افغانستان: میدان رقابت (1) تبیین استراتژی ایالات متحده آمریکا در قبال افغانستان
-
خودداری ترامپ از تحقق وعده های انتخاباتی اش درباره افغانستان
مجموعه برنامه « افغانستان میدان رقابت» به تعداد هفت قسمت از پژوهش «مناسبات روسیه و آمریکا در افغانستان؛ تقابل و تعامل» در واحد پژوهش های کاربردی استخراج و تنظیم شده است.
استراتژی ایالات متحده آمریکا در قبال افغانستان را پس از سال 2001 میلادی تاکنون می توان به سه دوره ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش، باراک اوباما و دونالد ترامپ تقسیم نمود. جرج دبلیو بوش با وقوع حوادث 11 سپتامبر سال 2001میلادی، مبارزه با تروریسم و گروه های تروریستی را در صدر اولویت های اعلامی دولت خود قرار داد. به این ترتیب ماهیت تروریسم و نحوه مقابله با آن در سطوح تصمیم گیری و اجرایی ایالات متحده با پهنه ژئوپلیتیکی آسیای غربی پیوند خورد و افغانستان از مهم ترین کشورهای تهدیدزا در زمینه تروریسم از نگاه آمریکا قلمداد گردید.
حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001میلادی با بهانه مبارزه با تروریسم را می توان آغاز تکوین برنامه ای دانست که یک سال بعد به نام دکترین بوش یا حمله پیشگیرانه Preemptive war معروف شد. حمله آمریکا به افغانستان، هم به عنوان جبران ضعف امنیت داخلی آمریکا و هم نشان دادن توان آمریکا در بعد نظامی به شمار می رفت. استراتژی آمریکا در افغانستان چند هدف را دنبال میکرد. از جمله این اهداف مبارزه با تروریسم و خنثی کردن فعالیت های القاعده، تأمین امنیت و تضمین ایجاد یک دولت دموکراتیک در افغانستان و برکناری طالبان از قدرت بود. آمریکا در ورای هدف های محدودی چون کشتن یا دستگیری بن لادن و سرکوب طالبان، اهداف گسترده تری را فراتر از مرزهای افغانستان دنبال می کرد. در واقع مبارزه با تروریسم، هدف کوتاه مدت و دستاویزی برای تثبیت نقش هژمونی آمریکا در جامعه جهانی بود. هدف راهبردی آمریکا ازاشغال افغانستان حضور در حوزه امنیتی رقبای آمریکا؛ روسیه، چین و جمهوری اسلامی ایران است تا رفتار آنها را ازنزدیک زیر نظر داشته باشد. امریکا بر این باور است که هژمونی اش درجهان در قرن بیست ویکم ازناحیه چین، روسیه وایران به چالش کشیده شده است.
آمریکا در چارچوب سیاست نظامی گری، ابتدا نزدیک به هزار نیروی نظامی خود را تا نوامبر سال 2001میلادی به کشور افغانستان اعزام کرد که این تعداد را تا پایان سال2002 میلادی به بیش از ۱۰ هزار نفر افزایش داد. در سال ۲۰۰۸ میلادی فرماندهی نیروهای زمینی آمریکا در افغانستان، خواستار طرح راهبردی برای مقابله مؤثر با گروه طالبان شد و جورج بوش، دستور اعزام نیروهای نظامی بیشتری را به افغانستان صادر کرد که تا نیمه سال 2008 میلادی شمار نیروهای آمریکا در خاک افغانستان به 48 هزار و 500 نفر رسید. این رقم، جدا از نیروهای ناتو ومتحدان دیگر آمریکا است که به افغانستان نیرو اعزام کرده اند. با این حال و به رغم کشته واسیر شدن تعدادی از رهبران واعضای طالبان والقاعده، حضور نظامی امریکا درخاک افغانستان پایان نیافته است. کشته و زخمی شدن شهروندان افغانستانی، ویرانی کشور، گسترش ناامنی، فساد، کشت موادمخدر، ادامه قدرت نمایی طالبان و البته حضور مستقیم نیروهای آمریکا در افغانستان پیامدهای این حمله و استراتژی جورج بوش در افغانستان بود.
