• اخوان المسلمین

پیروزی محمد مرسی ، نامزد اخوان‏المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری 2012 میلادی ، یک فرصت طلایی برای این جنبش بود تا بعد از قریب به یک قرن مبارزه ، آزمون بزرگ خود را در عرصه حکومت‌داری پس دهد

 اخوان المسلمین مصر ؛ دلایل سقوط و آینده پیش روی " عنوان مقاله ای است که بر اساس پژوهشی از واحد پژوهش های کاربردی برون مرزی تنظیم شده است .

پیروزی محمد مرسی ، نامزد اخوان‏المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری 2012 میلادی ، یک فرصت طلایی برای این جنبش بود تا بعد از قریب به یک قرن مبارزه ، آزمون بزرگ خود را در عرصه حکومت‌داری پس دهد اما اخوانی‏ها نه‌تنها از این پیشکشی انقلابی مصری­ها بهره نبردند بلکه دستاوردهای گروه­های انقلابی دیگر را هم پایمال کردند . بسیاری از ناظران در وهله اول ، شکست اخوان­ها را در برابر کودتای ارتش در سال ٢٠١٣ میلادی متأثر از عملکرد ضعیف این جریان در عرصه قدرت دانستند و این جنبش را در شکست انقلاب مصر مقصر و قابل‌شماتت می‌دانند . هر چند عوامل گوناگون درونی اخوان المسلمین و عوامل داخلی در مصر و عواملی خارجی هم در این بین تأثیرگذار بودند .

الف ) عوامل داخلی

 یکی از مهمترین عوامل شکست اخوان المسلمین در مصر ، ضعف مدیریت و گسست در این جنبش بود . کارشناسان معتقدند اخوان­ها برای رسیدن به این نتیجه که رژیم مبارک در حال سقوط است ، خیلی تأخیر داشتند زیرا برخی از اخوان­های قدیمی درباره مؤثر بودن اعتراض­ها ابراز تردید می کردند، اما در نهایت اخوان‌المسلمین تسلیم جوانان شد و توانست به دلیل پایگاه اجتماعی بزرگ و با تکیه بر تجربه سازمانی ، به پیروزی قیام کمک کند . در ماه­های پس از انقلاب، اخوان تلاش زیادی کرد تا خود را به‌عنوان بازیگری مسئول و متعهد مطرح نماید .

بعد از سقوط نظام مبارک ، رهبران اخوان‏المسلمین که دهها سال مبارزه زیرزمینی داشتند ، تصمیم گرفتند در انتخابات پارلمانی مشارکت کنند. در این انتخابات 47 درصد آراء به نفع اخوان المسلمین به صندوق ها ریخته شد . اخوان المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری هم بعد از اینکه "خیرت شاطر" رد صلاحیت شد ، تصمیم گرفت از محمد مرسی ، رهبر حزب آزادی و عدالت که به پشتوانه اخوان‏المسلمین تشکیل شده بود ، حمایت کند . در انتخابات ریاست جمهوری 2012 میلادی ، مرسی با حدود 51 درصد آراء نفر اول شد . اما پیروزی محمد مرسی که امیدهای زیادی برای اخوان‏المسلمین ایجاد کرد به چند دلیل داخلی به نتیجه‌ای مطلوب منتهی نشد .

1-   فقدان رهبری قدرتمند

در سال­های قبل از انقلاب ، کـناره‌گیری غیرمنتظـره محـمـدمهدی عـاکـف ، مرشد عام اخـوان‌المسـلـمین از سـمـت خود ، ضربه بزرگی به این جریان بود . پس از سقوط مبارک ، اخوان شاهد تحولی داخلی بود که بر چهره این جریان تأثیری منفی داشت . در جریان این تحول افرادی چون خیرت ‌الشاطر ، محمد مرسی و سعد الکتاتنی توانستند قدرت رهبری در اخوان را در دست بگیرند و برخی رهبران معتدل اخوان‌المسلمین مانند عبدالمنعم ابوالفتوح از بدنه تصمیم‌گیری این گروه کنار گذاشته شدند . در همین حال نبود تمایل برای برقراری ارتباط با مردم و نیز جاذبه نداشتن محمد بدیع و همچنین محمد مرسی که تا قبل از انتخابات چندان شناخته شده نبودند ، باعث وخیم‌تر شدن اوضاع شد. اخوانی­ها در انقلاب 2011 میلادی و انتخابات‌های بعدی نشان دادند که در ترسیم اهداف کوتاه‌مدت موفق هستند اما در ترسیم اهداف بلندمدت به شدت ضعیف عمل می‌کنند .

