بررسی تشدید روند اسلام ستیزی در تاجیکستان / قسمت سوم و پایانی
-
مسلمانان تاجیکستان
پس از فروپاشی شوروی، مسیر کلی جوامع مسلمان در حوزه جمهوری های شوروی ، احیای اسلام پس از هفتاد سال حاکمیت الحاد کمونیستی بوده است
واقعیت آن است که در سال های پس از فروپاشی شوروی، مسیر کلی جوامع مسلمان در حوزه جمهوری های شوروی ، احیای اسلام پس از هفتاد سال حاکمیت الحاد کمونیستی بوده است. اما، دولت های جمهوری های آسیای مرکزی از جمله تاجیکستان بر مبانی لائیسم و سکولاریسم استوار شده اند.
از دیدگاه منتقدان در داخل تاجیکستان، دولت دوشنبه پس از گذشت چند سال از انعقاد قرارداد صلح، به سیاست مدارا با گرایش اسلامی مردم و نیز حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به عنوان شاخص ترین سازمان سیاسی اسلامگرا در این کشور، پایان داد و فشار بر فعالان اسلامگرا و نیز ایجاد محدودیت برای مظاهر اسلامی در جامعه را آغاز کرد و به تدریج این رویکرد را به اوج رساند.
تبعات منفی این سیاست هم بر اوضاع داخلی تاجیکستان و هم بر سیاست خارجی آن، مشهود بوده است . در این خصوص میتوان به محدود شدن زمینه برای رشد اسلام اصیل در تاجیکستان، اشاره کرد که بطور ناخواسته زمینه را برای رشد وهابیت در سال های اولیه این دوره و رشد پدیده داعش در سال های اخیر فراهم کرده است. از دیدگاه کارشناسان مستقل در تاجیکستان ، روند سیاسی منطقی «دولت- ملت سازی» که با آتش بس و صلح تاجیکستان آغاز شده بود، بر اثر سیاست اسلام ستیزی به شدت لطمه دیده است .
مطالعه وضعیت کنونی اسلام و اسلامگرایان در تاجیکستان و محدودیت ها و ممنوعیت هایی که برای شهروندان ، جریانات، گروه ها و احزاب دارای گرایش و مساجد و مراکز فرهنگی مسلمانان ایجاد شده است، نشان می دهد که حاکمیت طرز تفکر سکولار و طرفدار رواج فرهنگ غربی در تاجیکستان، مهمترین عامل اسلام ستیزی در این کشور است.
تاجیکستان از نظر تصویب قوانین و مقررات ضداسلامی و نیز از نظر سبک سرکوب و بکارگیری رسانه و مراکز فکری در برخورد با جریانات اسلامی و ترویج سبک زندگی غربی و تاثیرپذیری از جریان کلی اسلام ستیزی در غرب تشابه قابل توجهی با کشورهایی نظیر ازبکستان و جمهوری آذربایجان دارد.
از دیدگاه نهضت اسلامی تاجیکستان ، درتاجیکستان،قدرت حاکم از صلح به عنوان حربه ای برای تضعیف موقعیت جریان اسلامگرا دراین کشور بهره گرفته است و به حسن نیت و صلح خواهی اسلامگرایان با زدن انگ فعالیت های تروریستی پاسخ داده است. البته، مفهوم اسلام ستیزی در تاجیکستان بسیار وسیع تر از برخوردهای دولت این کشور با حزب نهضت اسلامی تاجیکستان است و در واقع سیاست ضربه زدن به حزب اسلامی تاجیکستان صرفا یکی از مصادیق اسلام ستیزی در این کشور محسوب می شود.
بسیاری ازشهروندان اسلامگرای تاجیکستان که شاید هیچ گونه آشنایی و ارتباطی با حزب نهضت اسلامی نیز ندارند،دراجرای احکام اسلام وداشتن سبک زندگی اسلامی ورعایت ظواهر آن، با محدودیت ها و ممنوعیت های اعمال شده از طرف دولت سکولار تاجیکستان مواجهند. البته نباید این واقعیت را نادیده گرفتن که این سیاست دولت از سوی بخشی از روشنفکران غرب زده در تاجیکستان و کمونیست های قدیمی نیز حمایت می شود، این افراد ممکن است از لحاظ تعداد زیاد نباشند اما از لحاظ نفوذ در دانشگاهها ، مطبوعات و رسانه ها قدرت تاثیرگذاری بر افکار عمومی دارند.
