بررسی تشدید روند اسلام ستیزی در تاجیکستان / قسمت اول
-
تاجیکستان
در تاجیکستان بویژه در سالهای اخیر مقابله با گرایش مردم در احیای عمل به احکام دین اسلام در زندگی روزمره ، به سیاست رسمی و اعمالی دولت تبدیل شده است
این مقاله تولیدی، براساس پروژه تحقیقاتی واحد " پژوهشهای کاربردی " معاونت برون مرزی و توسط اداره کل خبر و تفسیر این معاونت تهیه شده است
بررسی تشدید روند اسلام ستیزی در تاجیکستان / قسمت اول
در تاجیکستان بویژه در سالهای اخیر مقابله با گرایش مردم در احیای عمل به احکام دین اسلام در زندگی روزمره ، به سیاست رسمی و اعمالی دولت تبدیل شده است . دولت دوشنبه با هر نماد اجتماعی که نشان دهنده اسلامی بودن این کشور تلقی شود، از جمله حجاب در مراکز آموزشی دخترانه ، اقامه نماز در اماکن عمومی و دولتی، حضور جوانان زیر 18 سال در مساجد، تشکیل سازمان ها و احزاب با مرامنامه اسلامی، تدریس و یادگیری مفاهیم اسلامی در مدارس کشور مقابله می کند.البته در قانون اساسی تاجیکستان، حکومت در این کشور سکولار توصیف شده اما در این سند حقوقی ملی، "حقوق مردم مسلمان تاجیکستان در برخورداری از آزادی مذهب و عمل به آن نیز تصریح شده است" که با محدودیت های گسترده ای که بر فعالیتهای مذهبی در این کشور اعمال شده است، سازگاری ندارد .
اکثریت مردم تاجیکستان برغم حاکمیت هفتاد سال آتئیسم و کمونیسم زمان حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی بر این سرزمین ، خود را مسلمان می دانند و از زمان فروپاشی شوروی ، گرایش به احیای اسلام در زندگی مردم نیز سال به سال افزایش یافته است .
مردم تاجیکستان همانند سایر ممالکی که روزگاری بخشی از ایران بودند، نقش مهمی در شکل گیری تمدن اسلامی داشته اند . تاجیکستان زمانی پایتخت سلسله سامانیان ایران بود و در آن دوران به مهد علوم اسلامی تبدیل شده بود . قدرت گرایش های اسلامی در مردم تاجیکستان سبب شد که پس از فروپاشی شوروی ،نهضت اسلامی در این جمهوری تقویت شود و دولت تازه تاسیس تاجیکستان با این نهضت که مهمترین طیف مخالفان را تشکیل می داد ، مقابله کند که منجر به جنگ داخلی شد .
تلاش های دولت برای سرکوب نهضت اسلامی تاجیکستان از طریق نظامی نتیجه ای نداشت و در نهایت با وساطت جمهوری اسلامی ایران ، روسیه و سازمان ملل، صلح میان نیروهای اسلامگرای فعال در عرصه نظامی و سیاسی و دولت تاجیکستان در سال 1997 برقرار شد، مهمترین بخش این توافقنامه احترام به آرمان های اسلامگرایان و واگذاری سهم سی درصدی از قدرت به مخالفان بود. اما پس از دو سه سال از گذشت توافقنامه، دولت تاجیکستان به اهداف قرارداد صلح پایبند نماند و تلاش کرد تا اهدافی را که از طرق نظامی نتوانسته بود به دست آورد ، از طرق سیاسی تحقق بخشد، سیاست هایی که امروزه از آن به عنوان تشدید روند اسلام ستیزی در تاجیکستان یاد می شود .
دولت تاجیکستان با این رویکرد ، میان اسلام معتدل که گرایش سیاسی میانه رو دارد با جریان های افراطی و تروریستی که تحت پوشش نام اسلام فعالیت می کنند ، تفاوتی قائل نیست .
