• جدال نافرجام آمریکا و چین

در بخش ششم مقاله، مسئله تایوان و دریای جنوبی چین را بررسی خواهیم کرد.

در نظام بین‌الملل پساجنگ سرد، هژمونی و رهبری اقتصادی و سیاست‌های یک‌جانبه‌گرا از ‌سوی آمریکا به پایان رسیده است و ظهور چین در جایگاه قدرت بزرگ، به همراه کشورهایی مانند روسیه، ژاپن، هند، برزیل و اتحادیه اروپا پیامدهای عمده‌ای برای امریکا داشته است. رویارویی چین و امریکا در مسائل امنیتی، سیاسی و حقوقی شامل موضوعاتی نظیر اختلاف در موضوع مبارزه علیه تروریسم، مسئله تایوان، مسئله دریای جنوبی چین، دریای شرقی چین، مخالفت با حمله امریکا به عراق در سال 2003، اختلافات سیاسی چین و امریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد، جاسوسی سایبری، بحران کره شمالی، حساسیت امریکا در خصوص نوسازی ارتش چین، افکار عمومی منفی امریکایی ها و چینی ها علیه یکدیگر و  اختلافات حقوق بشری آمریکا و چین می شود.

در این مقاله به اختلاف دیدگاه های دو کشور در مسئله تایوان و مسئله دریای جنوبی خواهیم پرداخت.جزیره تایوان پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم، در اکتبر 1945 به دولت چین ملی واگذار شد. به دنبال وقوع جنگ کره در سال 1950، امریکا ناوگان هفتم خود را در اطراف جزیره تایوان به بهانه محافظت از آن در برابر حملات کمونیست ها مستقر کرد. لذا تایوان از سال 1950 به "متحد" امریکا در منطقه تبدیل شد. همین مسئله باعث عضویت تایوان در سازمان ملل و نیز جلوگیری جنجالی از ورود چین کمونیست به این سازمان در آن مقطع گردید. سیاستمداران آمریکا همواره از وضعیت تایوان به عنوان چماقی بالای سر چینی ها استفاده کرده اند. مثلاً کابینه بوش پدر، کلینتون و بوش پسر فروش با فروش سلاح های با تکنولوژی بالا به تایوان همواره موجب آزرده خاطر کردن مقامات چینی شده اند.

امریکا در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما، سیاست افزایش حضور خود در منطقه آسیا و اقیانوس آرام را در پیش گرفت که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این سیاست با هدف مهار چین اتخاذ شد. طبق گزارش یک سازمان اطلاعات دفاعی وابسته به دولت آمریکا در زمان اوباما اعلام شد که تعداد زیادی از 400 فروند هواپیمای جنگی تایوان به دلیل کهنگی و مشکلات ناشی از حفظ و نگهداری آنها، عملیاتی نیستند و نیاز به ترمیم دارند. این گزارش همچنین متذکر شد که ارتش چین در سال‌های اخیر، موشک‌های بالستیک و هواپیماهای شکاری خود را برای مقابله احتمالی با تایوان، هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ کمی بهبود بخشیده است و این اقدام موجب کاهش توانایی تایوان در مقابله هوایی، در صورت بروز درگیری شده است. تحلیل‌گران این گزارش را به عنوان مقدمه‌ای برای فروش بیشتر تسلیحات آمریکا به تایوان تعبیر کردند. دولت اوباما با فروش سلاح به تایوان در ژانویه 2009 باعث اعتراض شدید مقامات چینی شد. این مقامات تأکید کردند که فروش سلاح‌های آمریکایی به تایوان، امنیت ملی چین و ثبات منطقه ای را به خطر می‌اندازد.

در ادامه تنش های چین و آمریکا بر سر مسئله تایوان می توان به تماس تلفنی دونالد ترامپ، به عنوان رئیس‌جمهوری جدید امریکا با تِسای اینگ وِن، رهبر تایوان در سال 2016، اشاره کرد که موجی از اعتراضات را در چین به دنبال داشت. مشخص نبود که ترامپ می‌خواهد از این موضوع به عنوام اهرم تهدیدی برای کسب امتیاز از چینی‌ها استفاده کند و یا آن‌که به طور محوری، قصد نزدیک شدن بیشتر به تایوان را دارد. قصد ترامپ هرچه که بود، واکنش شدید مقامات پکن را در پی داشت. این مقامات تأکید کردند در صورتی ‌که ترامپ، سیاست چین واحد را به چالش بکشد، این موضوع عبور از خط قرمز ما محسوب می‌شود و ما بر اساس قانون "ضد تجزیۀ پکن"، مصوب سال 2005، اجازه خواهیم داشت درصورت جدایی تایوان از چین، از قدرت نظامی علیه تایوان استفاده کنیم. در جولای سال 2017 یک ناو جنگی آمریکا وارد تنگه تایوان شد. این اقدام یکی از ابعاد تلاش های آمریکا برای تقویت روابط نظامی با تایوان است، ورود این ناو به دلیل لایحه ای جنجالی بود که آمریکا آن زمان تنظیم کرده بود و طبق آن کشتی های این کشور پس از مدت ها بار دیگر می توانند در بسیاری از بنادر تایوان پهلو بگیرند. وزارت دفاع چین در واکنش به این موضوع اعلام کرد: «با توجه به تنش هایی که شکل گرفته است، لازم می بینیم بر تنگه تایوان نظارت جدی داشته باشیم».

