسر عمویش محمد ظاهرشاه اداره می شد، سرنگون ساخت . وی جمهوری افغانستان را تاسیس و خود را به عنوان رئیس جمهوری افغانستان معرفی کرد. داودخان سمت رییس‌جمهوری را تا روز ترورش  که به عنوان "انقلاب ثور"  شناخته می‌شود، بر عهده داشت. حزب دموکراتیک خلق افغانستان پس از کشمکش‌های طولانی او را همراه با تمام اعضای خانواده‌اش در سال 1978 م در ارگ ریاست جمهوری ترور کرده و اجساد آن‌ها را در مکانی ناشناس به صورت دسته‌جمعی دفن کردند. سی سال بعد (در سال 2008م )  با شناسایی بقایای اجسادشان در شرق کابل، دولت پیکر آن‌ها را در مراسمی رسمی در تپه‌ای در غرب کابل به خاک سپرد.

تیر ۲۰, ۱۳۹۸ ۰۷:۲۸ Asia/Tehran