اقدامات خشن و روش سرکوب گرایانه دولت تاجیکستان نظیر ممنوع کردن فعالیت نهضت اسلامی و تروریستی خواندن آن در سپتامبر 2015، زمینه مناسبی را برای افراط گرایی مذهبی در این کشور بوجود آورده است و شماری از جوانان و اقشاری را که از خلأ معنوی و دینی موجود در کشور رنج می برند ، بسوی گروه های افراطی مانند القاعده ، حزب التحریر و داعش سوق داده است.
رویکرد دولت دوشنبه علیه نهضت اسلامی این کشور از جمله بستن دفاتر نهضت اسلامی و تهدید و بازداشت مسئولان این حزب و منع فعالیت آن، در ده سال گذشته بی سابقه بوده است و ضمن به خطر انداختن وحدت ملی و توافقنامه صلح 1997 ، نشانه ای از "تشدید" روند اسلام ستیزی در تاجیکستان بشمار می آید که دلایل متعدد داخلی و خارجی دارد.
این دلایل طیف گسترده ای از متغیرهای داخلی و خارجی نظیر نگرانی از افزایش محبوبیت نهضت اسلامی ، سوء استفاده از فضای بین المللی ایجاد شده برای مبارزه با داعش جهت حذف رقیب ، تحریکات عربستان سعودی ، امریکا و برخی دیگر از کشورها را در بر می گیرد .
در این مقاله به بررسی علل تشدید روند اسلام ستیزی در تاجیکستان خواهیم پرداخت و علل داخلی ، عوامل خارجی و مصادیق تشدید روند اسلام ستیزی در تاجیکستان را تبیین خواهم کرد.
اهمیت استراتژیک تاجیکستان در منطقه آسیای مرکزی که همچنان برخی صاحبنظران آنرا هارت لند می نامند برکسی پوشیده نیست اما تحولات بین المللی سه دهه اخیر از جمله فروپاشی شوروی و تبدیل آسیای مرکزی به عرصه رقابت قدرت های جهانی و منطقه ای، حوادث یازده سپتامبر نیویورک و اعلام جنگ آمریکا علیه افغانستان در سال 2001، موجب افزایش اهمیت استراتژیک تاجیکستان شد.
در کنار اهمیت استراتژیک تاجیکستان موضوع گستره قوم تاجیک در جغرافیای منطقه حائز اهمیت است بویژه که قوم تاجیک دارای هویت دینی و فرهنگی مختص بخود است.
قوم تاجیک درکشورهای مختلف منطقه آسیای مرکزی، افغانستان، ایران، پاکستان ، هند و روسیه و سایر کشورها پراکنده است، اما محل اصلی استقرار تاجیک ها، کشور تاجیکستان است که در دنیا به عنوان یکی از کشورهای مسلمان شناخته می شود. این کشور و بطور کلی منطقه آسیای مرکزی در طول قرون متمادی جزئی از ایران و حوزه تمدنی ایرانی بوده است، اما منطقه آسیای مرکزی در نیمه دوم قرن نوزدهم بخصوص در فاصله سالهای1860 الی 1870 میلادی به تسلط کامل روسیه تزاری درآمد و همین تحول موجب دگرگونی های شدیدی در اوضاع دینی، سیاسی و فرهنگی حاکم بر این منطقه از جمله کشور کنونی تاجیکستان شد. با وجود این، به رغم تغییرات جمعیتی، نژادی و فرهنگی گسترده در این منطقه، فرهنگ ایرانی هنوز هم در آسیای مرکزی نقش برجسته ای دارد.
تاجیکستان با ورود اسلام، مهد زبان فارسی دری و فرهنگ و علوم گوناگون شد. در سدهی دهم میلادی، تاجیکستان جزئی از قلمرو سامانیان بود. پس از سامانیان، تاجیکستان به ترتیب جزئی از حکومت های غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهیان، مغول، تیموریان و ازبک بوده است.
در سده دهم میلادی، این سرزمین مرکز حکومت سامانیان بود که در علم و تمدن ایرانی نقش و تاثیر ماندگاری در تاریخ به ثبت رسانده است. سامانیان نزد مردم تاجیکستان ارزش و احترام والایی دارند و الهام بخش آنها به شمار می آیند و در واقع سامانیان پایه گذار فرهنگ تاجیکستان شناخته می شوند.