2-   عملکرد حزبی ناموفق

پس از سرنگونی رژیم حسنی مبارک در 2011 میلادی ، رهبران اخوان‌المسلمین تصمیم گرفتند تا از طریق تأسیس حزب «آزادی و عدالت» به یک بازیگر قانونی سیاسی تبدیل شوند . حزب «آزادی و عدالت» تلاش کرد ترکیبی از چهره­های محافظه­کار و سنتی را با اصلاح­طلبان در خود جای دهد، اما به جای جذب چهره‌های سیاسی و برقراری بحث و گفتگوهای آزاد ، مواضع این حزب عمدتاً از سوی دفتر ارشاد اخوان‌المسلمین تعیین می‌شد . در دفتر ارشاد یک گروه کوچک که به لحاظ ایدئولوژیک عمل‌گرای محافظه‌کار محسوب می شدند ، امور را در اختیار خود گرفته بودند .

3-   تمامیت‌خواهی اخوانی

اخوان‌المسلمین و محمد مرسی پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری، برخی از خواسته‌های مردم مصر در جریان انقلاب از جمله عدم تمرکز قدرت را فراموش و به مشارکت اقشار گوناگون و پیروان مذاهب مختلف این کشور در انقلاب علیه رژیم حسنی مبارک بی توجهی کردند. تصمیم مرسی برای انحلال مجلس و نیز درخواست او برای کسب اختیارات ویژه ریاست جمهوری ، تقریباً همه اقشار مصر از مردم عادی تا اصحاب رسانه را مطمئن کرد که اخوانی ها درصدد چمبره بر ساختار قدرت مصر هستند . در نتیجه درحالی که فقط یک سال از دوران حکومت محمدمرسی سپری شده بود ، با تحریک نظامیان ، میلیون‏ها مصری به خیابان‌ها ریختند تا اعتراض خود را به نحوه حکمرانی محمد مرسی نشان دهند .

4- شرایط نامطلوب مصر

اخوان‏المسلمین تا انقلاب غافلگیرکننده ٢٠١١ میلادی، همیشه در مقابل دولت بود اما بعد از این انقلاب در کمتر از یک سال رؤیایی را تحقق یافته دید که دهها سال برای آن مبارزه کرده بود . این دستاورد برای اخوان‏المسلمین غیرمنتظره بود و نتوانست خود را با آن تطبیق و قابلیت­های دولت مدرن را از خود نشان دهد . محمد مرسی وارث کشوری فقیر و وابسته به کمک‌های اقتصادی شده بود، اما به جای توجه به این مشکلات تمام توجه خود را به گسترش قدرتش و جماعت اخوان‌المسلمین معطوف کرد . در حالی که دلیل اصلی قدرت اخوان در مصر ، توجه به اقشار پائین و دادن کمک به طبقات فقیر از طریق مؤسسات خیریه بود . اقتصاد مصر از جمله اقتصادهای نابسامان در خاورمیانه به شمار می‌رود . یکی از دلایل انقلاب ژانویه 2011 میلادی ، فقر و بیکاری بود . بعد از انقلاب مصر ، سرمایه‌گذاری خارجی در این کشور به شدت افت کرد . در دو سال و نیمی که از انقلاب ژانویه می‌گذشت . زمانی که اوج اعتراضات علیه مرسی شکل گرفت، رشد اقتصادی مصر تنها 1.4 درصد بود . با کاهش ذخایر ارزی ، نرخ بیکاری به 13.3 درصد افزایش یافته بود و صنعت گردشگری مصر هم که یکی از منابع عمده درآمدی در مصر است، با وقوع انقلاب و کاهش امنیت در این کشور ، از توان درآمدزایی سابق برخوردار نبود . کمک­های مالی کشورهای حامی قاهره مانند عربستان سعودی به دولت مرسی متوقف شده بود . شرایط سیاسی مصر تأثیر منفی زیادی بر مذاکرات صندوق بین‌المللی پول و دولت قاهره در خصوص اعطای کمک مالی داشت. همزمان دولت مرسی اعلام کرد تصمیم دارد طرح کاهش یارانه‌های انرژی را با هدف کاهش هزینه‌ها در بودجه و مصرف بهینه حامل‌های انرژی اجرا کند . دولت محمد مرسی نتوانست مشکلات اقتصادی را برطرف کند و همین مسئله در کنار اختلافات سیاسی سبب شد تا اعتراضات دهها میلیونی علیه مرسی آغاز شود .

