عملکرد عبدالفتاح السیسی در سال اول ریاست جمهوری مصر(بخش سوم)
-
ملک سلمان و السیسی
بخش سوم این مجموعه مقالات به بررسی عملکرد یک سال اول دولت السیسی در حوزه سیاست خارجی مصر اختصاص دارد .
"عملکرد عبدالفتاح السیسی در سال اول ریاست جمهوری در مصر" عنوان مجموعه مقاله ای است که بر اساس پژوهشی از واحد پژوهش های کاربردی برون مرزی نگاشته شده است . بخش سوم این مجموعه مقالات به بررسی عملکرد یک سال اول دولت السیسی در حوزه سیاست خارجی مصر اختصاص دارد .
هرچند فرآیند روی کار آمدن عبدالفتاح السیسی به قدرت غیردمکراتیک بود اما عملکرد اخوانالمسلمین نیز آنقدر غیرقابل دفاع بود که وقتی محمد مرسی توسط ارتش در کاخ ریاست جمهوری مصر بازداشت شد ، واکنشهای صریح خارجی در محکومیت کودتا صرفاً محدود به ترکیه و قطر شد . آمریکا و کشورهای اروپایی با خودداری از بکار گرفتن عنوان کودتا برای برکناری مرسی از قدرت ، با اتخاذ موضعی محافظهکارانه تنها به فراخواندن مردم مصر به آرامش اکتفا کردند . اما گفتمانی تقریباً متحد در درون جهان عرب علیه اخوانالمسلمین به وجود آمد . حتی بشار اسد در سوریه بحرانزده ، از برکناری محمد مرسی و شکست اخوانالمسلمین ابراز رضایت میکرد . عربستان سعودی و امارات نیز از دخالت ارتش مصر برای برکناری اخوانها بهشدت حمایت کردند . همزمان با موضع محافظهکارانه ایران به تحولات مصر در آن زمان ، رژیم صهیونیستی بهشدت از این تغییر و تحول استقبال کرد . مجموع این موضعگیریها نیز بر مواضع سیاست خارجی عبدالفتاح السیسی تأثیر بسیاری گذاشت .
السیسی باید تلاش میکرد در سطح بینالمللی مشروعیت کسب کند و حکومتش مورد قبول کشورها قرار گیرد . همگام با برگزاری انتخابات ، باید بحث امنیت مصر و نقش ارتش در برقراری نظم و امنیت در این کشور برجسته میشد . موضوع امنیت مصر به دلیل جایگاه سنتی که در جهان عرب دارد و همجواری با مرزهای فلسطین اشغالی ، همواره مهمترین موضوع و دغدغه ساختار نظام بینالمللی است . به نظر میرسد السیسی در دو سال اول ریاست جمهوری خود توانست ناظران را متقاعد کند که دولت وی میتواند امنیت را برای مصر به ارمغان بیاورد .
1- محافظهکاری در روابط با آمریکا
روی کار آمدن اسلامگرایان پس از انقلاب 2011 ، تأثیر منفی در روابط سنتی آمریکا و مصر نداشت اما کودتای جولای 2013 ، ضربه بزرگی به روابط واشنگتن و قاهره زد . البته حکومت نظامیان در مصر نمیتوانست منافع آمریکا در منطقه را تضعیف کند . در دهههای گذشته واشنگتن – قاهره برای تأمین منافع مشترک استراتژیک در خاورمیانه بهویژه صلحسازی میان اعراب و رژیم اسرائیل همکاریهای پیوسته و نزدیکی داشتند . حکومت السیسی نیز میتوانست این مأموریت را ادامه دهد . اما آمریکا که با شروع اعتراضهای عربی در 2011 ، از ترویج دموکراسی و اصالت آزادیهای مدنی در جهان عرب حمایت کرد . از این رو نمی توانست از کودتای جولای 2013 نظامیان مصری حمایت کند . بنابراین واشنگتن که قبلاً با قدرتیابی اخوان المسلمین در مصر ، گسترش همکاریها با قاهره را در دستور کار قرار داده بود ، با سقوط اخوانها دچار خلاء راهبردی شد . بنابراین کودتای ارتش علیه دولت منتخب و تشدید سرکوب سیاسی علیه حامیان اخوانالمسلمین ، موجب شکاف در روابط دو متحد سابق در منطقه گردید . بهویژه اینکه آمریکا نمیتوانست در برابر سرکوب شدید اخوانها و صدور احکام قضایی علیه رهبران اخوانالمسلمین سکوت کند که به نوبه خود بر سردی روابط آمریکا و مصر در دوره پس از کودتا افزود . اما آمریکا تلاش کرد بر فشارها برای تعلیق کمکهای نظامی به مصر غلبه کند و برخی تعهدات قبلی ازجمله تحویل اف15 و اف 16 به قاهره را عملی نمود .
