سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش(2) جریان های فکری حاکم بر بنگلادش پس از استقلال
-
نفوذ وهابیت در بنگلادش با ترفند احداث مسجد و دادن هدایای قرآنی
در قسمت دوم از برنامه سکولاریسم و وهابیت در بنگلادش، جریان های فکری حاکم بر بنگلادش پس از استقلال را بررسی خواهیم کرد.
از لحاظ تاریخی چالش ایدئولوژیک قدرت در بنگلادش، ریشه های عمیقی در تحولات شبه قاره هند دارد که به زمان مبارزات استقلال طلبانه علیه استعمار انگلیس باز می گردد. در آن مقطعِ زمانی مسلمانان در شبه قاره هند و به تبع آن ها، مسلمانان بنگال، عمدتاً در سه جریان اصلی مسلمانان هوادار مبارزه با استعمار انگلیس و طرفدار همکاری با هندوها، مسلمانان هوادار عدم رویارویی با انگلیس و طرفدار حفظ وضع موجود و مسلمانان هوادار جدایی مسلمانان از هندوها تمرکز یافتند.
مسلمانان هندوستان عمدتاً در حزب مسلم لیگ و در زمره هواداران جدایی از هندوها و تأسیس کشور پاکستان قرار گرفتند، ولی بخشی از آن ها عضو حزب کنگره که هندوها را نمایندگی می کرد، باقی ماندند و مخالف جدایی بودند. مولانا ابوالکلام آزاد (۱۱ نوامبر ۱۸۸۸ - ۲۲ فوریه ۱۹۵۸میلادی) این تفکر را نمایندگی می کرد. پس از کسب استقلال در سال 1947 میلادی و تأسیس پاکستان با دو بخش پاکستان غربی، به مرکزیت کراچی و پاکستان شرقی، به مرکزیت داکا، چالش قدرت در پاکستان حول محور سه جریان بود. این سه جریان شامل حزب مسلم لیگ حاکم با رویکرد اسلامی میانه رو، حزب عوامی لیگ با رویکرد شبه سوسیالیستی- سکولار و جماعت اسلامی با رویکرد اسلام گرای سنتی بود. در تداوم چالش ایدئولوژیک قدرت در پاکستان، حزب چهارم به نام حزب مردم پاکستان، به وسیله ذوالفقار علی بوتو در سال 1967میلادی سازماندهی شد که گرایش سوسیالیستی داشت. در این دوره است که چالش قدرت بین دو بخش شرقی و غربی پاکستان، در قالب چند جریان مذهبی، سیاسی و حزبی تشدید شد. بازیگران حزبی در این دوره عبارت بودند از حزب مسلم لیگ، حزب عوامی لیگ، جماعت اسلامی و جمعیت علمای اسلام. رقابت این احزاب با گرایش سیاسی و مذهبی بر سر کسب قدرت با ورود حزب پنجم ( متشکل از ژنرال های ارتش) تشدید شد.
پس از استقلال پاکستان در سال 1947 میلادی قدرت بین احزاب با گرایش سیاسی و مذهبی و نظامیان دست به دست شد و چرخه ای نا آرام از قدرت به وجود آورد که سرانجام در سال 1971 میلادی باعث شورش در پاکستان شرقی به رهبری حزب عوامی لیگ شد. این رویداد به تأسیس کشور بنگلادش منتهی گردید اما چالش ایدئولوژیک قدرت در کشور جدید التأسیس بنگلادش در قالب های جدیدی تداوم یافت. امروزه چالش مذکور در بنگلادش در قالب سه جریان ایدئولوژیک حزب عوامی لیگ سکولار بنگلادش، حزب ملی گرای بنگلادش و حزب جماعت اسلامی بنگلادش خود را به نمایش گذاشته است. بنگلادش در حوزه قدرت از الگوی پاکستان پیروی کرده است. چرا که در بنگلادش نیز در پی تشدید چالش ایدئولوژیک قدرت بین بازیگران حزبی، سیاسی و مذهبی، ارتش به عنوان نیروی چهارم از طریق کودتا وارد معادله نا آرام قدرت در این کشور شد. نظامیان بنگلادش در مقایسه با سیاسیون تجربه موفق تری در تثبیت قدرت نداشتند و به بازگشت احزاب به قدرت تن دادند ولی چالش قدرت پایان نیافت. این چالش قدرت در قالب سه تفکر سکولار به رهبری حزب عوامی لیگ خانم شیخ حسینه واجد، تفکر ملی گرا به رهبری حزب ناسیونالیست بنگلادش خانم خالده ضیاء و تفکر اسلامگرا به رهبری حزب جماعت اسلامی، مولانا مطیع الرحمن به حیات خود ادامه داد.