5 - اتحاد احزاب دیگر علیه اخوان‏‏المسلمین

مرسی هرگز تصمیم نگرفت دولتی با مشارکت دیگر احزاب تشکیل دهد و حتی جناح ناصری‌ها را نیز که در انتخابات از وی در مقابل احمد شفیق حمایت کرده بودند ، از حضور در دولت مصر محروم کرد . این رفتار تمامیت‌خواهانه باعث شد تا مخالفان علیه دولت ، جبهه‌ای موسوم به «جبهه نجات ملی»‌ ایجاد کنند و در برابر تک­روی­ها و اقدامات اقتدارگرایانه مرسی و اخوان­ها قرار گیرند . بحرانی‌ که در پی صدور اعلامیه قانون اساسی مورد نظر مرسی بوجود آمد ، آغازگر قیامی بود که در نهایت به سرنگونی وی انجامید . اخوان‌المسلمین نه‌تنها تلاش نکرد با گروه‌های انقلابی به توافق برسد بلکه برای استحکام قدرت با رهبران نظامی وارد مذاکره شد و حتی در قانون اساسی جدید هم قدرت و جایگاه مشخصی برای ارتش در نظر گرفت. در همین حال اخوانی ها در جامعه متکثر مصر، برای پیروان مذاهب دیگر جایگاهی قائل نشدند . زنان نیز از اقشار جامعه بودند که جایگاهشان در قانون اساسی جدید به شدت تضعیف شد . پس از اختلافات گسترده‌ای که اعلامیه قانون اساسی برانگیخت ، تصمیم محمد مرسی برای تغییر گسترده فرمانداران و استانداران مصری در اواسط ماه ژوئن 2012 میلادی خشم مردم را برانگیخت و موج اولیه  تظاهرات بزرگ 30 ژوئن را شکل داد . مرسی فرمانداران و استاندارانی را که اکثراً از افراد بومی بودند ، برکنار کرد و نیروهای بی‌تجربه اخوانی و چهره‌های افراط­گرا را به جای آنها گماشت .

6 - ادامه حضور افراد رژیم مبارک در نهادها

در دوران ریاست جمهوری محمد مرسی ، بخش قضایی ، دادستانی و ارتش همچنان در دست نیروهای سابق قرار داشت . یک سال پس از انقلاب ژانویه مصر یعنی زمانی که نزاع­های سیاسی در این کشور آغاز شد، نیروهای رژیم سابق بر مصر مسلط شدند. در این شرایط رهبران اخوان‌المسلمین در پی توافق با  نظامیان بودند تا نهادهایی نظیر سازمان امنیت و دستگاه قضایی مصر را تحت کنترل خود درآورند، اما زمانی که این تاکتیک نتیجه نداد ، اخوان‏المسلمین به تقابل با ارتش پرداخت و ژنرال طنطاوی را برکنار و عبدالفتاح السیسی را به فرماندهی نیروهای مسلح گمارد . محمد مرسی پس از آن به سراغ دستگاه‌های قضایی رفت . وی در حکمی عبدالمجید محمود ، دادستان کل مصر را برکنار کرد که منجر به موجی از کشمکش رسانه‌ای و سیاسی در این کشور شد .

7 - ادامه ناامنی

مخالفان محمد مرسی معتقدند در دوران حکومت یک‌ساله اخوان المسلمین ، مشکلات ناامنی در مصر افزایش یافته و جرائم اجتماعی از قبیل قتل، سرقت، مزاحمت و... به اوج خود رسیده بود . ناامنی‌ و درگیری‌ در مرزها به‌ویژه صحرای سینا نیز افزایش یافت. بعلاوه ، جامعه مصر در تقابل با سلفیون و سایر مذاهب و ادیان به شدت قطبی شده بود .

8 -  اختلافات با الازهر

یکی از مهم‌ترین عواملی که عرصه را برای اخوان‏المسلمین تنگ کرد ، مخالفت دانشگاه الازهر مصر بود . این دانشگاه توانست مقبولیت خود را در برابر اخوان‏المسلمین افزایش دهد . الازهر که در میان بخش سکولار جامعه مصر احترام و در میان بخش مذهبی پیروان زیادی دارد ، به جامعه مصری اطمینان داد که حکومت اخوانی ها می‌تواند جامعه را با دیکتاتوری دینی مواجه سازد. الازهر در دوران مرسی بارها در برابر تندروی اخوان‌المسلمین و سلفی‌ها و اظهارات تندروانه یوسف القرضاوی ایستادگی کرد .