به نظر میرسد تمایل مصر به روسیه ، ظهور و گسترش افراطگرایی در منطقه و لزوم حفظ منافع باعث عقبگرد تاریخی آمریکاییها از پایبندی به دمکراتیک سازی و حرکت به سوی احیای روابط دیرینه با مصر شد . آمریکا پذیرفته است که امنیت مصر مهمتر از ترویج ارزشهای دموکراتیک در این کشور است . جان کری ، وزیر امور خارجه آمریکا ، در دیدار سال 2015 از قاهره ، ضمن حمایت از اقدامات دولت مصر علیه گروههای تروریستی ، با محافظهکاری بیشتر از لزوم گفتوگو و راهحل سیاسی برای برونرفت از مشکلات داخلی سخن گفت . از نظر آمریکا در حالی که گروههایی چون انصار بیتالمقدس در صحرای سینا با داعش بیعت کردهاند ، حضور دولتی مقتدر در قاهره ضرورت اجتنابناپذیر برای منطقه است . در همین حال از آنجا که حفظ امنیت رژیم صهیونیستی اولویت اصلی واشنگتن در منطقه است ، حفظ نفوذ سنتی آمریکا در ساختار سیاسی مصر از اهمیت خاصی برای واشنگتن برخوردار است . لذا به نظر میرسد آمریکا رویکرد حفظ و تداوم روابط تاریخی با مصر ، ترغیب حکومت السیسی برای اصلاحات داخلی و دور شدن از فضای امنیتی را انتخاب کرده است .
با این حال السیسی در روابط با آمریکا با چالشهای جدی روبرو است . روابط جدیدی که مصر با روسیه به شکلی مستحکم بنا گذاشته شده است ، بهراحتی قابل بازگشت نیست . از سوی دیگر السیسی تصمیمی برای انجام اصلاحات پیشنهادی غرب ندارد و بالعکس درصدد توجیه لزوم بهکارگیری قدرت در برابر مخالفان سیاسی است .
2- حفظ حمایت سنتی عربستان سعودی
با به سلطنت رسیدن ملک سلمان در عربستان در سال 2015 ، سستی در روابط مصر و عربستان سعودی آغاز شد . وی تصمیم گرفت سیاستهای برادرش ملک عبدالله ، پادشاه پیشین عربستان سعودی را کنار بگذارد ، ائتلافها و همپیمانیهای منطقهای سعودی را تغییر دهد و با ترکیه و قطر وارد ائتلاف شود و این به معنای پایان دادن به قطع رابطه با اخوان المسلمین و زیرشاخههای آن بود .
اما زمانی که کودتای 2013 میلادی رقم خورد ، ریاض قاطعانه از این اقدام حمایت کرده بود . دولت السیسی پس از کودتا علیه محمد مرسی ، حمایت آمریکا را از دست داد اما دولتهای ثروتمند عرب خلیجفارس و در رأس آن عربستان سعودی به او کمکهای بلاعوض ارائه کردند . در سال 2014 عربستان سعودي ، امارات متحده و كويت به مصر تعهد دادند که براي جلوگيري از ورشكستگي اقتصادي این کشور مجموعا" 20 ميليارد دلار كمك کنند .