مجسمه امیر اسماعیل سامانی اکنون سمبل ملی مردم تاجیک است و واحد پول این کشور که تا قبل از استقلال ، روبل روسی بود، به سامانی تغییر یافت .
اکنون حتی نام شهرها و روستاها و خیابان ها هم یکی از پس از دیگری به نام سامانیان ، شعرا و دانشمندانی که در زمان آنها پرورش یافتند، نامگذاری می شود.
پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی بگونه ای موجب تحکیم زبان و ادب فارسی شد که این زبان تا هزار سال بعد در این سرزمین زنده ماند و حتی برغم ضربه هایی که پس از خارج شدن آسیای مرکزی از ترکیب ایران و بخصوص در دوره تسلط اتحاد جماهیر شوروی با تغییر الفباء متحمل شد، همچنان از قوت و استحکام خاصی در میان زبان های رایج در کشورهای آسیای مرکزی برخوردار است.
در طول تاریخ، دانشمندان بزرگ ایرانی از جمله ابوعلی سینا از کتابخانههای شهر بخارا پایتخت سامانیان استفاده کردند. دلبستگی به میراث فرهنگی و ادبی ایرانی و علاقمندی به شخصیتهای ادبی فارسی همچون فردوسی، جامی، سعدی، حافظ و رودکی در روح و جان تاجیک ها جای گرفته است و ادبیات و شعر فارسی در تاجیکستان جایگاه ویژهای دارد. جمعیت تاجیکستان براساس آمارگیری جولای 2014 میلادی، هشت میلیون و پنجاه و یک هزار و 512 نفر است .اکثر مردم تاجیکستان سنی مذهب و از شاخه های حنفی هستند و ابوحنیفه را تحت عنوان امام اعظم می شناسند. شیعیان اسماعیلی در کوه های پامیردر منطقه بدخشان زندگی می کنند. تعدادی مسلمان شافعی مذهب نیز در تاجیکستان زندگی می کنند. اهل سنت تاجیکستان به اهل بیت و ائمه شیعه (ع) و به ویژه برای امام علی (ع) ، امام حسین (ع) و امام جعفر صادق (ع) احترام خاصی قائلند و بسیاری از آنان آرزوی زیارت مرقد امام رضا (ع) را دارند.
در حال حاضر گروهی از اهل تسنن خود را به خاندان اهل بیت علیهم السلام منسوب می دانند. این گروه را صوفی می نامند و رهبران آنان لقب «ایشان » دارند. مسلمانان بدخشان تاجیکستان پیروان مذهب اسماعیلیه به رهبری آقاخان هستند. شرق و جنوب شرقی تاجیکستان محل اقامت این دسته از تاجیکان است. درحال حاضر 90 درصد شیعیان ساکن بدخشان شیعه اسماعیلی و 10 درصد نیز اثنی عشری هستند.
به دلیل آنکه «آقاخان » رهبر فرقه اسماعیلیه تاجیکستان در انگلستان و فرانسه زندگی می کند و موردحمایت همه جانبه و عامل انگلیس است، با هماهنگی کامل انگلیس به دنبال آن است که بدخشان تاجیکستان و بدخشان افغانستان را با یکدیگر متحد و کشورمستقل بدخشان و مرکز اسماعیلیه را تحت سلطه انگلیس ایجاد کند.
گروهی از اقلیت های مسیحی، زرتشتی و یهودی نیز در تاجیکستان حضور دارند. مسیحیان دارای کلیسا و گورستان معروفی در شهر دوشنبه هستند. کلیسای ارتدوکس روسیه نیز در تاجیکستان فعال است. اکثریت مسیحیان تاجیکستان را روس ها و مهاجران آلمانی تبار تشکیل می دهند. قبل از جنگ های داخلی در تاجیکستان ،در شهر دوشنبه 15000 یهودی زندگی می کردند که به دنبال تغییرات سیاسی و اجتماعی تاجیکستان این سرزمین را ترک و به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند و اکنون در شهر دوشنبه حدود 5000 یهودی باقی مانده است.