ب ) عوامل خارجی

روابط اخوان‏المسلمین با آمریکا و اتحادیه اروپا از زمان روی کار آمدن مرسی ، بهتر شد . برخی از عناصر این جریان در آمریکا که ارتباطات نزدیکی با دولت باراک اوباما و کاخ سفید داشتند ، روابط قاهره - واشنگتن را با روی کار آمدن اخوان‏المسلمین در مصر تقویت کردند . اوج این همسویی در قطع رابطه مصر با سوریه بود . علاوه بر این اظهارات مرسی علیه حزب‌الله لبنان نیز مزید بر علت شد تا اثبات شود اخوان جدید برای "مقاومت" به‌عنوان اصلی‌ترین جریان ضد رژیم صهیونیستی و آمریکا جایگاهی قائل نیست . البته در دولت مرسی فعالیت دفتر رژیم صهیونیستی در قاهره تعلیق شد، اما دلیل آن تجمع و اعتراض برخی از جوانان مصری علیه رژیم صهیونیستی در قاهره بود .

روابط مصر با کشورهای عربی به‌ویژه عربستان سعودی ، در سایه قدرت گرفتن اخوان‏المسلمین دچار سکته خفیف شد، اما محمد مرسی تلاش کرد به همتایان عربی خود اطمینان دهد که به دنبال دور جدیدی از روابط با آنهاست . با این حال عربستان سعودی و امارات متحده نگران دومینوی انقلاب‌های عربی و روی کار آمدن اخوانی‌ها در کشورهای دیگر بودند . از این رو  اخوان‏المسلمین به‌رغم روابط نزدیک با قطر و ترکیه ، نتوانست از حمایت بازیگران منطقه‌ای برخوردار شود . در دوران مرسی روابط مصر با ایران نیز تغییر نکرد و وی قدمی برای اصلاح وضعیت روابط دوجانبه برنداشت . بر این اساس زمانی که ارتش مصر با پشتیبانی «جنبش تمرد» در مصر در اولین سالگرد ریاست جمهوری مرسی ، کودتای مدرن خود را انجام داد ، با کمترین واکنش و مخالفت بین‌المللی مواجه شد .

جنبش اخوان‏‎المسلمین در 80 سال گذشته مهم‌ترین و گسترده­ترین حرکت‌ اسلامی تاریخ معاصر در جهان عرب و دنیای اسلام بوده است . البته این جمعیت یا سازمان از زمان شکل‌گیری توسط «حسن‌ البنا» در مصر در سال 1928 میلادی  ، مراحل تاریخی مختلفی را سپری کرده و به سه شاخه تقسیم شده است . گروه نخست به دنبال تحقق آرمان‌هایی چون برقراری اتحاد و یکپارچگی میان فرق گوناگون اسلامی ازجمله شیعیان با اهل تسنن بود که جریانی معتدل در بدنه اخوان‏المسلمین محسوب می‏شد .

گروه دوم رویکردی افراطی داشت و تحت تأثیر نگرش‌های وهابی و تکفیری بود . گروه سوم را غرب‌زده‌ها و طرفداران سکولاریسم تشکیل می­دادند.

***

چشم انداز اخوان المسلمین :

دگرگونی‌ها در مصر که به سقوط محمد مرسی و تشکیل حکومت از سوی عبدالفتاح السیسی که به شدت اخوان‏المسلمین را سرکوب می‏کند ، منجر شد ، سؤالات چندی را درباره انتخاب رویکرد و آینده اخوان‏ها مطرح می‏سازد . رویکرد اخوان‌المسلمین در شرایط فعلی مصر ، می‏تواند نه‌تنها بر روند سیاسی- اجتماعی این کشور بلکه بر منطقه نیز تأثیرگذار باشد . به طور کلی در مصر کنونی سه انتخاب پیش‏روی اخوان‏المسلمین قرار دارد .