البته دولت السیسی تلاش کرده است با تنوع بخشیدن به سیاست خارجی خود و نزدیکی به روسیه و چین از وابستگی بیشتر به حکومتهای عربی نیز اجتناب کند . مصریها از این که دایره تحرکات داعش گسترش پیدا کند نگران هستند و خود را یکی از اهداف مهم حضور داعش و ایجاد ناامنی در مصر میدانند . از سوی دیگر السیسی در برابر فشارهای سعودی برای اعزام پیادهنظام به یمن مقاومت کرده است . از طرف دیگر با توجه به تحولات صحرای سینا و لیبی و با توجه به نفوذ گروههای تروریستی به این مناطق ، مصر تلاش کرده است با روسیه و حتی با سوریه روابط نزدیک ایجاد کند و از ورود نیروهای تروریستی به کشور خود جلوگیری کند . در واقع میتوان گفت که همچنان بین مصر و عربستان سعودی برای ایفای نقش اول در جهان عرب رقابت سنتی وجود دارد .
3- تداوم روابط سرد با جمهوری اسلامی ایران
روابط مصر و ایران از گذشته دارای فراز و نشیب بوده و آمدن محمد مرسی و عبدالفتاح السیسی تاکنون تأثیر چندانی در روابط تهران و قاهره نداشته است .
4- روابط راهبردی با روسیه
عبدالفتاح السیسی از زمانی که در قاهره روی کار آمده است ، دیدارهای دوستانه زیادی با ولادیمیر پوتین داشته و علاقه بیشتری به روابط با روسیه نسبت به همه طرفهای عربی و غربی نشان داده است . سفرهای متقابل پوتین و السیسی نشان میدهد این علاقه دوجانبه است . اکنون مصر که همواره بهعنوان شریک استراتژیک آمریکا محسوب میشد ، روابط راهبردی نظامی- امنیتی با روسیه برقرار کرده است . مصر ویژگیهای زیادی برای جذب روسیه دارد . مصر یک کشور عربی بزرگ و تأثیرگذار است . این کشور ساحل بزرگی با مدیترانه دارد و میتواند نهتنها میزبان ناوگان دریایی روسیه بلکه میزبان یک پایگاه نظامی برای مسکو باشد . روسیه از این روابط بهشدت استقبال میکند . به ویژه اینکه نگاهی که این دو کشور به مسائل منطقهای مثل داعش و گروههای افراطی دارند به هم نزدیک است .
روسیه نیز برای مصر امتیازهای زیادی به همراه دارد . السیسی در روابط با مسکو ، آمریکا را برای نزدیکی بیشتر به مصر ترغیب میکند و همچنین سیاست خارجی متفاوتی را برای افکار عمومی این کشور به نمایش میگذارد که مستقل از غرب و جهان عرب است . در همین حال این روابط برای اقتصاد بحرانزده مصر ، فرصتهای زیادی ایجاد میکند . آمارها نشان میدهد روابط اقتصادی دو کشور شتاب زیادی گرفته و تبادل تجاری آنها در سال 2014 به حدود 3 میلیارد دلار رسیده است . بیش از 3 ميليون روس به مصر سفر کردهاند . یوری اوشاکوف ، مشاور رئیسجمهور روسیه خبر داده است كه مصر و اتحاديه اورآسيا توافق کردهاند برای ايجاد يك گروه تجاري آزاد همكاري كنند . در اين دو سال مصر به خريدار عمده محصولات كشاورزي روسيه تبديل شده است . اكنون روسيه حدود 40 درصد از گندم مصر را تأمین ميكند .
5- تغییر موضع درباره سوریه
موضع مصر درباره سوریه دچار تعارض و چند گانگی بود . در دوران حکومت اخوانالمسلمین رویکرد منفی مصر به سوریه تندتر شده بود اما به علت اینکه در مصر تصمیمگیری درباره سوریه همواره در نهادهایی مثل ارتش و یا نهادهای امنیتی انجام میشد ، علیرغم اظهارات تند مرسی علیه سوریه و بشار اسد ، موضع مصر در مخالفت با بهم خوردن امنیت سوریه و تجزیه این کشور بود . روی کار آمدن عبدالفتاح السیسی در قاهره ، تعارضات در سیاست اعلامی و اعمالی مصر درباره سوریه را کمتر کرد و مصر هیچگاه در عمل قدمی علیه حاکمیت بشار اسد برنداشت و همچنین اقدامی که گزینه تجزیه این کشور را تقویت کند ، انجام نداد .