شرایط حاکم بر مسلمانان در آسیای مرکزی از زمان تکمیل استیلای روسیه تزاری بر این سرزمین در قرن نوزدهم و نیز در قرن بیستم در آستانه انقلاب اکتبر روسیه، مساعد نبود و میان علمای اسلامی و سوسیالیست ها و روشنفکران سایر عقاید مبارزه فکری جریان داشت. بعد از به قدرت رسیدن بلشویک ها در سال 1917 میلادی فشار بر مسلمانان افزایش یافت و آنها قیام کردند.
ارتش سرخ روس با استفاده از واژه «باسماچی» که در زبان ترکی به معنای چپاولگر و راهزن است، تمام مبارزان و جنبش های اسلامی در آسیای مرکزی را به این بهانه که از «باسماچیان» هستند، سرکوب و گروه های اسلامی که در تاجیکستان و سایر مناطق آسیای مرکزی مقاومت می کردند را تار و مار کرد. شوروی پس از تسلط بر آسیای مرکزی، اقدامات جدی را برای از بین بردن آثار اسلامی آغاز کرد و بسیاری از علمای اسلامی را به سیبری و یا مناطق دیگر تبعید کرد و هزاران کتاب اسلامی و دینی را در آتش سوزاند.
در دوره حاکمیت الحاد کمونیستی که ادیان الهی به شدت سرکوب می شدند، در میان ادیان و مذاهب، شدیدترین سرکوب علیه تشیع اعمال شده است.
برغم تمامی سرکوب و ممنوعیت هایی که علیه دین اسلام و مذهب تشیع در زمان شوروی اعمال و اجرا شد، بسیاری از آیین های اسلامی و شیعی در تاجیکستان زنده باقی مانده اند.
در زمان حکومت شوروی، در برابر موانعی که حکومت در اشاعۀ دین و مذهب و اجرای مراسم مذهبی اعمال میکرد، مردم اعتقاد خود را به مذهب و مناسک مذهبی شدیدتر میکردند و اسلام را جوهری زندگیساز میدانستند.
پس از فروپاشی نظام کمونیستی شوروی، امروزه با استقلال تاجیکستان انجام فرائض دینی به شکل فردی آزاد است، اما سیاست دولت تاجیکستان بر جدایی مذهب از سیاست استوار است. به علت حاکمیت هفتاد ساله کمونیسم و تبلیغ الحاد توسط این نظام، اعتقادات مذهبی ضربه خورده است. اما، در سه دهه اخیر احیای دین و مذهب با سرعت قابل توجهی در میان مردم جریان دارد.
برغم سالها حاکمیت روسها و کمونیست ها و تلاش آنها برای تغییرات فرهنگی ریشه ای در این سرزمین ، فرهنگ اسلامی و ایرانی در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی و خصوصیات اخلاقی مردم تاجیکستان متجلی است. در تاجیکستان حدود ۴ هزار مسجد وجود دارد و گفته می شود این کشور، بیشترین تعداد مساجد را در میان کشورهای آسیای مرکزی دارد.
درخصوص نظام کنونی حاکم بر تاجیکستان، این دیدگاه در منتقدان تاجیک وجود دارد که برغم تاکید بر دموکراتیک و حقوق بنیاد بودن این کشور در قانون اساسی، در عمل شکل متفاوتی حاکم است. برای مثال در بند چهارم " قانون درباره آزادی وجدان و اتحادیههای دینی تاجیکستان " نوشته شدهاست که هیچ کس حق ندارد در وجدان و دین اشخاص دخالت کند و هیچ فردی متعهد نیست درخصوص دین و ارزشهای مذهبی خود به کسی پاسخگو باشد، اما براساس مقررات دیگری که در این کشور وضع شده است، مدیریت دانشگاه ها می توانند دختران را بخاطر داشتن حجاب که یک موضوع وجدانی و کاملا شخصی است،از دانشگاه اخراج کنند.
