معادلات قدرت در لیبی (7) / نقش بازیگران خارجی در بحران لیبی
در بخش هفتم مقاله، معادلات قدرت در لیبی، نقش بازیگران خارجی در بحران لیبی را بررسی خواهیم کرد.
بعد از انقلاب لیبی، بسیاری از بازیگران بینالمللی و منطقهای با مداخله تلاش کردند تا انقلاب لیبی را در راستای اولویتهای سیاسی خود جهت بدهند. پس از سال 2011 میلادی، بازیگران خارجی هر یک از جناح خاصی حمایت کردهاند.به طور کلی شرایط امروز لیبی، آینه رقابتهای منطقهای و بینالمللی است. در ادامه ، مواضع برخی از کشورها از جمله مصر، عربستان سعودی ، قطر ، امارات ، ایتالیا و فرانسه در قبال تحولات لیبی بررسی خواهد شد.
مصر دلیل راهبردی آشکاری برای دخالت در لیبی دارد و آن جنگ همه جانبه دولت السیسی علیه اخوان المسلمین است که در لیبی نیز جایگاه دارد و حکومت قاهره آن را به عنوان سازمان تروریستی اعلام کرده است. مرزهای بیابانی بین مصر و لیبی محل زندگی قبایل متعدد است، که در سالهای گذشته این مناطق ، محل فعالیت گروه های تکفیری وابسته به القاعده نظیر جندالاسلام و داعش بوده اند که عمدتا از خاک لیبی به طور غیر قانونی وارد مصر میشوند. پاتریک کینگسلی (Kingsley ) نویسنده و کارشناس سیاسی حوزه ی غرب آسیا، در نشریه گاردین نوشته است: سرویس اطلاعاتی مصر به لیبی جهت تشکیل مجدد سرویس اطلاعات قدیمی خود در یک ساختار جدید کمک کرده است. هدف مصر، توجه بیشتر سرویس اطلاعاتی لیبی به امنیت مرزی و قاچاق اسلحه و ورود گروه های افراطی و تکفیری به مصر است. نیروی هوایی مصر و امارات در حمله نظامی علیه شبه نظامیان افراطی اسلامگرا و کمک به نیروهای خلیفه حفتر، مشارکت کرده اند .
منافع مصر در لیبی ، علاوه بر مسائل امنیتی، مبتنی بر نگرانیهای اقتصادی نیز هست. قبل از انقلاب سال۲۰۱۱میلادی، تقریبا دو میلیون مصری در لیبی مشغول کار بودند. علیرغم تحریم تسلیحاتی لیبی از سوی سازمان ملل، دبی و قاهره به لیبی، تسلیحات نظامی ارسال کرده اند. بعد از اینکه داعش ۲۱ مسیحی مصری را در فوریه سال ۲۰۱۵میلادی سر برید، مصر به همراه امارات متحده فشار زیادی به سازمان ملل جهت مداخله نظامی در لیبی و لغو تحریمهای تسلیحاتی لیبی به منظور حمایت تسلیحاتی از نیروهای خلیفه حفتر وارد کردند. حمایت های نظامی مصر و امارات متحده از حفتر منجر به نقض تحریمهای تسلیحاتی لیبی تحت قطعنامه ۱۹۷۰ شورای امینت شده است.
قطر و امارات از دیگر کشورهایی هستند که با حمایت امریکا به مداخله در امور لیبی اقدام کرده اند. قطر و امارات ، در عملیات ناتو در سال ۲۰۱۱ میلادی، علیه لیبی که منجر به ایجاد منطقه پرواز ممنوع شد، مشارکت کردند. قطر برای مشارکت در عملیات ناتو، ۶ جت جنگنده میراژ و امارات نیز ۶ جت جنگنده میراژ و ۶ فروند اف- 16 به لیبی فرستاد. مزران (Mezran) استاد دانشکده مطالعات پیشرفته بین المللی دانشگاه جان هاپکینز، می گوید: سیاستهای این دو کشور در لیبی به طور کامل، همسو نیستند. در مراحل اولیه بحران، قطر مهمترین فراهم کننده کمکهای لجستیکی، خودرو، تجهیزات ارتباطی برای لیبی بود. بعد از سال 2011میلادی، مقابله با اخوان المسلمین با شدت بیشتری در کشورهای عربی دنبال شد حال آنکه بر خلاف امارات ، قطر از جریان اخوانی حمایت می کند. پیش ازسال 2011میلادی، قطر سرمایه گذاریهای زیادی برای ارایه تصویر میانجی بیطرف از خود در حل بحرانهای منطقهای کرده بود. البته رفتارهای قطر به ویژه در لیبی و جانبداری از یک جناح، تصویر یک میانجی بیطرف را از بین برده است.
مزران (Mezran) همچنان می گوید: در لیبی بعد از اینکه در ژوئن سال ۲۰۱۴میلادی، کنگره ملی سراسری از شناسایی نتیجه انتخابات پارلمانی اجتناب کرد، قطر و ترکیه در حمایت از اخوان المسلمین، مجلس ملی سراسری و ائتلاف فجر لیبی همدست شدند. از نظر قطر نیروهای اخوانی تهدید خاصی را متوجه امارات و پادشاهیهای شبه جزیره عربستان سعودی نمیکنند. اما امارات متحده عربی ، اخوان المسلمین و نیروهای اسلامگرا را به عنوان تهدیدی علیه مدل توسعه خود که مبتنی بر توریسم و تجارت آزاد است، میداند. حمایت قطر از اخوان المسلمین ، فقط برای یک دوره کوتاه، با فشار سازمان ملل و آمریکا در سال ۲۰۱۵ میلادی متوقف شد. اما قطر دوباره حمایتهای خود از این گروهها در لیبی را در اوایل سال ۲۰۱۶میلادی از سر گرفت .
