• دمکراسی آمریکایی و مصون نبودن نوامیس افغانستانی ها از تعرض

در قسمت دوم از برنامه دموکراسی تحمیلی در افغانستان، نظام های سیاسی تجربه شده در افغانستان را بررسی خواهیم کرد.

نگاهی تاریخی به روند تحولات افغانستان طی چند دهه اخیر، نشان می دهد که عامل اصلی چالش ها و درگیری ها در صحنه افغانستان، منافع قدرت­ های رقیب جهانی بوده است. از نظر داخلی نیز وجود دو نظام فکری با خصلت­ های استبدادی و انحصار طلبی در قدرت، چالش دیگر افغانستان محسوب می شد. این کشور در دوران معاصر نیز همچنان درگیر چالش رقابت قدرت‌ های جهانی برای نفوذ و چالش قدرت درونی با خصلت­ های قبیله ای و انحصارطلبانه باقی مانده است. در این میان، مقاومت آزادی خواهان و روشنفکرانی که سودای دمکراسی و مشروطه کردن قدرت و استقلال از قدرتهای خارجی را در سر داشته اند با مداخله قدرت های بزرگ خارجی به اهداف خود نرسیده است.

در شرایط  کنونی هم این مقاومت تا حد زیادی تحت ­الشعاع جنگ قدرت دولت مرکزیِ هوادار دمکراسی لیبرال غربی و گروه ایدئولوژیک متعلق به مکتب دیوبندی طالبان اسلام‌ گرا قرار گرفته است و صدای استقلال ­طلبان و آزادی خواهان واقعی چندان انعکاسی ندارد. به نظر می رسد تقابل و منازعه تاریخی و سنتی بین دو تفکر و ایدئولوژی آزادی خواهانه و استقلال طلبانه و تفکر و ایدئولوژی استبدادی و قوم محور همچنان سیر تحولات آتی افغانستان را رقم خواهد زد. در نگاهی آینده‌ پژوهانه و با عنایت به تجارب تاریخی می توان گفت منازعه آزادی خواهان و مشروطه­ طلبان که در نظر دارند افغانستان را در مسیر توسعه پایدار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی قرار دهند با نیروهای واپس­گرا و استبدادی که تثبیت قدرت خود از طریق استبداد سیاسی متکی به قومیت را در نظر دارند، منازعه ای جدی، تاریخی و سرنوشت ­ساز است.

در عین حال نباید از نظر دور داشت که حرکت افغانستان به سمت دمکراسی و تحقق اهداف آزادی خواهان و استقلال طلبان این کشور بدون پایان دخالت قدرت های خارجی و اشغالگران دورنمای روشنی نخواهد داشت. «جیمز پتراس»(James Petras) استاد بازنشسته در رشته جامعه شناسی از دانشگاه «بینگ همتون» ( Binghamton) نیویورک می گوید،" آمریکا همواره به بهانه برقراری دموکراسی به کشورهای متعددی تجاوز کرده اما تاریخ عملکرد آمریکا نشان می‌دهد بیش از آنکه از برقراری دموکراسی در دیگر کشورها حمایت کند، به حمایت از دولت‌ها و حکام دیکتاتور و دست نشانده پرداخته است. کاملا واضح است که آمریکا هیچ وقت طرفدار دموکراسی در افغانستان نیست بلکه حضوری استعماری در این کشور دارد."

بنظر می رسد افغانستان همچنان صحنه برخورد رقابت­ آمیز قدرت­ های مداخله­ گر خارجی و صحنه رقابت داخلی بین دو جریان آزادی‌ خواه و استبداد قومی - قبیله‌ ای باقی خواهد ماند. در کشاکش این منازعات داخلی و خارجی، شناسایی موانع دمکراسی واقعی در افغانستان و همچنین ساختار قدرت مطلوب و متناسب با شرایط این کشور می تواند به اتخاذ راه کاری بومی بیانجامد که حاکمیت ملی و منافع همه جانبه افغانستان را تامین کند. به رغم تلاش های تاریخی، به طور کلی تجربه استقرار دموکراسی در افغانستان چندان موفق نبوده است که البته این تجربه در چهار دوره برجسته‌  است. دوره اول، مربوط به نهضت مشروطه خواهی مصادف با سال های  ۱۹۰۷ الی سال ۱۹۲۸ میلادی در پی بازگشت امیر حبیب اله خان(Habibullah Khan) پادشاه وقت، از سفر هند است.

دوره دوم دوره مشهور به دموکراسی در سال‌ های ۱۹۴۶ تا سال ۱۹۵۳میلادی و نخست‌ وزیری شاه محمود خان است. دوره سوم دهه دموکراسی طی سال‌ های ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۳ میلادی مصادف با دهه آخر سلطنت ظاهر شاه و نخست‌ وزیری دکتر محمد یوسف است و دوره چهارم، دولت موقت انتقالی جمهوری اسلامی افغانستان در سال‌ های ۲۰۰۱ الی ۲۰۰۸ میلادی و حکومت حامد کرزی و ادامه این دوره با ریاست جمهوری محمد اشرف غنی است. واقعیت آن است که بعد از دهه موسوم به دموکراسی و نخست‌ وزیری دکتر محمد یوسف - که اولین نخست‌ وزیر خارج از خاندان سلطنت بود و با کودتای سردار داودخان در سال 1973 میلادی به پایان رسید. افغانستان اغلب مدل های شناخته شده سیاسی را تجربه کرده و البته در همه آن‌ ها نیز شکست خورده است.