1 - رویکرد اصلاحات در شرایط تداوم وضعیت کنونی

 سقوط محمد مرسی و سرکوب شدید اخوان‏المسلمین از سوی دولت ، در شرایطی که انتقادهای منطقه­ای و بین‌المللی نیز متوجه این جریان شده است ، به اخوان‏المسلمین انتخاب اصلاحات را تحمیل می­کند . اخوان­المسلمین می­تواند با انتخاب رهبران میانه‌رو ضمن اصلاحات داخلی ، احتمال تعامل با ساختار حاکم را امتحان کند که در نهایت می­تواند موجب ایجاد فضای سیاسی برای اخوان‏المسلمین تحت نام و یا عنوان دیگر شود . در این سناریو رهبران اخوان با تأکید بر نگرش دعوتی و نه جهادی ، هواداران‌ خود را برای پذیرش وضعیت موجود و روش‌های مسالمت‌آمیز آماده و از ایجاد بهانه برای سرکوب بیشتر و ممنوعیت اخوان ممانعت می کنند، اما این گزینه با واکنش جناح رادیکال که بخش عمده ای را تشکیل می­دهد ، مواجه خواهد شد . بعلاوه رژیم حاکم مخالف این مشارکت است . دیگر موضوع ناامیدکننده برای اخوانی­ها درباره مشارکت سیاسی این است که به‌رغم تمایل بخشی از احزاب سلفی ازجمله حزب النور برای شرکت مؤثر در کنار نیروهای لیبرال و نظامیان ، آن‌ها نقش مؤثری در صحنه سیاسی ندارند . لازم به ذکر است تلاش‌ها برای اخوانیزه کردن دوباره قدرت ، موجب هراس جریان های سکولار به‌ویژه اقلیت متنفذ قبطی – مسیحی می شود که در کنار ارتش نفوذ زیادی در اقتصاد و در تنظیم سیاست در مصر  دارند .  در واقع جناح مشارکت‏جوی اخوان‏المسلمین باید بپذیرد که دولت اخوانی مرسی در بزنگاه تاریخی شکل گرفت اما امکان تکرار آن در مصر به این زودی فراهم نخواهد شد .

2 - مبارزه زیرزمینی تا فراهم شدن بستر مناسب

ادامه راه تاریخی می­تواند انتخاب دیگر اخوانی­ها باشد . اما در بستر شرایط کنونی مصر و منطقه ، این انتخاب نیز چالش­هایی برای اخوان‏المسلمین در پی خواهد داشت و موجب انشقاق داخلی در این گروه خواهد شد، اگرچه اکنون برای اسلام‌گرایان مسجل شده است که به آنها در ساختار قدرت مصر جایی  داده نمی­شود . نمونه تاریخی آن پیروزی اسلام گرایان الجزایری در انتخابات ملی سال 1991 میلادی است که آزاد و منصفانه برگزار شد اما ارتش الجزایر نتایج را ابطال و موجی از دستگیری‌ها و خشونت علیه حزب پیروز را آغاز کرد.  در مصر هم، اخوان‌المسلمین سه بار در انتخابات پیروز شد . این جنبش در انتخابات پارلمانی 2011-2012 میلادی، در انتخابات ریاست جمهوری و سپس در رفراندوم قانون اساسی ٢٠١٢ میلادی پیروز شد ولی در نهایت با دخالت ارتش از قدرت ساقط گردید .

3 - رویکرد بنیادگرایانه­تر

در شرایط کنونی از نظر فکری و عملی برخی از بسترها برای بازگشت دوباره اخوان‏المسلمین به رویکرد سید قطب و مبارزه نظامی وجود دارد . تجربه تاریخی اخوان دو گرایش اصلی محافظه‌کاری و رادیکالیزه شدن را در نگرش اخوانی ها نشان می‌دهد . اما با اتخاذ روش مبارزه ، در بدنه اخوان انشعاب صورت می گیرد . در وجه دیگر بخشی از اخوان ممکن است با  گروه‌های سلفی افراطی و تکفیری و حتی القاعده پیوند یابد . به‌ویژه اینکه برخی از  بازیگران داخلی و خارجی از تقویت گرایش به مبارزه نظامی در بین برخی از رهبران و بدنه اخوان حمایت می‌کنند . برخی از مخالفان داخلی و خارجی اخوان‏المسلمین و حتی ارتش مصر تمایل دارند با بزرگنمایی خطر نظامی گری در اخوان یا بهره‌گیری برخی از اعضای اخوان از این امر برای سرکوب کامل و منحل کردن اخوان بهره برند . بر همین اساس رسانه­های ارتش و مخالفان ، خبرها و گزارش‌هایی مانند جمع‌آوری سلاح از سوی اخوان المسلمین را منتشر می کنند . به همین ترتیب هر نوع تحرک جنگجویان سلفی افراطی ، تقابل خونین ارتش و تکفیریها و پیام رهبران القاعده و ورود داعش به مصر به پای اخوان نوشته می‌شود . چنانچه پس از برکناری مرسی در جولای ٢٠١٣ میلادی ، دولت موقت و ارتش با اقداماتی چون معرفی اخوان‏المسلمین به‌عنوان دست راست گروه القاعده ، انتشار اخباری از احتمال آتش زدن کلیساهای قبطیان در مصر از سوی اخوانی ها و یا دست داشتن اخوان در کشتار مخالفان ، در اختیار داشتن اسلحه و بر هم زدن امنیت عمومی از سوی اعضای اخوان ، متهم کردن رهبران اخوان‏المسلمین به تحریک کشتار معترضان ضد مرسی ، تلاش کرد تا به توجیه لازم برای انحلال این جنبش دست یابد .