در کنار عوامل داخلی تشدید اسلام ستیزی در تاجیکستان ، عوامل خارجی مهمی بر این روند تاثیرگذار بوده اند. از دیدگاه برخی از کارشناسان آسیای مرکزی ، عامل روسیه در طول تاریخ و بخصوص در قرون اخیر که نفوذ سیاسی، امنیتی و اقتصادی روسیه بر آسیای مرکزی وازجمله تاجیکستان تکمیل شده است، به عنوان نیرویی مقابل اسلام در فعالیت بوده است. با استیلای تزارهای روس بر آسیای مرکزی و تاجیکستان، عملا این سرزمین ارتباط طبیعی خود را با جهان اسلام از دست داد و روس ها به انحاء مختلف آغاز به ترویج فرهنگ روسی و وابستگی فکری به روسیه در این منطقه کردند. در زمان حاکمیت کمونیسم نیز ضمن تداوم این سیاست، نظام کمونیستی برنامه سیستماتیکی را برای نابود کردن مظاهر و نیز ریشه های دین اسلام در این منطقه به اجرا گذاشت که از ممنوعیت رسمی دین گرفته تا دستگیری و اعدام و تبعید علمای اسلامی را شامل شد . در نظام آموزشی رسمی این رژیم نیز دین و از جمله اسلام به عنوان افیون توده ها آموزش داده شد و از سایر ارگان های ماشین تبلیغاتی شوروی از نشریات گرفته تا سینما و تلویزیون نیز همین دیدگاه به اذهان تزریق شد.
پس از فروپاشی شوروی، گرچه این دشمنی و جنگ آشکار روس های کمونیست با اسلام عملا موضوعیت خود را از دست داد، اما روسیه به عنوان هویتی که خواستار تداوم نفوذ فرهنگی خود در حوزه شوروی بوده است، بازهم در این دوره نیز به عنوان یکی از عوامل موجود در مقابل احیای اسلام در آسیای مرکزی از جمله تاجیکستان مطرح بوده است. روسیه با حضور نظامی خود در تاجیکستان و حمایت از قدرت حاکم بر این کشور، در عمل و فراتر از تاثیرات فرهنگی و سیاسی و امنیتی در برخورد با جریانات اسلامی و مقابله با احیای اسلام عمل کرده است. از دیدگاه برخی از کارشناسان ، خواه در زمان جنگ داخلی تاجیکستان و خواه در دوره صلح، حضور نظامی قدرتمند روسیه در تاجیکستان به عنوان یکی از عوامل قدرت دولت تاجیکستان در برخورد با جریانات مخالف از جمله حزب نهضت اسلامی تاجیکستان بوده است.
غرب و سیاست های آمریکا در تاجیکستان نیز از عوامل مهم موثر بر تشدید اسلامگرایی در این کشور محسوب می شود. همزمان با تقویت جریان کلی اسلام هراسی و اسلام ستیزی در غرب، اسلام ستیزی درتاجیکستان نیز تشدید یافته است. غربگرایی حاکم بر تاجیکستان و حاکمیت طرز تفکری که به دنبال ایجاد سبک زندگی مشابه با ظواهر سبک زندگی غربی در تاجیکستان می باشد و نیز سلطه رسانه ای غرب بر دنیا نشان می دهد که تاجیکستان به عنوان جزئی کوچک از سیستم بین المللی نمی تواند بی تاثیر از جریان کلی اسلام هراسی و اسلام ستیزی در غرب باشد. علاوه بر این، شواهدی نیز وجود دارد که نشان می دهد مشخصا سیاست های آمریکا در تقویت گرایش ضداسلامی دولت تاجیکستان تاثیر داشته است. برنامه های برگزاری دوره های تبادل دانشجو و معلم میان آمریکا و تاجیکستان با هدف آشنا کردن شرکت کنندگان در این دوره ها با سبک زندگی آمریکایی، وارد کردن تاجیکستان به دایره دولت های حامی عملیات مبارزه با تروریسم آمریکا در افغانستان ، فاش شدن حضور گلمراد حلیم اف، فرمانده سابق پلیس ویژه تاجیکستان در دوره های آموزشی آمریکا در خصوص مبارزه با تروریسم و سپس پیوستن مشکوک این نظامی تاجیکستانی به سازمان تروریستی داعش، حضور چهره های فرهنگی و برخی شعرای ضداسلام تاجیکستانی در آمریکا و تزریق افکار آنها به جامعه تاجیکستان از جمله شواهدی است که نشان می دهد آمریکا نیز در تشدید روند اسلام ستیزی در تاجیکستان نقش مهمی دارد.
تاثیرالحاق تاجیکستان به دایره کشورهای عضوباصطلاح ائتلاف مبارزه با تروریسم تحت رهبری آمریکا در افغانستان تا حدی بارز بوده است که تاریخ یازده سپتامبر آمریکا و سپس استقرار آمریکا و ناتو درافغانستان به عنوان نقطه عطفی در تغییرات اوضاع امنیتی درتاجیکستان یاد می شود.
پدیده وهابیت و ظهور سازمان تروریستی داعش از درون این پدیده خطرناک، از مهمترین عوامل موثر خارجی بر روند تشدید اسلام ستیزی در تاجیکستان می باشد. پیش از پیدایش داعش از درون پدیده وهابیت، ایجاد طالبان افغانستان از درون این پدیده و استیلای آن بر افغانستان، تاثیر غیرقابل انکاری بر اوضاع تاجیکستان در اواخر دهه 1990 گذاشت . گرچه تاجیک ها از بیم گسترش پدیده طالبان و با حمایت های ایران و روسیه ، صلح سال 1997 را درتاجیکستان پایه گذاری کردند، اما سیاستهای حاکم بر این کشور نتوانست از رشد پدیده وهابیت دردرون تاجیکستان جلوگیری کند. پیشبرد سیاست های مخرب فرهنگی دولت هایی نظیر عربستان سعودی و قطر در تاجیکستان تحت عنوان ساخت مساجد و ارسال کتب دینی بگونه ای طراحی شده بود که دولت تاجیکستان توان ارزیابی تبعات این سیاست را نداشت وعملا با همکاری دولت دوشنبه با عربستان سعودی و قطر، زمینه های نفوذ وهابیت درتاجیکستان فراهم شد.
