عربستان سعودی؛ عامل توسعه تروریسم و افراط گرایی (5) سیر تاریخی نفوذ وهابیت در جنوب شرق آسیا
-
نگرانی دولت مالزی از نفوذ گروه تروریستی داعش در جنوب شرق آسیا
در قسمت پنجم از برنامه عربستان سعودی؛ عامل توسعه تروریسم و افراط گرایی، سیر تاریخی نفوذ وهابیت در جنوب شرق آسیا را بررسی خواهیم کرد.
هر چند تاریخ سیاسی کشورهای جنوب شرق آسیا پیش از استقلال، کم و بیش با هم متفاوت است، اما این کشورها از قرن هفدهم تا میانه قرن بیستم تحت سلطه کشورهای استعمارگر اروپایی از جمله هلند، انگلیس و اسپانیا قرار داشتند. از قرن هیجدهم نهضتی در جنوب شرق آسیا توسط برخی از دانشمندان و روحانیون مسلمان شکل گرفت که هدف اعلامی آنها تصفیه اسلام و زدودن آن از اندیشههای خرافی و نادرستی بود که در اثر معاشرت مسلمانان با پیروان ادیان و نحله های رایج در این منطقه وارد اسلام شده بود. مردم جنوب شرق آسیا نیز که از ظلم استعمارگران اروپایی به ستوه آمده بودند به این نهضت ها و موج جدید به عنوان ابزاری برای رهایی از استعمارگران نگاه می کردند.
از نیمه قرن بیستم شمارحج گزاران جنوب شرق آسیا رو به فزونی نهاد و ارتباط جنوب شرق آسیا با سرزمین حجاز بیشتر شد. از اینرو، اندیشه وهابیت که به تازگی در حجاز شکل گرفته بود، با سوء استفاده از شرایط موجود بر موج تصفیه اسلام سوار شد و با معرفی خود به عنوان یک اندیشه اصلاحی، به محرک مسلمانان جنوب شرق آسیا برای بازگشت به آنچه که اسلام اصیل می خواند، تبدیل شد. البته اندیشههای به اصطلاح اصلاحی وهابیت از جانب مسلمانان منطقه مورد پذیرش قرار نگرفت و دانشمندان و فعالان دینی مسلمان به دو گروه تقسیم شدند. گروه متمایل به وهابیت که به سازمان جوانان (Kaum Muda ) مشهور شدند و گروه طرفدار اسلام سنتی صوفیانه که سازمان سالخوردگان(Kaum Tua ) خوانده شدند.
ایرا لاپیدوس (Ira Lapidus) استاد مطالعات تاریخ اسلام و غرب آسیا در دانشگاه برکلی کالیفرنیا براین اعتقاد است اسلام هنگامی که وارد آسیای جنوب شرقی شد در سه حوزهی جداگانه در این منطقه نهادینه گردید: دولت، مدارس و مناطق روستایی. در دو حوزهی مدارس و روستاها اسلام جذب فرهنگ و مجموعه سنتهای محلی گردید. در حوزهی دولتی اسلام هیچ نقشی در تعیین و تعریف نهادهای سیاسی و قضایی نداشت بلکه تنها بر رعایت عدالت و حفظ فرهنگ محلی توسط پادشاه تأکید میکرد. اسلام درست همان طورکه از غرب آسیا به آسیای مرکزی و از افغانستان به هند انتقال یافت در اواخر قرن سیزدهم و طی قرون چهاردهم و پانزدهم از شبه جزیره عربستان سعودی و مناطق مختلف هند به شبه جزیره مالایا و مجمع الجزایر اندونزی راه یافت. دین اسلام در مناطق ساحلی آسیای جنوب شرقی تحت شرایطی متفاوت با شرایط غرب آسیا و شبه قاره هند گسترش پیدا کرد.
از نخستین جنبش های باصطلاح اصلاح گر و متأثر از وهابیت، جنبش معروف به «پادریها»( Padris ) (روحانیان) بود که از 1803 تا 1837میلادی در مینانگ کابائو( Minangkabau ) در سوماترای غربی شکل گرفت. این جنبش توسط سه تن از روحانیونی که در مکه درس خوانده بودند به راه افتاد و هدف ادعایی آن تشکیل حکومت اسلامی و زدودن اسلام از خرافات و عقاید و آداب التقاطی بود. این جنبش افراطی هر چند پس از جنگ های ویرانگر و کشتارهای زیاد، از جانب هلندی ها سرکوب شد، اما تأثیر شگرفی در ترویج افراط گرایی و رادیکالیزه کردن اسلام در جنوب شرق آسیا داشت. پادری ها به اشاعه اندیشه هایی چون حرمت توسل به بزرگان دینی پرداختند و کسانی را که مخالف اندیشه و راه و رسم آنها رفتار می کردند، به شدت مورد اذیت و آزار و حتی کشتار قرار دادند. آنها پوشیدن لباس سفید عربی را اجباری کردند، زنان را واداشتند که صورت های خود را بپوشانند و مقرر کردند که مردان باید ریش بلند بگذارند؛ آراستن بدن به زیورآلات زرین و پوشیدن لباس های ابریشمین را قدغن کردند و به جا آوردن نمازهای پنج گانه را اجباری کردند.
