• سنای ازبکستان

در دوران پس از استقلال ازبکستان، حفظ خانواده و منافع آن به سطح سیاست های کلان دولت ارتقا پیدا کرد

شاید نخستین سوالی که درباره خانواده امروزی ازبکستان مطرح می شود این است که آیا در خانواده های امروزی ازبک، تحقیرها و اسارتهای رژیم کمونیستی سابق دیده می شود یا خیر؟ و اینکه حکومت برای برطرف کردن این قبیل رفتارها چه اقداماتی انجام داده است؟

در پاسخ به این سئوال ابتدا باید گفت در دوران رژیم استبدادی سابق،رژیم کمونیستی نهاد مقدس خانواده را با افکار مسموم کننده خود تحت تاثیر قرار داد و ایده هایی همچون نقش وراثت در تکمیل شخصیت افراد را انکار کرد و در نتیجه با از بین رفتن اصول اخلاقی و معنوی، خانواده های ازبک، به خانواده هایی با ظاهر ملی و در باطن سوسیالیستی به وجود آمدند. دیگر اینکه در میان خانواده های ازبک عادات غیر طبیعی مانند احداث خانه های سالمندان، یتیم خانه ها و عادتهای مضری مانند اعتیاد به الکل، مصرف مواد مخدر و جنایت زنان را وارد کردند.

اما در دوران پس از استقلال، حفظ خانواده و منافع آن به سطح سیاست های کلان دولت ارتقا پیدا کرد. شکل و مضمون تربیت خانواده از ایده های کمونیستی پاک و تربیت ملی جایگزین آن شد. با وجود این اصول مذهبی در تحکیم بنیاد خانواده ازبک مورد توجه دولت قرار نگرفت. در ازبکستان در مورد منافع و حقوق مادران و کودکان تکامل پایه های حقوقی مردم بر اساس تامین وتنظیم قوانین خانواده کارهای مهمی صورت گرفته است. تصویب مفاهیم جدیدی مانند مجموعه قوانین خانواده توسط پارلمان، تصویب ده ها سند بین المللی به منظور تامین منافع زنان، ایجاد رشته هایی از قبیل حقوق خانواده و زنان و ایجاد تدابیری در عرصه اقتصادی و اجتماعی زنان از جمله اقدامات صورت گرفته است.

پس از چهار و نیم دهه‌ تلاش‌ سازمان ملل متحد ، در نـهایت رهبران و نمایندگان عالی‌رتبه 189‌ کشور‌ جهان‌ در اجلاس هزاره سـازمان مـلل متحد در نیویورک مقر سازمان ملل‌ در‌ سپتامبر سال 2000 میلادی‌اعلامیه هزاره‌ را در هشت فصل کلی تصویب کردند. ترویج وسیع برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان و بهبود وضـعیت بـهداشت مادران، دو موردی هستند که در اعلامیه هزاره به آن ها اشاره شده است. پس از تصویب اهداف توسعه هزاره سـازمان مـلل مـتحد،کشورهای‌ جهان‌ اقدامات‌ گسترده‌ای را برای حصول به این اهداف، تدوین و به اجرا گذاشته‌اند.

هدف کـاربردی رفع نابرابری جنسیتی در‌ آموزش‌ ابتدایی‌ و راهنمایی‌ ترجیحا تا سال‌ 2005‌ و در تمامی مـقاطع تـا سـال 2015 برای حصول به این هدف اعلام شده بود که‌ با‌ شاخص‌هایی‌ همچون برابری زنان نسبت به مـردان ‌ ‌بـه‌ صورت‌ درصدی‌ از‌ نرخ‌ باسوادی‌ افراد 24-15 سال،برابری جنسیتی در نرخ ثبت‌نام ابتدایی،متوسطه و پایانی و درصد کـرسی‌های پارلمـان‌های مـلی در اختیار زنان محاسبه می‌شود.

نقش زنان فقط در تبیین جایگاه آنان در خانواده خلاصه نمی شود بلکه میتوان به جایگاه زنان ازبک در فعالیت های فرهنگی جامعه نیز اشاره کرد.

بویژه که زنان نقش‌های مهمی در سطوح خانواده، سازمان و جامعه ایفا می‌کنند که باعث بالندگی فرهنگی ، پویایی اقتصادی و سلامت اجتماعی می‌شود. تا جایی که زنان را حاملان هویت فرهنگی هر ملتی از نسلی به نسل بعد می دانند و منظور از تغییرات اجتماعی و فرهنگی، تغییراتی است که در نهادهای اجتماعی اعم از خانواده، اقتصاد، حکومت، آموزش و پرورش و دین رخ می دهد و تغییر فرهنگی نیز تغییراتی است که در ارزشها، هنجارها و آداب و رسوم یک فرهنگ خاص رخ می دهد. طی دهه اخیر در ازبکستان فعالیت های بین المللی وسیعی صورت گرفته تا بستر لازم جهت حضور فعال زنان در اجتماع فراهم شود. این گونه فعالیتها به طور طبیعی با مقاومت و مخالفت نیروهای سنتی مواجه بوده و هست و در ازبکستان نیز با داشتن فرهنگی سنتی و پدرسالارانه همواره موانعی در راه اعتلای زنان وجود داشته است.