عضوگیری داعش از شهروندان این کشور، بهانه مهمی در دست دولت تاجیکستان برای پیشبرد سیاست اسلام ستیزی و توجیه سرکوب جریانات اسلامی میانه رو و رقیب تحت عنوان مبارزه با افراط گری و تروریسم بوده است. اوج گیری سیاست اسلام ستیزی در تاجیکستان پس از ظهور پدیده داعش نیز نشان می دهد که تاثیر این عامل خارجی در تقویت خصومت ورزی علیه اسلام در این کشور بسیار قابل توجه بوده است. از این منظر، نقش کشورهایی که در تقویت وهابیت در تاجیکستان نقش داشته اند، بخصوص عربستان سعودی اهمیت زیادی دارد. همچنین تاثیرات وهابیت گسترش یافته در منطقه وسیع موسوم به دره فرغانه و بخصوص جریان های سلفی افراطی ازبکستان در این منطقه و دامنه های آن در سایر کشورهای منطقه از جمله تاجیکستان نیز از عوامل خارجی مهمی است که باید در شناخت پدیده اسلام ستیزی در تاجیکستان مورد توجه قرار گیرد.
در میان کشورهای دارای تاثیر در تاجیکستان، نقش و تاثیر جمهوری اسلامی ایران نیز به علت داشتن اشتراکات گسترده تاریخی و فرهنگی از مولفه های مهمی است که در بررسی مسایل اسلامی تاجیکستان مورد توجه قرار می گیرد. نقش جمهوری اسلامی ایران در زمینه ارایه کمک های فکری ، فرهنگی و اقتصادی به تاجیکستان ازهمان ابتدای اعلام استقلال این کشور قابل توجه بوده است. به اذعان بسیاری از ناظران مسایل تاجیکستان، نقش ایران در سوق دادن نیروهای رقیب تاجیک به ایجاد صلح و آرامش در این کشور در اواخر دهه 1990 بی نظیر بوده است وحتی کشوری همچون روسیه نیز از توانایی که ایران در زمینه ایجاد صلح در تاجیکستان داشت، برخوردار نبود. زیرا، مهمترین نیرویی که نهضت اسلامی تاجیکستان به عنوان مهمترین رکن اتحادیه مخالفان تاجیک در دوره جنگ داخلی این کشور، از آن توصیه می پذیرفت، جمهوری اسلامی ایران بود و ایران نیز به منظور ایجاد آرامش در تاجیکستان و زمینه سازی برای تحقق اهداف متعالیه اسلام در این کشور در فضای مثبت و آرام، با بهره گیری از ظرفیت فرهنگی و تاریخی مشروع خود ، نهضت اسلامی تاجیکستان و سایر احزاب مخالف دولت تاجیکستان را به صلح با حاکمیت و کنار گذاشتن سلاح در این مبارزه متقاعد کرد.
اما، این روند بعدها با عهدشکنی دولت تاجیکستان و نقض برخی از مفاد توافق صلح تاجیکستان یعنی همزیستی نیروهای اسلامگرا و لائیک در این کشور، عملا به تضعیف جریان اسلامی درتاجیکستان منجرشده است.
بر این اساس ، از دیدگاه برخی از کارشناسان مسایل آسیای مرکزی ، کنارگذاشته شدن مقامات و نمایندگان سابق حزب نهضت اسلامی از حاکمیت تاجیکستان، اعمال محدودیت وممنوعیت فعالیتهای اسلامی و غیردولتی علیه آنها ، حذف آنها ازمجلس قانونگذاری وتخریب چهره حزب نهضت اسلامی دردوره های برگزاری انتخابات درتاجیکستان، مرتبط اعلام کردن برخی درگیری های نظامی در این کشور با حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در طول دو دهه اخیر برغم خلع سلاح داوطلبانه این حزب درپی توافق صلح 1997 و نهایتا درگیری های ماه سپتامبر 2015 و تبلیغات گسترده دولتی در خصوص تروریستی قلمداد کردن حزب نهضت اسلامی و سپس انحلال این حزب و به موازات تمامی این ها، روند روبه تزاید اسلام ستیزی دولت تاجیکستان در رفتار با مظاهر و اعتقادات اسلامی مردم این کشور در طول حدود دو دهه اخیر پس از توافق صلح 1997 نشان می دهد که به حسن نیت ایران در کمک به وحدت ملی در تاجیکستان پاسخ شایسته ای داده نشده است .