از نظر جنبش پادری ها، هرکس نخستین بار نماز را ترک میکرد جریمه میشد و برای بار دوم سزای او مرگ بود. روستاهای مخالفان سوزانده و ساکنان آنها قتل عام میشد و اموالشان به عنوان غنیمت گرفته میشد. رهبران این جنبش برای نخستین بار جهاد علیه مسلمانانی را که به زعم آنها برخلاف اسلام اصیل رفتار می کردند، جایز دانستند. علاوه بر پادری ها، تقریباً اغلب همه سازمانها و نهضت های اسلامی اصلاح گر و به اصطلاح Kaum Muda در جنوب شرق آسیا در دوره استعمار، مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر وهابیت قرار داشتند. از جمله مهم ترین و تأثیرگذارترین این نهضتها، «سازمان محمدیه» بود که در 1912 میلادی در جاوه اندونزی تأسیس شد. بنیانگذار این سازمان «حاجی احمد دحلان»، روحانی اندونزیایی بود که حدود سه سال در مکه دانش های دینی را از وهابیون فرا گرفته بود. سازمان محمدیه در شیوه های رفتاری و معتقدات خویش با پادریها تفاوت هایی داشت و درعین حال برای ایجاد همگرایی میان اسلام و مدرنیسم تلاشهای زیادی کردهاند.
از جمله عواملی که به گسترش نفوذ وهابیت در منطقه جنوب شرق آسیا کمک کرد، تسلط استعمارگران بر این منطقه و محروم بودن بسیاری از مردم و به ویژه مسلمانان از حقوق مادی و معنوی خویش بود. در آن شرایط عوامل وهابیت با ادعای مبارزه با استعمارگران توانستند بر مسلمانان که به دنبال راهی برای رهایی از چنگال استعمار بودند، تأثیر عمیقی داشته باشند. در واقع اندیشه های وهابی از نظر مسلمانان جنوب شرق آسیا در این دوره، دروازه ای برای رهایی از استعمار و دستیابی به حقوق خویش بود. در جنوب شرق آسیا تحولات دیگری نیز رخ داد که از یکسو امکان فعالیت های دینی و سیاسی مسلمانان را افزایش داد و از سوی دیگر موجب ارتباط وسیع تر مسلمانان این منطقه با دیگر مسلمانان جهان شد. کشورهای اندونزی، مالزی، فیلیپین و تایلند همگی در دهه های میانی قرن بیستم به استقلال سیاسی دست یافتند. پس از استقلال، در بیشتر این کشورها جز در مقاطعی کوتاه و زودگذر، مسلمانان از آزادی دینی و سیاسی بیشتری برخوردار شدند و توانستند با مسلمانان به ویژه در مصر و عربستان سعودی مراودات دینی و علمی گسترده ای داشته باشند. شمار حج گزاران و نیز طلابی که برای فراگیری دانش های اسلامی راهی مصر و عربستان سعودی شدند در نیمه دوم قرن بیستم به شدت رو به فزونی نهاد و شهرهای مکه و مدینه به قبله آمال دانشجویان مسلمان شرق آسیا برای ادامه تحصیل، تبدیل شد.
وهابیت پس از این دوره چه در شیوه های تبلیغی و چه در باورها و اعتقادات، ماهیت واقعی خود را نشان داد و از اندیشه ای باصطلاح اصلاح گر به ایدئولوژی سیاسی عربستان سعودی برای نفوذ هرچه بیشتر بر مسلمانان سراسر جهان و مداخله جویی در جنوب شرق آسیا تبدیل شد. نمونه های برجسته این رویکرد را می توان در جنگ افروزی های حکام سعودی در عراق ، یمن و سوریه ملاحظه کرد. پس از شکست توطئه وهابیت تکفیری درغرب آسیا، این جریان هر چه بیشتر درصدد سازماندهی مجدد خود در جنوب شرق آسیا است. احمد المحمودی متخصص اطلاعات و مبارزه با تروریسم و مشاور بین الملل پلیس فدرال مالزی در ارزیابی علل حضور نیروهای تروریستی وابسته به عربستان سعودی از جمله داعش در جنوب شرق آسیا می گوید: این گروه با هدف جبران از دست دادن موقعیت خود در غرب آسیا، نیروهای خود را به جنوب شرق آسیا می فرستد. مناطق تحت کنترل گروه تروریستی داعش از دست رفته است و این از نظر روانی براین گروه و همچنبن حکام سعودی تاثیر منفی دارد.
مجموع تحولاتی که ذکر شد موجب گردید که در نیمه دوم قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم جنوب شرق آسیا به یکی از پایگاه های گروههای افراطی و تکفیری تحت حمایت گسترده مادی و معنوی عربستان سعودی تبدیل شود. این در شرایطی است که وهابیت هیچ سنخیتی با روحیه اسلامی مردمان جنوب شرق آسیا که همواره مداراجویانه و براساس میانه روی بوده است، ندارد. دنیس ایگناتیوس(Dennis Ignatius)، دیپلمات بازنشسته مالزیایی معتقد است وهابی گری، مذهب رسمی عربستان سعودی، تفسیر فوق العاده کینه جویانه، کوته فکرانه و خشونت طلبانه از اسلام ارائه می کند که براساس آموزههای سخت گیرانه قرن هفدهم محمد بن عبدالوهاب شکل گرفته است. وهابی گری، دیگر برداشت های دینی و سایر فرهنگ ها را تحمل نکرده و هیچ احترامی برای حقوق بشر و دموکراسی قائل نیست.