اصل یکم قانون اساسی جمهوری تاجیکستان، نظام حکومتی این کشور را سکولار تعیین کرده است. این اصل مقرر می کند: «جمهوری تاجیکستان دولت مستقل، دموکرات، حقوق بنیاد، دنیوی و واحد می باشد». برخلاف دوره حاکمیت شوروی کمونیستی، هم اکنون در این کشور، رعایت آداب مذهبی به صورت علنی ، امکان پذیرتر شده است. به صورت خودجوش مساجد جدید برپا شده اند. با این وجود منابع شرعی و اسلامی تأثیری بر نظام حقوقی و منابع حقوقی این کشور نداشته است. در حال حاضر نظام حقوقی سرزمین تاجیکستان مبتنی بر اصول و نهادهایی است که ریشه در نظام حقوقی رومی – ژرمنی دارد. علاوه بر آن نظام حقوقی فعلی تاجیکستان، همچنان برخی از نهادها و هنجارهای نظام حقوقی سوسیالیستی سنتی را حفظ کرده است.
در رأس سلسله مراتب منابع حقوقی در نظام حقوقی تاجیکستان، قانون اساسی مبتنی بر لائیسم قرار دارد. قانون اساسی (سَرقانون) جمهوری تاجیکستان در ۶ نوامبر سال ۱۹۹۴ میلادی به تصویب رسید و در ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۹ و ۲۲ ژوئن سال ۲۰۰۳ میلادی بوسیله همه پرسی تغییراتی در آن حاصل شد.
اصلاحات سال ۱۹۹۹ میلادی به اعمال دو تغییر اساسی در این قانون منجر شد که یکی ناظر بر ایجاد یک پارلمان جدید متشکل از دو مجلس است و دیگری به تمدید دوره ریاست جمهوری از ۵ سال به ۷ سال تاکید دارد.
قانون اساسی جدید تاجیکستان به قبول پلورالیسم سیاسی و ایدئولوژیکی، تأمین حقوق بشر و تضمینات اجتماعی– حقوقی در این جمهوری اذعان دارد، اما از دید منتقدان داخل تاجیکستان ، در عمل این اصول در نظام سیاسی حاکم بر جمهوری تاجیکستان رعایت نمی شود. علاوه بر قوانین مصوب پارلمان، رئیس جمهور تاجیکستان در چارچوب اختیارات خود می تواند احکام و دستورالعمل هایی را صادر و منتشر کند. قوانینی که بدین طریق تصویب می شود لزوماً در تطابق با قوانین عادی کشور نیست و رئیس جمهور در تصویب این قوانین ملزم به رعایت مفاد قوانین عادی نیست. دولت نیز می تواند دستورالعمل ها و مقرراتی را اتخاذ و تصویب کند که این قوانین نباید با قانون اساسی کشور و قوانین عادی مغایرت داشته باشند. در 22 ژانویه 2016 میلادی، پارلمان تاجیکستان با تصویب لایحه تغییرات در قانون اساسی این کشور، لقب "پیشوای ملت" را برای امامعلی رحمان تصویب کرد که براساس این قانون، امامعلی رحمان حتی در صورت کنارهگیری از قدرت میتواند در اداره امور نقش تعیین کنندهای داشته باشد. به موجب این قانون مصوب پارلمان تاجیکستان مقرر شد برای ایجاد تغییرات جدیدی در قانون اساسی این کشور، در روز 22 مه 2016 میلادی همه پرسی برگزار شود که به موجب آن امامعلی رحمان، از محدودیت نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری این کشور معاف خواهد بود و حداقل سن نامزدی در انتخابات از 35 سال به 30 سال کاهش می یابد و به این ترتیب، رستم رحمان، فرزند امامعلی رحمان می تواند در انتخابات سال 2020 میلادی نامزد انتخابات ریاست جمهوری تاجیکستان و جانشین پدر شود. از دیگر پیشنهادهای طرح اصلاح قانون اساسی تاجیکستان در همه پرسی 22 مه 2016 میلادی، ممنوعیت احزاب با مرامنامه مذهبی می باشد.
