تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن (قسمت سوم و پایانی)
-
تخریب مراکز درمانی در نتیجه تجاوز عربستان سعودی به یمن
قسمت سوم و پایانی: پیامدهای تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن
با وجود آن که عربستان سعودی داعیه رهبری جهان عرب را در سر می پروراند ، اما این گفتمان مقاومت است که در حال رسیدن به جایگاه فراگیر در عرصه منطقه ای و بین المللی است. شکست آل سعود در یمن، تحقیر راهبردی را برای عربستان سعودی به همراه آورد. هانس جی مورگنتا ، از نظریهپردازان واقع گرایی کلاسیک، در کتاب «سیاست بین ملتها» می گوید : «دولتها هرگز نباید خود را در موقعیتی گرفتار کنند که عقب نشینی از آن موقعیت به منزله از دست رفتن اعتبار و حیثیت آن ها تلقی شود .» شاید اگر مورگنتا زنده بود "ریاض " را مهمترین مصداق معاصر این هشدار معرفی می کرد. عربستان سعودی همواره خود را (باصطلاح) مدافع امت اسلامی نشان می داد اما تجاوز نظامی به یمن و سپس انتشار گسترده تصاویر کشتار زنان و کودکان یمنی و ادامه حملات در ماه های حرام ، مشروعیت سنتی آل سعود را به عنوان خادم حرمین شریفین از بین برد . بمباران کورکورانه مناطق مسکونی ، تأسیسات زیربنایی و کارخانجات و حتی بیمارستانها و مدارس و مساجد یمن به همگان ثابت کرد که آل سعود در کشتار زنان و کودکان مسلمان در ردیف رژیم صهیونیستی قرار داد. عربستان که در سالهای گذشته با ژست خادمی حرمین شریفین و خیرخواه امت اسلامی سعی میکرد وجههای را برای خود دست و پا کند ، با کشتار هزاران زن و کودک یمنی نه تنها این وجهه تصنعی را از بین برد بلکه کار به جایی رسید که حتی سازمانهای مدافع حقوق بشر غربی نیز سعودیها را در یمن به جنایات جنگی متهم و از آمریکا ، انگلیس و فرانسه به دلیل فروش سلاح به این رژیم انتقاد کردند .
موضوع اساسی در این میان، کاهش اعتبار بین المللی و شکستن هیبت عربستان سعودی است .اعتبار بین المللی عربستان سعودی پس از تجاوز به یمن به شدت کاهش پیدا کرده است . شکست هیمنه عربستان سعودی در آوردگاه یمن یک نتیجه راهبردی دارد که آن از بین رفتن پرستیژ و وجهه ریاض در منطقه و جهان عرب است . پس از این کشورهای عربی با حزم و احتیاط بیشتری با برنامه های آل سعود در منطقه برخورد خواهند کرد و سرنوشت خود را به دست دولت ریاض نخواهند سپرد . چه بسا مخالفت ها نیز با عربستان سعودی در سطح منطقه بیشتر شود چرا که یمن برای سایر ملت های عرب به الگوی مقاومت در مقابل ادعای پدرخواندگی آل سعود تبدیل خواهد شد .
پیامد دیگر جنگ عربستان به یمن تجاوز نظامی به فقیرترین کشور منطقه خاورمیانه عربی از سوی ثروتمندترین کشور منطقه و جهان اسلام که سالانه چند میلیارد دلار صرف خرید و ارتقای توان نظامی خود می کند و سپس شکست سنگین در این جنگ نابرابر ، همگان را به این واقعیت رهنمون کرد که آل سعود غیر از فروش نفت و خرید جنگافزار و انبار آن هیچ هنر دیگری ندارد و با آن میزان از جنگ افزارهای مدرن حتی قادر نیست از پس یک کشور که به لحاظ نظامی ضعیف است ، برآید . این جنگ به وضوح ناتوانی نظامی عربستان سعودی را به همگان ثابت کرد .