در خصوص مسئله تایوان ، امریکا تاکنون با در پیش گرفتن سیاست مبهم "مخالفت با استقلال، ممانعت از الحاق و مخالفت با جنگ"، رهبران پکن را در راستای هدف دیرینه اتحاد مجدد جزیره ناکام گذاشته است. از مراحل آغازین روابط جمهوری خلق چین و امریکا، رویکرد واشنگتن نسبت به تایوان متأثر از نوع رفتار چین در سطح نظام بین الملل تغییر یافته است. زمانی که دولت امریکا تعهدات امنیتی بیشتری را در رابطه با تایوان تقبل کرده، چین با نزدیک شدن بیشتر به شوروی و پس از فروپاشی آن با روسیه سعی داشته تأثیرات چنین تعهداتی را کم رنگ نماید. برعکس، متأثر از فروپاشی شوروی، امریکا جمهوری خلق چین را شدیداً تحت فشار قرار داد و همزمان سطح فروش تسلیحات به تایوان را ارتقا بخشید. هدف امریکا از فروش تسلیحات پیشرفته مانند جنگنده، کشتی های جنگی و زیردریایی به تایوان حفظ "حداقل موازنه نظامی" میان دو سوی تنگه می باشد. بسیاری از مقام های آمریکایی بر این باورند که هر چقدر تایوان از لحاظ نظامی قوی تر شود و به تسلیحات پیشرفته تر دست یابد می توان مانع اتحاد آن با چین شد.

موضوع بعدی که آمریکا و چین بر سر آن به شدت اختلاف نظر دارند مسئله دریای جنوبی چین است. دریای جنوبی چین بخشی از اقیانوس آرام محسوب می شود و مساحتی بیش از پنج میلیون کیلومتر مربع از سنگاپور تا تایوان را در بر می‌گیرد. این دریا، بعد از پنج اقیانوس جهان، بزرگترین ناحیه دریایی جهان است. اما مناقشه دریای جنوبی چین مهم‌ترین موضوع امنیتی در جنوب شرق آسیا پس از جنگ ویتنام تلقی می‌شود که دارای تأثیرات جهانی است. این مناقشه از چند لحاظ در جهان منحصربه‌فرد تلقی می‌شود، نخست؛ تعداد طرف‌های درگیر در مناقشه این پهنه آبی، دوم؛ اهمیت ژئواستراتژیک دریای چین‌جنوبی و نیز نقش این دریا در اقتصاد و تجارت بین‌الملل و نهایتاً اینکه؛ این مناقشه باعث درگیری جدی میان ایالات متحده آمریکا و چین شده است. آن چیزی که با عنوان مناقشه دریای چین جنوبی شناخته می‌شود، در واقع یک سلسه تعارضات و اختلافات جدی بر سر تعیین مرز و حدود قلمرو دریایی و مالکیت تعدادی جزیره در این دریا است. این دریا در جنوب چین میان این کشور و کشورهای همجوار آن شامل تایوان، فیلیپین، ویتنام، مالزی و برونئی واقع شده است.

جالب اینجاست که ایالات ‌متحده با اینکه جزو کشورهای منطقه محسوب نمی‌شود و از نظر حقوقی نیز ادعایی در این دریا نمی تواند داشته باشد، اما به بهانه حمایت از اصل آزادی دریانوردیِ دریاها و همچنین در حمایت از موضع فیلیپین، به‌عنوان یک طرف درگیر در این مناقشه مداخله دارد. علت اصلی مداخله ایالات‌ متحده در این منطقه نگرانی این کشور از افزایش قدرت چین است که ممکن است به کاهش نفوذ ایالات ‌متحده منجر شود. چین تقریباً بر کل دریای چین‌جنوبی ادعای حاکمیت دارد که بر اساس اصل ادعای تاریخی مطرح می‌شود. این ادعا موسوم به خطوط نُه‌گانه (Nine dash line) است. در مقابل، کشورهای همجوار هر کدام ادعایی در این دریا دارند. طی چند سال اخیر و به موازات افزایش حجم صادرات کالاهای ساخت چین از یک‌سو و افزایش نیاز کشورهای منطقه به منابع انرژی از سوی دیگر، این دریا اهمیت دو چندانی پیدا کرده است. نباید فراموش کنیم که دریای چین جنوبی شاهراه حیاتی اتصال میان اقیانوس هند و اقیانوس آرام است.

مناقشه در دریای چین جنوبی، باعث افزایش چشمگیر هزینه‌های حمل و نقل و کالاهای صادراتی و وارداتی به ویژه در منطقه شرق آسیا می شود. اما ایالات‌متحده آمریکا بدون توجه به این وضعیت، به پیشبرد سیاست های خود در این دریا ادامه می دهد. اندرو رینگ (Andrew Ring) فرمانده ستاد نیروی دریایی ایالات متحده می گوید: «در جولای سال 2010، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده به منافع آمریکا در دریای چین جنوبی اشاره کرد و حفاظت از آن را به عنوان یک راه آبی استراتژیک مهم برای نیروی دریایی ایالات متحده، جزء سیاست‌های اصلی کاخ سفید در منطقه آسیا ـ پاسیفیک دانست».

البته پکن همواره از آمریکا خواسته که در مسائل دریای جنوبی چین دخالت نکند ولی مداخلات امریکا در این موضوع در سالهای اخیر افزایش یافته است که حاکی از تشدید رویارویی های دو کشور در مسایل راهبردی محسوب می شود.

 

مرداد ۰۸, ۱۳۹۷ ۰۸:۰۳ Asia/Tehran