در این همه پرسی، بیش از 4 میلیون نفر واجد شرایط رای دهی بودند که بر اساس گزارش کمیسیون مرکزی انتخابات تاجیکستان بیش از 88 درصد مردم در آن شرکت کردند. بختیار خدایارزاده رئیس کمیسیون مرکزی انتخابات و همه پرسی تاجیکستان، در یک نشست خبری اعلام کرد که بر اساس نتایج آرای شمارش شده در همه پرسی روز 22می (دوم خرداد)، از چهار میلیون و 38 هزار افراد شرکت کننده در این همه پرسی، سه میلیون و 814 هزار نفر آنها (حدود 94 درصد) به طرفداری از انجام اصلاحات در قانون اساسی تاجیکستان رای مثبت داده اند.وی گفت که 134 هزار و 121 نفر معادل 3.3 درصد هم رای مخالف داده اند.
مخالفان دولت امامعلی رحمان، بخصوص اعضای حزب نهضت اسلامی تاجیکستان که بعلت فشارهای متعدد ناگزیر به اقامت در خارج از کشور شده اند، این تغییرات در ساختار قانونی کشور و نیز تشدید اقدامات حکومت علیه نیروهای اسلامگرا را جزئی از سیاست امامعلی رحمان برای مادام العمر و وراثتی کردن رهبری خود بر تاجیکستان از طریق حذف رقبا ارزیابی کرده اند.
با آنکه طی قرون متمادی دین و عنصر اصلی هویت تاجیک ها و مردمان ساکن در سرزمین آسیای مرکزی و تاجیکستان کنونی، اسلام و مسلمانی است، حاکم شدن کمونیسم پس از اضمحلال امپراطوری روسیه تزاری، موجب دستکاری شدید و تصنعی در هویت این دیار شد. تغییر و تحریف هویت اصیل این مردمان در دستور کار روس های تزاری نیز قرار داشت، نظام کمونیستی قصد داشت به هر طریق ممکن تغییرات فرهنگی و هویتی مورد نظر خود را در جوامع تحت استیلای خود اعمال نماید. از این رو، ایدئولوژی کمونیسم و آتئیسم بر تاجیکستان کنونی نیز همانند سایر نقاط شوروی، حاکم شد و نظام حاکم تلاش کرد که تمامی مردم را کمونیست و آتئیست نماید.
با حاکم شدن کمونیسم در تاجیکستان، به مدت تقریبا هفتاد سال، این طرز فکر و نیز آتئیسم یعنی بی خدایی و نفی دین و بویژه دین اسلام و جایگزینی کمونیسم و آتئیسم بجای آن، بر تمامی شئون زندگی حاکم شد. نویسندگان و شعرا باید کمونیسم را وصف و تجلیل می کردند. در عالم شعر و ادب، در راس وصف گنندگان نظام کمونیسم استادانی چون میرزا ترسون زاده، محمد جان رحیمی، نادر شنبی زاده، محی الدین فرهت، میر سعید میر شکر، باقی رحیم زاده و دیگران قرار داشتند.
در این دوره، هویت و روح شعر تاجیکی به علت تبدیل خط فارسی به لاتین و سپس کریل، لطمه شدیدی خورد و با اعمال سیاست های کمونیستی ، به تعبیر بهروز ذبیح الله شعر آسمانی تاجیکها به شعر خیابانی تبدیل شد.
اکنون نیز گرچه حاکمیت مطلق تفکرات بی خدایی و نفی دین در تاجیکستان پس از فروپاشی کمونیسم، تغییر کرده است، اما از دیدگاه منتقدان در داخل تاجیکستان ، این تغییر چندان هم ریشه ای نیست و کتب درسی و مراکز رسمی تولید فکر و اندیشه و بخصوص مراکز قدرت همچنان در اختیار افراد و نیروهایی است که بقایای نظام کمونیستی محسوب می شوند. کتب درسی نه تنها فاقد روح تربیت دینی است، بلکه تلقین کننده ارزش های لائیک و انکار کننده تلویحی دین و مذهب می باشد.