امارات متحده عربی و عربستان سعودی با نوع نگاه قطر به لیبی مخالف هستند. این دو کشور، اخوان المسلمین و به طور کلی اسلام سیاسی را به عنوان تهدیدی علیه موجودیت خود قلمداد میکنند. اختلافات این کشورها با قطر در ژوئن سال ۲۰۱۷میلادی، به اوج خود رسید. عربستان سعودی، امارات، بحرین و مصر در واکنش به اقدامات قطر، روابط دیپلماتیک خود را با این کشور قطع کردند. دولت طبرق طرفدار حفتر نیز روابط خود با قطر را قطع کرد. تحت تاثیر این اختلافات و با تحریک عربستان سعودی، مخالفان اخوان المسلیمن، پرچم قطر در لیبی را آتش زدند . تنش بین عربستان سعودی و قطر در ژوئن سال ۲۰۱۷میلادی و به دلایل مختلف از جمله اختلافات ارضی، اختلافات دو کشور در قبال بحران های منطقه ای، حمایت دوحه از اخوان المسلمین و روابط نزدیک قطر با ایران، به اوج خود رسید.
امارات، مصر، عربستان سعودی در مبارزه با اخوان المسلمین و تعارض با آن در لیبی هم نظر هستند. در لیبی، عربستان سعودی همراه با امارات متحده عربی و مصر در کنار مجلس نمایندگان طبرق و نیروهای ژنرال حفتر قرار گرفته است. اما هدف ترکیه در دخالت در بحران لیبی چیست؟ منافع ترکیه اقتضا میکند که جماعت اخوان المسلمین در عرصه سیاسی لیبی قدرتمند باشد تا از طریق آن بتواند بر تصمیمات سیاسی، اقتصادی و راهبردی حکومت لیبی تسلط یابد. همچنین ترکیه به دلیل مسائل اقتصادی، خواستار نفوذ در لیبی است. ترکیه میخواهد در منافع ناشی از بازسازی تاسیسات زیربنایی لیبی سهم داشته باشد.
تونس و الجزایر به عنوان همسایههای غربی لیبی تا حد قابل توجهی بر اساس ضرورتهای راهبردی خود به ویژه در مقابله با گروه های افراطی و کنترل مرزی، دغدغه دارند. در راستای این اهداف هر دو کشور مایل هستند تا با نمایندگان جناحهای مختلف سیاسی لیبی مذاکره نمایند. همانطور که برنامه ی امروز اشاره شد، در بین بازیگران خارجی؛ مصر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی با حمایت از مجلس نمایندگان طبرق، ارتش ملی حفتر و نیروهای سکولار، در یک سو و قطر و ترکیه نیز با حمایت از کنگره ملی سراسری و اخوان المسلمین در سوی دیگر قرار دارند. مصر، امارات و عربستان سعودی، اخوان المسلمین را تهدیدی علیه منافع سیاسی خود میدانند. مصر، علاوه بر موضوع اخوان المسلمین، دغدغه امنیتی در مرزهای خود با لیبی دارد.
بازیگران مختلف منطقهای و فرامنطقهای همچون مصر، امارات متحده عربی، قطر، ترکیه، ایالات متحده، روسیه و کشورهای اروپایی به ویژه ایتالیا و فرانسه، هر یک برای خود منافعی در تحولات سیاسی لیبی تعریف کردهاند. هر یک از این بازیگران به دنبال این هستند که وضعیت سیاسی لیبی را در راستای منافع خود هدایت کنند و این امر باعث پیچیدگی فزاینده بحران داخلی این کشور شده است.انگلستان، فرانسه و ایتالیا نیز مهمترین بازیگران تاثیرگذار در تحولات لیبی و جنگ داخلی در این کشور هستند. ایتالیا به طور رسمی و غیررسمی سرمایهگذاریهای سیاسی زیادی در رابطه با لیبی انجام داده است. در این راستا میزبان اجلاس های متعدد بوده و فعالیتهای دیپلماتیک خود را افزایش داده است و در تلاش است تا یک راه میانی را در بحران بین دولت طبرق و دولت طرابلس پیدا کند.
ایتالیا با توجه به منافعی که در حوزه های سیاسی، اقتصادی، تجاری و انرژی در لیبی دارد، تلاشهای دیپلماتیک را پیگیری کرده است. علاوه بر این، سواحل لیبی مهمترین نقطه عزیمت غیرقانونی به سمت خاک ایتالیا است. لذا، ایتالیا توجه ویژه ای به تحولات لیبی دارد. ایتالیا نگران هجوم مهاجرین از سواحل لیبی است. بر خلاف ایتالیا، اما رفتار فرانسه مبهم است. فرانسه منافع خاصی در حفظ نفوذ خود در مناطق جنوبی لیبی دارد، لذا تردیدی در حمایت از جناحهای مختلف در این کشور صرف نظر از نتایج آن بر روند مذاکرات سیاسی، ندارد.
دخالت قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در لیبی یکی از دلایل تداوم فعالیت گروه های تکفیری و همچنین یکی از عوامل عدم موفقیت اجرای توافق دولت وحدت ملی در این کشور می باشد.