بر اساس قانون اساسی سال 1992 جمهوری ازبکستان، همه شهروندان این کشور صرف نظر از جنس، نژاد، قومیت، زبان، مذهب، زمینه های اجتماعی، اعتقادات شخصی یا وضعیت اجتماعی، دارای وضعیت حقوقی یکسانی هستند و بر اساس این قانون هرگونه تبعیض علیه زنان ممنوع است و زنان از آزادی کامل برخوردار هستند. با این حال فعالان معتقدند که با وجود اقدامات صورت گرفته و ادعاهای ظاهری دولت، این تلاش ها بیشتر انعطاف ناپذیر و اسیر روش های بوروکراتیک شده و نتوانسته است کمک عمده ای به زنان انجام دهد.

 در دهه 1920، هنگامی که دولت های بلشویکی در سرتاسر منطقه به قدرت رسیدند، اوضاع زنان در آسیای مرکزی دستخوش تغییرات بی سابقه ای شد، به نحوی که زنان مسلمان مجبور به کنار گذاردن پوشش های اسلامی خود شدند.کمونیسم سعی در حذف هویت زن مسلمان و خانواده دوست داشت. بلشویک ها با ساخت جذابیت های جعلی و مقطعی برای زنان به بهانه هایی مانند استقلال مالی، سعی کردند جایگاه والای زن مسلمان را کمرنگ کنند. اوضاع به همین منوال بود تا اینکه در سال 1991 با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی زمینه برای تغییر اوضاع اجتماعی فراهم شد و زنان از قالب های کلیشه ای تعریف شده گذشته درآمدند و زندگی جدید خود را تحت جمهوری های مستقل آسیای مرکزی آغاز کردند.

نقش اسلام در بازسازی و تقویت دوباره هویت ملی در آسیای مرکزی در زمان بعد از سقوط شوروی به عنوان تجدید حیات اسلام تلقی می شود. خبرگان اسلامی همچون شیخ محمد صدیق ساکن تاشکند پایتخت ازبکستان عقیده دارد که اسلام برای مردان و زنان حقوق یکسان قائل شده است. زنان در بعضی از جنبه ها حتی از مردان برترند؛ و زنان براساس دستورات اسلامی از کلیه حقوق انسانی برخوردار و بهره مندند.

 با وجود این از همان نخستین روزهای فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال ازبکستان، با توجه به پیشینه این سرزمین در دوران کمونیستی و نقش تخریبی عمیق شوروی در از میان بردن بنیان های هویت مستقل منطقه، پیدا بود که یکی از وظایف دشوار دولت ازبکستان در راستای ایجاد و تقویت مولفه های هویت ملی، احیای میراث فرهنگی – مذهبی این کشور است. اما در باره مشارکت سیاسی زنان ازبک باید گفت اگرچه مشارکت عامه مردم در امور سیاسی که خود ناشی از تمایل مشارکت جویانه آنان نسبت به نظام سیاسی است، یکی از نتایج و دستاوردهای مراحل پیشرفته دموکراسی است و زنان به عنوان نیمی از نیروی انسانی موجود در جوامع بشری که خود یکی از مهم ترین منابع توسعه هستند، نقشی به سزا در توسعه ی جوامع انسانی ایفا می کنند. اما در جامعه ازبکستان و در حال حاضر زنان در این کشور بسیار کمتر از مردان فرصت حضور و مشارکت در سیاست را پیدا می کنند.

بین سال های 1992 تا 1998 حضور زنان در صحنه سیاست و حکومت ازبکستان از 4/9 درصد فراتر نرفت. در سال 2003 ایجاد نظام سهمیه بندی و این که احزاب ملزم شدند تا 30 درصد از کل لیست های انتخاباتی خود را از زنان انتخاب کنند، باعث شد تا تعداد زنان در حکومت و از جمله در قوه مقننه افزایش پیدا کند.

 با وجود این که قبل از اصلاح قانون اساسی و ایجاد پارلمان محلی، تنها 2/7 درصد اعضای پارلمان زن بودند بعد از انتخابات سال 2004-2005 این امر به بیش از 17 درصد رسید. زنان همچنین در این سال توانستند 15 درصد اعضای مجلس سنا را در اختیار بگیرند. با این حال حضور زنان در سمت های انتخابی بسیار کمتر از آن چیزی بوده است که مورد انتظار است. از 11 کمیته پارلمانی موجود، زنان تنها در 2 کمیته کار و امور اجتماعی و کمیته امور خارجی و روابط بین پارلمانی معاون رئیس هستند. در انتخابات سال 2007-2008 نیز یک زن یکی از کاندیدای ریاست جمهوری بود. با وجود تلاش های صورت گرفته اما همچنان موانع مهمی در راه حضور زنان در قدرت ازبکستان وجود دارد.