تحولات جهانی و منطقه ای پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 میلادی و حملات مشکوک القاعده در داخل آمریکا، سبب شد در بنگلادش جریان های افراطی فکری، در دو قالب افراطی گری وهابی و سکولاریسم افراطی رو در روی هم قرار گیرند. در حال حاضر بنگلادش به صحنه چالش و زورآزمایی این دو جریان تبدیل شده است. بنابراین می توان گفت دو جریان افراطی سکولاریسم اسلام ستیز مورد حمایت حزب حاکم عوامی لیگ و جریان افراطی وهابیت تکفیری مورد حمایت عربستان سعودی در قالب داعش و القاعده در رقابت بر سر قدرت، در بنگلادش وارد چالش ایدئولوژیک شده اند. ناریا کیف دیپلمات ارشد و مشاور سابق وزیر امور خارجه قزاقستان تلاش ها برای استفاده ابزاری از دین برای پیشبرد اهداف شوم برخی جریان های فکری و ارتباط آنها با گروه های تروریستی بین المللی همچون حزب التحریر را عامل توسعه افراط گرایی و تروریسم در مناطق مختلف از جمله کشورهای فقیری مانند بنگلادش می داند.
جریان وهابیت تکفیری در بنگلادش به دنبال احیای خلافت اسلامی است که در نظر آن ها تنها راه برای کسب قدرت مشروع، حذف قهرآمیز همه مخالفان با روش تکفیر است. جریان افراطی سکولار نیز به سوی اسلام ستیزی گرایش یافته و به تقدس زدایی و توهین به مقدسات اسلامی روی آورده است. بدین گونه است که بنگلادش امروز به مرحله خطرناک تری از جنگ ایدئولوژیک قدرت وارد شده است. موضوعی که زمینه ساز دخالت های منطقه ای و بین المللی در چهارمین کشور پرجمعیت دنیای اسلام شده و آینده ثبات سیاسی و اجتماعی این کشور را با ابهامات جدی مواجه کرده است. در واقع بنگلادش به عنوان یکی از پرجمعیت ترین کشورهای اسلامی با خطر تقویت نفوذ جریان وهابیت تکفیری روبروشده است و این در شرایطی است که جامعه بنگلادش به لحاظ سنت ها و ارزش های دینی و فرهنگی جامعه ای مدارا طلب، صلح جو و طرفدار زندگی مسالمت آمیز با همه پیروان ادیان و مذاهب است. بنیاد اسلامی بنگلادش که مسئولیت نظارت بر مساجد این کشور را بر عهده دارد اعلام کرده است که برای مقابله با افراط گرایی و جلوگیری از طرح هر گونه اظهاراتی در این خصوص، خطبه های نماز جمعه از سوی دولت تنظیم و به بیش از یکصد هزار مسجد ارسال می شود.
اساسا ورود اسلام به شبه قاره هند و بنگلادش از طریق تجار عرب که در میان آنها از اصحاب پیامبر اسلام (ص) هم وجود داشته اند از خلیج بنگال بوده است. گرویدن مردم این منطقه به اسلام در روندی تدریجی و بصورت داوطلبانه بوده است. بنابر این فهم این موضوع که چگونه جریان های تروریستی، تکفیری می توانند در جامعه ای با سنت های قوی فرهنگی طرفدار مُدارای مذهبی نفوذ کنند، موضوع قابل تاملی است. نظرغالب در این خصوص آن است که بنگلادش در سال های اخیر با نوعی از جنگ ایدیولوژیک قدرت روبرو شده و همین امر زمینه های مساعد برای نفوذ جریان های وهابی و تکفیری بوجود آورده است. بنگلادش در حال حاضر بصورت خطرناکی وارد چالش فکری بین سه جریان ناسیونالیسم بنگالی حول محور حزب ملی به رهبری خانم خالده ضیا، سکولاریسم شبه سوسیالیستی حول محور حزب حاکم عوامی لیگ به رهبری خانم شیخ حسینه واجد و افراطی گرایی وهابی متمایل به احیای خلافت اسلامی حزب جماعت اسلامی، سازمان القاعده و داعش شده است.