متغیرهای موثر ­بر رویکرد انتخابی اخوان‏المسلمین

دلایل گوناگونی موجب شکاف در اخوان­المسلمین در انتخاب رویکرد واحد می­شود . بخشی از دلایل و عوامل داخلی اخوان‏المسلمین هستند و بخشی به شرایط سیاسی- اجتماعی و اقتصادی مصر  و بخشی نیز به شرایط منطقه و نظام بین‌الملل بازمی­گردند .

 1 - تشتت آراء در داخل اخوان‏المسلمین

جریان اخوان‏المسلمین به‌عنوان حركتی با سابقه بیش از 88 سال فعالیت مستمر و تأثیرگذاری گسترده بر روندهای سیاسی مصر ، امروز با شرایط متفاوتی از گذشته روبه‏رو است . شرایطی كه بیش از هر چیز متاثر از سرکوب شدید سیاسی قرار دارد . این شرایط سؤالی اساسی مبنی بر اینكه این جریان در برخورد با تحولات امروز مصر چه واكنشی را نشان خواهد داد و آینده سیاسی‌اش در ساختار سیاسی مصر چگونه خواهد بود ؟ را شكل داده است . پاسخ به این سؤال را باید تحت تأثیر دو متغیر اصلی موضع اخوانی‌ها و موضع مخالفین اخوان جستجو كرد .

 در مجموعه اخوان سه رویكرد اساسی وجود دارد كه هركدام به حسب سطح تحلیل خود سناریوی خاصی را برای آینده سیاسی اخوان‏المسلمین ارائه می‌کنند . شکل‌گیری این سه شاخه فكری ناشی از 7 دهه تضارب نگرش‌های متفاوت در این جریان است . این جریان پس از ترور حسن البنا به سه شاخه تقسیم شد .

شاخه نخست با تبعیت از رهنمودهای حسن البنا به دنبال تحقق آرمان‌هایی چون برقراری اتحاد و یكپارچگی میان فرق گوناگون اسلامی ازجمله شیعیان با اهل تسنن است . این گروه به‌عنوان جریان معتدل فعال در اخوان المسلمین فعالیت می‌کنند . این دسته از لحاظ فكری تحت تأثیر اندیشمندانی چون سید جمال ، حسن البنا و سید قطب هستند و به اعتقاد بسیاری از ناظرین می‌توان آنها را شعبه سنی گفتمان انقلاب اسلامی ایران قلمداد کرد .

دسته دوم با تبعیت از رویكردهای سلفی افراطی و تكفیری هم‌راستا با سیاست‌ دولت­هایی چون عربستان سعودی و قطر به‌عنوان نمودهای اصلی ارتجاع عرب گام برداشته‌اند . این شاخه را مجموعه‌ای از تندروهای فرقه‌گرا تشكیل داده‌اند كه به لحاظ فكری و عقیدتی تحت تأثیر نگرش‌های وهابی و تکفیری‌اند و خود نیز به دسته‌های تندرو و معتدل قابل‌تقسیم می شوند .

دسته سوم را غرب‌زده‌ها و طرفداران سكولاریسم تشكیل داده‌اند كه به لحاظ فكری تحت تأثیر شیخ محمد عبده از بزرگان و اندیشمندان جهان اسلام هستند .

هركدام از سه نگرش فوق به حسب نقش و جایگاه خود در مجموعه اخوان‏المسلمین ، سیاست‌های متفاوتی را برای شرایط فعلی تجویز می‌نمایند . برخی بر طبل سازش و برخی بر طبل مبارزه مسلحانه تا تحقق سقف اهداف و خواسته‌های خود می کوبند و گروه دیگر بر لزوم تداوم اعتراضات مدنی پافشاری دارند .

شرایط امروز مصر گویای آن است كه وزن طرفداران تقابل با ابزارهای مدنی و غیرخشونت‏آمیز بیش از سایر طیف‏ها سنگینی می‌کند . نكته اساسی آن است كه هرگونه چرخش در مواضع اخوان‏المسلمین در قبال شرایط فعلی بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر پویایی‌های درونی این سازمان خواهد بود .