در دوران بعد از بوش پسر؛ باراک اوباما در کمپینهای انتخاباتی خود اعلام کرد که تا پایان دوره ریاست جمهوریاش، نیروهای آمریکایی را از افغانستان خارج کرده و به این جنگ پایان خواهد داد. در همین چارچوب، سیاست جدید اوباما در مورد افغانستان و پاکستان به عنوان نقشه راه دولت وی تحت عنوان "آف - پاک Af-Pak Policy " مطرح شد. طرح استراتژی جدید اوباما، برای مدیریت مسئله افغانستان به این دلیل بود که به رغم گذشت 8 سال از مداخله نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان در آن زمان، موفقیت چندانی در استقرار صلح و ثبات در این کشور حاصل نشده بود و برعکس، طالبان روز به روز قدرتمندتر و توانایی آنها در بی ثبات ساختن کشور بیشتر شده بود. دولت اوباما راهکارهایی نظیر تغییر در مدیریت جنگی، بازداشتن متحدان منطقه ای آمریکا از همکاری با طالبان، تلاش برای حل مجموعه مسائل امنیتی در جنوب آسیا و بهره برداری بیشتر از ظرفیت های داخلی افغانستان را مد نظر قرار داد.
سه متغیر مهم سیاست آف - پاک اوباما، برچیدن پناهگاه های امن القاعده، مقابله با قدرت طالبان و تقویت نیروهای امنیتی افغانستان بود. در این مقطع توجه به پاکستان بیشتر شد. توجه بیشتر به پاکستان به این دلیل صورت گرفت که اوباما امیدوار بود ارتش و دولت پاکستان همچنان در مناطق قبایلی و ایالت سرحد و بلوچستان قدرتمند عمل کنند و مرزها را تحت کنترل در آورده و مانع عبور آزادانه افراد مسلح از مرزها برای جنگ در افغانستان شوند. کاهش نیروهای آمریکا در افغانستان به 30 هزار نفر و خروج تدریجی این نیروها از خاک افغانستان، از نکات مهم استراتژی آف - پاک اوباما بود. هدف این سیاست از بین بردن القاعده و انهدام پناهگاه های امن آن در پاکستان و جلوگیری از بازگشت آنها به پاکستان یا افغانستان اعلام شد. اوباما همچنین در راستای پیگیری سیاست های خود در افغانستان، دستور واگذاری مسئولیت نظامی به نیروهای افغانستانی، پیگیری مذاکرات صلح با طالبان، گشایش دفتر طالبان در قطر، امضای پیمان امنیتی کابل – واشنگتن را صادر نمود.
پیمان امنیتی کابل - واشنگتن در قالب توافق نامه استراتژیک میان افغانستان و آمریکا در سال 2012 امضا شد. این پیمان که با مخالفت حامد کرزی رییس جمهوری وقت افغانستان روبرو شده بود، درروز دوم آغاز ریاست جمهوری اشرف غنی امضا شد و شامل هشت بخش بود که مهمترین هدف آن استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در افغانستان بود. این توافق نامه تا سال 2024 میلادی دارای اعتبار است. با پایان ریاست جمهوری اوباما در سال 2016میلادی، مشخص شد که او نیز در دستیابی به اهداف اعلامی خود در افغانستان و پاکستان ناکام مانده بود. در پایان دوران ریاست جمهوری اوباما، نه طالبان اسلحه های خود را بر زمین گذاشت و وارد عرصه قدرت سیاسی شد و نه ثبات و امنیت در افغانستان پدید آمد. در سال 2016میلادی، حدود نیمی از کشور افغانستان در اختیار طالبان قرار داشت. پاکستان هم بر خلاف درخواست اوباما و علیرغم برگزاری عملیات هایی مانند ضرب عزب Operation Zarb-e-Azb، در ژوئن سال 2014 میلادی در وزیرستان شمالی پاکستان، نتوانست یا نخواست که کارت طالبان را بسوزاند.جنگ در افغانستان شدت گرفت و طالبان نسبت به گذشته قوی تر شد و ناامنیها از جنوب به مناطق شمال این کشور که زمانی از مناطق امن افغانستان به شمار می رفت، گسترش یافت. این وضعیت تا پایان دوره ریاست جمهوری اوباما وآغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ ادامه یافت.