6- روابط تنشآميز با حماس
محمد مرسی ، پیش از انتخاب شدن بهعنوان رئیسجمهوری ، مهمترین رابط حماس با دفتر راهبردی اخوانالمسلمین بود و پس از انتخاب شدن ، میزبان رهبران بلندپایه حماس در کاخ ریاست جمهوری بود . وی به موسی ابومرزوق ، معاون ریاست حماس ، اجازه داد تا در قاهره سکونت کند . اما با كودتاي جولاي 2013 و روي كار آمدن عبدالفتاح السیسی در قاهره كه با واكنش حماس روبرو شد ، دولت مصر به مرزوق دستور داد تا اين كشور را ترک کند و انهدام تونلهای زیرزمینی حماس از صحرای سینا به غزه را آغاز کرد . مصر پس از سرنگونی دولت اخوانی محمد مرسی ، روابط تنشآمیزی با دولت حماس در غزه دارد زیرا حماس اقدام نظامیان در سرنگونی دولت اخوانالمسلمین را کودتا میداند . در مقابل السيسي بر اين باور است كه گروه شبهنظامی انصار بیتالمقدس در صحراي سينا كه با داعش نيز اعلام بيعت كرده ، شاخهای از گروههای فلسطيني است . در این مدت کنترل مصر بر گذرگاه رفح نیز بهشدت افزایش یافته است . البته السيسي در جريان حملات 50 روزه رژیم اشغالگر قدس به غزه ، نقش سنتي مصر را ايفا و با ميانجيگري ميان گروههای فلسطيني و رژیم صهیونیستی توافق آتشبس بين دو طرف را سازماندهي كرد .
بايد در نظر داشت ، سياست تنشآميز دولت السيسي با حماس ، ميتواند با جلب رضايت رژیم صهیونیستی ، از فشارهاي ایالاتمتحده به قاهره بكاهد . در كل به نظر ميرسد عبدالفتاح السیسی رئیسجمهوري مصر همان راهبرد حسنی مبارك درباره فلسطینی ها دنبال میکند .
7- تداوم روابط با رژیم صهیونیستی
از آغاز ریاست جمهوری عبدالفتاح السیسی ، مصر و رژیم صهیونیستی برای همکاری بهانه بیشتری پیدا کردهاند . قدرت گرفتن گروه انصار بیتالمقدس در صحرای سینا تهدید بزرگی برای هر دو طرف است . صحرای سینا از سال 1979 و به دنبال پیمان صلح مصر و رژیم صهیونیستی و توافق درباره غیرنظامی بودن منطقه ، یکی از موضوعات همکاری قاهره و تلآویو بوده است . همین امر نیز در ریاست یکساله محمد مرسی و اخوان المسلمین بر مصر موجب اختلاف دو طرف شد . رژیم صهیونیستی بر این باور بود که اخوانها از افزایش تحرک افراطگرایان در صحرای سینا حمایت میکنند . این اختلاف موجب تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره شد اما با روی کار آمدن السیسی ، بار دیگر این سفارت بازگشایی شد . در همین حال هم رژیم صهیونیستی و هم دولت السیسی ، جنبشهای اسلامی و جهادی را تهدیدی مشترک میدانند که این امر بهطور بیسابقهای به تعمیق روابط امنیتی و تبادل اطلاعاتی دو طرف منجر شده است .
محور دیگر روابط دو طرف انرژی است . مصر تاکنون تأمینکننده گاز رژیم صهیونیستی بود . در سال 2012 دولت مرسی اعلام کرد صادرات گاز به رژیم صهیونیستی را پایان میدهد اما با روی کار آمدن السیسی ، روابط دو کشور در حوزه انرژی از سر گرفته شد . در همین حال بر اساس توافقی جدید ، رژیم صهیونیستی از میدان گازی دریایی لویاتان به مدت 10 تا 15 سال از طریق یک خط لوله زیردریایی گاز طبیعی به مصر صادر میکند .