حبس و حکم اعدام رهبران ، اخوان المسلمین را دچار چالش جدی کرده است . این جنبش درباره تعیین رهبر جانشین دچار اختلاف داخلی شده است . این اختلاف نه‌تنها بر قوانین داخلی سازمان بلکه بر تعیین رویکرد کلی اخوان المسلمین به رژیم حاکم بر مصر تأثیر گذاشته است . دو نهاد کمیته مرکزی (مکتب ارشاد) و تشکیلات ویژه (النظام الخاص) که در رهبری و تعیین مرشد اخوان‏‎المسلمین تأثیر کلیدی دارند سابقه ای از اختلافات دارند .

2 - شرایط سیاسی- اجتماعی و اقتصادی مصر

با آشکار شدن ضعف علنی اخوان در بهبود شرایط اقتصادی کشور و فراگیر شدن اعتراضات علیه شخص محمد مرسی ، ارتش به ریاست عبدالفتاح السیسی رهبری ائتلاف مخالفین علیه دولت را در دست گرفت و زمینه را برای تثبیت قدرت و بازگشت اقتدارگرایی نظامیان به مصر فراهم ساخت . عبدالفتاح السیسی هرچند متهم است با قلع‌وقمع رهبران و حامیان اخوان المسلمین ، فضای سیاسی را بسته است اما از نظر برخی از کارشناسان مصری ، سیاست نظامیان در امنیتی‏سازی فضا تا حدودی موفق عمل کرده و آرامش نسبی را به این کشور بازگردانده است . رونق اقتصادی مصر در گرو امنیتی است که سرمایه‌گذارهای خارجی می‌خواهند .  

3- شرایط منطقه­ای و بین‌المللی

نباید مشکلات تشکیلاتی اخوان‏‎المسلمین در سطح فرامنطقه ‎ای ( تشکیلات بین‌المللی اخوان) را از نظر دور داشت . جمعیت اخوان در سال 1928 میلادی توسط حسن البنا به‌عنوان یک جمعیت اسلامی ( خیریه-تربیتی ) در پرتو قانون اساسی سال 1923 میلادی مصر، به‌طور رسمی ثبت شد . اما سازمان اخوان ، بعد از آن خود را فراملی تعریف کرد و تفکر اخوانی از مرزهای مصر گذشت و شعاع تأثیر فکری و سازمانی این جنبش، از «جاکارتا» تا «رباط» امتداد پیدا کرد . سازماندهی و تنظیم نوع فعالیت‎ گروه‌های اخوان‏‎المسلمین در کشورهای عربی ، یکی از دغدغه‌های رهبران فعلی کشورهای عربی است که از تکرار بیداری اسلامی 2011 میلادی در کشور خود واهمه دارند . عربستان سعودی ، امارات و سایر کشورهای عربی و حتی کشورهای اروپایی تمایلی به فعالیت قانونی دوباره اخوان المسلمین ندارند . در همین حال رژیم صهیونیستی نیز به شدت طرفدار سرکوب اخوان‏المسلمین است . در دوران حکومت یک‌ساله اخوان المسلمین ، قاهره دائما" متهم می شد که  به دشمنان رژیم صهیونیستی ازجمله حماس کمک می کند . با این حال ، اخوان‏المسلمین امکان آن را دارد تا از تشکیلات منطقه‌ای خود برای احیای خود در مصر بهره ببرد . تشکیلات بین‌المللی اخوان‏‎المسلمین از دو نهاد اساسی تشکیل شده است که عبارتند از:

الف : مجلس شورای تشکیلات بین‌المللی : که به‌مثابه کنگره بین‌المللی اخوان‏‎المسلمین است و سازمان‌های اخوانی عضو می‌توانند بر اساس جمعیت و حجم تشکیلات حزبی شان ، تعدادی از اعضای خود را به این کنگره معرفی کنند . از زمان سقوط حکومت مرسی در قاهره ، اخوان‏المسلمین با استفاده از همین تشکیلات توانست نشست‌های خود را در منطقه ، به‌ویژه در ترکیه ، برگزار کند .

ب : مکتب بین‌المللی ارشاد : این نهاد از مرشد عام و هشت عضو از کشور مادر ، مصر و همچنین از اعضای شعبات مختلف اخوان‏‎المسلمین تشیکل می‌شود . علاوه ‎بر این دو نهاد ، تشکیلات و مؤسسات اقتصادی ، فنی ، صنفی و پژوهشی نیز در چهارچوب تشکیلات بین‌المللی اخوان ‎المسلمین فعالیت داشته‌اند.