حزب حاکم یعنی "حزب دموکرات خلق تاجیکستان" به رهبری امامعلی رحمان که در 10 دسامبر 1994 میلادی تشکیل شده است، براساس مرامنامه خود، معتقد به نظام حکومتی سکولاراست و مخالفان دولت دوشنبه مدعی اند در دوره کنونی نیز وصف امامعلی رحمان جایگزین وصف کمونیسم شده است.
در نظامنامه پرچم ملی تاجیکستان به عنوان مهمترین نماد و رمز این کشور نیز 11 دسامبر سال 1999 میلادی به تایید مجلس عالی جمهوری تاجیکستان رسیده و بدون هیچ اشاره ای به هویت اسلامی تاجیکستان آمده است : « بطور عمیق تائید شده که رنگ سرخ در پرچم مبارزه و جان نثاری های خلق برای آزادی و استقلال، رنگ سفید بخت و اقبال و پاکیزگی بوده، رنگ سبز – سعی و کوشش و زحمت و محنت ساکنان برای سرسبز و خرم گردانیدن وطنمان می باشد. تصویر تاج در پرچم نشان از صاحب دولت بودن واستقلال کشور بوده ، هفت ستاره – هفت اقلیم ، هفت ستاره برادران، هفت طبقه آسمان و هفت روز در نظر بوده است.»
با آنکه نظام حکومتی تاجیکستان، سکولار است، منتقدان می گویند این نظام سبک رفتاری شبیه نظام کمونیستی شوروی در قبال اسلام دارد. محمدشریف نبیاف، رهبر شعبه حزب نهضت اسلامی در کولاب می گوید همانطور که در سیستم شوروی، منصبداران برای حفظ منصب خود زیاده روی میکردند، حالا نیز زیاده روی میکنند و اکنون نیز مسئولان دولتی تاجیکستان سکولار هم از روی "همان اصول کار میکنند."
از دیدگاه برخی از کارشناسان ، رهبران آسیای مرکزی از جمله تاجیکستان دریافته اند که مردم این کشورها به درجات گوناگون، دین را الگوی جانشینی برای سازماندهی سیاسی می دانند و برای مقابله با آن، رویه ای مشابه ضدیت کمونیسم با اسلام در پیش گرفته اند. از این رو، بخصوص در مقاطعی که اسلام هراسی در غرب اوج می گیرد یا شرایطی بروز می کند که دولت تاجیکستان نیز تلاش می کند خود را همگام با غرب یا آنچه ارزش های عمومی جامعه جهانی از جمله لائیسم و دموکراسی و مقابله با تروریسم و افراطی گری خوانده می شود، نشان دهد، تشدید فشار بر اسلام گرایان را در دستور کار خود قرار می دهد تا به این طریق حمایت غرب و به اصطلاح جامعه جهانی را از خود را داشته باشد.
برخی از پژوهشگران مسایل تاجیکستان معتقدند مداخلات آمریکا در افغانستان و آسیای مرکزی پس از واقعه انهدام برج های دوقلوی نیویورک در یازده سپتامبر 2001 میلادی آمریکا و تشکیل باصطلاح ائتلاف ضدتروریسم ، یک پنجره فرصت را برای دولت تاجیکستان در تنوع بخشیدن به مناسبات خارجی اش در مقابل وابستگی صرف به روسیه گشود. به این طریق، دولت تاجیکستان که از سال ها پیش با یک جنبش احیای مذهبی منتقد ارزش های لائیک غربی در کشورش روبرو بود، علاوه بر عضویت در ائتلاف ضدتروریسم به رهبری آمریکا، مناسباتش را با کشورهای غربی گسترش داد. پس از شروع این دوره جدید در حیات سیاسی دولت تاجیکستان، با آنکه تا آن زمان این کشور در میان دولت های اقتدارگرای آسیای مرکزی نظیر ازبکستان ، دولتی نسبتا معتدل تر به لحاظ اقتدارگرایی تلقی می شود، رویکردی بسیار تندتر علیه جریان های اسلامی اتخاذ کرد.