با توجه به بحران مشروعیت که نظام فعلی قاهره از آن رنج میبرد ، به نظر میرسد السيسي از روابط با رژیم صهیونیستی بهمثابه «گذرنامهای» برای نفوذ به پایتختهای جهان و مورد قبول واقع شدن در ميان كشورهاي غربي ، سازمانهای بینالمللی و جذب سرمایهگذاریهای خارجی استفاده ميكند .
8- تشدید تنشها با قطر
روابط تنش آميزی ميان قاهره و دوحه بوجود آمده است که محدود به دوره رياست عبدالفتاح السیسی نيست . روابط مصر و قطر از سال 1997 ، زماني كه قاهره دريافت دوحه از گروههاي شبهنظامی اسلامي در مصر حمايت و دستور کاری ضد مصري را دنبال ميكند ، سرد شد . عربستان سعودي سعی کرد میان دو کشور ميانجيگري کند اما مقامات قطري تصميم گرفتند هفتصد كارگر مصري را اخراج کنند که به تیرهتر شدن روابط دو كشور انجامید .
قطر اميدوار بود كه با روي كار آمدن اخوانالمسلمين در قاهره ، روابط دو كشور بهبود يابد و در اين راستا حمايت گستردهای از محمد مرسي داشت . به همين دليل بركناري مرسي توسط ارتش با واكنش تند دوحه مواجه شد . شبكه الجزيره قطر در سطحی گسترده اعتراضهاي طرفداران اخوان المسلمين را تحت پوشش قرار داد مقامات قطری برخلاف همسايگان عربي خود در خلیجفارس از عنوان كودتا براي اقدام ارتش استفاده ميكردند . مجموع اين رويكردها با تثبيت قدرت عبدالفتاح السيسي با واكنش شديد قاهره مواجه شد . سه كشور عربستان سعودی ، امارات متحده عربي و كويت نيز در حمايت از السيسي ، سفراي خود از دوحه را فراخواندند .
با اين حال ملك عبدالله پادشاه سابق عربستان سعودی در اواخر عمر خود اميدهايي براي قطر براي بازسازي روابط ايجاد كرده بود اما با مرگ وی روابط قاهره و دوحه به دليل حمايت قطر از افراطیون در ليبي ، تنشآميزتر شد . مصر كه قدرت گرفتن افراطیون در ليبي را برخلاف منافع خود ميداند ، زماني كه داعش در شمال ليبي گروگانهاي مصري را كشت ، عليه داعش اقدام نظامی کرد .
9- پیروی از موضع اعراب در بحران یمن
مصر تحت رهبري عبدالفتاح السيسي به چند دليل عمده ناگزیر است كه از سياست كشورهاي حاشيه خلیجفارس به رهبري عربستان سعودي درباره يمن پيروي كند . عربستان سعودی كمكهاي اقتصادي بلاعوض به مصر ارائه ميكند . ریاض همچنین مدعی است قدرت گرفتن حوثيها در يمن به معناي هژموني ايران است كه مصر را هم تهدید می کند . بر اين اساس هرچند حملات عربستان سعودي به يمن ، براي قاهره يادآور «ويتنام مصر» است اما عبدالفتاح السيسي تلاش ميكند نهايت حمايت خود از سياست عربستان سعودي در قبال يمن را نشان دهد . اگرچه در برابر اعزام پياده نظام مقاومت كرده است .
10- روابط نيمه مستقل با عراق
در زمان حکومت مبارك و صدام ، روابط مصر و عراق ، روابطي توأم با رقابت بود اما تشكيل دولتهاي منتخب در قاهره و بغداد از رقابتهای دو طرف كاست . اما روابط مصر و عراق اكنون بيشتر در سايه روابط با ساير قدرتهاي منطقهاي قرار دارد . مصر به عربستان سعودی و عراق به ايران نزديك است . با اين حال با روي كار آمدن عبدالفتاح السيسي در قاهره و انتخاب حيدر العبادي به نخستوزیری در بغداد ، تلاشها براي خارج نمودن اين روابط از سايه افزايش يافته است . پس از بارزتر شدن مفهومي به نام تروریسم در عراق و منطقه ، قاهره و بغداد بر لزوم افزايش همكاريها در اين باره تأکید دارند .
