داعش در افغانستان (1) مبانی فکری و چگونگی شکل گیری داعش
-
پیوند عمیق وهابیت و داعش
مجموعه برنامه " داعش در افغانستان " به تعداد 26 قسمت از پژوهش «بررسی پدیده داعش در افغانستان و پاکستان» در واحد پژوهش های کاربردی استخراج و تنظیم شده است.
افغانستان بدلیل شرایط خاص جغرافیایی منجمله وجود مناطق قبایلی خارج از کنترل دولت حاکم و نزدیکی ذهنیت عمومی با تفکرات جریان های تندرو جهادی، تکفیری و افراطی وهابی، مانند طالبان و القاعده از جاذبه خاصی برای گروه تروریستی تکفیری داعش برخور دار است. بروز و تداوم جنگ های نیابتی طی سه دهه گذشته در افغانستان بسیاری از جریان های تروریستی تکفیری را بصورت ابزار راهبردی برای سازمان های جاسوسی با محوریت عربستان سعودی ، آمریکا و رژیم صهیونیستی در آورده است، که گروه تروریستی تکفیری داعش از زمره آنها است.
علیرغم اینکه گروه تروریستی تکفیری داعش، مرکز خلافت به اصطلاح، اسلامی مد نظر خود را سرزمین های عراق و شام قرار داده بود، اما در پی نابودی خلافتش در این مناطق، با هدایت آمریکا ، بازماندگان این گروه تروریستی سعی نمودند نسبت به جایگزینی این خلافت ادعایی خود در مناطقی از، افغانستان، پاکستان، هند و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا اقدام نمایند. گروه تروریستی تکفیری داعش در ویدیویی که در تاریخ ١٣ ژانویه سال 2015 میلادی منتشر نمود، رسماً تشکیل شاخه خراسان خود را در افغانستان و پاکستان اعلام کرد. در این ویدیو، شهیدالله شهید، سخنگوی سابق طالبان پاکستان با نام بردن برخی از فرماندهان داعش، آنها را مسئول بخش هایی از افغانستان اعلام کرد.
گروه داعش دارای تفکر تکفیری است که اهداف خود را با الهام از اندیشه وهابیت، از طریق خشونت افراطی پی می گیرد. در تفکر داعش هر تفکر دیگری مغایر با برداشت داعش از اسلام وهابی، مصداق ارتداد وکفر ارزیابی می شود. آلستارکروک (Alstar Crooke) از ماموران سابق سرویس امنیت خارجی انگلیس (ام آی 6) در این باره می گوید: داعش عمیقا یک گروه وهابی است و لزوما یک جنبش نشات گرفته از وهابیت عربستان سعودی است که بسیار افراطی تر از اندیشه اولیه وهابیت است. وهابیت ، نقش مهمی در شکل گیری و گسترش جریان های تروریستی تکفیری در دهه های اخیر داشته است که نظریه پرداز اصلی آن یک مهره سرسپرده به استعمار انگلیس به نام محمد بن عبدالوهاب است. او با ادعای احیای توحید و سلفی گری، عقاید تکفیری ابن تیمیه را ترویج می کرد.
ابن تیمیه به مخالفت با برخی عقاید مسلمانان شیعه و سنی برخاست. ابن تیمیه در فقه تابع مذهب حنبلی است ولی با تاکید براینکه یهودیان اصلا اهل دروغ و تحریف نیستند به آنها اعتبار بخشید و برای تایید ادعای خود به عدم انکار آنان از سوی رسول الله (ص) پرداخت و وهابیت نیز با تمسک به چنین اندیشه های مغالطه آمیز، صهیونیسم را تایید می کند. استیون کول (Steven Cole ) نویسنده و خبرنگار آمریکایی می گوید: عبدالوهاب مسلمانان را که به مکه می آمدند تحقیر می کرد و به جای آیین اسلامی مد نظر پیامبر اسلام، منش اعراب بدوی و قبیله ای را می پسندید.
در سال 1795 میلادی، وهابی ها به فرماندهی سعود بن عبد العزیز ابتدا کربلا را محاصره کرده، سپس وارد شهر شدند و عده زیادی از مردم شهر و زائران حرم امام حسین (ع) پیشوای سوم شیعیان را به طرز وحشتناکی به قتل رساندند. آنها اموال مردم را غارت و گنبد و ضریح حرم امام حسین(ع) را تخریب کردند. وهابی ها با اتکاء به شیوه جنگ و خونریزی و غارت، طائف، مکه، جده، مدینه و سایر نواحی و شهرهای اصلی سرزمین حجاز را نیز به تصرف خود درآوردند. اینکه رژیم آل سعود چگونه تشکیل شد؟ و نام سرزمین حجاز به نام یک قوم یعنی سعودی تغییر کرد و پیوند میان آنان و وهابیت چگونه شکل گرفت؟ دسیسه انگلیس بود تا ضمن اختلاف در میان مسلمانان، سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن را، اعمال نماید.