پیامد دیگر جنگ عربستان سعودی علیه یمن تشدید اختلافات داخلی در این کشور بوده است .مرگ ملک عبدا... موجب تشدید رقابت های درونی آل سعود و منازعه بر سرقدرت و نفوذ شد . جنگ یمن به عنوان عرصه نوینی برای این رقابت ها خود را نشان داد . گزارش های متعددی از اختلافات رهبران سعودی درباره جنگ در یمن خبر می دهند . در مورد تداوم جنگ و همچنین تاثیرات احتمالی آن بر ساختار قدرت در خاندان سعودی نیز دیدگاههای مختلفی وجود دارد .
از ابتدای شروع تجاوز نظامی ، برخی از امرای سعودی مخالفت خود را نشان دادند که از جمله آن ها میتوان به مقرن بن عبدالعزیز ، ولیعهد وقت سعودی که مادری یمنی داشته است ، اشاره کرد . همچنین متعب بن عبدا... ، وزیر گارد ملی ، برغم این که جرات بیان مخالفت خود به صورت آشکار را نداشته است ، از مخالفین این عملیات نظامی محسوب میشود . وی این مخالفت خود را به صورت تلویحی و مخفیانه در دیدار با برخی مقامات نظامی در مقر وزارت گارد ملی بیان و بر لزوم احتیاط هرچه بیشتر در جنگ تاکید کرد . همچنین خالد بن طلال ، از امرای سعودی نیز به شکل غیر رسمی در حساب توئیتری خود از تصمیم ملک سلمان برای حمله به یمن ، بدون منتظر ماندن برای برگزاری اجلاس اتحادیه عرب در شرم الشیخ ، انتقاد کرد و آن را به مثابه بی احترامی به سایر دولتمردان عرب محسوب نمود . عمدهترین اختلافات در جنگ یمن درباره آغاز عملیات نظامی و بین جناح سدیری ، با مرکزیت محمد بن سلمان وزیر دفاع و محمدبن نایف وزیر وقت کشور ، از یک سو و جناح غیرسدیری با محوریت مقرن بن عبدالعزیز ولیعهد وقت و متعب بن عبدا... وزیر گارد ملی ، بوده است . تداوم عملیات نظامی و چگونگی آن نیز از موارد اختلاف است . این اختلاف به خصوص بین محمد بن سلمان و محمد بن نایف ، به عنوان دو شخصیت اصلی پیش برنده جنگ ، در جریان بوده است . در حالی که بن سلمان خواستار مداخله نظامی زمینی در یمن است ، بننایف مداخله زمینی را رد و آن را به مشارکت کشورهایی مانند پاکستان مشروط کرده است .البته محمد بن نایف به دلیل مخالف هایش با بن سلمان، با حکم عمویش سلمان بن عدبالعزیز از مورخ 21 ژوئن 2017 مناصب سلطنتی را از دست داد و بن سلمان یک تاز تصمیم گیری درباره ادامه تجاوز نظامی به یمن شد.
یکی دیگر از پیامدهای تجاوز عربستان سعودی به یمن اوج گیری اعتراضات ضد سعودی در کشورهای مختلف است . تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن همچنین صدای اعتراض ساکنان استان های عسیر، نجران و جیزان را نیز بلند کرده و آن ها را به فکر بازگشت به سرزمین مادری و یا کسب خودمختاری انداخته است که این هم از دیگر شاخص های شکست عربستان سعودی در این جنگ محسوب می شود . این استان های عربستان پیش از اعلام موجودیت حکومت سلسله سعودی به یمن تعلق داشت اما در پی شکست در جنگ ، براساس قرارداد طائف برای مدت مشخصی به قیمومیت عربستان سعودی درآمد و با وجود انقضای مهلت تعیین شده ، در اواسط دهه 90 میلادی ، خاندان آل سعود با پرداخت رشوه به علی عبدا... صالح ، رئیس جمهوری وقت یمن و سران عشایر و قبایل ساکن در این استان ها ، کماکان به قیمومیت خود ادامه داده است اما از سال 2015 م به طور رسمی ادامه سلطه عربستان سعودی بر این مناطق زیر سوال رفته و این امر از دیگر نتایج تجاوز نظامی این کشور به یمن بوده است .