عراق با گسترش روابط خود با مصر دو هدف را دنبال ميكند . از طرفی روابط دیپلماتیکش را تقویت می کند و استقلال عملش را نمایش می دهد و از طرف ديگر در برابر تروريسم با قاهره همكاري امنيتي و نظامي می کند . السيسي نيز همين اهداف را متقابلاً دنبال میکند و همين موضوع میتواند تعاملات دو کشور را در آینده بهبود بخشد .
11- تداوم روابط با اروپا
اتحادیه اروپا بر اساس سند استراتژی امنیت اروپا ، توسعه روابط با مناطق پیرامونی را بهترین مبنا برای تأمین امنیت اتحادیه میداند . در «سیاست همسایگان اتحادیه اروپا» آمده است که تعامل و همکاری با کشورهای جنوب مدیترانه منجر به توسعه منطقه و بهتبع آن امنیت اروپا میشود . رویکرد بروکسل به مصر بهعنوان عمدهترین کشور جنوب مدیترانه بر همین اساس شکل گرفته است .
پس از امضای موافقتنامه همکاری میان مصر و اتحادیه اروپا در سال 2004 روابط دو طرف تا سال 2012 شیب صعودی داشت و مصر و اتحادیه اروپا به شرکای کلیدی تبدیل شده بودند و قاهره از کمکهای مالی زیادی از سوی اتحادیه اروپا برخوردار بود . در چارچوب این طرح دولت مصر خود را به تطبیق دادن با اقتصاد جهانی ، توسعه سیاسی و اقتصادی و مدرن شدن اجتماعی متعهد کرده بود . برای تحقق این موارد ، اتحادیه اروپا هر ساله کمکهای فراوان اقتصادی را در اختیار مصر قرار داده است . میزان حمایت مالی اتحادیه اروپا از مصر در طی سالهای 2007 تا 2013 بالغ بر یک میلیارد یورو بود .
اما آغاز قیام مصری در ژانویه 2011 در روابط اتحادیه اروپا و مصر چالشهایی ایجاد کرد . هرچند اتحادیه اروپا از سقوط مبارک محتاطانه استقبال کرد اما روی کار آمدن اخوانالمسلمین نگرانیهای بروکسل را افزایش داد تا جایی که در داخل اتحادیه درخواستهایی برای قطع کمکها به مصر طرح شد . اما تحولات جولای 2013 و برکناری قهرآمیز محمد مرسی از قدرت توسط ارتش نیز با واکنش اتحادیه اروپا مواجه شد . کاترین اشتون ، مسئول سیاست خارجی وقت اتحادیه ، تنها مقام خارجی بود که بعد از زندانی شدن مرسی به دیدار او رفت و از سلامت او به جهان خبر داد اما اتحادیه اروپا با وجود انتقاد از سرکوب اخوانالمسلمین اعلام کرد به روابط خود با مصر ادامه خواهد داد . نگرانی اعضای اتحادیه اروپا از آینده تحولات مصر باعث میشود که آنها با احتیاط در قبال تحولات مصر موضعگیری کنند . بروکسل از یک سو خواستار وجود دولت مقتدر در مصر است و از سوی دیگر به دلیل نگرانیها درباره سرکوب سیاسی ، از نشان دادن نزدیکی روابطش با قاهره خودداری میکند .
این روابط برای السیسی نیز اهمیت زیادی دارد . علاوه بر مشروعیت دادن به حکومت وی ، میتواند به السیسی در حل مشکلات اقتصاد بحرانزده مصر نیز کمک کند . به همین دلیل السیسی در برابر انتقادهای حقوق بشری اروپاییها صبوری بیشتری به خرج می دهد . رئیسجمهوری مصر امیدوار است روابط قاهره و بروکسل به حالت گذشته بازگردد و اتحادیه اروپا کمکهای اقتصادی بیشتری به مصر اختصاص دهد .