سِر پرسی کوکس (Percy Cox) جاسوس مشهور و نماینده تام الإختیار بریتانیا در خلیج فارس در سالهای 1904 تا تا ۱۹۱۹ در تاسیس رژیم عربستان سعودی نقش اصلی را ایفا کرد. وی نقش ویژه ای در آموزش و تربیت ملک عبدالعزیز داشته است و تقسیم بندی سیاسی عربستان سعودی را هم بر عهده داشته است. عبد العزیز بن عبد الرحمن آل سعود به عنوان حاکم وقت حجاز و سِر پرسی کوکس به عنوان نماینده مخصوص و تام الإختیار بریتانیا در خلیج فارس در ۱۸ صفر سال ۱۳۳۴ هجری، مطابق ۲۶ دسامبر ۱۹۱۵میلادی پیمانی هفت مادهای را امضا کردند که بر اساس آن بریتانیا، کشور عربستان سعودی را به رسمیت شناخت و متعهد گردید که همواره و در تمام جنگها از آل سعود پشیبانی نماید.از آن زمان تاکنون رژیم سعودی موسس یا حامی گروههای تروریستی تکفیری در منطقه از جمله در افغانستان و پاکستان محسوب می شود .
حمله شوروی به افغانستان در اواخر دهه 70 میلادی، فرصت لازم را برای وهابی ها فراهم کرد تا به بهانه جهاد و دفاع از یک کشور اسلامی اشغال شده، نیروهای خود را در افغانستان متمرکز کنند. در همین رابطه دستگاه های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا، به کمک عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی تمام توان خود را به کار گرفتند تا نیروهای به اصطلاح جهادی(وهابی) از کشورهای مختلف به افغانستان گسیل شوند . به این ترتیب، تحت تاثیر اندیشه های وهابی و با پشتیبانی و خط دهی برخی از دولت های منطقه و قدرت های غربی، جمع کثیری از سلفی های افراطی وهابی راهی افغانستان شدند تا علیه ظلم و اشغالگری شوروی بجنگند. در این فرآیند بود که سازمان القاعده، به رهبری اسامه بن لادن سعودی، شکل گرفت و به سرعت گسترش یافت.
القاعده دارای افکار و پیشینه سلفی افراطی و وهابی است و نیروهای آن، از نظر فکری پیرو ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب هستند. این تشکیلات، با ارائه برداشتی انحرافی از جهاد، دست به اقدامات خشونت آمیز و تروریستی در کشورهای مختلف زده است. بیشتراعضای القاعده از کشورهای عربی غرب آسیا خصوصا عربستان سعودی هستند. حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 میلادی که با ادعای مبارزه با تروریسم صورت گرفت، موجب از بین رفتن حکومت طالبان و مخفی شدن القاعده و خروج بخشی از نیروهای آن از افغانستان گردید. در این وضعیت القاعده به مهره ای سوخته برای آمریکا تبدیل شد و لازم بود گروهی جدید ایجاد گردد تا ادامه ماموریت القاعده را در سطح وسیع تری دنبال نماید.
پس از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی، این کشور اشغال شده دچاربی ثباتی و هرج و مرج گردید. در چنین فضایی، با خط دهی سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس ،گروه های تکفیری با سوء استفاده از اوضاع نابسامان عراق، دامنه عملیات چریکی و آشوب طلبانه خود را گسترش دادند. جریان تکفیری در عراق در ابتدا بر مبنای اقدامات ابومصعب زرقاوی و گروه وی شکل گرفت. ابومصعب زرقاوی نخست گروه جماعت التوحید را پایه گذاری کرد. در دسامبر سال 2004 میلادی، بن لادن ، ابو مصعب زرقاوی را نماینده القاعده در عراق معرفی نمود. آنها در عراق، با انجام عملیات تروریستی و کشتار و انفجار در خیابان ها، بازارها و اماکن عمومی، عده زیادی از مردم عراق بویژه شیعیان این کشور را به قتل رساندند.
با کشته شدن زرقاوی در سال 2006 میلادی، مجلس شورای مجاهدین با بیانیه ای تشکیل به اصطلاح «دولت اسلامی عراق» به رهبری ابوعمر البغدادی را اعلام کرد. بر اساس اسناد و شواهد، عده ای از نیروهای بعثی هوادار رژیم سرنگون شده صدام، با تروریست های به اصطلاح «دولت اسلامی عراق» همکاری تنگاتنگ داشتند. این گروه عملیات های متعدد تروریستی در عراق داشت. ابوعمر البغدادی در آوریل سال 2010 میلادی، کشته شد و بعد از آن، نام ابوبکر البغدادی به عنوان رئیس به اصطلاح «دولت اسلامی عراق» اعلام گردید.
در آوریل سال 2013 میلادی، گروه تروریستی تکفیری به اصطلاح «دولت اسلامی عراق و شام» تشکیل شد که به اختصار داعش نامیده می شود. گر چه داعش از دل القاعده بیرون آمد اما روش ها و تاکتیک های آن از بعضی جهات با القاعده متفاوت است.داعش در صدد تصرف و اشغال مناطق جدید و گسترش قلمروی سرزمینی خود است که در سوریه و عراق تجربه کرد اما در مقابل محور مقاومت شکست خورد و پس از آن با چراغ سبز آمریکا و با جدیت بیشتری به دنبال استقرار و نفوذ در افغانستان می باشد.در خصوص علل و عوامل شکل گیری جریان تکفیری و تروریستی داعش، هر سناریویی در نظر گرفته شود، یک امر مسلّم است و آن اینکه، آنها با هدایت مثلت آمریکا، عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی از متن وهابیت برخاسته اند. «پرفسور برنارد هیکل» (Ber nard Heikel)، استاد مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون آمریکا در این باره می گوید: « داعش نوعی وهابیت رام نشده است. وهابیت نزدیک ترین هم ریشه و هم جنس داعش است و خشونت بخشی از ایدئولوژی آنهاست ».