چشم­انداز آینده

در شرایط کنونی مصر، می‏توان در چشم‏انداز اخوان المسلمین‏ ، چهار آینده متفاوت در نظر گرفت که عبارتند از :

1- پذیرش وضع موجود

اخوان ممکن است با درک تنگناها و شرایط سخت نظامی و امنیتی فراوری خود ، به‌نوعی به ایفای نقش اپوزیسیون ضعیف و کنترل شده راضی شود و با پذیرش حداقلی شرایط موجود ، فعالیت خود را برای آینده­ای نامعلوم و سهم‏خواهی از انتخابات­ در قالب کنشگری ادامه دهد . در این سناریو اخوان‏المسلمین با پذیرش وضعیت موجود پسا مرسی می‌تواند به دنبال رقابت مسالمت‌آمیز با دیگر احزاب و جریان‌های سیاسی مصر در انتخابات آینده و به کسب دوباره قدرت امیدوار باشد . گزینه‌های مستقل خود را نامزد انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری کند و ساختار خود را اصلاح ، بازسازی و به‌روز کند . در این شرایط اخوان با رایزنی‌های داخلی و بین‌المللی و انجام اصلاحات داخلی و با جلوگیری از انشعاب می تواند با یک حزب  قدرتمندتر در مقابل  طیف جبهه ملی قرار گیرد .

2- مبارزه مسلحانه

گزینه احتمالی دیگر برای اخوان‏المسلمین مبارزه مسلحانه با رژیم کنونی مصر است . چنانچه اخوان‏المسلمین رویکرد رادیکال و مبارزه مسلحانه را انتخاب کند دو آینده كاملاً متفاوت محتمل می شود . احتمال اول  شكست اخوان‏المسلمین و حذف كامل این جریان از معادلات سیاسی مصر است . دومین احتمال پیروزی این جریان و تثبیت هژمونی آن در نظام سیاسی مصر است . بی‌تردید احتمال سناریو اول بیشتر خواهد بود .

 3- اصلاحات

دیگر چشم‏انداز اخوان‏المسلمین در مصر ، انجام اصلاحات در ساختار داخلی این جنبش است . انتخاب گزینه اصلاحات ، امکان بقا و بازسازی را برای اخوان‌المسلمین تقویت می­کند . لازم به ذکر است اخوان‏المسلمین تشکلی محدود به مصر نیست بلکه شاخه‌های متعددی در سایر کشورهای اسلامی دارد . یکی از ویژگی‌های مثبت اخوان که به حفظ انسجام آن انجامیده است ، اعطای آزادی به این شاخه‌ها ، ضمن پایبندی به اصول کلی جنبش ، است . این امر سبب شده است که اخوان در عین تکثر ، انسجام خود را حفظ کند . اخوان‏المسلمین با حفظ حیات در مصر می­تواند رابطه اش با شاخه‌های گسترده این جنبش در خارج را حفظ کند . اگرچه با توجه به ضربه‌های گسترده ای که نظام حاکم در مصر به این جنبش وارد آورده است ، روابط خارجی اخوان دیگر مانند سال‌های نخست شکل‌گیری آن ، مستحکم نیست . در حال حاضر بسیاری از این شاخه‌ها به‌صورت احزاب مستقلی در کشورهای خود درآمده اند و گاه انتقادات شدیدی را متوجه اخوان‌المسلمین مصر می‌سازند .

4-   روش‏های نوین مبارزه

در همین حال اخوان المسلمین می­تواند از نسل جوان خود و روش­های نوین مبارزه بهره ببرد . در ارتباط با بهره‌گیری اخوان‌المسلمین از روش‌های نوین برای پیشبرد اهداف ، اشاره به حادثه‌ای در سال 1993 میلادی ، روشن‌گر خواهد بود . در این سال دولت مصر تشکیلاتی را کشف کرد که پشت سر شرکتی به نام "سلسبیل" قرار داشت . این شرکت که خدمات کامپیوتری پیشرفته ارائه می‌داد ، با ریاست جمهوری ، وزارت دفاع ، وزارت کشور ، دستگاه امنیتی و اغلب نهادهای دولتی طرف قرارداد بود . در سال 1993 میلادی ، دولت متوجه شد که هرچند نمای شرکت حرفه‌ای و تخصصی است اما پشت سر شرکت حزب اخوان‌المسلمین قرار گرفته است و مالکیت شرکت در اصل به اعضای اخوان باز می‌گردد . بهره‌گیری از روش‌های نوین در سازماندهی و کسب اطلاعات ، در سال‌های بعد نیز از سوی اخوانی‌ها ، به‌خصوص نسل جوان آنها ادامه یافت .  

مرداد ۰۷, ۱۳۹۷ ۰۷:۳۶ Asia/Tehran