این نظام‌ ها به طور خلاصه عبارتند از: نظام سلطنت مطلقه؛ نظام سلطنت مشروطه؛ نظام جمهوری ملی‌ گرای چپ سردار داود خان؛ نظام مارکسیستی نور محمد تره‌ کی؛ جمهوری اسلامی برهان الدین ربانی؛ امارت اسلامی سلفی دیوبندی ملا محمدعمر؛ دولت جمهوری اسلامی برآمده از کنفرانس "بن " در دو شکل دولت موقت و منتخب حامد کرزی و دولت وحدت ملی ترکیبی اشرف غنی و عبداله عبداله با گرایش دموکراسی لیبرال. تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان درسال 2001میلادی، بر خلاف ادعای واشنگتن نتوانست بر شکل گیری و تقویت نهادهای دموکراتیک در افغانستان تاثیر مثبتی بگذارد. لطیفه سلطانی، عضو کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در این خصوص می گوید:" ادامه استراتژی نظامی آمریکا در افغانستان به شدت مایه نگرانی است زیرا موجب شده است هیچ نشانه ای مبنی بر تلاش برای تقویت حکومت‌ داری خوب، نهادهای دموکراتیک و ارزش‌های حقوق بشری در افغانستان دیده نشود."

به گفته  «وحید مژده» خبرنگار و تحلیلگر افغانستانی ،"دمکراسی  که آمریکا ادعا می کند که  می خواهد در افغانستان ایجاد کند، فقط به اهداف و خواسته های  آمریکا و دیگر کشورهای غربی  توجه دارد و این بدان معنا است که تلاش ها برای نهادینه شدن  دموکراسی در افغانستان کاملا با شکست مواجه شده است. تقلب در انتخابات گذشته و حمایت نیروهای خارجی فعال در این کشور از نتیجه انتخابات، باعث بی اعتمادی مردم افغانستان به این روند شده است. اختلافات  بین قومیت ها نیز مانع  روند دموکراسی در افغانستان شده است."  البته در این میان، نقش مثبت جمهوری اسلامی ایران در القای تفکر مردم سالاری در افغانستان، که همواره به صورت الگویی برای این کشور مطرح بوده  بسیار با اهمیت است.  واقعیت آن است که برای جامعه افغانستان، به دلیل پیچیدگی‌ ها و تنوع قومی و مذهبی‌ که تا ۵۴ قومیت با سُنن خاص خود در آن وجود دارد، به لحاظ نظری، مناسب‌ ترین ساختار قدرت می‌ تواند یک نظام دموکراتیک یا مردمسالار و دولت و حکومت برخاسته از آرای مردم و صندوق رأی باشد.

در نگاهی گذرا به تجربه دموکراسی در افغانستان می‌توان دو تلاش متضاد را شاهد بود. تلاش روشنفکران و تحصیل کرده‌ های دانشگاهی، قطع‌ نظر از منشأ قومی‌ برای استقرار دموکراسی و در مقابل، نیروهای انحصار طلب قومی یا ایدئولوژیک، که در مخالفت با دموکراسی کوشیده‌ اند روند آن را کُند یا با شکست مواجه سازند. دکتر سید علی موسوی، فعال سیاسی و رئیس مرکز جهاد فرهنگی افغانستان می گوید: " انتخابات یک پیروزی بزرگ بعد از تحولات سیاسی و جنگ های اخیر در افغانستان است، خود انتخابات پیروزی بر نظام طاغوت برای مردم افغانستان است چرا که مردم این کشور تجربه تلخ استبداد و نظام های دیکتاتوری و طاغوتی را در حافظه تاریخی خود دارند. با این حال ما هنوز در افغانستان انتخابات واقعی نداریم بلکه انتصابات داریم، ترس عمده مردم این است که آیا انتخابات به صورت واقعی برگزار می شود یا این که تنها به صورت سمبولیک در پای صندوق های رای حضور پیدا می کنند و کمیسیون انتخابات آراء مردم را چپاول خواهد کرد؟"

 این نگرانی مردمی ناشی از آن است که نیروهای انحصارطلب همچنان تلاش دارند که از بسترهای اجتماعی موجود که خود زمینه‌ ساز قدرت یافتن نیروهای غیر دموکراتیک شده است، بهره گیرند و تسلط انحصاری قومی یا عقیدتی خود بر جامعه را تحمیل نمایند. در این بین، دخالت آمریکا و قدرت‌های خارجی دیگر، شرایط را برای نیروهای آزادی خواه و مستقل افغانستان سخت‌ تر کرده است. بنظر می رسد با بررسی و شناخت موانع تحقق دموکراسی در افغانستان می توان مشکلات روند دموکراسی و دولت - ملت سازی در افغانستان را تشخیص داد تا تلاش آگاهانه ای در جهت رفع آنها به عمل آید.

اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۸ ۱۱:۰۲ Asia/Tehran