از دیگر پیامدهای مهم تجاوز نظامی عربستان سعودی به یمن افزایش نفرت یمنی ها از همسایه شمالی و ایجاد حس انتقام جویی در ملت یمن است که چه بسا این نفرت در نسل های آتی یمنی ها نیز باقی بماند . البته پیش از آغاز تهاجم نظامی به یمن ، حاکمان عربستان سعودی در افکار عمومی یمنیها چندان چهره مطلوبی نداشتند. از نظر تاریخی ، نگاه قیم مآبانه و ارباب مآبانهای که سعودیها در سالیان دراز به سرزمین ملکه سبا داشتهاند ؛ هیچگاه نتوانست برای نقش عربستان سعودی در یمن مقبولیتی به همراه آورد . کارنامه عربستان سعودی در حداقل شش دهه گذشته ، شامل هشت تهاجم نظامی به یمن است که در همه آنها بدون استثنا سعودی ها شروع کننده جنگ بوده اند. با این شرایط طبیعی است افکار عمومی نقش عربستان سعودی در این کشور را نپذیرد.
یکی دیگر از دلایل تحقیر عربستان سعودی، شکست این کشور در ائتلاف سازی بود . عربستان سعودی که در ابتدا مدعی تشکیل ائتلافی متشکل از سه حلقه اعضای شورای همکاری خلیج فارس ، کشورهای عربی عضو اتحادیه عرب و محور ترکیه - پاکستان بود ، در ادامه نتوانست به این هدف برسد . ریاض برآن بود تا در تجاوز به یمن تمامی کشورهای عربی و سنی منطقه را با خود همراه سازد اما نتوانست به موفقیتی در این زمینه نائل شود. آل سعود سعی داشت با ایجاد ائتلافی وسیع هم به تجاوز خود مشروعیت بدهد و هم از لحاظ مالی و تلفات نظامی از خسارات خود بکاهد . برای عربستان سعودی مشارکت پاکستان و ترکیه در تجاوز به یمن بسیار مهم بود چرا که ارتش این دو کشور از قدرت و توانایی بالایی برخوردار هستند اما با بروز نشانه های شکست ، ترکیه و پاکستان خود را کنار کشیدند و عربستان سعودی در مواجهه با یمن تنها ماند .
بین کشورهای به اصطلاح ائتلاف نیز اختلافات متعددی وجود دارد . قطر با مصر مشکلات متعددی دارد، از همین رو پس از دعوت عربستان سعودی از مصر، دوحه با مشارکت این کشور مخالفت نمود. قطع روابط عربستان سعودی با قطر نیز نشان داد که ریاض با شرایط دشواری در منطقه مواجه شده است. بین امارات و عربستان سعودی نیز اختلافات زیادی وجود دارد. به طور کلی ریاض در تصمیم گیری های مربوط به عملیات نظامی، نظر سایر کشورها را غیر ضروری می داند امری که موجبات انتقاد کشورهای عربی را فراهم آورده است. در این میان ، نکته لازم به ذکر این است که هدف اصلی برخی از کشورهای کوچک آفریقایی از مشارکت در ائتلاف ، انتفاع مالی است . در مجموع می توان گفت که ائتلاف ساختگی عربستان سعودی در جنگ یمن خیلی زود و به دنبال عیان شدن نشانههای شکست فروپاشید و آل سعود مجبور شد برای به خدمت گرفتن مزدوران جدید و نگه داشتن کشورهایی که قبلاً در ائتلاف عضو بودند ، رشوههای کلانی بپردازد.
در حال حاضر رهبران ریاض، دنبال راهکارهایی هستند که به شکل آبرومندانهای از باتلاقی که برای خود در یمن ایجاد کرده اند، خارج شوند. ناکامی های متعدد عربستان سعودی در منطقه از جمله در یمن، نشان می دهد که طرح های آمریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی برای ضربه زدن به محور مقاومت با شکست جدی مواجه شده است.
پژوهشگر: علی نجات