با این حال نفوذ تدریجی وهابیت تکفیری در بنگلادش تنها در ارتباط با چالش درونی قدرت قابل توضیح نیست وعوامل خارجی را نمی توان نادیده گرفت. در این خصوص برنامه ریزی عربستان سعودی با بهره گیری از دلارهای نفتی و فقر گسترده در بنگلادش حایز اهمیت است. جمعیت بیش از ۱۶۰ میلیون نفری بنگلادش که حدود ۸۸ در صد آن را اهل سنت تشکیل می دهند با فقر وسیع و عدم توسعه یافتگی، زمینه مساعدی برای نفوذ عربستان سعودی ایجاد کرده است. گذشته از این، سابقه خلافت گرایی در اهل سنت که در مکتب دیوبندی شبه قاره هندی فورموله شده است، در بنگلادش از طرف جماعت اسلامی ترویج می شود. پیوستن بخشی از جماعت اسلامی به القاعده و حضور بخش رادیکال تر این حزب در جمع بنیانگذاران القاعده و اعلام وفاداری برخی از گروه های بنگالی به داعش زمینه نفوذ این جریان تروریستی، تکفیری را در بنگلادش تسهیل می کند. در عین حال، باعث واکنش سایر جریان های فکری در قالب اسلام ستیزی می شود و امنیت کل جامعه بنگلادش را با خطر روبرو خواهد کرد.
القاعده و داعش در بخش خلافت شرقی خود توجه خاصی به بنگلادش دارند و داعش با جذب تعدادی از گروه های افراطی بنگلادش، "امارت اسلامی بنگلادش" را به عنوان بخشی از خلافت شرقی خود اعلام کرده است. شمیم افضل رئیس بخش امور اسلامی دولت بنگلادش در سال 2017 میلادی اعلام کرد: داکا برای مقابله با افراط گرایی در این کشور احداث مساجد نمونه را آغاز کرده که پذیرای بانوان مسلمان نیز خواهند بود. با این حال نکته نگران کننده این اقدام دولت داکا پرداخت بخش مهمی از هزینه های ساخت این مساجد از سوی رژیم آل سعود است که می تواند زمینه نفوذ بیشتر وهابیت در بنگلادش شود.
بدون تردید مقطع زمانی سال2001 میلادی و حمله مشکوک القاعده به برج های دو قلوی تجارت جهانی در نیویورک را می توان زمان آغاز تشدید و رشد جریان های افراطی و تروریستی و ضد غرب از یک طرف وجریان افراطی سکولار و اسلام ستیز از طرف دیگر در بنگلادش در نظر گرفت. از پی آمدهای مهم این حرکت القاعده تهاجم نظامی آمریکا و ناتو و اشغال افغانستان و عراق و بروز هرج و مرج در این دو کشور بود که در نهایت شرایط را برای ظهور داعش و خلافت ادعایی اش هموار کرد. تاسیس خلافت ادعایی در عراق و سوریه و متعاقب آن چاپ نقشه محدوده جغرافیایی خلافت و قرار دادن بنگلادش در بخش شرقی باصطلاح خلافت خراسان بزرگ، موجب فعال شدن جریان های افراطی وهابی در پاسخ به جریان افراطی سکولار مورد حمایت حاکمیت در این کشور شد.
از آنجا که دولت سکولار بنگلادش جریان میانه رو جماعت اسلامی را به بهانه حمایت از پاکستان در جنگ استقلال، سرکوب و رهبران آن را دستگیر، محاکمه و برخی را اعدام کرد، فضا برای رشد جریان های افراطی تحت تاثیر تفکر وهابیت تکفیری در این کشور مساعد شده است. این گروه های افراطی در بنگلادش خود را در موقعیت یکسانی با داعش یافتند و در صدد مقابله نظامی و ترورهای هدفمند شخصیت های برجسته ضد اسلام در این کشور بر آمدند. جریانی که تحت تاثیر تحولات غرب و جنوب آسیا قرار دارد و تداوم آن در آینده ای نزدیک دور از ذهن نیست.