علیرغم اینکه ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی خود، بر خروج نیروهای آمریکا از افغانستان تأکید کرد و جنگ افغانستان را جنگی هزینه بر و بیهوده می دانست، اما پس از به قدرت رسیدن، نه تنها نیروهای ایالات متحده را از افغانستان خارج نکرد بلکه در قالب استراتژی جدید، ادامه مداخله نیروهای نظامی آمریکایی را در این کشور مطرح نمود. ترامپ، سیاست اوباما را اشتباه خواند و اعلام کرد، که نه زمان، بلکه شرایط، عامل تعیین کننده جهت خروج از افغانستان می باشد. مهم ترین ویژگی ترامپ نظامی محور بودن استراتژی های دولت اوست. در دولت های قبل، دستکم در دوره اوباما، این موضوع کم رنگ تر بود. واگذاری تصمیم گیری های کلان مسائل افغانستان به نظامیان آمریکایی و پنتاگون، دادن اختیارات زیاد به فرماندهان نظامی به ویژه فرماندهانی که در صحنه افغانستان حضور دارند از مهمترین شاخصه دیدگاه های نظامی دولت ترامپ است. علیرغم این ترامپ مدعی است به قولی که در جریان مبارزات انتخاباتی به مردم آمریکا مبنی بر خروج از افغانستان داده،همچنان وفادار است.در همین راستا زلمای خلیل زاد نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا برای مذاکرات صلح افغانستان در مذاکرات اواخر سال 2018 در ابوظبی با طالبان اعلام کرده ارتش آمریکا هفت هزار سرباز را افغانستان خارج خواهد کرد.
ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی معتقد به رساندن تعداد نیروهای آمریکا در افغانستان به صفر بود. در حالیکه در دوره وی شاهد افزایش نظامیان امریکایی و اعزام چهار هزار نفر نیروی جدید آمریکایی به افغانستان هستیم. تکیه بر حملات هوایی و مشارکت شرکت امنیتی بلک واتر BLACK WATER در جنگ ها که از زمان ریاست جمهوری وی عملیاتی شده است، جنگ محور بودن استراتژی ترامپ را بیشتر نمایان می کند. فشار بر پاکستان و دادن نقشی پر رنگ تر به هند از سوی دولت ترامپ، در حالی که اسلامآباد معتقد است هند در شرق و غرب پاکستان دست به اقدامات بی ثبات کننده زده است بر استراتژی نظامی گری آمریکا صحه می گذارد. علاوه بر آنچه که ذکر شد در دوره ترامپ به تعاملات اقتصادی به خصوص معادن افغانستان توجهی ویژه شده است. آمریکا نمیتواند از منابع غنی افغانستان از جمله معادن و درآمد ناشی از تولید مواد مخدر چشم پوشی کند. در حقیقت دید تجاری ترامپ به عنوان یک تاجر و نگاه تجاری وی به افغانستان باعث می شود که آمریکا هزینههای هنگفت جنگ افروزی خود را از طریق این منابع تأمین کند و حتی ثروت سرشاری را روانه آمریکا نماید.
با وجود تمام شعارهایی که واشنگتن برای کمک به مردم افغانستان و جنگ علیه تروریسم در افغانستان می دهد، مشخص است که هدف آمریکا در افغانستان مبارزه واقعی با تروریسم نیست بلکه استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور برای فشار به روسیه، چین و ایران و غارت منابع خدادادی افغانستان می باشد. بر همین اساس نیز موضوع خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان علیرغم شعارهای داده شده در عمل تاکنون تحقق پیدا نکرده است. در تحلیل استراتژی آمریکا در قبال افغانستان، نیکلاس گروسمنNicholas Grossman، استاد علوم سیاسی دانشگاه ایلینویز illinois آمریکا می گوید: «آمریکایی ها نتوانستند در جنگ افغانستان پیروز شوند. هیچ برنامه نهایی ایده آل برای آمریکا در افغانستان وجود ندارد جز ماندن در این کشور تا از این طریق بر ایران ، روسیه و چین را از افغانستان بیرون نماید و بر پاکستان جهت همکاری صادقانه با آمریکا در خصوص مقابله با تروریست ها فشار وارد کند».