بعد از ایجاد سیستم سهمیه بندی تعداد زنان در احزاب افزایش پیدا کرد به طوری که به طور متوسط 37 تا 50 درصد اعضای پنج حزب بزرگ کشور را زنان تشکیل می دهند. البته زنان، هیچ کدام در این حزب ها از موقعیت رهبری برخوردار نیستند. این در حالی است که هیچ کدام از این احزاب مدافع حقوق زنان نیستند و به نظر نمی رسد که اعضای زن این حزب ها خواهان همبستگی بین خود برای دستیابی به حقوق خود باشند. با وجود این که دولت اقداماتی را برای افزایش حضور زنان در قوه مجریه در نظر گرفته است اما به نظر می رسد که همچنان موانع بزرگی در راه این امر وجود داشته باشد. دلایل عدم حضور نمایندگان زنان در ساختارها و نهادهای حکومت متفاوت است اما حتی زنان با تحصیلات بالا تجربیات بسیار محدودی در زمینه اجرایی و موضوعات علوم سیاسی دارند. هرچند ممکن است رای دهندگان دارای تمایلاتی در زمینه اعتماد به کاندیداهای زن باشند اما همچنان کلیشه های موجود باعث می شود تا زنان در راه رسیدن به موقعیت های بالای سیاسی دارای محدودیت باشند.

درباره چگونگی مشارکت سیاسی زنان در امور سیاسی کشورهای آسیای مرکزی باید گفت در برخی از تحقیقات که در سراسر جهان و از جمله در جمهوری های آسیای مرکزی انجام گرفته، به بعضی از پیشرفت ها از جمله شرکت و حضور زنان در امور دولتی و پارلمان کشور اشاره می شود. اما از دید عده ای از کارشناسان عملا همه اینها ظاهری هستند و اگر عمق آن را بکاوید، مشاهده می کنید که زنان در وظایف جدی و تصمیم گیرنده قرار ندارند.

در توضیح دلایل پایین بودن مشارکت سیاسی زنان در کشور ازبکستان، به عواملی می‌توان اشاره کرد که ساخت های زیربنایی جامعه این کشور را به گونه ای شکل داده است که مانع از مشارکت فعال و موثر زنان در ارکان مختلف جامعه و در پی آن مانع تحقق فرایند توسعه به شکل کامل شده است. با توجه به ماهیت نظام های حاکم در کشورهای آسیای مرکزی و از جمله ازبکستان، با وجود نظام های سیاسی تمامیت خواه که میراث تسلط همه جانبه نظام کمونیستی گذشته که بر همه ساختارهای این کشورها مشهود است نمی‌توان انتظار داشت که در این مدت کوتاه استقلال، حکومت های نوپا بتوانند بر این ساختارهای قوام یافته غلبه کنند و زمینه مشارکت فعال و موثر زنان در نظام سیاسی کشورشان را فراهم کنند. به بیان دیگر ساختار سیاسی کشورهای منطقه مردسالار است. در این کشورها دولت و سیاست پدیده ای مردسالار است و چنین ساختاری حضور پررنگ زنان را تاب نمی آورد.

 یکی دیگر از عوامل کم رنگ بودن مشارکت زنان در کشورهای آسیای مرکزی و از جمله ازبکستان، سنت ها و آداب مرد سالارانه ای است که کم و بیش در بیشتر این کشورها رواج داشته و به تبع آن، زمینه را برای حضور و فعالیت زنان در امور سیاسی و اقتصادی مناسب شأنشان، نامساعد می کند.

نظام اسلام حافظ کرامت انسانی و حقوق زنان است و به مشارکت سازنده آنان در زمینه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در راستای پیشرفت و سعادت خانواده و جامعه تأکید می‌کند ولی در جوامعی که قبلاً تحت سلطه کمونیسم بودند، به دلیل مخالفت شدید کمونیست ها با آموزه های اسلامی، دانش و درک دینی مردم کمتر شد هر چند با استقلال یافتن این جوامع، بازیابی هویت اسلامی در آنان با فراز و نشیب هایی شروع شده است ولی کماکان فقر دینی در این قبیل کشورها مانند ازبکستان وجود دارد و این به نوبه خود باعث شده است بسترهای لازم و کافی برای حضور پررنگ زنان در اموری که متناسب با کرامت انسانی آنان و مصالح جامعه است، مهیا نشود.

همچنین با توجه به مطالعات و بررسی های صورت گرفته و با تاکید بر تحلیل گزارش های جهانی سازمان ملل، ضعف ساختارهای زیربنایی، حکومت‌های سیاسی تمامیت خواه، تسلط دورادور نظام کمونیستی گذشته، ساختارهای فرهنگی-آموزشی ضعیف مردسالار و همچنین نگرش منفی زنان به ماهیت مسائل سیاسی از مهم‌ترین عوامل مشارکت سیاسی اندک زنان در کشورهای آسیای مرکزی است.

مرداد ۰۷, ۱۳۹۷ ۰۸:۲۴ Asia/Tehran